نقد و بررسی
نقد چگونه در تبلیغات پیشرفت کنیم (How to Get Ahead in Advertising) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی تلخ در کالبدی نامتعارف فیلم «How to Get Ahead in Advertising» به نویسندگی و کارگردانی Bruce Robinson، کمدی سیاهی است که بحران اخلاقی را نه در قالب گفتوگویی آرام و عقلانی، بلکه از راه هجوی جسمانی، grotesque و گاه زننده تصویر میکند. دملی که بر گردن آگهینویس داستان میروید و زبان باز میکند، صرفاً تمهیدی برای غافلگیری یا خنده نیست؛ نمود بیرونیِ بخشی از وجود اوست که با منطق حرفهاش سازگارتر از وجدان تازهبیدارشدهاش به نظر میرسد.
فیلم از همین ایدهی عجیب، راهی برای کندوکاو در سازش، خودفریبی و بهای زندگی در جهانی میگشاید که هر چیزی را میتوان به کالا و هر نیازی را به فرصتی برای فروش تبدیل کرد. از بحران شغلی تا آشوب درونی آغاز فیلم با مسئلهای روشن و روزمره پیوند میخورد: آگهینویسی که باید برای کرم پوستی تبلیغ بسازد، اما در برابر کاری که پیشتر با مهارت انجام میداد دچار بنبست میشود.
فشار رئیس و مشتری، آشفتگی روانی او را تشدید میکند و زندگی حرفهایاش را به بحران میکشاند. سپس آنچه میتوانست قصهای دربارهی فرسودگی شغلی باشد، به قلمرو فانتزی سیاه وارد میشود. دملِ سخنگو تناقض درونی شخصیت را به شکلی عینی و دیدنی پیش چشم میگذارد: یک سوی او میخواهد دربارهی اخلاق و صداقت بیندیشد و سوی دیگر همچنان زبانِ اقناع و سود را بلد است.
فیلم این کشمکش را به معمایی ساده دربارهی «خوب» و «بد» تقلیل نمیدهد. مسئله فقط این نیست که شخصیت چه انتخابی میکند؛ مهمتر آن است که آیا میتواند از زبانی که سالها برای فروش ساخته، جدا شود یا نه. تبلیغات در این جهان صرفاً شغلی با چند شعار جذاب نیست، بلکه روشی برای دیدن واقعیت است: واقعیت باید دستکاری شود تا به خواست مشتری و میل مصرفکننده خدمت کند.
« فشار رئیس و مشتری، آشفتگی روانی او را تشدید میکند و زندگی حرفهایاش را به بحران میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Richard E. Grant و هنرِ فروپاشی مرکز ثقل فیلم بازی پرانرژی Richard E. Grant است. او شخصیت اصلی را با نوسانی بیقرار میان غرور حرفهای، انزجار، اضطراب و نوعی خودنمایی عصبی میسازد. بازیاش آگاهانه از اندازهی متعارف فاصله میگیرد؛ شخصیت گاه چنان پرحرارت و بیمهار میشود که گویی هر لحظه ممکن است از قاب بیرون بزند.
این اغراق با جهان فیلم هماهنگ است، زیرا خودِ تبلیغات نیز بر بزرگنمایی، لحن قاطع و وانمودکردن به اطمینان استوار است. Grant بهجای آنکه تنها مردی عصبی را بازی کند، نمایشی از ذهنی میسازد که دیگر نمیتواند صداهای متعارضش را پنهان نگه دارد. چهره، مکثها و تغییر ناگهانی لحن او بخشی از طنز فیلماند؛ با این حال، بازیاش صرفاً ابزار خنده نیست.
زیر رفتارهای پرهیاهو، درماندگی کسی دیده میشود که سالها در ساختن خواستههای دیگران مهارت داشته، اما اکنون از تشخیص خواستهی خودش عاجز است. حضور Rachel Ward نیز در نسبت با این آشوب، فضایی انسانیتر و زمینیتر به روایت میبخشد و تضادی مؤثر با هیاهوی ذهنی قهرمان ایجاد میکند. دملی که وجدان را به هجو میکشاند قدرت استعاری فیلم در آن است که تضاد اخلاقی را از ذهن به بدن منتقل میکند.
دمل چیزی آلوده، ناخوشایند و ناممکن است؛ درست به همین دلیل، برای نشاندادن زشتیِ سازوکارهای پنهان قدرت مناسب به نظر میرسد. این موجود نه صدای وجدان پاک و بیخطاست و نه صرفاً هیولایی بیرونی که بتوان مسئولیت را به گردنش انداخت. جذابیت ایده در ابهام آن نهفته است: صدای دمل از همان جهانی میآید که شخصیت اصلی در آن موفق بوده و قواعدش را خوب میشناسد.
« Grant و هنرِ فروپاشی مرکز ثقل فیلم بازی پرانرژی Richard E. »
شخصیتها و اجرا
طراحی این استعاره عامدانه خوشایند نیست. فیلم از مخاطب نمیخواهد تنها با یک مفهوم انتزاعی روبهرو شود؛ او را وادار میکند فساد و سازش را در قالبی جسمانی، چسبناک و آزارنده ببیند. برخی لحظات میتوانند برای تماشاگر حساس به تصویرهای پوستی یا زخمگونه ناخوشایند باشند، اما این انزجار بخشی از زبان اثر است، نه حاشیهای تزئینی.
فیلم میخواهد چیزی را که در تبلیغات پنهان و بزکشده است، به سطح بیاورد و ظاهر آراستهی آن را خراب کند. هجو تبلیغات و مصرفگرایی «How to Get Ahead in Advertising» تبلیغات را نیرویی میبیند که نهفقط کالا، بلکه معنای نیاز را هم تولید میکند. آگهینویس میداند چگونه نگرانیهای مردم را به زمینهای برای فروش بدل کند؛ اما بحران او زمانی آغاز میشود که همین مهارت دیگر از نظر اخلاقی بیطرف به نظر نمیرسد.
فیلم از این شکاف برای حمله به مصرفگرایی بهره میگیرد: کالاها تنها بهخاطر سودمندیشان عرضه نمیشوند، بلکه با ساختن اضطراب و وعدهی رهایی از همان اضطراب به فروش میرسند. بااینحال، صراحت پیام گاهی به سود و زیان فیلم تمام میشود. از یکسو، لحن مستقیم و بیتعارف آن با شخصیت پرخاشگر و فضای آشفتهی اثر سازگار است.
از سوی دیگر، فیلم بعضی ایدههایش را چنان آشکارا اعلام میکند که فرصت چندانی برای کشف تدریجی به مخاطب نمیماند. هجو در بهترین لحظاتش از برخورد تصویر، موقعیت و رفتار شخصیتها زاده میشود؛ در لحظات کماثرتر، گویی فیلم نگران است که مبادا نکتهاش بهاندازهی کافی شنیده نشده باشد. این صراحت، فیلم را پرشور میکند، اما گاه از ظرافت کنایه میکاهد.
« فیلم میخواهد چیزی را که در تبلیغات پنهان و بزکشده است، به سطح بیاورد و ظاهر آراستهی آن را خراب کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و نوسان میان تندی و کشآمدن ساختار فیلم بر جهشی آشکار بنا شده است: از بحران کاری به فروپاشی، و از فروپاشی به موقعیتی سورئال که منطق واقعگرایانه را کنار میزند. بخشهای آغازین با سرعت خوبی مخاطب را وارد مسئله میکنند و برخورد شخصیت با فشارهای حرفهای، زمینهای روشن برای تشدید بحران میسازد.
هنگامی که ایدهی مرکزی شکل میگیرد، فیلم به مجموعهای از رویاروییهای کمیک و ناراحتکننده راه میدهد که بهترین لحظاتش را پدید میآورند. اما در بخش میانی، تکرار تنشها گاه از شتاب روایت میکاهد. فیلم بارها به کشاکش میان اعتراض اخلاقی و منطق منفعت بازمیگردد و بعضی موقعیتها بیش از اندازه در همان وضعیت باقی میمانند.
این کندی، بهویژه برای اثری که بر انرژی بازی و غافلگیریهای بصری تکیه دارد، محسوس است. بااینهمه، لحن نامتعارف و بازی Grant معمولاً اجازه نمیدهد روایت کاملاً از حرکت بایستد. فیلم هرگاه به بدن، چهره و رفتار نامعمول شخصیت بازمیگردد، دوباره جان میگیرد. طنز سیاه، اغراق و سلیقهی مخاطب کمدی فیلم از جنس لطافت و شوخیهای ظریف نیست؛ بیشتر به موقعیتهای آزارنده، گفتارهای تند و تصویرهایی متکی است که هم خندهدارند و هم اندکی دلبههمزن.
این آمیزه، هویت اصلی اثر را شکل میدهد. مخاطبی که طنز سیاه و اغراق سورئال را میپسندد، احتمالاً از جسارت فیلم و بیپرواییاش در عبور از مرزهای خوشایند لذت خواهد برد. در مقابل، کسی که انتظار طنزی آرام یا نقدی کاملاً ظریف دارد، ممکن است با اصرار فیلم بر شوک و بیان مستقیم پیامش فاصله بگیرد.
« اما در بخش میانی، تکرار تنشها گاه از شتاب روایت میکاهد. »
قوتها و کاستیها
همین ویژگی باعث میشود فیلم با وجود موضوعی آشنا، تجربهای معمولی نباشد. قصهی فشار کاری و بحران وجدان بارها در آثار دیگر دیده شده است، اما تبدیل این بحران به موجودی جسمانی و سخنگو، به فیلم چهرهای یگانه میدهد. ایدهی مرکزی همچنان در ذهن میماند، حتی اگر همهی دقایق روایت به یک اندازه مؤثر نباشند.
جمعبندی «How to Get Ahead in Advertising» کمدی سیاهی نامتعارف دربارهی ذهنی است که میان وجدان و منفعت گرفتار شده و راه فرار از زبان حرفهای خود را نمییابد. Richard E. Grant با بازی پرحرارت و مهارنشدنیاش، این فروپاشی را به رویدادی دیدنی بدل میکند؛ دملِ سخنگو نیز استعارهای بهیادماندنی برای بخش آلوده و سازشکار وجود انسان است.
فیلم در هجو مصرفگرایی و تبلیغات گاهی بیش از اندازه صریح میشود و میانهاش کمی کش میآید، اما جسارت بصری، طنز کثیف و فضای سورئالش اثر را از یک نقد اجتماعی متعارف جدا میکنند. نتیجه، فیلمی است که هم میخنداند و هم عمداً تماشاگر را معذب میکند؛ درست همانجا که ظاهر آراستهی یک پیام تبلیغاتی ترک برمیدارد و چیزی ناخوشایند از زیر آن سر برمیآورد.
« همین ویژگی باعث میشود فیلم با وجود موضوعی آشنا، تجربهای معمولی نباشد. »



ثبت دیدگاه