نقد و بررسی
نقد رقص، رقص (Dance Dance) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ملودرامی با ضرباهنگ دیسکو «Dance Dance» ساختهٔ بابار سوبهاش، فیلمی هندی از سال ۱۹۸۷ است که ملودرام خانوادگی، داستان صعود هنری، عاشقانه و نمایشهای پرتحرک موسیقایی را در یک قاب گرد میآورد. مرکز روایت، رادا و راما هستند؛ خواهر و برادری که از کودکی با فقر و خشونت روبهرو میشوند و بعدها میکوشند از راه آواز و رقص برای خود جایگاهی بسازند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تجربهای پرهیاهو میدهد: نه قرار است درد را بیپرده و واقعگرا بکاود و نه موسیقی را صرفاً حاشیهای بر داستان نگه دارد. هر دو در کنار هم پیش میروند، هرچند همیشه با تناسب و ظرافت یکسانی همراه نیستند. این اثر را بابار سوبهاش نوشته و کارگردانی کرده و موسیقیاش را بپی لاهیری ساخته است؛ ترکیبی که به فیلم هویتی آشکارا وابسته به سینمای عامهپسند و موسیقیمحور هند در دههٔ هشتاد میدهد.
داستانی دربارهٔ بقا و خواهر و برادری نخستین نیروی عاطفی فیلم از پیوند رادا و راما میآید. آنان در جهانی قدم میگذارند که امنیت و آرامش در آن شکننده است؛ بااینحال، رابطهشان به داستان امکان میدهد از دل مصیبتها تصویری از پایداری و امید بسازد. مسیرشان از بیپناهی تا شهرت، از الگوهای آشنای قصههای رستگاری است: استعداد میتواند راهی به بیرون از تنگنای زندگی بگشاید، اما موفقیت نیز الزاماً زخمهای گذشته را پاک نمیکند.
« هر دو در کنار هم پیش میروند، هرچند همیشه با تناسب و ظرافت یکسانی همراه نیستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این بخشها بهجای آنکه بر جزئیات اجتماعی یا روانشناختی مکث کند، بر تأثیر عاطفی رویدادها تکیه دارد. مصیبتها بزرگ و پررنگاند و واکنش شخصیتها نیز غالباً در همان مقیاس نمایش داده میشود. این انتخاب برای تماشاگرانی که از ملودرامهای پرشور لذت میبرند، بخشی از جذابیت فیلم است؛ احساسات در آن پنهان یا کمرنگ نمیشوند.
اما انباشتهشدن بحرانها گاه باعث میشود رنج شخصیتها فرصت رسوب پیدا نکند. فیلم از یک رویداد تکاندهنده به رویدادی دیگر میرسد و کمتر میایستد تا نشان دهد این تجربهها چگونه درونیات قهرمانان را پیچیدهتر کردهاند. در نتیجه، قصه هم انگیزهبخش است و هم مستعد آنکه تماشاگر را از شدت تأکیدهایش خسته کند.
موسیقی؛ نیرویی که فیلم را زنده نگه میدارد موسیقی مهمترین سرمایهٔ «Dance Dance» است. آهنگها تنها وقفههایی سرگرمکننده میان بخشهای داستانی نیستند؛ آنها زبان عمومی فیلماند، راهی برای آشکارکردن شور، اندوه، میل به موفقیت و حضور صحنهای شخصیتها. «زوبی زوبی» بهویژه با انرژی سرزنده و حالوهوای رقصمحورش در ذهن میماند و به فیلم نوعی درخشش فوری میبخشد.
« فیلم در این بخشها بهجای آنکه بر جزئیات اجتماعی یا روانشناختی مکث کند، بر تأثیر عاطفی رویدادها تکیه دارد. »
شخصیتها و اجرا
ساختههای بپی لاهیری از ذوق موسیقی پاپ و دیسکوی دههٔ هشتاد بهره میگیرند و همین انتخاب، فضای فیلم را از درامهای خانوادگی متعارف متمایز میکند. بااینحال، موسیقی همیشه با ظرافت در دل روایت حل نمیشود. گاهی احساس میشود فیلم بیش از آنکه آهنگ را از موقعیت دراماتیک بجوشاند، به حضور آن نیاز دارد تا از افت انرژی جلوگیری کند.
این مسئله بهخودیخود ایراد بزرگی نیست؛ «Dance Dance» آشکارا در پی ساختن نمایشی بزرگ و عامهپسند است. دشواری زمانی پدیدار میشود که بخشهای داستانی نتوانند همان کشش موسیقایی را حفظ کنند و فاصلهٔ میان ترانهها به افت محسوس هیجان بینجامد. رقص و تصویر؛ صحنههایی برای تماشا صحنههای رقص، از روشنترین نقاط قوت فیلماند.
حرکتها پرانرژی و نمایشیاند و اجراها بهجای واقعنمایی، بر تأثیرگذاری فوری تأکید دارند. رقص در اینجا فقط مهارت بدنی نیست؛ شیوهای برای جلب نگاه، ساختن هویت هنری و تبدیلکردن بدن به مرکز صحنه است. شخصیتها در اجراها حضوری پررنگتر و مسلطتر از لحظههایی دارند که گرفتار پیچیدگیهای عاطفی داستاناند.
« بااینحال، موسیقی همیشه با ظرافت در دل روایت حل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تضاد، بخشی از لذت تماشای فیلم را میسازد: روی صحنه، آنان جهان را با ریتم خود تنظیم میکنند، هرچند بیرون از آن همواره چنین قدرتی ندارند. البته مقایسهٔ ناگزیر با «رقصندهٔ دیسکو» میتواند انتظاراتی ایجاد کند که فیلم همیشه برآورده نمیکند. «Dance Dance» از همان انرژی نمایشی و موسیقیمحور بهره میبرد، اما هیجان و انسجامش در همهٔ بخشها به یک اندازه نیست.
آنچه بیش از همه در خاطر میماند، لحظههای اجراست، نه الزاماً پیوند دراماتیک میان آنها. از این رو، تماشاگرانی که بیش از هر چیز به دنبال نمایشهای موزیکال رنگارنگاند، احتمالاً بیشتر از کسانی با فیلم همراه میشوند که انتظار روایتی پیوسته و خوشساخت دارند. بازیها و نقشآفرینیها میتون چاکرابورتی در نقش راما برای ایفای قهرمانی ساخته شده که باید هم استعداد صحنهای داشته باشد و هم ظرفیت حمل بار عاطفی قصه را.
حضور او در بخشهای موسیقایی با اعتمادبهنفس و تحرک همراه است و در لحظههای احساسی، فیلم از او انتظار واکنشهای بزرگ دارد. اسمیتا پاتیل در نقش رادا با جدیتی همراه میشود که در میان اغراقهای ملودراماتیک، گاهی به داستان وزن میبخشد. بااینحال، نوشتهٔ شخصیتها همیشه به بازیگران فرصت نمیدهد پیچیدگیهای بیشتری به نقشهایشان اضافه کنند؛ واکنشها گاه ناگهانی یا بیش از اندازه پررنگ به نظر میرسند.
« البته مقایسهٔ ناگزیر با «رقصندهٔ دیسکو» میتواند انتظاراتی ایجاد کند که فیلم همیشه برآورده نمیکند. »
قوتها و کاستیها
آمریش پوری در نقش اِیاِم سینگ حضوری تهدیدآمیز و چشمگیر دارد. او از آن دسته ضدقهرمانهایی است که فیلم برای تثبیت اقتدارشان به نمایش آشکار خشونت و سلطه متوسل میشود. این حضور به روایت تنش میبخشد، اما گاه شرارت شخصیت چنان بیپرده عرضه میشود که بهجای ساختن ترسی پیچیده، به سوی اغراق نمایشی میرود.
دیگر بازیگران نیز در خدمت لحن پرهیاهوی فیلماند؛ لحن غالبی که در آن شخصیتپردازی واقعگرایانه معمولاً زیر فشار اثرگذاری فوری قرار میگیرد. انباشت حادثه و مسئلهٔ ریتم بزرگترین ضعف فیلم در میزان انباشت عناصر داستانی است. سوگ، بیخانمانی، خشونت، عشق، خیانت و تلاش برای نجات عزیزان، هرکدام میتوانند بهتنهایی مرکز یک درام باشند؛ اما «Dance Dance» میکوشد همه را در روایتی واحد جای دهد.
این فراوانی، به فیلم مقیاسی پرحادثه میدهد، ولی تمرکز آن را نیز پراکنده میکند. برخی رخدادها بهسرعت از راه میرسند و پیش از آنکه پیامدشان بهخوبی در شخصیتها یا مناسبات میان آنان بنشیند، جای خود را به بحران بعدی میدهند. ریتم نیز از همین ناهماهنگی آسیب میبیند. صحنههای رقص و آهنگها انرژی بالایی دارند، اما این انرژی همیشه به بخشهای روایی منتقل نمیشود.
« آمریش پوری در نقش اِیاِم سینگ حضوری تهدیدآمیز و چشمگیر دارد. »
جمعبندی
فیلم گاهی میان فورانهای نمایشی و مکثهای کمکشش نوسان میکند؛ در نتیجه، انسجام تجربه از شور لحظههای منفرد ضعیفتر است. برخی تصمیمهای شخصیتها نیز ممکن است برای تماشاگر ناموجه یا کلافهکننده جلوه کنند، نه به این دلیل که خطاهای انسانی ناممکناند، بلکه چون روایت برای زمینهسازی کافی به آنها فرصت نمیدهد.
جمعبندی «Dance Dance» فیلمی است که بهتر است بر پایهٔ همان چیزی سنجیده شود که در آن برجسته است: ملودرامی موسیقیمحور، پر از ترانه و رقص، با قهرمانانی که از دل سختیها برای رسیدن به صحنه تلاش میکنند. موسیقی پرانرژی، بهویژه «زوبی زوبی»، و اجراهای دیدنی، فیلم را سرزنده و بهیادماندنی میکنند؛ در مقابل، داستان شلوغ، ریتم نابرابر و بازیها و واکنشهای گاه اغراقآمیز از قدرت کلی آن میکاهند.
این فیلم نه در پی ظرافت روانشناختی است و نه در همهٔ لحظهها میتواند شور صحنههایش را به درام منتقل کند. اما در نمایشیبودن خود صادق است: احساسات را بزرگ میکند، رنج را آشکارا مینمایاند و موسیقی را به پناهگاه و سکوی پرتاب قهرمانان بدل میسازد. برای تماشاگر علاقهمند به سینمای موزیکال هند در دههٔ هشتاد، «Dance Dance» تجربهای پررنگ و گاه آشفته است؛ فیلمی که ممکن است داستانش پیوسته مجذوب نکند، اما آهنگها و لحظههای رقصش همچنان توانایی زندهکردن پرده را دارند.
« این فیلم نه در پی ظرافت روانشناختی است و نه در همهٔ لحظهها میتواند شور صحنههایش را به درام منتقل کند. »


ثبت دیدگاه