نقد و بررسی
نقد پری دریایی در پاریس (A Mermaid in Paris) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای که از دل شهر سر برمیآورد «A Mermaid in Paris» به کارگردانی Mathias Malzieu، از همان طرح اولیهاش وعده میدهد که واقعگرایی روزمره را کنار بزند و مخاطب را به قلمروی افسانه، موسیقی و عشق ببرد. گاسپار، خوانندهای دلزده از تجربههای عاطفی گذشته، لولا را کنار رود سن مییابد؛ پریدریایی زخمی که آوازش برای آدمیان مرگبار است، اما بر او اثری ندارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهای که میان این دو شکل میگیرد، هستهٔ رمانتیک فیلم را میسازد، ولی فیلم بیش از آنکه در پی ساختن معمایی پرپیچوخم باشد، میخواهد تماشاگر را در فضای رؤیایی خود غوطهور کند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ اصلی جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیت آن. فیلم از مخاطب میخواهد قواعد قصهپریانیاش را بپذیرد و بهجای سنجیدن پیوستهٔ منطق جهان داستان، با حالوهوای آن همراه شود.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ اصلی جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیت آن. »
شخصیتها و اجرا
اگر چنین قراردادی پذیرفته شود، «پریدریایی در پاریس» تجربهای لطیف و دلنشین است؛ اگر نه، سادگی روایت و برخی اتفاقهای کمپرداخته ممکن است بیش از اندازه به چشم بیایند. پاریس؛ شهری میان واقعیت و خیال پاریس در این فیلم صرفاً پسزمینهای تماشایی نیست؛ شهر به بخشی از خیالپردازی اثر بدل میشود.
فضا و فرم؛ لحن بصری
رود سن، خیابانها و فضاهای موسیقایی، جهانی میسازند که در آن
« رود سن، خیابانها و فضاهای موسیقایی، جهانی میسازند که در آن »
ثبت دیدگاه