نقد و بررسی
نقد دوازدهمین مرد (The 12th Man) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان تاریخ و بقا «The 12th Man» ساختهٔ Harald Zwart، درامی تاریخی و جنگی است که بر پایهٔ فرار واقعی Jan Baalsrud از نیروهای آلمان نازی در نروژ شکل گرفته است. فیلم از یک مأموریت خرابکارانه آغاز میکند، اما خیلی زود کانون توجهش را از عملیات نظامی به نبردی شخصیتر میبرد: تلاش یک انسان برای زندهماندن در جغرافیایی بیرحم، زیر سایهٔ تعقیبی بیوقفه.
روایت، از همان ابتدا، خطر را نه صرفاً در حضور دشمن، بلکه در سرما، گرسنگی، جراحت و فرسودگی جسمی نیز جای میدهد. این جابهجاییِ محور، اثر را از یک فیلم جنگی متعارف دور میکند و به داستانی دربارهٔ تابآوری و امید نزدیک میسازد. فیلم با تکیه بر واقعیت تاریخی، نیروی دراماتیک خود را از آگاهی تماشاگر به امکان وقوع چنین رخدادهایی میگیرد؛ اما این آگاهی بهتنهایی برای حفظ جذابیت کافی نیست.
اثر باید لحظهبهلحظه قانع کند که فرار قهرمان چیزی بیش از رشتهای از اتفاقات ناگوار و نجاتهای ناگهانی است. در بخشهای موفقتر، این کشمکش ملموس و پرتنش میشود؛ در قسمتهایی دیگر، تکرار الگوی خطر و گریز، از شدت تأثیر میکاهد. طبیعت؛ پناهگاه و دشمن یکی از برجستهترین عناصر فیلم، استفاده از چشماندازهای سرد و گستردهٔ شمال نروژ است.
برف، کوهستان، دریا و سکوت طبیعت، صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ خود به نیرویی دراماتیک بدل میشوند. طبیعت گاه امکان پنهانشدن فراهم میکند و گاه با سرمای کشنده و مسیرهای دشوار، جان شخصیت اصلی را تهدید میسازد. این دوگانگی به فیلم کیفیتی ملموس میدهد: قهرمان نه فقط از دست تعقیبکنندگان میگریزد، بلکه باید با محیطی بجنگد که هیچ ملاحظهای برای ضعف انسانی ندارد.
« روایت، از همان ابتدا، خطر را نه صرفاً در حضور دشمن، بلکه در سرما، گرسنگی، جراحت و فرسودگی جسمی نیز جای میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصویربرداری در بازآفرینی این جهان سرد و کمپناه موفق است. نماهای باز، کوچکی انسان را در برابر پهنهٔ طبیعت برجسته میکنند و حس تنهایی را گسترش میدهند. با این حال، کیفیت بصری گاهی قربانی تاریکی بیش از اندازه میشود. در صحنههای شبانه، سایهها و نور محدود چنان بر تصویر غلبه میکنند که تشخیص دقیق کنشها دشوار میشود.
ابهام در این لحظات همیشه به نفع تعلیق نیست؛ گاهی بهجای آنکه تماشاگر را در دل خطر قرار دهد، فاصلهای ناخواسته میان او و رویداد میسازد. بدنِ فرسوده و اجرای نقش اصلی بدن Jan Baalsrud مرکز ثقل درام است. فرار او نه ماجرایی ذهنی و انتزاعی، بلکه آزمونی جسمانی است: هر گام، هر زخم و هر نشانهٔ ضعف، امکان ادامهٔ مسیر را محدودتر میکند.
فیلم با نمایش رنج جسمی میکوشد بهای بقا را ملموس کند و در این راه از تصاویر دلخراش نیز پرهیز نمیکند. این صحنهها برای همهٔ تماشاگران آسان نیستند، اما در بهترین لحظات، خشونت را به جلوهای تزئینی تبدیل نمیکنند؛ درد، پیامد مستقیم موقعیت و بخشی از واقعیت این نبرد است. Thomas Gullestad در نقش اصلی، حضوری فرسوده و کمادعا دارد.
اجرای او بیش از آنکه بر سخنرانی یا نمایش قهرمانانه متکی باشد، با تغییرات چهره، حرکتهای دشوار و واکنشهای جسمانی پیش میرود. این انتخاب با ماهیت فیلم تناسب دارد: شخصیتی که بیشتر اوقات برای زندهماندن میکوشد، فرصت چندانی برای توضیح احساساتش ندارد. با این حال، کمگوییِ نقش گاهی به محدودشدن بُعد روانی آن میانجامد.
« تصویربرداری در بازآفرینی این جهان سرد و کمپناه موفق است. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر رنج او را میبیند، اما همیشه به همان اندازه به جهان درونیاش راه نمییابد. تعقیبکننده و سازوکار تعلیق در سوی دیگر ماجرا، حضور Kurt Stage به فیلم امکان میدهد تعقیب را به بازیِ شکارچی و شکار بدل کند. این تقابل، بر فشار روایی میافزاید و خطر را از نیرویی بیچهره به حضوری مشخص تبدیل میکند.
بازی Jonathan Rhys Meyers به فیلم تضادی سرد و حسابشده میبخشد؛ شخصیتی که از موقعیت خود برای گسترش هراس بهره میبرد و حضورش، هرچند خارج از قاب نیز احساس میشود، بر فضای داستان سایه میاندازد. تعلیق فیلم در بخشهایی که مسیرهای فرار محدود و خطر نزدیک است، اثرگذار عمل میکند. فیلم لازم نیست همیشه با تعقیبوگریزهای شلوغ یا تدوین پرشتاب هیجان بسازد؛ گاه انتظار، سکوت و احتمال کشفشدن کافی است.
همین خویشتنداری در لحظات خوب، به نفع اثر تمام میشود. اما فیلم در برخی بخشها فشار را با تکرار الگوهایی مشابه حفظ میکند: قهرمان به وضعیتی وخیم میرسد، راهی برای ادامه مییابد و بار دیگر با خطری تازه روبهرو میشود. پس از چند بار تکرار، این ساختار ممکن است برای بخشی از مخاطبان قابلپیشبینی یا فرساینده شود.
مردم محلی و معنای همبستگی عنوان فیلم توجه را به «مرد دوازدهم» جلب میکند، اما ماجرا فقط دربارهٔ یک فرد نیست. یاریِ مردم محلی، لایهٔ انسانی مهمی به داستان میافزاید: هر کمک، در فضایی که اشغال و ترس بر آن سایه انداخته، تصمیمی اخلاقی و پرمخاطره است. فیلم نشان میدهد بقا تنها از نیروی ارادهٔ قهرمان سرچشمه نمیگیرد؛ گاه به اعتماد، همدلی و شجاعت کسانی وابسته است که خود نیز در معرض خطر قرار میگیرند.
« تماشاگر رنج او را میبیند، اما همیشه به همان اندازه به جهان درونیاش راه نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بُعد جمعی، مانع از آن میشود که اثر به ستایش سادهانگارانهٔ قهرمانی فردی فروکاسته شود. با وجود این، شخصیتهای فرعی غالباً در چارچوب کارکرد رواییشان باقی میمانند: کسی که راه را نشان میدهد، پناه میدهد یا خطر را بیشتر میکند. فیلم فرصت محدودی برای پرداخت مستقل به زندگی و انگیزههای آنان فراهم میآورد.
از این رو، اهمیت اخلاقیِ کمکرسانی روشن است، اما برخی چهرهها میتوانستند عمق و حضور عاطفی بیشتری پیدا کنند. ریتم، سکوت و تکرار «The 12th Man» فیلمی بلند است و ریتم آن در سراسر مسیر یکدست نمیماند. بخشهایی با تعلیق مؤثر و خطر ملموس پیش میروند، اما میان آنها لحظاتی وجود دارد که حرکت داستان کند میشود.
این کندی گاهی با ماهیت سفر طاقتفرسا سازگار است: تماشاگر نیز باید زمان، خستگی و دشواری مسیر را احساس کند. در موارد دیگر، اما، مکثها بیش از آنکه فضا بسازند، انرژی روایت را کاهش میدهند. کمبود دیالوگ نیز دو اثر متفاوت دارد. از یک سو، سکوت میتواند تنهایی و انزوای قهرمان را تقویت کند و به صدای محیط مجال دهد.
از سوی دیگر، وقتی گفتوگوها اندکاند و تصویر در صحنههای تاریک جزئیات کافی در اختیار نمیگذارد، بعضی لحظات از شفافیت لازم محروم میشوند. بنابراین، آنچه در یک بخش به فضاسازی کمک میکند، در بخشی دیگر ممکن است به گسست ارتباط تماشاگر با رویداد بینجامد. خشونت و مرزهای تأثیرگذاری فیلم در نمایش شکنجه، جراحت و خشونت جنگی رویکردی بیپرده دارد.
« این بُعد جمعی، مانع از آن میشود که اثر به ستایش سادهانگارانهٔ قهرمانی فردی فروکاسته شود. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، با موضوع تاریخی اثر تناسب دارد و خطر را از سطح یک ماجرای ماجراجویانه فراتر میبرد. بقا در این جهان بیهزینه نیست و فیلم میخواهد این واقعیت را بهروشنی منتقل کند. بااینحال، شدت برخی تصاویر میتواند برای مخاطبان حساس آزاردهنده باشد و گاهی مرز میان تأکید دراماتیک و انباشت رنج را باریک میکند.
قدرت اصلی اثر در این نیست که هر لحظه را به اوج شوک بدل سازد، بلکه در پیوند دادن رنج با مسئلهٔ امید است. وقتی نمایش خشونت به وضعیت شخصیت و پیامدهای انتخابها گره میخورد، از نظر عاطفی کار میکند؛ اما اگر صحنهای تنها برای افزودن شدت بصری به ماجرا به نظر برسد، تأثیرش زودگذرتر خواهد بود.
فیلم در مجموع از مواجهه با وجه تلخ داستان نمیگریزد، هرچند گاه میتوانست با ایجاز بیشتری همان معنا را منتقل کند. جمعبندی «The 12th Man» اثری پرکشش دربارهٔ مقاومت، فرار و پایداری انسان در برابر شرایطی تقریباً طاقتفرساست. چشماندازهای سرد و خشن، اجرای جسمانی Thomas Gullestad و نقش پررنگ مردم محلی، به فیلم هویت و نیروی عاطفی میبخشند.
ریشهٔ واقعی داستان نیز حس درگیری را تقویت میکند، بیآنکه اثر را از وظیفهٔ دراماتیک خود بینیاز سازد. در برابر این امتیازها، ریتم ناهموار، تکرار بعضی موقعیتهای تعقیب و گریز و تاریکیِ گاه بیش از حدِ صحنههای شبانه قرار دارند. فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که به روایتهای کمشتاب یا تصاویر خشن علاقه ندارند، دشوار باشد؛ اما برای مخاطبی که درامهای تاریخیِ مبتنی بر بقا و اراده را میپسندد، تجربهای مؤثر و بهیادماندنی فراهم میکند.
« این انتخاب، با موضوع تاریخی اثر تناسب دارد و خطر را از سطح یک ماجرای ماجراجویانه فراتر میبرد. »
جمعبندی
مهمترین دستاوردش آن است که امید را نه بهصورت شعاری ساده، بلکه بهمثابه نیرویی شکننده و دشوار نشان میدهد؛ نیرویی که گاه با یاری دیگران امکان ادامهدادن پیدا میکند.
ثبت دیدگاه