نقد و بررسی
نقد بیدار (Awaken) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و افق انتظارات «Awaken» که با نام کرهای «낮과 밤» نیز شناخته میشود، سریالی جنایی و معمایی است که در سال ۲۰۲۰ پخش شد؛ بنابراین برخلاف تعبیر «فیلم» در درخواست، با اثری چندقسمتی روبهرو هستیم. قصه از پرونده قتلهایی رازآلود آغاز میشود و بهتدریج میان رخدادهای زمان حال و حادثهای تلخ در روستایی کوچک، بیستوهشت سال پیش، ارتباط برقرار میکند.
هسته جذاب مجموعه نه صرفاً یافتن قاتل، بلکه پرسش از ماهیت حقیقتی است که سالها زیر لایههای سکوت و مصلحت پنهان مانده است. همین پیوند میان جنایت امروز و گذشتهای مدفون، به روایت ظرفیت تعلیق و گسترش تدریجی میدهد. از همان ابتدا باید دانست که «Awaken» به یک ژانر وفادار نمیماند. ظاهر آن شبیه تریلر پلیسی است: کارآگاهان، سرنخها، بازجوییها و پروندههایی که باید به هم پیوند بخورند.
اما هرچه پیش میرود، عناصر علمیتخیلی و ماورایی پررنگتر میشوند و فضای اثر را از الگوی آشنای «چه کسی مرتکب قتل شده است؟» فراتر میبرند. این انتخاب، هم منشأ تازگی مجموعه است و هم سرچشمه بخشی از نابرابری آن؛ زیرا همه مخاطبان، و حتی همه بخشهای روایت، به یک اندازه با این آمیزه سازگار نمیشوند.
معمایی که از گذشته تغذیه میکند ساختار روایی سریال بر افشای تدریجی بنا شده است. پروندههای قتل در آغاز همچون رخدادهایی جداگانه به نظر میرسند، اما نشانههایی از گذشته کمکم آنها را به یکدیگر متصل میکند. حادثه روستای «شب سفید» صرفاً پسزمینهای تاریخی نیست؛ خاطرهای جمعی و زخمی حلنشده است که حضورش در زمان حال، تصمیمها و رفتار شخصیتها را شکل میدهد.
« همین پیوند میان جنایت امروز و گذشتهای مدفون، به روایت ظرفیت تعلیق و گسترش تدریجی میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، گذشته در «Awaken» نه چیزی تمامشده، بلکه نیرویی فعال است که همچنان در اکنون دخالت میکند. این تمهید به مجموعه اجازه میدهد پرسشهای بزرگتری از معمای جنایی مطرح کند: چه کسی حق دارد حقیقت را پنهان کند؟ آیا دانستن حقیقت الزاماً به رهایی میانجامد؟ و مسئولیت اخلاقی در برابر رنجی که دیگران تجربه کردهاند، تا کجا امتداد دارد؟
سریال پاسخهایش را یکباره عرضه نمیکند؛ ترجیح میدهد تماشاگر را میان حدسها و بازنگری در برداشتهای پیشین نگه دارد. بااینحال، گسترش رازها گاهی چنان پرشتاب میشود که خود معما از شخصیتها پیشی میگیرد و جزئیات روایی بیش از آنکه به فهم عمیقتر بینجامند، صرفاً پرسشهای تازهای به میان میآورند.
ریتم آغازین و مسئله کشش مهمترین مانع ورود به مجموعه، کندی بخش آغازین آن است. سریال پیش از آنکه کشمکش اصلیاش به روشنی صورتبندی شود، زمان قابلتوجهی را صرف معرفی فضا و چیدن نشانههای اولیه میکند. این مکث میتواند برای ساختن حالوهوای رازآلود مفید باشد، اما در «Awaken» همیشه به تعلیق ثمربخش بدل نمیشود.
بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و پیشروی پروندهها در آغاز آنقدر آهسته است که مخاطب ممکن است پیش از آشکارشدن ظرفیت واقعی داستان، از آن فاصله بگیرد. بااینهمه، کندی شروع را نباید با فقدان ایده اشتباه گرفت. مسئله بیشتر در نحوه توزیع اطلاعات و ضرباهنگ روایت است. مجموعه مواد لازم برای ایجاد کنجکاوی را در اختیار دارد، اما در قسمتهای نخست گاهی آنها را با احتیاطی بیش از حد عرضه میکند.
« از این منظر، گذشته در «Awaken» نه چیزی تمامشده، بلکه نیرویی فعال است که همچنان در اکنون دخالت میکند. »
شخصیتها و اجرا
پس از آنکه پیوند میان پروندهها و واقعه گذشته روشنتر میشود، روایت نیروی بیشتری میگیرد و تماشاگر میتواند روابط میان آدمها و سرنخها را در چارچوبی منسجمتر ببیند. این تغییر، برای برخی مخاطبان جبرانکننده است؛ برای برخی دیگر، شروع کشدار ممکن است چنان بازدارنده باشد که فرصت رسیدن به بخشهای پرکششتر را پیدا نکنند.
شخصیتها و پویایی گروه گروه محوری پلیس از امتیازهای مهم «Awaken» است. دو جونگوو، رهبر گروه، شخصیتی است که خونسردی و رفتار غیرمتعارفش او را از قهرمانان پلیسی کلیشهای دور میکند. او بهجای آنکه همیشه توضیح دهد چه میداند و چرا چنین رفتار میکند، بخشی از انگیزههایش را ناگفته نگه میدارد؛ ویژگیای که هم جذابیت میآفریند و هم گاهی فاصلهای میان او و تماشاگر ایجاد میکند.
در کنار او، گونگ ههوون با انرژی و صراحت بیشتری ظاهر میشود و جیمی، مأمور اعزامی از آمریکا، زاویهای متفاوت به تحقیقات میافزاید. این اختلاف خلقوخوها به گروه تنوع میدهد و مانع میشود همکاری اعضا صرفاً به تقسیم وظایف اداری محدود بماند. شخصیتهای اصلی زمانی موفقترند که سریال اجازه میدهد رابطهشان در برخوردهای روزمره و اختلافنظرهایشان شکل بگیرد.
تماشاگر بهتدریج درمییابد هر یک چگونه با خطر، بیاعتمادی و گذشته روبهرو میشود. بازی بازیگران نیز در باورپذیرکردن این همراهی نقش مهمی دارد؛ بازیها عموماً از اغراق فاصله میگیرند و حتی هنگامی که قصه به قلمرو نامعمولتری میرود، واکنشهای انسانی شخصیتها را حفظ میکنند. البته چون معما بار سنگینی بر دوش روایت دارد، برخی چهرههای فرعی بیشتر کارکردی در خدمت پیشبرد پرونده پیدا میکنند تا آنکه فرصت کافی برای استقلال دراماتیک داشته باشند.
« شخصیتها و پویایی گروه گروه محوری پلیس از امتیازهای مهم «Awaken» است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آمیزه جنایی، علمیتخیلی و فراطبیعی نقطه تمایز «Awaken» در جسارت آن برای پیوند دادن تریلر جنایی با ایدههایی بیرون از منطق روزمره است. مجموعه نمیخواهد صرفاً داستانی درباره پلیسهایی باشد که با روشهای معمول به یک قاتل میرسند؛ پرسشهای مرتبط با امکانهای علمی و مرزهای اخلاقی آنها را نیز وارد میدان میکند.
بدینترتیب، تعقیب مجرم به پرسشی درباره پیامدهای دستکاری در زندگی انسان و بهای جاهطلبی بدل میشود. این لایه مفهومی به سریال عمق میدهد و سبب میشود پروندهها صرفاً بازیهایی برای حدسزدن پاسخ نباشند. اما ترکیب ژانرها همیشه یکدست از کار درنمیآید. هرگاه وجه پلیسی و جنایی در مرکز توجه است، سریال معمولاً کشش ملموسی دارد؛ زیرا اطلاعات تازه بهتدریج جای حدسهای پیشین را میگیرد.
در مقابل، بخشهای علمیتخیلی و ماورایی گاه چنان گسترده میشوند که قواعد جهان داستان نیازمند توضیح بیشتری به نظر میرسند. اگر مخاطب از پیش انتظار تریلری واقعگرا داشته باشد، این تغییر مسیر ممکن است ناگهانی جلوه کند. اگر هم مشتاق تلفیق ژانرها باشد، احتمال دارد از اینکه بعضی ایدهها بیش از آنکه کاویده شوند، به ابزار پیشبرد معما تبدیل شدهاند، ناامید شود.
جذابیت اثر دقیقاً در همین ریسک نهفته است، هرچند ریسک همیشه به انسجام کامل منتهی نمیشود. فضاسازی و کیفیت اجرا فضای رازآلود سریال بر حس تضاد میان زندگی عادی و حقیقتی هولناک استوار است. شهر و نهادهای رسمی در ظاهر سازوکارهایی برای نظم و محافظت فراهم میکنند، اما گذشتهای که «Awaken» پیش میکشد نشان میدهد همین ساختارها میتوانند در پنهانکردن خطاها و حفظ سکوت نیز نقش داشته باشند.
« بدینترتیب، تعقیب مجرم به پرسشی درباره پیامدهای دستکاری در زندگی انسان و بهای جاهطلبی بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
این فاصله میان ظاهر آرام و باطن ناآرام، به پروندهها حالوهوایی تیره میبخشد؛ بیآنکه نیاز باشد هر صحنه بر شوک یا خشونت تکیه کند. در اجرا، قوت اصلی بیشتر در چیدمان فضای معمایی و حفظ لحن جدی اثر است تا در تازگی بصری چشمگیر. سریال تلاش میکند میان صحنههای تحقیق، مواجهههای شخصی و لحظههای پرتنش تعادل برقرار کند، اما این تعادل در همه قسمتها یکسان نیست.
گاهی توضیحهای داستانی جای کشف تصویری را میگیرند و گاهی اطلاعات با تأخیر عرضه میشوند. با وجود این، حضور بازیگران و جدیت اجرای آنان کمک میکند حتی در بخشهایی که روایت پیچیده یا سنگین میشود، پیوند عاطفی تماشاگر با گروه اصلی کاملاً از میان نرود. جمعبندی «Awaken» اثری مناسب کسانی است که از تریلر جناییِ صرف انتظار ندارند و با ورود تدریجی عناصر علمیتخیلی و ماورایی همراه میشوند.
مهمترین جذابیتش پیوند پروندههای امروز با تراژدیِ بیستوهشت سال پیش، گروه اصلی دوستداشتنی و بازیهای باورپذیر است. در سوی دیگر، آغاز کند و روایت گاه نابرابر میتواند صبر مخاطب را بیازماید؛ افزون بر این، آمیزه ژانری همیشه به اندازه ایدههایش منسجم نیست. بااینحال، مجموعه در طرح پرسش درباره حقیقت، حافظه و مسئولیت اخلاقی ظرفیت قابلتوجهی دارد.
بهتر است آن را نه بهعنوان معمایی پلیسی با پاسخهای ساده، بلکه بهمنزله داستانی رازآلود درباره زخمی دانست که گذشته بر اکنون باقی گذاشته است؛ داستانی که قوتش در کنجکاویبرانگیزی و ضعفش در دشواری حفظ ریتمی یکدست قرار دارد.
« در اجرا، قوت اصلی بیشتر در چیدمان فضای معمایی و حفظ لحن جدی اثر است تا در تازگی بصری چشمگیر. »
ثبت دیدگاه