نقد و بررسی
نقد 2022 آنچارتد (Uncharted) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای که از بازی به پرده میرسد «Uncharted» ساختهٔ Ruben Fleischer، اقتباسی از مجموعهبازیهای ماجراجویانهٔ همنام است؛ اما بیش از آنکه بازآفرینی دقیق تجربهٔ بازی باشد، میکوشد داستانی مستقل دربارهٔ شکلگیری شراکت نیتن دریک و ویکتور سالیوان روایت کند. نیتن، جوانی تیزهوش با گذشتهای خیابانی، در پی سرنخهایی است که هم او را به گنجی گمشده میرسانند و هم شاید راهی به سوی برادر ناپدیدشدهاش بگشایند.
سالی، شکارچی گنجِ باتجربه و زبانبازی که از گذشتهٔ نیتن چیزهایی میداند، او را به این جستوجو میکشاند. فیلم از همان آغاز بر عناصر آشنای ژانر تکیه میکند: معماهای تاریخی، تعقیبوگریز، رقابت بر سر گنج و متحدانی که اعتمادکردن به آنها همیشه آسان نیست. مسئله این نیست که این عناصر کهنهاند؛ ماجراجویی سینمایی همواره از الگوهای آشنا نیرو گرفته است.
دشواری آنجاست که فیلم کمتر میکوشد به این الگوها شخصیت و معنای تازهای بدهد. نتیجه، اثری است که گاه با انرژی و جذابیت بصری پیش میرود، اما بهندرت از محدودهٔ سرگرمیِ آشنا فراتر میرود. روایت و فیلمنامه؛ نقشهای روشن، مسیری کمپیچوخم قصه، در سطح کلی، روشن و سرراست است: سرنخها به مقصد بعدی اشاره میکنند، شخصیتها برای رسیدن به گنج با یکدیگر رقابت دارند و رابطهٔ نیتن با سالی در خلال سفر شکل میگیرد.
« سالی، شکارچی گنجِ باتجربه و زبانبازی که از گذشتهٔ نیتن چیزهایی میداند، او را به این جستوجو میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سادگی میتواند برای فیلمی پرتحرک امتیاز باشد؛ زیرا تماشاگر را در مسیر ماجراجویی نگه میدارد و اجازه نمیدهد توضیحات تاریخی، حرکت داستان را کاملاً متوقف کنند. بااینحال، فیلمنامه در تبدیل سرنخها به زنجیرهای قانعکننده از کشف و خطر، چندان ظرافتی نشان نمیدهد. معماها بیشتر نقش ایستگاههایی میان دو صحنهٔ اکشن را دارند تا مراحلی که واقعاً ذهن شخصیتها یا مخاطب را درگیر کنند.
بسیاری از گرهها بهسرعت باز میشوند و دشواری مسیر، بیش از آنکه از منطق معمایی برخیزد، از حضور رقیبان و خطرهای ناگهانی ناشی میشود. همین شتاب، بهویژه در بخشهایی که فیلم باید پیوند میان گذشتهٔ نیتن و جستوجوی گنج را پررنگ کند، به روایت لطمه میزند. خط داستانی برادر گمشده ظرفیت عاطفی دارد، اما فیلم آن را با مکث و عمق کافی نمیپروراند؛ بنابراین بیشتر به انگیزهای برای حرکت نیتن شباهت پیدا میکند تا زخمی زنده در شخصیت او.
نیتن و سالی؛ جاذبهای که کامل شکل نمیگیرد نیتنِ Tom Holland قرار است هم باهوش و چابک باشد و هم از مهارتهای بقا و نیرنگ برخوردار باشد؛ شخصیتی که در موقعیتهای خطرناک با سرعت فکر میکند و از شوخطبعی بهعنوان بخشی از سپر دفاعی خود بهره میگیرد. Holland بهطور طبیعی حضوری خوشایند و پرتحرک دارد و در بعضی لحظات، بهخصوص هنگامی که نیتن در محیطهای روزمرهتر و درگیر کار و معاشرت است، این خصلتها بهخوبی به چشم میآیند.
« بااینحال، فیلمنامه در تبدیل سرنخها به زنجیرهای قانعکننده از کشف و خطر، چندان ظرافتی نشان نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، بازی او گاه تصویری آشنا از نقشهای قهرمانانهٔ پیشینش را تداعی میکند و نیتن را از فردیتی مستقل محروم میسازد. مسئله نه ناتوانی بازیگر، بلکه کمبود ویژگیهای مشخصی است که او را از یک قهرمان اکشنِ جوان دیگر متمایز کند. Mark Wahlberg نیز سالی را با خونسردی و شوخطبعی بازی میکند، اما رابطهٔ این دو مرد به اندازهای که فیلم انتظار دارد قانعکننده نمیشود.
گفتوگوهایشان گاهی جرقهای از همراهی و بدگمانیِ سرگرمکننده دارند، ولی گذر از بیاعتمادی به همکاری، بیشتر تابع نیازهای پیرنگ است تا حاصل تحول تدریجی رابطه. در نتیجه، شراکت مرکزی فیلم وعدهٔ جذابتری از آنچه روی پرده تحقق مییابد در خود دارد. بازیگران مکمل نیز فرصت محدودی برای ساخت شخصیتهایی با انگیزه و لحن متمایز پیدا میکنند؛ حضورشان بیشتر در خدمت حرکت داستان است تا گسترش دنیای آن.
اکشن و کشتیها؛ نقطهٔ اوج دیداری فیلم هرگاه «Uncharted» به تعقیبوگریز و بدلکاری روی میآورد، فیلم جان تازهای میگیرد. صحنههای اکشن با ریتم تند و جابهجاییهای پیدرپی طراحی شدهاند و بدن شخصیتها را در دل موقعیتهای خطرناک قرار میدهند. این تحرک، حس ماجراجویی را تقویت میکند و در بهترین لحظات، تماشاگر را به تماشای یک بازیِ پرریسک دعوت میکند؛ بازیای که در آن قهرمان باید نهفقط بجنگد، بلکه در چند ثانیه راهی برای فرار یا چرخاندن وضعیت پیدا کند.
« مسئله نه ناتوانی بازیگر، بلکه کمبود ویژگیهای مشخصی است که او را از یک قهرمان اکشنِ جوان دیگر متمایز کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای مربوط به کشتیها از چشمگیرترین بخشهای فیلماند. ترکیب موقعیتهای نامحتمل، حرکت در هوا و مقیاس بزرگ تصاویر، به این بخشها نیرویی نمایشی میبخشد و آنها را از بسیاری از صحنههای معمولیِ تعقیبوگریز متمایز میکند. جلوههای بصری در اینجا کارکردی بیش از زینت دارند: مقیاس خطر را به تصویر میکشند و حس بیثباتی و سرگیجه را به مخاطب منتقل میکنند.
البته اغراق و نامحتملبودن رخدادها آشکار است؛ اما در فیلمی که خود بر قراردادهای ماجراجویی بنا شده، این اغراق بهتنهایی ایراد محسوب نمیشود. مشکل زمانی پدیدار میشود که صحنهها بهجای آنکه از دل شخصیتها و موقعیت داستانی رشد کنند، صرفاً برای افزودن هیجان به فیلم گنجانده شده باشند.
لحن و شوخیها؛ سرگرمیِ سبک با عمق محدود فیلم آگاهانه لحن سبکی دارد و نمیخواهد مخاطب را با خشونت سنگین یا فضای تیره از ماجراجویی دور کند. شوخیها، کلکلهای نیتن و سالی و سرعت بالای روایت کمک میکنند که «Uncharted» در بیشتر زمان خود سرگرمکننده بماند. فیلم از تماشاگر میخواهد قراردادهای اغراقآمیزش را بپذیرد و همراه مسیر شود؛ این انتخاب، بهویژه برای مخاطبی که در جستوجوی تجربهای آسان و پرتحرک است، کارکرد دارد.
« صحنههای مربوط به کشتیها از چشمگیرترین بخشهای فیلماند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، سبکبودن لحن نباید با بیوزنی دراماتیک اشتباه گرفته شود. بخشهایی که میتوانستند به شخصیتها فرصت آسیبپذیری بدهند، زود به شوخی یا حادثهٔ بعدی سپرده میشوند. در نتیجه، طنز کمتر از دل تضادهای شخصیتی برمیآید و بیشتر نقش فاصلهگرفتن از جدیت را بازی میکند. این سازوکار لحظههایی خوشریتم میآفریند، اما به فیلم اجازه نمیدهد پیوند عاطفی ماندگاری با مخاطب بسازد.
نسبت با بازیها؛ اقتباس یا یادآوری؟ برای مخاطبی که با بازیها آشناست، تفاوت میان فیلم و منبع اقتباس فقط به تغییرهای داستانی محدود نمیشود. بازیها با زمان طولانیتر، امکان مشارکت مستقیم و فرصت بیشتر برای ساختن جهان و شخصیت، تجربهای متفاوت پدید میآورند. فیلم باید این تفاوت را بپذیرد و در قالب سینما هویتی مستقل پیدا کند؛ اما «Uncharted» گاهی بیشتر به مجموعهای از یادآوریها و نشانههای آشنا شباهت دارد تا برداشتی تازه از روح آن جهان.
از سوی دیگر، اگر تماشاگر بدون آشنایی قبلی با بازیها به سراغ فیلم بیاید، احتمالاً با قصهای قابلفهم اما نهچندان متمایز روبهرو میشود. این فاصله توضیح میدهد چرا بعضی تماشاگران ممکن است بازیها را زندهتر و سینماییتر احساس کنند. فیلم ظرفیتهای مجموعه را در قالب اکشن فشرده میکند، اما کمتر از امکانات سینما برای ساخت فضا، تنش تدریجی و شخصیتپردازی بهره میبرد.
« بااینهمه، سبکبودن لحن نباید با بیوزنی دراماتیک اشتباه گرفته شود. »
جمعبندی
در نتیجه، ارجاعها برای طرفداران میتوانند لحظههایی دلپذیر باشند، ولی بهتنهایی جایگزین جهانسازی یا قصهگویی مستقل نمیشوند. جمعبندی «Uncharted» فیلمی است که در لحظههای دیداری و اکشن، توان سرگرمکردن دارد و بهویژه با صحنههای پرتحرک و کشتیهای نمایشی، شور ماجراجویی را تا حدی زنده میکند.
لحن سبک و حضور بازیگرانی خوشتماشا نیز مانع از آن میشود که فیلم کاملاً بیرمق به نظر برسد. در سوی دیگر، فیلمنامه ساده و قابلپیشبینی است، معماها عمق چندانی ندارند و رابطهٔ نیتن و سالی آن استحکام عاطفی را که روایت طلب میکند به دست نمیآورد. حاصل، ماجراجوییای خوشریتم اما نابرابر است: برای یک تماشای سبک و بیتکلف مناسب، ولی نه بهیادماندنی و نه همسنگ ظرفیتهایی که جهان «Uncharted» در اختیارش میگذارد.
فیلم لحظههایی دارد که هیجان میآفرینند، اما میان این لحظهها کمتر چیزی میسازد که پس از پایان تماشا در ذهن بماند.
« لحن سبک و حضور بازیگرانی خوشتماشا نیز مانع از آن میشود که فیلم کاملاً بیرمق به نظر برسد. »
ثبت دیدگاه