نقد و بررسی
نقد اوت ۱ (Out 1) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینما بهمثابه رمانِ بیانتها «Out 1» ساختهٔ ژاک ریوت و سوزان شیفمن، نه صرفاً فیلمی بلند، بلکه تجربهای سینمایی است که میکوشد زمانِ تماشاگر را به بخشی از فرم خود بدل کند. نسخهٔ کامل اثر نزدیک به سیزده ساعت است و در هشت بخش پیش میرود؛ ساختاری که آن را به رمانی تصویری یا مجموعهای دنبالهدار شبیه میکند، نه فیلمی که بتوان آن را در قالب معمولِ آغاز، اوج و فرجام خلاصه کرد.
این گستردگی، البته ترفندی برای بزرگنمایی اهمیت داستان نیست؛ شیوهای است برای مجالدادن به آدمها، فضاها و روابطی که در سینمای متعارف معمولاً با برشهای سریع و اطلاعات فشرده به حاشیه رانده میشوند. ریوت و شیفمن در این اثر، بیش از آنکه بخواهند قصهای را با شتاب به مقصد برسانند، جهانی میسازند که تماشاگر باید در آن اقامت کند.
رخدادها، گفتوگوها و برخوردها بهآرامی شکل میگیرند و گاه پیش از آنکه معنایی روشن پیدا کنند، در سکوت یا ابهام فرو میروند. از همین رو، زمان طولانی فیلم تنها مانعی بیرونی نیست؛ بخشی از منطق درونی آن است. فیلم از مخاطب میخواهد که به جای انتظار برای حادثهٔ بعدی، به کیفیتِ حضور آدمها در لحظه توجه کند.
پاریس، پس از آرمانخواهی جهان فیلم در سایهٔ تحولات سیاسی و فرهنگی مه ۱۹۶۸ قرار دارد؛ دورانی که امیدهای جمعیِ آن هنوز در هوا ماندهاند، اما دیگر نمیتوان به سادگی باور کرد که آرمانها به تغییر پایدار میانجامند. پاریسِ «Out 1» نه شهری توریستی و باشکوه، بلکه شبکهای از خیابانها، کافهها، اتاقها و محلهای تمرین است؛ شهری که شخصیتها در آن حرکت میکنند، اما بهندرت به مقصدی قطعی میرسند.
« از همین رو، زمان طولانی فیلم تنها مانعی بیرونی نیست؛ بخشی از منطق درونی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضا همزمان زنده و سرگردان است: پر از امکانِ دیدار، ولی ناتوان از تضمینِ پیوندی ماندگار. در این بستر، دو گروه تئاتری سرگرم تمرین نمایشهایی برگرفته از آیسخولوساند و دو شخصیتِ تنها نیز در خیابانها به شیوههای خود گذران میکنند. تقاطع این مسیرها بهتدریج زمینهٔ شکلگیری پرسشهایی دربارهٔ جمع، قدرت، اعتماد و راز را فراهم میآورد.
فیلم، با این حال، از تبدیل فضای سیاسی به پیامی سرراست پرهیز میکند. پسلرزهٔ آن دوره بیشتر در رفتار شخصیتها حضور دارد: در میل به ساختن گروهی تازه، در سوءظن به ساختارهای پنهان و در احساسِ مبهمِ ازدسترفتنِ چیزی که شاید هرگز بهتمامی وجود نداشته است. تمرین تئاتر و نمایشِ زندگی یکی از جسورانهترین انتخابهای فیلم، نمایش طولانی و کمواسطهٔ تمرینهای تئاتری است.
گروهها در روند کار، بدن، صدا، حرکت و واکنش را میآزمایند و صحنههایی میآفرینند که همیشه به نتیجهای مرتب و نمایشی ختم نمیشوند. این لحظات ممکن است برای تماشاگرانی که در پی پیشرفت سریع قصهاند، طاقتفرسا باشند؛ تکرارها و مکثها گاه چنان امتداد مییابند که خودِ انتظار به موضوع صحنه بدل میشود.
اما همین کشآمدن، امکان مشاهدهٔ چیزی را فراهم میکند که معمولاً پشتِ محصول نهایی تئاتر پنهان میماند: تردید، شکست، بازیگوشی و تلاش برای هماهنگی. تمرینها همچنین آینهای برای خودِ فیلماند. بازیگران درون داستان میکوشند از راه improvisation و کنشهای جمعی به شکل تازهای از نمایش برسند؛ فیلم نیز با اتکا به بداهه و موقعیتهای باز، از پیشنویس کاملاً تثبیتشده فاصله میگیرد.
« فضا همزمان زنده و سرگردان است: پر از امکانِ دیدار، ولی ناتوان از تضمینِ پیوندی ماندگار. »
شخصیتها و اجرا
به این ترتیب، مرز میان اجرا و زندگی روزمره پیوسته ناپایدار میشود. تماشاگر نه فقط نمایشِ درون فیلم، بلکه فرایندِ تولید معنا را میبیند؛ فرایندی که میتواند الهامبخش و پرانرژی باشد، اما تضمینی برای رسیدن به وحدت یا توافق ندارد. بازیگریِ زنده و شخصیتهای گریزان بازیهای «Out 1» بهجای اتکا به تأکیدهای روانشناسانه و توضیحهای آشکار، بر حضور جسمانی و واکنشهای لحظهای تکیه دارند.
ژانپیر لئو و ژولیت برتو، در میان گروهی از بازیگران برجسته، به شخصیتهایی جان میدهند که رفتارشان گاه نمایشی، گاه زیرکانه و گاه بهطرزی دشوارفهمانه آسیبپذیر است. مایکل لونزدیل و دیگر بازیگران نیز به فضای تمرینها کیفیتی میبخشند که بیشتر به مشاهدهٔ یک جمع واقعی شباهت دارد تا تماشای اجرای صیقلی و ازپیشتنظیمشده.
این طبیعیبودن به معنای سادگی شخصیتها نیست. آدمهای فیلم اغلب چیزی را پنهان میکنند، چیزی را اشتباه میفهمند یا با نقشهایی که برای خود ساختهاند زندگی میکنند. آنان بهآسانی در دستهبندیِ قهرمان، قربانی یا فریبکار جا نمیگیرند. از همین رو، شخصیتپردازی بهجای آنکه از راه شرحِ گذشته و انگیزههای قطعی پیش برود، در رفتار روزمره و برخوردهای کوتاه شکل میگیرد.
نتیجه، نوعی نزدیکیِ نامطمئن است: تماشاگر به آدمها نزدیک میشود، اما هرگز مطمئن نیست که آنها را کاملاً شناخته است. راز، توطئه و میل به معنا در نیمهٔ پنهانترِ روایت، نشانهها و سرنخهایی پدیدار میشوند که شخصیتها را به سوی فرضیهٔ وجودِ گروهی مخفی میکشانند. این طرح رازآلود، در پیوند با رمانهای بالزاک و بهویژه «تاریخ سیزدهگانه»، به فیلم حالوهوایی ادبی و توطئهمحور میدهد؛ با این تفاوت که «Out 1» از قواعد معمول معما پیروی نمیکند.
« به این ترتیب، مرز میان اجرا و زندگی روزمره پیوسته ناپایدار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اطلاعات نه بهصورت منظم و کامل عرضه میشوند و نه هر پرسشی الزاماً پاسخی روشن میگیرد. گاهی یک اشاره، شخصیتی غایب یا گفتوگویی نیمهتمام بیش از یک واقعهٔ قطعی بر مسیر ذهنی مخاطب اثر میگذارد. اهمیت این راز، بیش از آنکه در حلکردن آن باشد، در نیرویی است که بر خیال شخصیتها اعمال میکند.
آدمها میخواهند باور کنند که پشتِ آشفتگیِ تجربههای روزمره، نظمی پنهان وجود دارد؛ نظمی که میتواند بیعدالتی، تنهایی یا بیهدفی را توضیح دهد. در عین حال، خودِ جستوجو برای چنین نظمی ممکن است به ساختن داستانی تازه بینجامد. فیلم از این راه به پرسشی جذاب میرسد: آیا شخصیتها واقعیتی مخفی را کشف میکنند، یا برای تحملِ بیمعنایی، واقعیتی داستانی میسازند؟
پاسخ، عمداً در تعلیقی پایدار باقی میماند و تماشاگر را به مشارکت در تفسیر دعوت میکند. دوربین و تجربهٔ مشاهده فیلمبرداریِ پیگیر و گاه سرگردان، از ویژگیهای اساسی اثر است. دوربین اغلب به جای آنکه حرکت بازیگران را به نظمی نمایشی محدود کند، در فضا میگردد، مکث میکند و جزئیاتی را دنبال میکند که شاید در روایتِ خطی اهمیت فوری نداشته باشند.
این شیوه، حسِ مستندگونهای پدید میآورد: گویی دوربین نه فقط صحنهای را ثبت میکند، بلکه در حال کشف آن است. تماشاگر نیز به جای دریافت اطلاعاتی از بیرون، در موقعیتی شبیه مشاهدهگر قرار میگیرد؛ کسی که باید با صبر، پیوندهای پراکنده را خود تشخیص دهد. البته چنین رویکردی همیشه به سود فیلم عمل نمیکند.
« اطلاعات نه بهصورت منظم و کامل عرضه میشوند و نه هر پرسشی الزاماً پاسخی روشن میگیرد. »
قوتها و کاستیها
وفاداری به مدتِ واقعیِ کنشها و خودداری از حذفِ مکثها، ممکن است به سکون یا فرسودگی بینجامد. بعضی صحنهها چنان طولانیاند که دستاوردشان برای مخاطبی که در ریتم فیلم غوطهور نشده، نامعلوم میماند. اما همین خطر بخشی از تجربهٔ اثر است: فیلم نمیکوشد همهچیز را برای تماشاگر آسان کند و گاه او را با زمانِ خالی، حواسپرتی و تردید روبهرو میسازد.
دشواریها و محدودیتهای تجربه بیتردید، مهمترین مانع ورود به «Out 1» مدتِ بسیار طولانی آن است؛ نه فقط بهسبب تعداد ساعتها، بلکه چون فیلم به تمرکز و آمادگی برای پذیرشِ ریتمی ناهموار نیاز دارد. ساختار اپیزودیک امکان تماشای بخشبخش را فراهم میکند، ولی از بارِ ذهنی اثر نمیکاهد. تمرینهای تئاتریِ آغازین، با تکرارها و گسترشِ کمشتاب خود، ممکن است صبر مخاطب را بیازمایند.
اینجا نمیتوان انتظار داشت هر صحنه بیدرنگ در خدمتِ پیشبردِ قصه قرار گیرد. از سوی دیگر، پراکندگی روایت گاه بهجای ابهامی بارور، حسِ بیحاصلی میآفریند. شخصیتهای فرعی، اشارههای مبهم و رشتههای رواییِ ناتمام ممکن است تماشاگر را به این گمان برسانند که فیلم وعدهٔ نظمی بزرگتر میدهد، بیآنکه آن وعده را بهروشنی ادا کند.
برای برخی، این ویژگی منبعِ جذابیت است؛ برای برخی دیگر، نشانهٔ افراط در ابهام. «Out 1» اثری نیست که با همهٔ مخاطبان سازگار باشد و ارزش آن نیز در ادعای بینقصبودنش نیست؛ در جسارتِ دنبالکردنِ روشی است که میداند میتواند همزمان مسحورکننده و طاقتفرسا باشد. جمعبندی «Out 1» تجربهای کمنظیر از سینمایی است که به جای فشردهکردن جهان در قالب روایتی روشن و چابک، به آن اجازه میدهد پراکنده، زنده و نامطمئن باقی بماند.
« وفاداری به مدتِ واقعیِ کنشها و خودداری از حذفِ مکثها، ممکن است به سکون یا فرسودگی بینجامد. »
جمعبندی
فیلم با پیوندزدن تمرین تئاتر، زندگی روزمره، بداههپردازی و معمایی ادبی، دربارهٔ میل انسان به یافتن معنا و ساختن اجتماع تأمل میکند؛ بیآنکه این تأمل را به نتیجهای ساده یا پیام اخلاقیِ صریح فروبکاهد. تماشای آن مستلزم صبر است و گاه این صبر را بهشدت میآزماید. بااینحال، اگر مخاطب بپذیرد که قرار نیست همهٔ رشتهها به شکلی مرتب گره بخورند، فیلم میتواند به سفری فکری و حسی بدل شود؛ سفری در شهری که شخصیتهایش در آن همواره در جستوجوی پیوندند و همواره با امکانِ فروپاشیِ آن روبهرو میشوند.
عظمت اثر در حلکردن رازهایش نیست، بلکه در ساختن جهانی است که راز در آن به شیوهای از زیستن تبدیل میشود.
« تماشای آن مستلزم صبر است و گاه این صبر را بهشدت میآزماید. »



ثبت دیدگاه