نقد و بررسی
نقد تقریباً قانونی (Barely Legal) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از شوخی فراتر نمیرود «Barely Legal» ساختهٔ خوزه مونتهسینوس، کمدی جنسی مستقلی است که بر ایدهای ساده و عامهپسند بنا شده: سو، شرل و لکسی، سه دوست صمیمی که در یک روز به دنیا آمدهاند، برای هجدهمین سالگرد تولدشان تصمیم میگیرند باکرگی خود را از دست بدهند. این فرض آغازین، بالقوه میتوانست دستمایهٔ روایتی دربارهٔ بلوغ، فشار همسالان، دوستی و تفاوت میان خیالپردازی و تجربهٔ واقعی باشد.
اما فیلم بیشتر انرژی خود را صرف موقعیتهای جنسی و شوخیهای آشکار میکند و کمتر به پیامدهای عاطفی یا معنای شخصی این تصمیم میپردازد. حاصل، اثری است که ایدهاش از فیلم کاملتر به نظر میرسد: وعدهٔ یک کمدی پرتحرک را میدهد، اما در گسترش آن به روایتی منسجم و پربار ناکام میماند. سه شخصیت و نیروی دوستی مهمترین سرمایهٔ فیلم، نه خط داستانی، بلکه سه شخصیت اصلی آن است.
سو، شرل و لکسی هرکدام تصویری متفاوت از جوانی و تجربهجویی عرضه میکنند؛ یکی سادهدلتر و مقیدتر به باورهایش است، دیگری درگیر رابطهای عاطفی و پرتنش میشود و سومی با کنجکاوی و جسارت بیشتری بهدنبال تجربه میرود. این تفاوتها به گروه امکان میدهد در کنار هم انرژی و تنوعی ایجاد کنند که فیلم بهتنهایی در فیلمنامه ندارد.
دوستی دیرینهٔ آنها نیز گاه از دل موقعیتهای مضحک عبور میکند و لحظاتی از صمیمیت و رفاقت میسازد. بااینحال، شخصیتپردازی بیش از آنکه بر شناخت درونی این سه زن جوان تکیه کند، به چند ویژگی فوری و قابلتشخیص بسنده میکند. فیلم از این تفاوتها برای تولید شوخی استفاده میکند، اما کمتر فرصت میدهد تا مخاطب بفهمد هرکدام از آنها واقعاً چه میخواهند و تصمیمشان چه نسبتی با ترسها، انتظارات یا نگاهشان به خود دارد.
« سه شخصیت و نیروی دوستی مهمترین سرمایهٔ فیلم، نه خط داستانی، بلکه سه شخصیت اصلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، دوستداشتنیبودن شخصیتها بیشتر حاصل حضور گرم و ترکیب گروهی آنهاست تا عمق نوشتار. این گروه در کنار هم جذابتر از هرکدام در مسیر داستانی جداگانه عمل میکند. کمدیِ جسور، اما کمجان فیلم آشکارا به کمدی جنسی متکی است؛ موقعیتهایی که قرار است با اغراق، غافلگیری و عبور از آداب متعارف خنده ایجاد کنند.
مسئله این نیست که چنین نوعی از کمدی ذاتاً کمارزش است، بلکه شوخیها در اینجا اغلب به مرحلهٔ نخست ایده محدود میمانند. فیلم موقعیت را مطرح میکند، اما برای ساختن ضرباهنگ، تشدید طنز یا یافتن زاویهای تازه تلاش چندانی نمیکند. در نتیجه، آنچه باید رها و سرزنده باشد، بارها به تکرار یک الگوی آشنا تبدیل میشود.
این ضعف در ریتم نیز نمود دارد. صحنهها گاه بیشتر از ظرفیت خندهدارشان ادامه پیدا میکنند و فیلم بهجای آنکه موقعیت را به نقطهای مؤثر برساند، آن را کش میدهد. طنز جنسی زمانی موفق است که علاوه بر جسارت، دقتی در مشاهدهٔ رفتار آدمها یا بازی با انتظار مخاطب داشته باشد؛ اما «Barely Legal» اغلب به خودِ موضوع بسنده میکند و از ساختن شوخیای ماندگار بازمیماند.
از همین رو، فیلم ممکن است در لحظههایی برای تماشای جمعی یا یک شب سبک سرگرمکننده باشد، ولی توان حفظ خنده و توجه را در سراسر مدت خود ندارد. روایت پراکنده و مسیرهای قابلحدس ساختار داستان حول تلاشهای سه دوست برای رسیدن به هدفی مشترک شکل گرفته است. هرکدام با مانع یا سوءتفاهمی روبهرو میشود و موقعیت تازهای برای کمدی پدید میآید.
« بنابراین، دوستداشتنیبودن شخصیتها بیشتر حاصل حضور گرم و ترکیب گروهی آنهاست تا عمق نوشتار. »
شخصیتها و اجرا
این قالب اپیزودیک با جنس اثر تناسب دارد، اما به انسجام نیازمند است: هر ماجرا باید یا شخصیتها را تغییر دهد، یا روابط میانشان را دگرگون کند، یا دستکم مسیر کلی را پیش ببرد. فیلم در بسیاری از لحظات این پیوند را بهقدر کافی برقرار نمیکند و مجموعهای از ماجراهای پراکنده بهجای حرکتی پیوسته مینشیند.
مسیرهای روایی نیز معمولاً از ابتدا نشانههای روشنی دربارهٔ جهت خود میدهند. تماشاگر بهسرعت میتواند حدس بزند که سوءتفاهمها چگونه پیش خواهند رفت و بسیاری از برخوردها به کجا ختم میشوند. قابلپیشبینیبودن بهتنهایی عیب یک کمدی نیست؛ حتی داستانی ساده میتواند با شخصیتپردازی، زمانبندی یا جزئیات تازه جان بگیرد.
مشکل اینجاست که فیلم ابزارهای جایگزین کافی ندارد تا از آشنایی الگوها بکاهد. به همین دلیل، زمان اجرا گاه طولانیتر از آنچه روایت اقتضا میکند احساس میشود. جیک و آدمهای پیرامون جیک، که در خط عاطفی شرل جایگاه مهمی دارد، یکی از شخصیتهایی است که حضورش بهجای پیچیدهترکردن رابطه، بیشتر بر اعصابخردکنبودن او تکیه میکند.
فیلم از رفتار او برای پیشبردن تنش و فراهمکردن زمینهٔ موقعیتهای بعدی بهره میگیرد، اما در ترسیم رابطهٔ او با شرل به لایههای تازهای نمیرسد. نتیجه آن است که جیک بیش از آنکه شخصیتی باورپذیر یا چندوجهی باشد، به مانعی برای حرکت قهرمانان بدل میشود؛ مانعی که کارکردش روشن است، اما حضورش چندان جذاب نیست.
« مسیرهای روایی نیز معمولاً از ابتدا نشانههای روشنی دربارهٔ جهت خود میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فرعی نیز عمدتاً در خدمت شوخی یا یک اتفاق کوتاه قرار دارند. چنین رویکردی در یک کمدی سبک میتواند پذیرفتنی باشد، اما وقتی خودِ شوخیها کمرمقاند، فرعیبودن آدمها بیش از پیش به چشم میآید. فیلم کمتر از بازیگران و روابط میان شخصیتها برای ایجاد طنز بهره میبرد و بیشتر به موقعیتهای بیرونی و اغراقآمیز متکی میماند.
این انتخاب، دامنهٔ کمدی را محدود میکند و اجازه نمیدهد فضای داستان از مجموعهای از برخوردهای منفرد فراتر برود. اجرا و تصویر؛ محدودیتهایی که به چشم میآیند کیفیت فنی فیلم با مقیاس و گونهٔ کمهزینهٔ آن پیوند دارد، اما این زمینه همهٔ کاستیها را توجیه نمیکند. فیلمبرداری و میزانسن گاه فاقد ظرافتاند و نماها بیشتر وظیفهٔ ثبت صحنه را انجام میدهند تا آنکه به ساختن لحن، فضا یا ریتم کمک کنند.
تصویر، جهان داستان را زنده و ویژه نمیسازد؛ در بسیاری از لحظات، اجرای رویدادها از خودِ رویدادها خامتر به نظر میرسد. این ضعف بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم برای اثرگذاری به مکث، زمانبندی و واکنشهای دقیق بازیگران نیاز دارد. بازیها نیز یکدست نیستند. سه بازیگر اصلی، در کنار هم، از نوعی جذابیت گروهی برخوردارند و همین امر بخشی از سردی اجرا را جبران میکند؛ اما در بسیاری از صحنهها، بیان واکنشها یا زمانبندی شوخیها طبیعی از کار درنمیآید.
کمدی بیش از هر ژانر دیگری به اعتماد و دقت اجرایی وابسته است: شوخیای که اندکی زود یا دیر ادا شود، ممکن است تمام اثرش را از دست بدهد. فیلم در این زمینه بارها فرصت خنداندن را از دست میدهد و ضعف تولید را به تجربهای محسوس تبدیل میکند. نوستالژیِ نوجوانی و لذت محدود با وجود کاستیها، «Barely Legal» ممکن است برای برخی تماشاگران حسی نوستالژیک داشته باشد؛ نه لزوماً بهسبب بازنمایی دقیق نوجوانی، بلکه بهخاطر یادآوری دورهای که فیلمهای کمدیِ جسورانه و کمپیرایه، با موقعیتهای اغراقشده و شخصیتهای تیپیک، بخشی از سرگرمیهای سبک بودند.
« شخصیتهای فرعی نیز عمدتاً در خدمت شوخی یا یک اتفاق کوتاه قرار دارند. »
قوتها و کاستیها
این حس میتواند فیلم را برای تماشایی گذرا در جمع دوستان مناسب کند. سه قهرمان اصلی نیز بهرغم محدودیتهای فیلمنامه، به اثر گرمایی میدهند که در لحظاتی از بیرمقی آن میکاهد. اما این لذت محدود است و بیش از آنکه از کیفیت منسجم فیلم سرچشمه بگیرد، به حالوهوای تماشاگر و همراهی با بازیگوشی اثر وابسته است.
کمدی گاهی چنان ناپخته و بیهدف میشود که تماشای آن نه از سر لذت، بلکه از سر کنجکاوی دربارهٔ انتخاب بعدی فیلم ادامه مییابد. فیلم میتواند برای مخاطبی که انتظار اثری جدی یا ظریف ندارد، لحظاتی سرگرمکننده فراهم کند؛ ولی این سرگرمی شکننده است و با تکرار شوخیها و کشآمدن روایت بهسرعت فرسوده میشود.
جمعبندی «Barely Legal» کمدیای است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در سه شخصیت مرکزی و انرژی گروهی آنها مییابد، اما نمیتواند این ظرفیت را به داستانی منسجم یا طنزی ماندگار تبدیل کند. ایدهٔ آغازین، امکان پرداختن به دوستی، بلوغ و فاصلهٔ میان تصور و تجربه را در خود دارد؛ بااینحال، فیلم بیشتر به شوخیهای جنسی مستقیم و موقعیتهای قابلحدس بسنده میکند.
اجرای ناپخته، فیلمبرداری کمظرافت، شخصیت فرعی آزاردهنده و ریتم کشدار نیز بر این محدودیتها میافزایند. بااینهمه، اثر کاملاً از جذابیت تهی نیست. صمیمیت سه دوست و حالوهوای سبک آن میتواند برای تماشایی بیتکلف، بهویژه در جمعی که از کمدیهای خام و اغراقآمیز استقبال میکند، فرصتی برای سرگرمی فراهم آورد.
« این حس میتواند فیلم را برای تماشایی گذرا در جمع دوستان مناسب کند. »
جمعبندی
اما در مقام کمدی، بیش از آنکه بخنداند، بارها به ایدهٔ خنداندن اکتفا میکند؛ و همین فاصله میان قصد و اجرا، تعریف دقیقتری از تجربهٔ تماشای آن به دست میدهد.
ثبت دیدگاه