نقد و بررسی
نقد نجاتدهندگان (The Rescuers) | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در مقیاسی کوچک، با خطری بزرگ «The Rescuers» ماجرایی دربارهٔ نجات است، اما نیروی اصلیاش از تضاد اندازهها و نیروها برمیخیزد: قهرمانان داستان موشهاییاند که برای کمک به کودکی گرفتار، باید با جهانی عظیم، خشن و پیشبینیناپذیر روبهرو شوند. این تقابل صرفاً تمهیدی برای شوخیهای دیداری نیست؛ مقیاس کوچک شخصیتها، هر مانع را به تهدیدی ملموس تبدیل میکند و محیطهای آشنا را به میدانهای خطر بدل میسازد.
مأموریت برنارد و بیانکا، در عین آنکه ساختاری کلاسیک و روشن دارد، بهسبب همین آسیبپذیری دائمی حالوهوایی پرتعلیق پیدا میکند. فیلم از رمانی از Margery Sharp اقتباس شده و در سال ۱۹۷۷ به نمایش درآمد؛ اثری که در دورهای مهم از تداوم و دگرگونی هنر انیمیشن دیزنی ساخته شد. حضور هنرمندان تازهنفس در کنار انیماتورهای باتجربه، به فیلم هویتی میاندورهای میبخشد: نه کاملاً رها از سنتهای قدیمی، و نه برخوردار از صیقل و شکوه بصری برخی آثار بعدی استودیو.
همین میانهبودن، هم بخشی از جذابیت آن است و هم منشأ بعضی کاستیهایش. روایتی ساده، اما نه سطحی هستهٔ داستان را میتوان در چند جمله خلاصه کرد: دخترکی یتیم ربوده شده و دو مأمور از انجمن بینالمللی امداد و نجات برای پیدا کردن او به راه میافتند. این سادگی، فیلم را برای مخاطب کمسنوسال قابلدنبالکردن میکند، اما اثر در پرداخت موقعیتها از سادهسازی کامل میپرهیزد.
ربایش، انزوا و تهدید، در بافتی قرار میگیرند که گاهی واقعاً اضطرابآور است؛ ازاینرو ماجراجویی فقط مجموعهای از تعقیبها و شوخیها نیست، بلکه دربارهٔ همدلی با کسی است که قدرت و امکان دفاع از خود را ندارد. بااینحال، روایت در همهٔ لحظات به یک اندازه پیشرونده نیست. بخشهایی از فیلم برای معرفی جهان داستان، رفتوآمد میان شخصیتها و آمادهسازی مأموریت صرف میشود.
« همین میانهبودن، هم بخشی از جذابیت آن است و هم منشأ بعضی کاستیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مکثها گاه به ایجاد فضای دلنشین کمک میکنند، اما در جاهایی نیز احساس میشود که ماجرا دیرتر از حد لازم به حرکت درمیآید. اگر تماشاگر انتظار روایتی پرشتاب داشته باشد، احتمالاً در نیمهٔ نخست با لحظاتی کشدار روبهرو میشود. فیلم در عوض، با ساختن تدریجی فضای خطر و برجستهکردن جزئیات جهان کوچک قهرمانان، برای بخشهای پرتنشتر زمینه فراهم میکند.
بیانکا و برنارد؛ دو شیوهٔ شجاعت بیانکا از آن شخصیتهایی است که حضورش صرفاً برای همراهی با قهرمان اصلی نیست. اعتمادبهنفس، گرمی و توانایی او در برخورد با موقعیتهای ناآشنا، به گروه امداد رنگ و انرژی میدهد. جذابیتش در بینقصبودن نیست؛ او بهجای آنکه قهرمانی دور از دسترس باشد، با رفتاری صمیمانه و تصمیمگیریهای عملی پیش میرود.
همین کیفیت، او را دوستداشتنی میکند و از نقشهای صرفاً تزئینی فراتر میبرد. برنارد نقطهٔ مقابل اوست: محتاطتر، نگرانتر و گاه دستپاچه. این تفاوت، سرچشمهٔ بخشی از طنز فیلم است، اما رابطهٔ این دو فقط بر تضاد خصلتها استوار نمیماند. اعتماد میانشان بهتدریج شکل میگیرد و هرکدام در موقعیتهایی به توانایی دیگری تکیه میکند.
برنارد همیشه کارآمد و بیباک نیست، اما همین ترسهایش او را انسانیتر میکند؛ شجاعت در جهان فیلم به معنای نترسیدن نیست، بلکه ادامهدادن با وجود ترس است. گاهی دستوپاچلفتیبودن موشها از مرز شوخی مؤثر عبور میکند و به تکرار میرسد. بااینحال، این ناتوانی نسبی با منطق داستان سازگار است: آنها قرار نیست قهرمانانی شکستناپذیر باشند.
« اگر تماشاگر انتظار روایتی پرشتاب داشته باشد، احتمالاً در نیمهٔ نخست با لحظاتی کشدار روبهرو میشود. »
شخصیتها و اجرا
کوچکی و محدودیتشان سبب میشود راهحلها همیشه بدیهی نباشند و کمک موجوداتی دیگر نیز اهمیت پیدا کند. این تقسیم نقش، هرچند گاهی اغراقآمیز است، حس همکاری و وابستگی متقابل را تقویت میکند. مدوسا؛ شرارتی که بهراستی تهدید میکند مدوسا مهمترین سرچشمهٔ دلهرهٔ فیلم است. او صرفاً مانعی برای پیشبرد مأموریت نیست؛ خلقوخوی ناپایدار، حرص و رفتار بیرحمانهاش به او حضوری میبخشد که تهدید را از سطحی نمادین فراتر میبرد.
ترسناکبودن او نه از تواناییهای فراطبیعی، بلکه از بیاعتناییاش به رنج دیگران میآید. همین ویژگی، شخصیت را برای مخاطب باورپذیرتر و نگرانکنندهتر میکند. در برابر بیانکا و برنارد که گرما و همدلی دارند، مدوسا با فضای سرد و پرتنش خود به فیلم قطبی روشن میبخشد. تقابل این دو فضا گاه آشکار و نمایشی است، اما معمولاً مؤثر از کار درمیآید.
مدوسا بهخصوص در واکنشهای چهره و تغییر ناگهانی لحن، حضوری بهیادماندنی دارد؛ حضوری که ترس را با لحظاتی از طنز سیاه درمیآمیزد. فیلم از این راه موفق میشود بدون رهاکردن مخاطب کودک، خطر را جدی جلوه دهد. طنز، دلهره و نقش محیط یکی از امتیازهای فیلم، تواناییاش در جابهجایی میان شوخی و اضطراب است.
طنز بیشتر از تفاوت شخصیتها، دشواریهای جسمانی موشها و برخوردشان با اشیای بزرگتر از خودشان پدید میآید. در لحظات موفق، خنده تنش را نمیشکند، بلکه آن را قابلتحملتر میکند؛ تماشاگر همزمان از موقعیت سرگرم میشود و نگران پیامدهایش میماند. البته همهٔ شوخیها به یک اندازه کار نمیکنند و بعضی از آنها بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت بجوشند، بهصورت مکثی در جریان داستان قرار میگیرند.
« کوچکی و محدودیتشان سبب میشود راهحلها همیشه بدیهی نباشند و کمک موجوداتی دیگر نیز اهمیت پیدا کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محیطهای فیلم نیز در ایجاد این دوگانگی نقش دارند. جهان پیرامون قهرمانان هم ظرفیت بازیگوشی دارد و هم میتواند ناگهان خطرناک شود. یک مسیر ساده یا وسیلهای روزمره، از دید موشها مانعی جدی و گاه هراسآور است. این نگاه، به فیلم نوعی ماجراجویی حسی میدهد؛ خطر نه فقط در نیت شخصیت شرور، بلکه در خودِ محیط و تفاوت مقیاسها حضور دارد.
در عین حال، گذر میان فضاها همیشه با آهنگی یکدست انجام نمیشود و گاه فیلم بیش از اندازه در موقعیتهای میانی درنگ میکند. تصویر و موسیقی؛ گرمایی در دل محدودیتها ظاهر بصری «The Rescuers» امروز ممکن است در مقایسه با انیمیشنهای پرجزئیاتتر، ساده یا کمجلوه به نظر برسد. رنگبندی آن همیشه پرزرقوبرق نیست و برخی پسزمینهها حالتی آرام و خاموش دارند.
این انتخاب، برای تماشاگرانی که به تصویرهای بسیار اشباع و حرکتهای پرشتاب عادت دارند، میتواند نشانهٔ کهنگی تلقی شود. بااینهمه، سادگی بصری فیلم صرفاً نقطهضعف نیست: خطوط نرم و فضای کمتکلفش به آن لحنی گرم میدهد و با داستانی دربارهٔ مراقبت و همیاری تناسب دارد. فیلم همچنین به موسیقی و ترانهها برای همراهی عاطفی با داستان تکیه میکند.
قطعات موسیقایی، در بهترین لحظات، احساس تنهایی و امید را برجسته میکنند، بیآنکه همهچیز را به گفتوگوهای توضیحی واگذار کنند. موسیقی گاه به ماجرا حالتی لطیف و اندوهناک میدهد و گاه حرکت و کشف را همراهی میکند. این وجه عاطفی، در کنار دلهرهٔ مدوسا و طنز مأموریت، به فیلم دامنهای بیشتر از یک سرگرمی کودکانهٔ صرف میبخشد.
« محیطهای فیلم نیز در ایجاد این دوگانگی نقش دارند. »
قوتها و کاستیها
میراث و شیوهٔ تماشا تماشای فیلم امروز نیازمند پذیرفتن ریتم و زبان تصویری دورهٔ خود است. این اثر برای آن ساخته نشده که هر چند دقیقه با حادثهای تازه توجه مخاطب را از نو به خود جلب کند. بخشهایی از آن آراماند و برخی ایدههای کمدی نیز ممکن است برای تماشاگر معاصر کماثر باشند. اما اگر فرصت داده شود تا رابطهٔ قهرمانان، حالوهوای محیط و تهدید تدریجی داستان شکل بگیرد، فیلم پاداش خود را در ترکیب دلنشین صمیمیت و خطر عرضه میکند.
برای تماشای خانوادگی نیز اثری مناسب است، زیرا ماجراجویی را با لحظات خنده و عاطفه همراه میکند، بیآنکه همهٔ دشواریها را بیاهمیت جلوه دهد. خطرهای داستان واقعی احساس میشوند، اما فیلم در نهایت بر همکاری، وفاداری و امید تکیه دارد. این تعادل، آن را برای نسلهای مختلف قابلتماشا میکند: کودکان میتوانند درگیر مأموریت شوند و بزرگترها در سادگی و گرمای جهانش چیزی فراتر از سرگرمی بیابند.
جمعبندی «The Rescuers» فیلمی بینقص یا از نظر بصری خیرهکننده نیست، اما شخصیتهای ماندگار و ترکیب خاص طنز و دلهره، به آن هویتی روشن میبخشند. بیانکا با اعتمادبهنفس و مهربانیاش بهیاد میماند، برنارد با ترسهای انسانیاش باورپذیر است و مدوسا تهدیدی واقعی به داستان میآورد. در سوی دیگر، ریتم نابرابر، شوخیهای گاه کماثر و جلوهای کهنهتر ممکن است از لذت تماشا بکاهد.
با وجود این محدودیتها، فیلم در ساختن ماجرایی گرم و پرخطر کامیاب است؛ ماجرایی که قهرمانان کوچک خود را نه با قدرت خارقالعاده، بلکه با همدلی، پشتکار و همکاری پیش میبرد. ارزش ماندگارش نیز در همین سادگی نهفته است: یادآوری اینکه اندازهٔ قهرمان، هرگز معیار اندازهٔ شجاعت او نیست.
« میراث و شیوهٔ تماشا تماشای فیلم امروز نیازمند پذیرفتن ریتم و زبان تصویری دورهٔ خود است. »
ثبت دیدگاه