نقد و بررسی
نقد رمز داوینچی (The Da Vinci Code) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که تاریخ را به صحنه بدل میکند «The Da Vinci Code» ساختهٔ Ron Howard، تریلری معمایی است که تاریخ هنر، نشانهشناسی و رازهای مذهبی را در قالب تعقیبی پرشتاب به هم میآمیزد. ماجرا با قتلی مرموز در موزهٔ لوور آغاز میشود و رابرت لنگدن، نمادشناس آمریکایی، را در کنار سوفی نوو، رمزگشای فرانسوی، به زنجیرهای از نشانهها و پرسشها میکشاند.
فیلم از همان ابتدا وعده میدهد که آثار هنری مشهور فقط موضوع تماشا نیستند؛ شاید حامل پیامهایی پنهان باشند که فهمشان مسیر داستان را تغییر میدهد. چنین نقطهٔ شروعی، هم ظرفیت تعلیق دارد و هم کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد: آیا آنچه میبینیم تمام حقیقت است، یا هر تصویر لایهای دیگر نیز در خود پنهان کرده است؟
فیلم بهجای ساختن معمایی کوچک و محدود، آن را به گسترهای تاریخی و دینی پیوند میزند. انجمنهای پنهان، اسناد کهن و روایتهایی متفاوت از تاریخ مسیحیت، همگی در خدمت این پرسش قرار میگیرند که چه کسی حق دارد گذشته را تعریف کند و چه چیزهایی ممکن است از حافظهٔ عمومی حذف شده باشند. این جاهطلبی، جهان داستان را بزرگ و پرجزئیات میکند؛ اما همزمان زمینهٔ اصلی ضعف فیلم نیز هست: هرچه دامنهٔ ادعاها وسیعتر میشود، فرصت پرداخت دقیق و سنجیدهٔ هر ایده کمتر میماند.
ریتم تعقیب و لذت حل معما جذابیت نخست فیلم در حرکت مداوم آن است. سرنخها یکی پس از دیگری ظاهر میشوند و هر پاسخ، پرسشی تازه پیش میکشد. تماشاگر همراه شخصیتها از یک نشانه به نشانهٔ دیگر میرود و ناچار است جزئیات را به خاطر بسپارد؛ گاهی یک عبارت، شکل هندسی یا اثر هنری میتواند به قطعهای تعیینکننده از پازل بدل شود.
« فیلم بهجای ساختن معمایی کوچک و محدود، آن را به گسترهای تاریخی و دینی پیوند میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه، فیلم را به بازیای روایی تبدیل میکند که نیروی محرکهاش نه فقط خطر بیرونی، بلکه میل به فهمیدن است. مکانها نیز بخشی از همین بازیاند. لوور، کلیساها و فضاهای تاریخی تنها پسزمینهٔ رویدادها نیستند؛ فیلم از شکوه معماری و بار فرهنگی آنها برای القای قدمت راز استفاده میکند.
جابهجایی میان این فضاها به داستان حس سفر و کشف میدهد و تعقیب را از یک ماجرای صرفاً جنایی فراتر میبرد. با این حال، شتاب روایی همیشه یکسان نمیماند. در برخی بخشها، زنجیرهٔ افشاگریها انرژی فیلم را بالا نگه میدارد؛ در بخشهایی دیگر، توقفهای طولانی برای توضیح اطلاعات، ضرباهنگ را میشکند و تعلیق را از حرکت بازمیدارد.
نشانهها، هنر و تاریخِ بازخوانیشده هستهٔ فکری فیلم بر این ایده استوار است که آثار هنری میتوانند بیش از معنای آشکارشان سخن بگویند. نقاشیهای لئوناردو داوینچی و نمادهای مذهبی در این روایت به میدان رمزگشایی بدل میشوند؛ هر نشانه، گویی دریچهای به روایتی پنهان است. این نگاه برای مخاطبی که از معماهای تاریخی لذت میبرد، بسیار گیراست؛ زیرا اثر هنری را از جایگاه شیئی خاموش بیرون میآورد و به بخشی فعال از درام تبدیل میکند.
اما فیلم میان «پرسشگری» و «اثبات» مرز روشنی نمیگذارد. روایتهای تاریخی و مذهبی را با لحنی چنان قاطع عرضه میکند که گاه خیال داستانی، فرضیهٔ بحثبرانگیز و واقعیت مستند در یک سطح قرار میگیرند. از این رو، بهتر است فیلم را نه گزارشی تاریخی، بلکه اثری داستانی بدانیم که از مواد خام تاریخ برای ساختن تعلیق بهره میگیرد.
« این شیوه، فیلم را به بازیای روایی تبدیل میکند که نیروی محرکهاش نه فقط خطر بیرونی، بلکه میل به فهمیدن است. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، از جذابیت سرگرمکنندهٔ آن نمیکاهد، اما خواننده یا بیننده را به احتیاط در برابر قطعیتهای روایی فرامیخواند. فیلم در بهترین لحظاتش پرسشهایی دربارهٔ قدرت، حافظه و تفسیر میسازد؛ در ضعیفترین لحظات، پیچیدگی را با انباشت اطلاعات اشتباه میگیرد. فیلمنامه و دشواریِ انتقال جزئیات اقتباس سینمایی از رمانی متکی بر توضیح، معما و اطلاعات تاریخی، با مسئلهای دشوار روبهروست: چگونه میتوان حجم زیادی از دانستهها را منتقل کرد، بیآنکه فیلم به سخنرانی بدل شود؟
فیلمنامهٔ Akiva Goldsman راهحل را در گفتوگوهای فراوان و شرح پیدرپی نشانهها میجوید. این روش به مخاطب کمک میکند مسیر استدلال را دنبال کند، اما گاهی شخصیتها بیش از آنکه با یکدیگر زندگی کنند، برای تماشاگر اطلاعات ردوبدل میکنند. نتیجه، روایتی است که از نظر طرح پرحادثه، ولی از نظر بافت گاه سنگین میشود.
هرگاه توضیح تازهای به خطری عینی یا انتخابی دشوار پیوند میخورد، اطلاعات دراماتیک و مؤثر به نظر میرسند؛ اما وقتی توضیحها صرفاً برای تکمیل پیشینهٔ نظری میآیند، از نیروی صحنه میکاهند. فیلم میان دو خواستهٔ متعارض گرفتار است: میخواهد هم پیچیدگی رمان را حفظ کند و هم با شتاب یک تریلر سینمایی پیش برود.
در بعضی لحظات این دو هدف به هم میرسند، اما در برخی دیگر، روایت در میان توضیح و حرکت معطل میماند. شخصیتها و بازیگران Tom Hanks در نقش رابرت لنگدن حضوری آرام و سنجیده دارد. او قهرمانی پرهیاهو یا ماجراجویی جسمانی نیست؛ توانایی اصلیاش خواندن نشانهها و پیوند دادن اطلاعات پراکنده است.
« فیلمنامهٔ Akiva Goldsman راهحل را در گفتوگوهای فراوان و شرح پیدرپی نشانهها میجوید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خویشتنداری با فضای فکری فیلم هماهنگ است، هرچند گاهی باعث میشود واکنشهای او به خطرها بیش از اندازه کنترلشده به نظر برسد. Audrey Tautou در نقش سوفی نوو، وجهی شخصیتر و عاطفیتر به ماجرا میبخشد، اما فیلمنامه فرصت کافی برای گسترش زندگی درونی او فراهم نمیکند. سوفی در بخشهایی بیش از آنکه شخصیتی مستقل با کشمکشهای ویژهٔ خود باشد، همراهی کارآمد برای پیشبرد رمزگشایی است.
Ian McKellen با حضور پرجاذبهاش به گفتوگوهای توضیحی رنگ و وزن میدهد. او میتواند حتی در صحنهای که اطلاعات فراوانی عرضه میشود، توجه مخاطب را حفظ کند. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش مهرههایی در سازوکار توطئه را برعهده دارند تا انسانهایی با انگیزههای چندلایه. این کمبود، بهویژه در داستانی که مدام از ایمان، وفاداری و حقیقت سخن میگوید، محسوس است: ایدهها گاه از آدمها پررنگتر میشوند و واکنش عاطفی شخصیتها مجال بسط نمییابد.
کارگردانی، تصویر و موسیقی Ron Howard فیلم را با دستور زبانی روشن و کلاسیک پیش میبرد. دوربین عموماً در خدمت فهم کنش و اطلاعات است؛ نه میکوشد با فرم بصری پیچیده، توجه را از معما منحرف کند و نه به تجربهای کاملاً ذهنی و مبهم دست میزند. این شفافیت برای قصهای که سرنخهای زیادی دارد سودمند است، اما در عین حال ممکن است از جسارت بصری مورد انتظار از داستانی دربارهٔ نمادها و هنر بکاهد.
فیلم بیش از آنکه خود به معمایی دیداری تبدیل شود، دربارهٔ معما توضیح میدهد. فضاهای باشکوه و طراحی مکانها حس تاریخ و نهادهای دیرپا را تقویت میکنند. در این میان، موسیقی Hans Zimmer بر حالوهوای آیینی و رازآلود تأکید میگذارد و به صحنهها حسی از شکوه و اضطراب میبخشد. گاه همین موسیقی، اهمیتی بزرگتر از آنچه خود صحنه ساخته است القا میکند؛ گویی میکوشد از راه شدت عاطفی، خلأ پرداخت یا افت ضرباهنگ را جبران کند.
« سوفی در بخشهایی بیش از آنکه شخصیتی مستقل با کشمکشهای ویژهٔ خود باشد، همراهی کارآمد برای پیشبرد رمزگشایی است. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، تصویر و موسیقی در مجموع جهان فیلم را منسجم نگه میدارند و به آن کیفیتی پرهزینه و فراگیر میبخشند. کشمکش میان سرگرمی و ادعای جدیت «The Da Vinci Code» همزمان میخواهد تریلری عامهپسند و اثری دربارهٔ پرسشهای بزرگ تاریخی و دینی باشد. این دو وجه همیشه با هم سازگار نیستند.
بخش سرگرمکنندهٔ فیلم، از فرارها، کشف سرنخها و انتظار برای افشای معنای تازه نیرو میگیرد؛ بخش جدیتر میخواهد مخاطب را به بازاندیشی دربارهٔ اقتدار نهادها و روایت رسمی تاریخ دعوت کند. اما چون شخصیتها فرصت کافی برای درونی کردن این موضوعات ندارند، بحثها بیشتر در سطح گفتار باقی میمانند.
با این همه، فیلم در ایجاد میل به جستوجو موفق است. بیننده را به جزئیات آثار هنری حساس میکند و یادآور میشود که تصویرها، نمادها و روایتهای تاریخی میتوانند محل تفسیر و مناقشه باشند. ارزش این اثر را شاید بتوان در همین تحریک کنجکاوی یافت، نه در اعتبار تاریخی ادعاهایش. فیلم نمیتواند جای پژوهش را بگیرد، اما میتواند بهانهای برای طرح پرسش باشد؛ مشروط بر آنکه تماشاگر میان افسانهٔ سینمایی و واقعیت تاریخی تمایز بگذارد.
جمعبندی «The Da Vinci Code» تریلری پرزرقوبرق و پرتحرک است که از پیوند معما با هنر و تاریخ بهره میبرد و با سرنخهای پیدرپی، مخاطب را درگیر نگه میدارد. فضای رازآلود، مکانهای شاخص و بازیگران شناختهشده به آن نیروی تماشایی میبخشند؛ اما توضیحهای طولانی، نوسان ریتم و کمپرداختگی برخی شخصیتها مانع میشوند که فیلم از ظرفیت فکری و عاطفی موضوع خود به تمامی بهره ببرد.
« با وجود این، تصویر و موسیقی در مجموع جهان فیلم را منسجم نگه میدارند و به آن کیفیتی پرهزینه و فراگیر میبخشند. »
جمعبندی
حاصل، اثری است سرگرمکننده و گاه گیرا، اما نه همواره متوازن: معمایی که بیش از آنکه در سکوت تصویرها ریشه بدواند، از زبان شخصیتها روایت میشود. برای دوستداران تریلرهای تاریخی و رمزگشایی، تجربهای جذاب است؛ برای کسانی که انتظار درامی ظریف و شخصیتمحور دارند، احتمالاً اثری پرادعا و کمعمقتر از موضوعاتش خواهد بود.
ثبت دیدگاه