نقد و بررسی
نقد Date Movie | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هجو و بازسازی «Date Movie» محصول سال ۲۰۰۶، کمدیای است که عاشقانههای جریان اصلی را دستمایهٔ شوخی قرار میدهد. جولیا جونز، زنی خیالپرداز و مشتاق یافتن عشق، با گرانت آشنا میشود و رابطهای را آغاز میکند که به سوی ازدواج میرود. در مسیر، خانوادههای دو طرف، نامزد پیشین گرانت و تشریفات عروسی موانعی میشوند که فیلم از آنها برای شوخی با کلیشههای آشنای ژانر استفاده میکند.
اما اثر خیلی زود نشان میدهد که هجوِ یک کلیشه با تکرار و وارونهکردن آن یکی نیست: برای آنکه شوخی شکل بگیرد، باید نگاه تازهای به موضوع داشته باشد؛ صرفاً یادآوری فیلمی دیگر، بهتنهایی شوخی محسوب نمیشود. فیلم با اتکا به الگوهای شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک پیش میرود: قهرمانِ تنها، دیدار تصادفی، دگرگونی ظاهری، آشنایی با والدین و تهدیدی که رابطهٔ نوپا را به خطر میاندازد.
این آشنایی برای مخاطبی که با این نوع آثار مأنوس است، فرصتی برای تشخیص ارجاعات و مقایسهٔ آنها با نمونههای اصلی فراهم میآورد. مشکل آنجاست که تشخیص ارجاع معمولاً جای لذت از خود شوخی را میگیرد؛ فیلم بهجای آنکه کلیشه را تحلیل یا از درون متحول کند، اغلب تنها علامتی میگذارد که میگوید «این را پیشتر جایی دیدهاید».
داستان بهمثابه ستون کمجان در میان انبوه شوخیها و ارجاعها، خط داستانی جولیا و گرانت نقش ستون مرکزی را دارد. این ستون، هرچند ساده و کمرمق است، دستکم به فیلم مسیری قابلفهم میدهد: آشنایی، نزدیکشدن، برخورد با خانوادهها و کوشش برای رسیدن به مراسم ازدواج. همین پیوستگی نسبی باعث میشود اثر کاملاً به رشتهای از طرحهای پراکنده و بیارتباط تبدیل نشود.
« داستان بهمثابه ستون کمجان در میان انبوه شوخیها و ارجاعها، خط داستانی جولیا و گرانت نقش ستون مرکزی را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، شخصیتها بیش از آنکه افراد مستقلی با خواستهها و کشمکشهای درونی باشند، ابزارهایی برای راهاندازی موقعیتهای کمدیاند. جولیا در مرکز روایت قرار دارد، اما فیلم فرصت اندکی برای شکلدادن به شخصیت او یا توضیح خواستههایش فراتر از رؤیای عاشقانهاش فراهم میکند. گرانت نیز بیشتر بهعنوان نیمهٔ دیگر زوج اصلی و هدف رقابتهای پیرامونی عمل میکند.
در نتیجه، رابطهای که باید بار عاطفی قصه را به دوش بکشد، عمق چندانی پیدا نمیکند و دشوار است که مخاطب درگیر سرنوشت آن شود. شوخیهایی که از کلیشه فراتر نمیروند بخش عمدهٔ کمدی «Date Movie» بر شوخیهای بدنی، رفتارهای اغراقشده، موقعیتهای زننده و ارجاع مستقیم به آثار مشهور تکیه دارد.
این انتخاب با لحن عامدانهٔ سبک و نامتعارف فیلم سازگار است و برای مخاطبی که به مسخرهبازیِ بیپروا علاقه دارد، ممکن است لحظههایی سرگرمکننده بسازد. بعضی تصویرها و موقعیتهای نامعمول نیز بهسبب غریبگیشان در ذهن میمانند؛ حتی اگر خندهٔ بزرگی ایجاد نکنند. اما فیلم غالباً بهجای ساختن ضربهٔ کمدی، تنها روی شدت و تکرار تکیه میکند.
صحنهای طولانیتر یا زنندهتر لزوماً خندهدارتر نمیشود؛ گاهی فقط فرصت بیشتری میدهد تا مخاطب متوجه شود ایدهٔ اولیه ظرفیت چندانی نداشته است. شوخیهای مربوط به ظاهر بدن نیز بهجای آنکه کلیشههای مربوط به زیبایی را با نگاهی تیزبینانه نقد کنند، خودشان همان نگاه سطحی را بازتولید میکنند.
« گرانت نیز بیشتر بهعنوان نیمهٔ دیگر زوج اصلی و هدف رقابتهای پیرامونی عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانگی، بهویژه در داستانی که محورش پذیرفتهشدن و دوستداشتهشدن است، به چشم میآید. ارجاع سینمایی؛ بازیِ تشخیص یا هجو واقعی؟ «Date Movie» از جهان کمدیهای عاشقانه و فیلمهای پرآوازهٔ دیگر مواد فراوانی برمیدارد. بینندهای که فیلمهای مرجع را دیده باشد، میتواند از دیدن بازسازی صحنهها و تغییر نامها یا جزئیات آشنا نوعی بازیِ شناسایی به راه بیندازد.
این بازی، در بهترین حالت، به فیلم حسی از شتاب و شیطنت میدهد و دامنهٔ شوخیهایش را گسترده نشان میدهد. بااینهمه، ارجاع وقتی کارآمد است که چیزی دربارهٔ اثرِ مرجع، قرارداد ژانر یا خود فیلمِ هجوکننده آشکار کند. در اینجا بسیاری از ارجاعها در حد نقلقول تصویری میمانند: صحنهای شناختهشده بازسازی میشود، اما ایدهٔ کمدیِ تازهای از دل آن بیرون نمیآید.
بنابراین، آشنایی با منابع ممکن است لذت لحظهایِ «فهمیدن» را فراهم کند، ولی بهندرت به بینشی عمیقتر دربارهٔ کلیشههای عاشقانه میرسد. فیلم بیشتر فهرستی از نشانههاست تا هجوی منسجم که آن نشانهها را به استدلالی طنزآمیز تبدیل کند. اجراها و ظرفیت هدررفته گروه بازیگران ترکیبی از چهرههایی است که میتوانند با اغراق و لحن کمیک کار کنند.
Alyson Hannigan در نقش جولیا مرکز ثقل فیلم است و تلاش میکند میان سادهدلی شخصیت و آشفتگیِ پیرامونش تعادل برقرار کند. در پارهای از لحظهها، توان او در واکنشدادن به موقعیتهای پوچ به فیلم انرژی میبخشد؛ بااینحال، متن بارها او را در معرض شوخیهایی قرار میدهد که بهجای پرداختن به شخصیت، صرفاً بر ظاهر و موقعیت بدنی او متمرکزند.
« این دوگانگی، بهویژه در داستانی که محورش پذیرفتهشدن و دوستداشتهشدن است، به چشم میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران مکمل نیز برای ساختن فضایی پرهیاهو و نامعقول به کار گرفته میشوند. حضور چهرههایی مانند Jennifer Coolidge و Fred Willard میتوانست به شخصیتهای خانوادهٔ گرانت لحن و فردیت بیشتری ببخشد، اما اغراق پیوسته و دیالوگهای کممایه فرصت چندانی برای ظرافت بازیگری باقی نمیگذارد. در چنین فیلمی، اغراق فینفسه مسئله نیست؛ مسئله آن است که اغراق باید ریتم یا ایدهای را تقویت کند.
وقتی هر شخصیت پیوسته در بلندترین سطح ممکن بازی میکند، تفاوتی میان لحظهٔ معمولی و اوج کمدی باقی نمیماند. ریتم، کشآمدن و فرسودگی فیلم از نظر روایت، مسیر نسبتاً روشنی دارد، اما ریتم آن ناهموار است. بعضی صحنهها با شتاب از یک ارجاع به ارجاع دیگر میگذرند؛ بعضی دیگر برای شوخیای محدود بیش از اندازه مکث میکنند.
این نوسان، بهخصوص در بخشهایی که تکرار یا طولانیکردن یک موقعیت جای بسط آن را میگیرد، حس فرسودگی ایجاد میکند. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه قصه به نقطهٔ بعدی برسد، از قالب شوخیها خسته شود. این مشکل از نبودِ سلسلهمراتب میان لحظههای کمدی نیز میآید. فیلم کمتر میان شوخیهای کوچک و نقاط اوج فاصله میگذارد و پیوسته میکوشد با صدای بلند توجه جلب کند.
حاصل، نه یک جریان روان و فزاینده، بلکه رشتهای از لحظههای ناهمگون است که گاه بههم متصل میشوند و گاه صرفاً کنار هم قرار میگیرند. از اینرو، حتی شوخیهایی که برای برخی مخاطبان کار میکنند، ممکن است زیر بار تکرار و طولانیشدن اثر خود را از دست بدهند. تجربهٔ تماشا و تفاوت سلیقهها واکنشهای متفاوت به این فیلم را میتوان از خودِ جنس طنز آن توضیح داد.
« بازیگران مکمل نیز برای ساختن فضایی پرهیاهو و نامعقول به کار گرفته میشوند. »
قوتها و کاستیها
مخاطبی که با شوخیهای زننده، مسخرهبازیهای آشکار و ارجاعهای بیوقفه همراه میشود، ممکن است چند صحنهٔ بهیادماندنی پیدا کند و از بیاعتنایی فیلم به ظرافت لذت ببرد. در مقابل، کسی که برای کمدی به زمانبندی دقیق، شخصیتپردازی یا هجوِ هوشمندانه نیاز دارد، احتمالاً با تکرار شوخیها و کمبود ایدههای تازه روبهرو میشود.
نکتهٔ مهم این است که فیلم حتی در چارچوب هدف محدود خودش نیز همیشه موفق نیست. قرار نیست هر کمدی رمانتیکِ هجوآمیز اثری عمیق یا واقعگرا باشد؛ اما سبکبودن نیز به معنای بینیازی از ریتم و دقت نیست. «Date Movie» گاهی از آزادیِ کمدیِ ابزورد بهره میبرد، ولی در لحظههای دیگر به این تصور تکیه میکند که هرچه بیپرواتر یا آشناتر باشد، خودبهخود خندهدار خواهد شد.
جمعبندی «Date Movie» ایدهای روشن دارد: تبدیل کلیشههای کمدی رمانتیک به مواد خامِ مسخرهبازی و ارجاع. داستان سادهاش آنقدر انسجام دارد که فیلم از هم نپاشد، و چند تصویر نامتعارف نیز میتواند در ذهن بماند. بااینحال، ارجاعهای سینمایی اغلب جای شوخیِ مستقل را میگیرند، شخصیتها کمعمق میمانند و شوخیهای زننده یا کشدار بارها بیش از آنکه خندهآور باشند، خستهکننده میشوند.
ارزش تماشای فیلم، بیش از هر چیز، به میزان تحمل و علاقهٔ مخاطب به همین نوع طنز وابسته است. اگر انتظار هجوی ظریف و دقیق از کلیشههای عاشقانه وجود داشته باشد، اثر ناامیدکننده خواهد بود؛ اگر هدف صرفاً تماشای کمدیای بیپروا و آشفته باشد، ممکن است لحظههایی برای سرگرمی پیدا شود. در نهایت، فیلم بیشتر از آنکه قراردادهای ژانر را هوشمندانه زیرورو کند، آنها را بهانهای برای شوخیهای پراکنده قرار میدهد.
« نکتهٔ مهم این است که فیلم حتی در چارچوب هدف محدود خودش نیز همیشه موفق نیست. »
ثبت دیدگاه