نقد و بررسی
نقد بچههای دریا (Children of the Sea) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دریایی که به روایت بدل نمیشود «Children of the Sea» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست صرفاً ماجرایی فانتزی درباره چند نوجوان و رازهای اقیانوس باشد. فیلم به کارگردانی Ayumu Watanabe و بر پایه مانگای Daisuke Igarashi، بیشتر از آنکه در پی ساختن معمایی با پاسخهای دقیق باشد، میکوشد تماشاگر را در برابر وسعت و رازآمیزی طبیعت قرار دهد.
روکا، دختری جوان که در تابستانی آشفته میان مدرسه و خانواده احساس بیگانگی میکند، با اومی و سورا آشنا میشود؛ دو پسری که زندگیشان به دریا گره خورده است. از این آشنایی، رشتهای از رخدادهای نامعمول آغاز میشود و فیلم آرامآرام از یک قصه نوجوانانه به تجربهای کیهانی و حسی گسترش مییابد.
این جابهجایی مقیاس، هم بزرگترین ویژگی اثر است و هم سرچشمه دشواریهای آن. «Children of the Sea» میخواهد درباره تنهایی، پیوند انسان با زیستبوم، منشأ حیات و جایگاه ما در جهان سخن بگوید؛ اما بهجای آنکه همه این مضمونها را در قالب روایتی سرراست توضیح دهد، ترجیح میدهد آنها را در تصویر، موسیقی و استعاره پراکنده کند.
نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه به پرسشهای تماشاگر پاسخ دهد، او را در میان پرسشها رها میکند. روکا و احساس بیجایی روکا نقطه ورود مخاطب به جهان فیلم است. او نه قهرمانی استثنایی با هدفی روشن، بلکه نوجوانی است که با خانواده و همسالانش اصطکاک دارد و در تعطیلات تابستانی جایگاه ثابتی برای خود نمییابد.
« این جابهجایی مقیاس، هم بزرگترین ویژگی اثر است و هم سرچشمه دشواریهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این آشفتگی، پیوندش با دریا و دو پسر مرموز را باورپذیر میکند: جذابیت اومی و سورا تنها از رازهای پیرامونشان نمیآید، بلکه از آنجا نیز نیرو میگیرد که آنان به جهانی تعلق دارند که روکا هنوز نمیتواند آن را نامگذاری کند. با این حال، شخصیتپردازی روکا و همراهانش همیشه به اندازه ایدههای پیرامونشان عمیق نمیشود.
فیلم لحظاتی از حساسیت و انفعال نوجوانی را با ظرافت ثبت میکند، اما گاه شخصیتها بیشتر به نشانههایی در خدمت مفاهیم بزرگتر تبدیل میشوند تا انسانهایی با انگیزهها و دگرگونیهای کاملاً پرورده. اومی و سورا نیز بیش از آنکه در قالب شخصیتهایی با گذشته و صدای مستقل شناخته شوند، به رازهایی زنده بدل میشوند که حضورشان مسیر فیلم را تغییر میدهد.
این انتخاب، حالوهوای افسانهای اثر را تقویت میکند، اما از بار عاطفی برخی روابط میکاهد. تصویر؛ نیروی اصلی فیلم بزرگترین دستاورد «Children of the Sea» در طراحی بصری آن است. دنیای ساحلی فیلم، آکواریومها، آبهای آزاد و ژرفای زیر دریا با جزئیاتی چشمگیر ساخته شدهاند؛ جزئیاتی که صرفاً برای نمایش مهارت فنی نیستند، بلکه به تماشاگر حس حضور در فضایی زنده و پیوسته در حال حرکت میدهند.
آب در این فیلم پسزمینهای تزئینی نیست: گاه آرام و شفاف، گاه سنگین و تهدیدآمیز، و همواره حامل نیرویی است که از فهم و تسلط انسان فراتر میرود. فیلم در لحظات زیرآبی به اوج بیان تصویری خود نزدیک میشود. حرکت جانوران دریایی، تغییر نور در میان آب و تفاوت مقیاس میان بدن انسان و اقیانوس، حس شگفتی را بیواسطه منتقل میکنند.
« با این حال، شخصیتپردازی روکا و همراهانش همیشه به اندازه ایدههای پیرامونشان عمیق نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
طراحی محیط نیز میان واقعگرایی و خیالپردازی در نوسان است؛ ساحل و آکواریوم ملموساند، اما هرچه روایت به سوی ناشناخته پیش میرود، تصویرها آزادتر و رؤیاگونتر میشوند. این گذار، گاهی از منطق داستان جلو میزند، اما از نظر حسی تماشاگر را به جهانی میبرد که قواعد روزمره در آن دیگر کافی نیستند.
صدا و موسیقی؛ امتداد موجها موسیقی Joe Hisaishi در پی آن نیست که هر صحنه را با هیجان آشکار هدایت کند. در عوض، به تصویرها فضایی تأملی میبخشد و به حرکت موجها، سکوتها و لحظات انتظار مجال میدهد تا اثر خود را بگذارند. در بخشهایی، موسیقی همچون پلی میان جهان طبیعی و تجربه درونی روکا عمل میکند؛ گویی آنچه در صدا شنیده میشود، پیش از آنکه به زبان درآید، در آب و هوا حضور داشته است.
طراحی صوتی نیز نقش مهمی در ساختن حس مکان دارد. پژواک فضای آکواریوم، صدای دریا و تغییر کیفیت صدا در موقعیتهای گوناگون، جهان فیلم را ملموستر میکنند. این ترکیب صوت و تصویر به اثر کیفیتی فراگیر میدهد؛ کیفیتی که در آن تماشاگر گاه بهجای دنبالکردن گفتوگوها، در حال شنیدن و دیدن محیط است.
از همین رو، فیلم در لحظات موفق خود مانند روایتی شنیداری و تصویری از طبیعت عمل میکند، نه صرفاً زنجیرهای از رویدادهای داستانی. ریتم آرام و ساختار ناپایدار آرامش ریتم در آغاز میتواند امتیازی باشد. فیلم بهجای شتابزدگی، وقت میگذارد تا روکا را در محیط روزمرهاش نشان دهد و زمینه آشنایی او با اومی و سورا را فراهم کند.
« صدا و موسیقی؛ امتداد موجها موسیقی Joe Hisaishi در پی آن نیست که هر صحنه را با هیجان آشکار هدایت کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مکث با حالوهوای تابستانی و معمایی اثر تناسب دارد. بااینحال، کندی در بخشهایی به کشآمدن تبدیل میشود؛ برخی صحنهها بیش از آنکه لایهای تازه به روایت اضافه کنند، حالوهوایی مشابه را تکرار میکنند. مشکل اصلی فقط سرعت پایین نیست، بلکه دشواری فیلم در پیوند دادن مجموعهای از ایدهها و رخدادهاست.
اثر از روابط خانوادگی و تنهایی نوجوانانه به زیستشناسی دریا، رازهای اقیانوسی و پرسشهای هستیشناختی حرکت میکند. این گسترش بلندپروازانه است، اما همه گذارها به یک اندازه طبیعی و روشن نیستند. هرچه فیلم از واقعیت روزمره فاصله میگیرد، رشته روایی نیز شلتر میشود و تماشاگر ممکن است احساس کند که بهجای دنبال کردن داستان، در میان تصاویر و نشانههای نمادین شناور مانده است.
راز، استعاره و ابهام ابهام در «Children of the Sea» بخشی از زبان هنری آن است، نه صرفاً کاستیای تصادفی. فیلم میخواهد دریا را نیرویی بزرگتر از دانش محدود انسان نشان دهد؛ بنابراین، توضیح کامل و قطعی همه رخدادها با نگاه رازآمیزش سازگار نیست. در این چارچوب، نادانستن میتواند تجربهای معنادار باشد: مخاطب با همان محدودیتی روبهرو میشود که شخصیتها در برابر طبیعت دارند.
اما ابهام زمانی به قوت تبدیل میشود که تماشاگر بتواند از خلال آن پیوندی عاطفی یا فکری بسازد. در این فیلم، برخی استعارهها چنان فشرده و فراگیر میشوند که مجال تفسیر را گسترش میدهند، اما همزمان پایه روایی را تضعیف میکنند. داستان گاه از پاسخدادن به پرسشهای خود فاصله میگیرد، بیآنکه همیشه جایگزینی عاطفی به همان اندازه نیرومند فراهم آورد.
« این مکث با حالوهوای تابستانی و معمایی اثر تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، تجربه فیلم برای بعضی مخاطبان شاعرانه و مسحورکننده خواهد بود و برای برخی دیگر پراکنده و گیجکننده. طبیعت بهمثابه شخصیت در این اثر، طبیعت نه صرفاً موضوعی برای تماشا، بلکه نیرویی مستقل و تقریباً شخصیتوار است. اقیانوس در برابر انسان نمیایستد تا دشمن او باشد؛ اما تابع خواست و فهم او نیز نیست.
فیلم از این راه، تصور رایجی را به چالش میکشد که طبیعت را پسزمینهای خاموش برای زندگی انسان میداند. دریا حافظه، حرکت و نظمی دارد که انسان فقط بخش کوچکی از آن را درمییابد. این نگاه در کنار تصویرهای چشمگیر، وجه فلسفی فیلم را میسازد. پیوند میان دریا و آسمان، میان حیات کوچک و گستره کیهانی، بارها در تصویرها و رخدادها بازتاب مییابد.
بااینحال، پیام محیطزیستی اثر به قالب سخنرانی یا نتیجهگیری مستقیم محدود نمیشود؛ بیشتر در احساسی نهفته است که از دیدن عظمت و شکنندگی جهان طبیعی پدید میآید. فیلم از مخاطب نمیخواهد تنها درباره دریا فکر کند، بلکه میکوشد او را برای مدتی در مقیاس دریا قرار دهد. جمعبندی «Children of the Sea» فیلمی است که قدرت اصلیاش نه در روایت منسجم و شخصیتپردازی کامل، بلکه در آفرینش تجربهای تصویری و حسی نهفته است.
انیمیشن چشمنواز، طراحی دقیق جهان زیر آب و موسیقی هماهنگ، آن را به اثری تماشایی بدل میکنند؛ اثری که در بهترین لحظات، شگفتی طبیعت را با پرسشهایی درباره زندگی و جایگاه انسان در جهان درمیآمیزد. در مقابل، ریتم کشدار، شخصیتهای کمپرداخته و انبوه استعارهها مانع میشوند که همه ایدهها به روایتی یکپارچه تبدیل شوند.
« طبیعت بهمثابه شخصیت در این اثر، طبیعت نه صرفاً موضوعی برای تماشا، بلکه نیرویی مستقل و تقریباً شخصیتوار است. »
جمعبندی
فیلم از مخاطب صبر و پذیرش ابهام میطلبد، اما همیشه در برابر این صبر، پیوند عاطفی یا وضوحی هماندازه عرضه نمیکند. بااینهمه، ارزش آن را نمیتوان فقط با میزان روشنی داستان سنجید: این اثری است که بیشتر از آنکه پاسخ بدهد، تصویری ماندگار از رازهای اقیانوس در ذهن مینشاند و تماشاگر را با حسی از عظمت، زیبایی و ناتمامی تنها میگذارد.



ثبت دیدگاه