نقد و بررسی
نقد کارگران مشغول کارند (Men at Work) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با ادعایی بزرگ «مردان مشغول کارند» ساختهٔ مانی حقیقی، از آن فیلمهایی است که پیرنگ سادهاش را بهانهای برای کندوکاو در رفتار آدمها میکند. چهار مرد میانسال در راه بازگشت از سفر اسکی، کنار جادهای کوهستانی توقف میکنند و تختهسنگی بلند را میبینند که گویی با اندکی فشار از جای خود میلغزد.
شوخیای گذرا دربارهٔ انداختن سنگ، بهتدریج به پروژهای جدی بدل میشود؛ پروژهای که هرچه بیشتر برایش نیرو و فکر صرف میکنند، نامعقولتر به نظر میرسد. این ایده در ظاهر کوچک و حتی پیشپاافتاده است، اما فیلم از همین محدودیت سود میبرد. سنگ بهانهای میشود برای کنار هم قرار دادن چند مرد با خلقوخوهای متفاوت و تماشای اینکه چگونه میل به موفقشدن، رقابت، لجبازی و ترس از عقبنشینی میانشان شکل میگیرد.
روایت نه بر حادثهای بزرگ، بلکه بر استمرار یک تصمیم عجیب بنا شده است؛ تصمیمی که قرار نیست بهآسانی توضیح داده شود و همین ابهام، بخشی از نیروی آن است. کمدی از دل سماجت طنز فیلم بر پایهٔ شوخیهای کلامی یا ضرباهنگ تند بنا نشده است. خنده بیشتر از فاصلهٔ میان کوچکی هدف و بزرگی انرژیای میآید که مردان برای رسیدن به آن صرف میکنند.
هر بار که ناکامی، آنان را به طرحی تازه میرساند، رفتارشان جدیتر میشود و همین جدیت، موقعیت را مضحکتر میکند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد صرفاً به ماجرا بخندد؛ او را وامیدارد درنگ کند و ببیند چه چیزی آدمها را به ادامهدادن کاری بیحاصل ترغیب میکند. کمدی «مردان مشغول کارند» آرام و تدریجی است.
« این ایده در ظاهر کوچک و حتی پیشپاافتاده است، اما فیلم از همین محدودیت سود میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ماجرا ابتدا حالتی تفریحی و خودمانی دارد، اما با گذر زمان، تلاش برای جابهجایی سنگ به نوعی وسواس جمعی تبدیل میشود. مردان با هر ناکامی از هدف فاصله نمیگیرند؛ برعکس، بیشتر به آن گره میخورند. این تشدید تدریجی از موفقترین تمهیدهای فیلم است، زیرا خنده را از دل رفتار شخصیتها بیرون میکشد، نه از شوخیهایی که بهصورت جداگانه بر روایت سوار شده باشند.
چهار مرد و مناسبات مردانه سنگ بهتنهایی موضوع فیلم نیست؛ مهمتر، رابطهٔ مردان با یکدیگر است. آنان در گفتوگو و عمل، مدام جایگاه خود را در جمع میسنجند: چه کسی پیشنهاد میدهد، چه کسی مخالفت میکند، چه کسی حاضر است از غرورش بگذرد و چه کسی شکست را نمیپذیرد. تلاش مشترک بهسرعت به میدان رقابت و نمایش بدل میشود؛ گویی هر مرد باید نه فقط سنگ، بلکه تردید و ضعف خود را نیز از برابر دیگران کنار بزند.
فیلم در ترسیم این رفتارها از داوری مستقیم پرهیز میکند. شخصیتها نه قهرمانانی بزرگاند و نه کاریکاتورهایی یکسره نادان. آنها آدمهایی معمولیاند که در موقعیتی نامتعارف، بخشهایی آشنا از خود را آشکار میکنند: میل به کنترل، اصرار بر درستبودن، نیاز به همراهی دیگران و دشواریِ رهاکردن کاری که دیگر معنای روشنی ندارد.
همین پرهیز از حکم قطعی باعث میشود تمسخر مردانگی در فیلم، هم خندهآور باشد و هم اندکی تلخ. سنگ؛ تمثیل یا معمایی گشوده؟ «مردان مشغول کارند» بار سیاسی و تمثیلی دارد، اما سنگ را به نمادی با معنایی یگانه و صریح تقلیل نمیدهد. میتوان آن را مانعی در برابر ارادهٔ جمعی دانست؛ میتوان در سماجت مردان بازتابی از قدرتطلبی، عادت یا نیاز به اثبات خویش دید.
« مردان با هر ناکامی از هدف فاصله نمیگیرند؛ برعکس، بیشتر به آن گره میخورند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم کلیدی قطعی به دست نمیدهد تا همهٔ جزئیات را به یک تفسیر بسته تبدیل کند. این گشودگی، برای بعضی تماشاگران دعوتی به تأمل است و برای برخی دیگر ممکن است به سردرگمی بینجامد. ابهام زمانی کارکردی است که تماشاگر را به مشارکت در معناسازی وادارد، نه اینکه صرفاً نشانهها را مبهم باقی بگذارد.
فیلم در بهترین لحظههایش از پاسخگویی مستقیم میگریزد و پرسشهایی دربارهٔ قدرت، عادت و رفتار جمعی پیش میکشد. اما هرچه تماشاگر بیشتر در جستوجوی رمزگشایی دقیق از سنگ باشد، احتمال دارد از وجه انسانی و کمیک ماجرا فاصله بگیرد. شاید مهمتر از اینکه سنگ دقیقاً نماد چیست، این باشد که مردان چگونه به آن معنا میدهند و چرا نمیتوانند بهسادگی از آن دست بکشند.
طبیعت و فضای تصویری چشمانداز کوهستانی صرفاً پسزمینهای زیبا برای یک کمدی نیست. گسترهٔ طبیعت، با سنگ و جاده و هوای بازش، در برابر گرفتاری کوچک مردان مقیاسی دیگر قرار میدهد. آنان در فضای وسیعی ایستادهاند، اما توجهشان به نقطهای محدود و به هدفی لجوجانه گره خورده است. این تضاد به فیلم کیفیتی تأملی میبخشد: طبیعت خاموش و بیاعتنا به جدلهای آدمهاست، در حالی که مردان هرچه بیشتر برای تغییر دادن بخشی از آن تقلا میکنند.
فضای بیرونی همچنین به فیلم هویتی متمایز میدهد. دورشدن از محیطهای بسته و پررفتوآمد، امکان میدهد مکثها و گفتوگوها کش پیدا کنند و توجه تماشاگر بر تغییرات کوچک رفتار شخصیتها بماند. بااینحال، همین انتخاب در بخشهایی به کندی میانجامد. نماها و لحظههایی که قرار است حس انتظار یا فرسایش را منتقل کنند، گاهی بیش از اندازه امتداد مییابند و از ظرافت به رخوت نزدیک میشوند.
« بااینحال، فیلم کلیدی قطعی به دست نمیدهد تا همهٔ جزئیات را به یک تفسیر بسته تبدیل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم؛ صبر تماشاگر در برابر تکرار ریتم آرام فیلم با منطق داستانش تناسب دارد: کاری که باید ساده باشد، مدام طولانیتر و پیچیدهتر میشود. تکرار تلاشها، حرفها و اختلافنظرها بهتدریج حس گیر افتادن را پدید میآورد؛ تماشاگر نیز مانند مردان در برابر پرسشی قرار میگیرد که آیا ادامهدادن هنوز ارزشی دارد یا نه.
از این نظر، کندی فقط یک ایراد فنی نیست و میتواند بخشی از تجربهٔ فیلم باشد. اما این رویکرد همیشه به یک اندازه موفق نیست. برخی صحنهها اطلاعات یا دگرگونی تازهای به رابطهها نمیافزایند و صرفاً همان حالوهوا را دوباره بازتولید میکنند. در چنین لحظههایی، فیلم از تماشاگر صبر میخواهد بیآنکه پاداشی متناسب برای آن فراهم کند.
این نوسان میان کمدیِ آرام و کشآمدنِ بیحاصل، تجربهٔ تماشای اثر را دوگانه میکند: ممکن است هرچه فیلم پیش میرود، سماجت شخصیتها جذابتر شود؛ یا برعکس، تکرار کارها صبر تماشاگر را تحلیل ببرد. پایانبندی و اثرِ باقیمانده فیلم بهجای آنکه همهٔ مسیر را با نتیجهگیری روشن جمع کند، پایانبندیای ناگهانی و کمتوضیح را انتخاب میکند.
این تصمیم با پرهیز اثر از پاسخهای قطعی همخوان است، اما ممکن است حس ناتمامماندن به جا بگذارد. تماشاگرانی که انتظار دارند داستان پس از این همه کشمکش به مکثی روشن و فرصتی برای جمعبندی برسد، احتمالاً از این پایان فاصله میگیرند. در مقابل، قطعیتگریزی فیلم میتواند تأکیدی بر بیمعنایی یا استمرارِ بیحاصلِ تلاشها تلقی شود.
« از این نظر، کندی فقط یک ایراد فنی نیست و میتواند بخشی از تجربهٔ فیلم باشد. »
قوتها و کاستیها
آنچه پس از تماشا باقی میماند، بیشتر از آنکه پاسخ باشد، تصویر چهار مردی است که انرژی خود را وقف هدفی کوچک و نامعقول کردهاند. فیلم در همین تصویر، هم شوخی میکند و هم چیزی دربارهٔ آدمها میگوید: گاهی هدف در آغاز بهانه است، اما پس از مدتی خودِ پافشاری اهمیت پیدا میکند. پایان ناگهانی این برداشت را تقویت میکند، هرچند از نظر روایی فرصت نمیدهد همهٔ رشتهها به شکلی رضایتبخش به هم برسند.
جمعبندی «مردان مشغول کارند» کمدیای نامتعارف و کمشتاب است که از یک موقعیت ساده برای مشاهدهٔ رفتار جمعی و نمایش گونههایی از لجبازی مردانه بهره میگیرد. جذابیتش در شوخی آرام، فضای کوهستانی و تبدیل تدریجی یک تصمیم تفریحی به وسواس است؛ محدودیتش نیز در ریتم کشدار، تمثیلی است که تفسیرش آسان نیست و پایانی که مجال جمعبندی کامل نمیدهد.
این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از روایتهای کمحادثه و کمدیهای مبتنی بر مکث و تکرار لذت میبرند. ممکن است در بخشهایی حوصلهسربر شود، اما ایدهٔ مرکزی و کلکلهای شخصیتها به آن سرزندگی خاصی میبخشند. حاصل، اثری است که نه همهٔ ابهامهایش را حل میکند و نه برای هر سلیقهای یکسان سرگرمکننده خواهد بود؛ بااینحال، سماجت عجیب و خندهآورش بهسادگی از ذهن محو نمیشود.
« این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از روایتهای کمحادثه و کمدیهای مبتنی بر مکث و تکرار لذت میبرند. »
ثبت دیدگاه