نقد و بررسی
نقد جین شدن (Becoming Jane) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جین آستن پیش از آنکه نویسنده شود «Becoming Jane» ساختهٔ جولیان جارولد، زندگی جین آستن را در آستانهٔ شکلگیری هویت ادبیاش به قصهای عاشقانه و تاریخی بدل میکند. فیلم نه از نویسندهای تثبیتشده و نامدار، بلکه از زنی جوان آغاز میشود که هنوز میان انتظارهای خانواده و اشتیاق شخصیاش راهی برای زیستن میجوید.
جین با تیزبینی و استقلال فکری، محدودیتهای زمانهاش را میبیند؛ اما دیدنِ تنگناها، بهتنهایی راه گریز از آنها را هموار نمیکند. همین فاصله میان آگاهی و امکان، تنش اصلی روایت را میسازد. والدین جین، که با دشواری مالی دستوپنجه نرم میکنند، ازدواج او با برادرزادهٔ ثروتمند لیدی گرشام را راهی عملی برای تأمین آینده میدانند.
اما برای جین، این انتخاب فقط مسئلهٔ رفاه نیست: او بیم دارد که چنین پیوندی استقلال و نیروی خلاقهاش را فرسوده کند. ورود تام لِفروا، کارآموز جوان وکالت، این تعارض را شکل دیگری میدهد. رابطهٔ آن دو در دلِ جهان طبقاتی و مقررات اجتماعی دوران خود پیش میرود؛ جهانی که در آن میل شخصی نمیتواند بیهزینه از مرزهای اقتصاد، خانواده و منزلت عبور کند.
عاشقانهای میان خواست و امکان هستهٔ احساسی فیلم، برخورد میان آرزو و واقعیت است. جین و تام هر دو باهوش و سرزندهاند، اما هوش و سرزندگی الزاماً برای ساختن آیندهای مشترک کافی نیست. فیلم بهجای آنکه عشق را نیرویی جادویی و حلکنندهٔ همهٔ موانع نشان دهد، پیوند عاطفی را در برابر فشارهای بیرونی قرار میدهد.
« همین فاصله میان آگاهی و امکان، تنش اصلی روایت را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از اینرو، رمانس اثر بیش از آنکه بر لحظههای پرشور تکیه کند، از انتخابها و پیامدهای آنها نیرو میگیرد. بااینحال، همینجا یکی از محدودیتهای فیلم نیز آشکار میشود. رابطهٔ جین و تام از نظر طرح داستانی واجد ظرفیت عاطفی فراوان است، اما در بخشهایی آنگونه که باید ژرفا نمیگیرد. گاهی احساسات شخصیتها بیشتر بهواسطهٔ موقعیت و موسیقی به مخاطب منتقل میشوند تا از مسیر گفتوگوها و تحول تدریجی رابطه.
بنابراین ممکن است برای برخی تماشاگران، عاشقانهٔ فیلم کمتر از انتظار اثرگذار باشد؛ هرچند تلخیِ کلی مسیر، در ذهن باقی میماند و با گذشت زمان پررنگتر میشود. بازیها و جانبخشیدن به شخصیتها آن هتوی در نقش جین، شخصیتی را تصویر میکند که هم از عرف پیرامونش فاصله دارد و هم ناچار است با محدودیتهای همان عرف کنار بیاید.
بازی او بر ترکیبی از هوشمندی، سرسختی و آسیبپذیری استوار است. جینِ فیلم صرفاً زنی عاشق نیست؛ او نویسندهای در حال تکوین است که به استقلال اندیشهاش اهمیت میدهد و میکوشد میان زندگی عاطفی و صدای درونی خود نسبتی پیدا کند. این سویه، نقش را از کلیشهٔ قهرمان عاشقانه فراتر میبرد، هرچند گاه نمایشِ سرزندگی و شوخطبعی او آشکارتر از لایههای عمیقتر شخصیت میشود.
جیمز مکآووی نیز برای تام حضوری دلنشین و پرجنبوجوش میآفریند. او شخصیت را نه به مردی آرمانی و بیعیب، بلکه به فردی جذاب، شوخ و گاه ناسازگار بدل میکند. شیمی میان او و هتوی در لحظههای مشترکشان، به فیلم انرژی میبخشد؛ حتی وقتی فیلمنامه فرصت کافی برای پرداخت کامل رابطه فراهم نمیکند.
« از اینرو، رمانس اثر بیش از آنکه بر لحظههای پرشور تکیه کند، از انتخابها و پیامدهای آنها نیرو میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل نیز به ساخت جهان اجتماعی فیلم کمک میکنند. حضور چهرههایی چون مگی اسمیت و جولی والترز به مناسبات خانوادگی و طبقاتی وزن میدهد و باعث میشود فشارهای اطراف جین تنها مفهومی انتزاعی نباشند. بازیگران اصلی و ترکیب گروه بازیگری از نقاط قوت اثرند. هویت ادبی و نسبت با آثار آستن عنوان فیلم وعده میدهد فرایند «شدن» جین آستن را دنبال کند؛ یعنی مسیری که در آن تجربهٔ زیسته، مشاهدهٔ اجتماعی و تخیل ادبی به هم میرسند.
اثر میکوشد پیوندی میان عواطف جین و نویسندهای برقرار کند که بعدها مناسبات عشق، پول، خانواده و ازدواج را با ظرافتی خاص به داستان بدل کرد. این ایده جذاب است، زیرا بهجای جداکردن زندگی و هنر، آنها را در گفتوگو با یکدیگر میگذارد. با وجود این، فیلم گاهی بیش از حد وسوسه میشود که زندگی جین را همچون پیشدرآمدی مستقیم بر رمانهایش بخواند.
تماشاگر آشنا با «غرور و تعصب» ممکن است در رفتارها و موقعیتها پژواکهایی از دنیای آن اثر بیابد؛ اما این شباهتها لزوماً به معنای آن نیست که فیلم میتواند سرچشمهٔ قطعی هر شخصیت یا رخداد ادبی را نشان دهد. «Becoming Jane» در نهایت روایتی سینمایی و تخیلی از زندگی نویسنده است که از دانستههای تاریخی و حالوهوای آثار او الهام میگیرد، نه بازسازی مستند و بیواسطهٔ زندگیاش.
فیلم نیز بر همین اساس، بخشی از واقعیتهای شناختهشده را به روایتی منسجم و عاشقانه پیوند میدهد. فضاسازی، لباسها و چشماندازها از چشمگیرترین امتیازهای فیلم، ساختن فضایی است که تماشاگر را به جامعهٔ طبقاتی و آدابمند دوران جین نزدیک میکند. خانهها، عمارتها، مجالس و چشماندازهای روستایی صرفاً پسزمینهٔ زیبا نیستند؛ آنها حدود زندگی شخصیتها را نیز یادآوری میکنند.
« بازیگران مکمل نیز به ساخت جهان اجتماعی فیلم کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
عمارتها نشانهٔ ثروت و نفوذند، درحالیکه خانهٔ خانوادهٔ آستن با فشار اقتصادی و نگرانی از آینده پیوند دارد. چنین تقابلی کمک میکند اختلاف میان انتخاب عاشقانه و انتخاب مصلحتآمیز، در محیط پیرامون نیز دیده شود. لباسها و طراحی صحنه حس تاریخی اثر را تقویت میکنند و قابهای طبیعت به آن فرصت تنفس میدهند.
منظرهها گاه تصویری آرام و شاعرانه میسازند، درحالیکه شخصیتها درگیر مسئلههایی دشوار و محدودکنندهاند. این تضاد، از نظر بصری مؤثر است: زیبایی جهان بیرونی همواره به معنای آزادی درونی نیست. البته جلوهٔ دیداری فیلم در برخی لحظهها چنان دلپذیر میشود که تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پیچیدگی داستان باشد، جذب تصاویر و لباسها شود؛ امری که بهخودیخود نقطهضعف نیست، اما نمیتواند جای کشش روایی را بگیرد.
فیلمنامه و ریتم روایت فیلم برای ساختن فضای تاریخی و پیوند عاطفی به زمان نیاز دارد؛ بااینهمه، این مکثها همیشه به عمق بیشتر منتهی نمیشوند. در بخشهایی، روایت کند میشود و موقعیتها پیش از آنکه معنای تازهای پیدا کنند، امتداد مییابند. تماشاگرانی که انتظار داستانی پرحادثه یا عاشقانهای با فراز و فرودهای پیوسته دارند، ممکن است ریتم را حوصلهسربر بیابند.
این کندی گاهی با حالوهوای تأملی فیلم سازگار است، اما گاه فاصلهای میان مخاطب و شخصیتها ایجاد میکند. فیلمنامه همچنین در پرداخت برخی دگرگونیهای عاطفی به اندازهٔ کافی پیگیر نیست. عناصر اصلی در جای خود حضور دارند: خواست جین برای استقلال، ملاحظههای اقتصادی خانواده و کشش میان او و تام.
« عمارتها نشانهٔ ثروت و نفوذند، درحالیکه خانهٔ خانوادهٔ آستن با فشار اقتصادی و نگرانی از آینده پیوند دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همهٔ این عناصر همیشه به یک اندازه قانعکننده به هم وصل نمیشوند. در نتیجه، بعضی لحظههای مهم بیشتر از آنکه حاصل تحول تدریجی باشند، شبیه نقاطی از پیشتعیینشده در مسیر قصه به نظر میرسند. همین نابرابری توضیح میدهد که چرا فیلم میتواند هم تأثیر عاطفی برانگیزد و هم در بعضی بخشها کمجان جلوه کند.
جمعبندی «Becoming Jane» عاشقانهای تاریخی دربارهٔ زنی است که نمیخواهد آیندهاش را فقط بر پایهٔ مصلحت دیگران بنا کند. فیلم با بازیهای دلنشین، فضاسازی تماشایی و ایدهٔ پیوند تجربهٔ شخصی با آفرینش ادبی، جهان جذابی میسازد؛ اما ریتم نامتوازن و فیلمنامهای که گاه از کشش کافی برخوردار نیست، مانع میشوند همهٔ ظرفیت عاطفی آن به تمامی شکوفا شود.
رابطهٔ جین و تام ممکن است برای هر تماشاگر یکسان اثر نگذارد، ولی اندوه و حسرتی که پیرامون آن شکل میگیرد، در خاطره میماند. این اثر بیش از آنکه روایتی قطعی دربارهٔ زندگی جین آستن باشد، تفسیر سینماییِ خیالپردازانهای از لحظهای سرنوشتساز در شکلگیری هویت اوست. تماشاگرانی که به درامهای تاریخی، شخصیتمحور و عاشقانههای کموبیش تلخ علاقه دارند، احتمالاً از فضای آن بهره خواهند برد؛ بهویژه اگر از فیلم انتظار نداشته باشند که تمام دشواریهایش را با شور رمانتیک یا ضرباهنگ تند جبران کند.
« بااینحال، همهٔ این عناصر همیشه به یک اندازه قانعکننده به هم وصل نمیشوند. »
ثبت دیدگاه