نقد و بررسی
نقد روی ماه (Over the Moon) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری میان سوگ و خیال «Over the Moon» در ظاهر ماجرای دختری است که برای دیدار با الههای افسانهای موشکی میسازد و راهی ماه میشود؛ اما نیروی عاطفی فیلم از جایی زمینیتر سرچشمه میگیرد: دلتنگی برای مادر و دشواریِ پذیرفتن دگرگونیهای زندگی. فیفی به روایت مادرش از چانگای، الههی ماه، دل بسته است و این افسانه برای او فقط قصهای شگفت نیست؛ پیوندی است با روزگار خوشی که خانواده هنوز شکل پیشین خود را داشت.
سفر فضایی او، در لایهی زیرین، تلاشی برای نگهداشتن همان پیوند و مقاومت در برابر آیندهای است که نمیخواهد به آن تن دهد. فیلم این کشاکش را برای مخاطب خردسال قابلدسترس میکند، بیآنکه اندوه را کاملاً کنار بزند. از همین رو، لحظههای سبک و شوخطبعانه در کنار فقدان و تنهایی قرار میگیرند.
حاصل، اثری خانوادگی است که میکوشد دربارهی پذیرش تغییر حرف بزند، اما گاهی در مسیر رسیدن به آن، میان قصهی عاطفی و ماجراجویی پرزرقوبرق خود توازن از دست میدهد. قصهای آشنا با هستهای صمیمی موتور اصلی داستان، انگیزهای روشن و انسانی دارد: فیفی نمیخواهد باور مادرش و افسانهی محبوب خانواده را کنار بگذارد.
این نقطهی عزیمت به فیلم انسجام عاطفی میدهد و باعث میشود ساخت موشک و سفر به ماه صرفاً نمایش ابتکار کودکی باهوش نباشد. علم و خیال در ذهن او در برابر هم قرار نمیگیرند؛ هر دو ابزارهاییاند برای پیگرفتن پرسشی که از فقدان برخاسته است. بااینحال، مسیر روایت از الگوی آشنای بسیاری از انیمیشنهای ماجراجویانه پیروی میکند: قهرمان وارد سرزمینی نامعمول میشود، با شخصیتهای تازه روبهرو میشود و برای رسیدن به خواستهاش از مانعهایی میگذرد.
« فیلم این کشاکش را برای مخاطب خردسال قابلدسترس میکند، بیآنکه اندوه را کاملاً کنار بزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این آشنایی بهخودیخود ضعف نیست، اما فیلم بهاندازهای که در طراحی جهانش خیالپرداز است، در ساختار داستانی ریسک نمیکند. برخی گرهها و برخوردها پیشاپیش قابل حدس به نظر میرسند و سفر، در بخشهایی، بیش از آنکه مسیر تحول شخصیت باشد، مجموعهای از توقفها و ماجراهای پیدرپی میشود. در نتیجه، قصه گاه میان دو هدف نوسان دارد: روایت تجربهی سوگ فیفی و فراهمکردن سرگرمی پرتحرک برای مخاطب جوان.
هرگاه این دو به هم نزدیک میشوند، فیلم جان میگیرد؛ زمانی که از هستهی عاطفی خود فاصله میگیرد، آشنایی الگوها بیشتر به چشم میآید. فیفی؛ هوش بهمثابه نیروی عاطفی فیفی شخصیتی فعال و مبتکر است و فیلم بهدرستی او را به قهرمانی منفعل بدل نمیکند. او برای رسیدن به ماه فکر میکند، برنامه میریزد و دست به ساختن میزند.
هوش علمی و کنجکاویاش بخشی از شخصیت اوست، نه صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرا. این انتخاب به قهرمان وجهی دلپذیر میبخشد: کودکی که در برابر فقدان، نه با بیتفاوتی، بلکه با تخیل و کنش واکنش نشان میدهد. اما قدرت فیفی در پافشاریاش، همزمان سرچشمهی کشمکش درونی اوست. او میخواهد جهان را با همان معنایی حفظ کند که پیش از فقدان مادر میشناخت.
از این نظر، باورش به افسانه تنها نشانهی خیالپردازی نیست؛ تلاشی است برای آنکه گذشته را دستنخورده نگه دارد. فیلم این ویژگی را به شکلی ساده و روشن تصویر میکند و از پیچیدگی روانشناختی بیش از اندازه پرهیز دارد؛ انتخابی مناسب برای مخاطب خانوادگی، هرچند گاه باعث میشود تحول او سریعتر از آنچه تجربهی عاطفی داستان اقتضا میکند پیش برود.
« در نتیجه، قصه گاه میان دو هدف نوسان دارد: روایت تجربهی سوگ فیفی و فراهمکردن سرگرمی پرتحرک برای مخاطب جوان. »
شخصیتها و اجرا
ماهی که با رنگ و شکل سخن میگوید چشمگیرترین دستاورد فیلم، طراحی بصری آن است. دنیای ماه با رنگهای درخشان، فرمهای اغراقشده و موجودات نامتعارف، از فضای روستایی و آشنای آغاز داستان فاصله میگیرد. همین تضاد، سفر را در چشم مخاطب محسوس میکند: زمین با جزئیات گرم و روزمرهاش به زندگی خانوادگی نزدیک است، در حالی که ماه قلمرویی است که منطق بصری آن بر خیال و نمایش تکیه دارد.
این تغییر صرفاً تزئینی نیست؛ ظاهر هر جهان به حالوهوای روایی آن یاری میرساند. رنگهای پرحرارت و حرکتهای اغراقآمیز ماه، شور و شگفتی کودکانه را زنده میکنند، و بخشهایی که به افسانهی چانگای مربوط میشوند، حالتی شاعرانهتر دارند. در بهترین لحظهها، فیلم به جای توضیحدادن شگفتی، اجازه میدهد که تصویر آن را به مخاطب منتقل کند.
بااینحال، فراوانی رنگ و جزئیات گاهی به ازدحام بصری میانجامد. ماه چنان پر از ایده و شکل است که بعضی صحنهها فرصت کافی برای تثبیت تصویر یا تأمل در آن نمییابند. جلوهها بهندرت ملالآورند، اما فیلم همیشه نمیداند چه زمانی باید مکث کند و بگذارد جهان خیالیاش نفس بکشد. فرهنگ چینی و بازآفرینی افسانه یکی از نقاط قوت اثر، پیوند دادن ماجراجویی با افسانهی چانگای و جشن نیمهی پاییز است.
فرهنگ چینی در فیلم از راه جزئیات زندگی خانوادگی، آیینها و خوراکیهای مرتبط با جشن وارد قصه میشود؛ نه همچون تزئینی بیگانه که فقط برای رنگآمیزی جهان داستان به کار رود. یادکرد ماهکیک و حضور خانواده در مناسبتهای جمعی، به بخش زمینی فیلم بافتی فرهنگی میدهد و به رابطهی فیفی با مادرش معنا میبخشد.
« ماهی که با رنگ و شکل سخن میگوید چشمگیرترین دستاورد فیلم، طراحی بصری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازآفرینی افسانه نیز کارکردی دراماتیک دارد. روایت چانگای مانند آینهای در برابر تجربهی فیفی قرار میگیرد: دو داستان دربارهی دلبستگی، فقدان و آنچه پس از جدایی باقی میماند. فیلم افسانه را به قالبی تازه و پرتحرک درمیآورد و از برخورد سنت با عناصر معاصر بهره میبرد. این آمیزش در بخشهایی جذاب است، گرچه گاه لحن پاپ و نمایشی دنیای ماه چنان بر روایت افسانه غلبه میکند که پیوند احساسی میان آن دو کمرنگ میشود.
شخصیتهای فرعی و طنز ورود شخصیتهای فرعی، بهویژه چین و خرگوش فیفی، فضای داستان را از سنگینیِ سوگ دور میکند. چین با انرژی کودکانه و روحیهی بازیگوش خود، در برابر جدیت و یکدندگی فیفی قرار میگیرد. این تفاوت، هم فرصتهایی برای طنز میسازد و هم تصویری از واکنشهای گوناگون به تغییر ارائه میدهد.
خرگوش نیز با رفتار و ظاهر بامزهاش، حضوری بهیادماندنی دارد و گاه بدون نیاز به گفتوگوی طولانی، فضای صحنه را سبک میکند. بااینهمه، همهی شخصیتهای فرعی به یک اندازه در خدمت قصه نیستند. فراوانی چهرهها و رخدادها، بهخصوص در بخشهای ماه، گاهی تمرکز را از فیفی میگیرد. بعضی حضورها بیشتر برای افزودن شوخی یا جلوهای تازه به صحنه طراحی شدهاند تا برای گسترش مضمون اصلی.
این پراکندگی یکی از دلایلی است که میانهی فیلم در مقاطعی کشدار به نظر میرسد. موسیقی و ضرباهنگ موسیقی در اثری که خود را در قالب انیمیشن موزیکال عرضه میکند، باید هم به احساس شخصیتها شکل دهد و هم حرکت داستان را تقویت کند. در «Over the Moon» ترانهها گاهی همین نقش را بهخوبی بر عهده میگیرند: شور، تنهایی یا شکوه صحنه را به صورتی مستقیم و قابلفهم بیان میکنند و با دنیای رنگارنگ فیلم تناسب دارند.
« بازآفرینی افسانه نیز کارکردی دراماتیک دارد. »
قوتها و کاستیها
مشکل زمانی پدید میآید که ورود ترانهها بیش از آنکه از دل موقعیت بجوشد، همچون توقفی برای اجرای موسیقایی احساس شود. برخی قطعهها ریتم روایت را قطع میکنند و فاصلهای میان مخاطب و کشمکش داستانی میاندازند. این مسئله در کنار تعدد ماجراها، بر ضرباهنگ اثر نیز اثر میگذارد. آغاز فیلم زمینهی احساسی روشنی میچیند، اما پس از ورود به جهان ماه، قصه گاه دیر به تمرکز میرسد و در مسیر خود مکثهایی طولانی دارد.
بااینحال، در لحظههایی که موسیقی و تصویر همجهت میشوند، فیلم از سرزندگی و گیرایی برخوردار است. جمعبندی «Over the Moon» انیمیشنی صمیمی و چشمنواز است که قصهی دلتنگی را به سفری خیالانگیز پیوند میزند. ارزش اصلی آن در طراحی بصری پرتحرک، پرداخت محترمانه به زمینهی فرهنگی داستان و هستهی عاطفیِ پیوند میان فیفی و مادرش نهفته است.
شخصیتهای شوخ و لحظههای گرم نیز مانع از آن میشوند که اندوه، تمام فضای فیلم را فراگیرد. در سوی دیگر، روایت در بخشهایی بیش از اندازه آشناست، برخی ترانهها جریان داستان را میشکنند و ریتم میانهی اثر گاه افت میکند. فیلم در پرداخت مضمون سوگ و پذیرش تغییر به صداقتی دلنشین میرسد، اما همیشه نمیتواند آن صداقت را در ساختاری یکدست نگه دارد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که از انیمیشنهای خانوادگیِ آمیخته با افسانه، موسیقی و تخیل استقبال میکنند، تجربهای گرم و بهیادماندنی فراهم میآورد.
« برخی قطعهها ریتم روایت را قطع میکنند و فاصلهای میان مخاطب و کشمکش داستانی میاندازند. »



ثبت دیدگاه