نقد و بررسی
نقد ریکیو (Rikyu) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سکوت در سایهٔ قدرت «ریکيو» ساختهٔ هیروشی تِشیگاهارا، درام تاریخیای است که تاریخ را نه با میدانهای نبرد، بلکه با مکث، نگاه و آیین میسنجد. فیلم سراغ ژاپنِ پرآشوبِ سدهٔ شانزدهم میرود و رابطهٔ سننو ریکیو، استاد آیین چای، و تویوتومی هیدهیوشی، فرمانروایی بلندپرواز، را در کانون قرار میدهد.
اما این رابطه صرفاً پیوند استاد و شاگرد نیست: میان دو مرد، دو تصور از قدرت و زندگی روبهروی هم قرار میگیرد؛ یکی جهان را با اراده و گسترش قلمرو میسنجد و دیگری در سادگیِ یک اتاق و دقتِ حرکتی کوچک، نوعی کمال میجوید. تِشیگاهارا از همان ابتدا روشن میکند که علاقهاش به تاریخ، بیشتر از جنس ثبت رویدادها نیست.
جنگها و دگرگونیهای سیاسی حضور دارند، اما فیلم از نمایش پرهیاهوی نبرد فاصله میگیرد و به جای آن، پیامدهای قدرت را در فضای بستهٔ دربار، گفتوگوها و مناسبات انسانی پی میگیرد. از همین رو، «ریکيو» بیش از آنکه زندگینامهای رویدادمحور باشد، تأملی سینمایی دربارهٔ برخورد هنر و سیاست است.
« تِشیگاهارا از همان ابتدا روشن میکند که علاقهاش به تاریخ، بیشتر از جنس ثبت رویدادها نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دو شخصیت، دو جهان ریکيو با بازی رنتارو میکونی شخصیتی آرام، خویشتندار و دقیق دارد. او بهجای آنکه با کلمات فراوان آموزههایش را توضیح دهد، آنها را در شیوهٔ زیستن و انجام آیین چای مجسم میکند. سکوت او نشانهٔ انفعال نیست؛ نوعی انضباط درونی است که به او امکان میدهد در نزدیکی قدرت بماند، بیآنکه کاملاً در منطق آن حل شود.
بازی میکونی همین تعادل دشوار را با ظرافت نگه میدارد: وقار شخصیت را به سردی بدل نمیکند و حضور کمحرف او را از صحنهها نمیکاهد. در سوی دیگر، هیدهیوشی با بازی تسوتومو یامازاکی قرار دارد؛ مردی پراراده که از راه جنگ به قدرت رسیده و اکنون میخواهد جهان را مطابق خواست خود شکل دهد. یامازاکی در نقش او هم جذابیت فرمانروایی نیرومند را نشان میدهد و هم بیقراری کسی را که قدرت، هرچند پیوسته گسترش مییابد، از میل به بیشتر داشتن نمیکاهد.
تضاد دو بازیگر به فیلم نیروی اصلیاش را میبخشد: یکی از تمرکز و محدودکردن میل سخن میگوید، دیگری از پیشروی و تسلط. آیین چای بهمثابه زبان سینما مراسم چای در این فیلم نه عنصر تزئینی است و نه صرفاً موضوعی فرهنگی برای معرفی. آیین، خودِ زبان روایت میشود. آمادهکردن ظرف، جایگیری بدنها، مکث پیش از نوشیدن و توجه به جزئیات، صحنههایی میسازند که در آنها معنای رابطهها بیآنکه آشکارا توضیح داده شود، کمکم شکل میگیرد.
« دو شخصیت، دو جهان ریکيو با بازی رنتارو میکونی شخصیتی آرام، خویشتندار و دقیق دارد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه ممکن است برای تماشاگرانی که به روایت مستقیم و گفتوگوهای توضیحی عادت دارند، دشوار باشد؛ بااینحال، هرچه فیلم کمتر میگوید، بیشتر از مخاطب میخواهد به تصویر و رفتار آدمها توجه کند. تِشیگاهارا در اینجا به جای شتابدادن به روایت، فرصتی برای تماشا فراهم میآورد. سکوتها گاه طولانیاند، اما در بهترین لحظهها خلأ محسوب نمیشوند؛ فشار و انتظار را در خود نگه میدارند.
یک مراسم آرام میتواند همزمان فضایی برای تمرکز و صحنهای برای سنجش قدرت باشد. نزدیکی دو شخصیت در اتاق چای، تفاوت جایگاهشان را از میان نمیبرد؛ بلکه آن را به شکلی ظریفتر آشکار میکند. قاببندی، فضا و مادهٔ تصویر بخش چشمگیری از جذابیت فیلم به نظم بصری آن وابسته است. اتاقها، چیدمان اشیا، پوشاک و معماری، جهانی میسازند که در آن هر عنصر ظاهراً ساده میتواند حامل معنا باشد.
قابها گاه بر سکون و تقارن تکیه میکنند و گاه با قرار دادن شخصیتها در نسبتهای حسابشده با فضای اطراف، فاصلهٔ میان آنها را برجسته میسازند. این توجه به محیط با منشِ ریکيو هماهنگ است: جهان او از جزئیات ساخته میشود، نه از نمایش پرزرقوبرق. بااینهمه، کیفیت بصری فیلم همواره یکدست نیست.
« تِشیگاهارا در اینجا به جای شتابدادن به روایت، فرصتی برای تماشا فراهم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی قابها بهراستی چشمنوازند و فضای مراقبهآمیز اثر را تقویت میکنند، اما برخی تصویرها چنانکه باید به احساس یا معنای صحنه عمق نمیدهند. گاهی ترکیببندی، بهجای آنکه نیروی دراماتیک بسازد، صرفاً مرتب و خوشنما باقی میماند. بنابراین، تماشاگر ممکن است در یک صحنه مجذوب سکون تصویر شود و در صحنهای دیگر احساس کند فیلم بیش از اندازه بر زیباییِ کنترلشدهٔ خود تکیه کرده است.
ریتم آهسته و روایتِ نیازمند توجه کندی ریتم، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم محدودیت بزرگ آن. این کندی به تماشاگر امکان میدهد با زمانِ آیین چای همراه شود و تنش میان ریکيو و هیدهیوشی را نه در قالب فوران ناگهانی، بلکه همچون فشاری تدریجی تجربه کند. هرچه قدرت سیاسی بیشتر در صحنهها رسوخ میکند، آرامشِ آیین معنایی شکنندهتر مییابد.
فیلم از این راه تنشی میسازد که در آغاز شاید نامحسوس باشد، اما بهمرور بر لحظههای روزمره سایه میاندازد. در عین حال، ریتم سنجیده همیشه به معنای پیشرفت روشن دراماتیک نیست. روایت گاه میان شخصیتها، مناسبات درباری و تحولات تاریخی رفتوآمد میکند و ممکن است پیوند برخی رخدادها برای تماشاگر ناآشنا با تاریخ ژاپن بهسادگی روشن نشود.
« گاهی ترکیببندی، بهجای آنکه نیروی دراماتیک بسازد، صرفاً مرتب و خوشنما باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
فیلم اطلاعات را با دستودلبازیِ یک روایت تاریخیِ آموزشی عرضه نمیکند؛ بیشتر انتظار دارد مخاطب از نشانههای پراکنده، ساختار قدرت و جایگاه افراد را دریابد. این انتخاب به اثر ابهام و ظرافت میدهد، اما ممکن است بعضی تماشاگران را از مسیر داستان بیرون بگذارد. هنر در برابر سیاست تقابل محوری فیلم، تقابل سادهٔ هنرمند خوب و فرمانروای بد نیست.
ریکيو نیز در نزدیکی قدرت زندگی میکند و اثرگذاریاش از همین نزدیکی جداشدنی نیست؛ هنر او در فضایی سیاسی معنا پیدا میکند، حتی اگر خود بخواهد از سیاست فاصله بگیرد. در سوی دیگر، هیدهیوشی فقط چهرهای جنگطلب نیست؛ او به آیین چای روی میآورد و از آن بهره میگیرد، اما میل به مهار و گسترش، پیوسته با امکان تأمل در کشاکش است.
فیلم بهجای داوریهای صریح، این ناسازگاری را در رفتارها و سکوتها نگه میدارد. به همین دلیل، «ریکيو» در بهترین لحظههایش دربارهٔ این پرسش است که آیا هنر میتواند در برابر قدرت استقلال خود را حفظ کند، یا ناگزیر به بخشی از نمایش و سازوکار آن بدل میشود. آیین چای در اتاقی آرام برگزار میشود، اما بیرون از آن، تصمیمهای سیاسی و نظامی جهان را دگرگون میکنند.
« این انتخاب به اثر ابهام و ظرافت میدهد، اما ممکن است بعضی تماشاگران را از مسیر داستان بیرون بگذارد. »
جمعبندی
فیلم این دو فضا را از هم جدا نمیسازد؛ آرامش اتاق را درست به این سبب پرمعنا میکند که آشوب بیرون همواره حاضر است. جمعبندی «ریکيو» فیلمی است که پاداش خود را به تماشاگر شتابزده نمیدهد. باید با مکثهایش همراه شد، به صورتها و اشیا نگاه کرد و پذیرفت که بخشی از روایت بهجای توضیح مستقیم، در فضا و لحن پنهان شده است.
بازی سنجیدهٔ رنتارو میکونی و حضور پرقدرت تسوتومو یامازاکی، محور انسانی اثر را استوار نگه میدارند؛ قاببندیهای دقیق، آیین چای و پیوند میان زیبایی و قدرت نیز به آن هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، کندیِ محسوس، نابرابری بعضی تصویرها و ابهام روایی ممکن است تجربهٔ فیلم را برای مخاطبی که به داستانگویی روشن و پرشتاب خو گرفته دشوار کند.
اما همین صبر و سکوت، جوهرهٔ نگاه فیلمساز است: «ریکيو» میخواهد قدرت را نه فقط در فرمان و جنگ، بلکه در نحوهٔ نشستن، نگاهکردن و لمسکردن یک ظرف نیز بنگریم. حاصل، اثری آرام و تأملبرانگیز است که بیش از آنکه همهچیز را توضیح دهد، فضایی میسازد تا تماشاگر در آن دربارهٔ هنر، خویشتنداری و حدود قدرت بیندیشد.
« جمعبندی «ریکيو» فیلمی است که پاداش خود را به تماشاگر شتابزده نمیدهد. »



ثبت دیدگاه