نقد و بررسی
نقد مراقب یک فاحشه مقدس باشید (Beware of a Holy Whore) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی درباره انتظار و قدرت «Beware of a Holy Whore» ساختهٔ Rainer Werner Fassbinder، در ظاهر دربارهٔ گروهی سینمایی است که در هتلی ساحلی منتظر آغاز فیلمبرداریاند؛ اما موضوع اصلیاش خودِ انتظار نیست، بلکه مناسباتی است که انتظار از دل آنها بیرون میکشد. وقتی کار متوقف میشود، نقشها و سلسلهمراتب رسمی سست میشوند و آدمها ناچارند بیواسطه با یکدیگر روبهرو شوند.
حاصل، تصویری از جمعی است که در آن میل به همکاری با رقابت، دلبستگی با بیاعتنایی، و نیاز به دیدهشدن با میل به سلطه درهم میآمیزد. فاسبیندر این موقعیت را بهانهای برای ساختن داستانی پرحادثه نمیکند؛ او برعکس، حادثه را به تعویق میاندازد تا فرسایش را به تجربهٔ اصلی فیلم بدل سازد. در این جهان، توقف تولید به خلأیی تبدیل میشود که اعضای گروه با نوشیدن، گفتوگو، معاشرت و بازیهای قدرت پُرش میکنند.
فیلم از همین راه نشان میدهد که آشفتگی پشت صحنه صرفاً نتیجهٔ غیبت کارگردان نیست؛ بلکه از رابطههایی میآید که پیش از شروع کار نیز ناپایدار بودهاند. خودبازتابی و طنز تلخ یکی از جذابترین لایههای فیلم، خودآگاهی آن دربارهٔ سینماست. گروهی که قرار است فیلمی بسازد، در عمل به موضوع فیلم دیگری تبدیل میشود: فیلمی دربارهٔ ساختن، نساختن و بهایی که افراد برای حفظ ظاهرِ یک پروژه میپردازند.
این خودبازتابی صرفاً شوخی با حرفهٔ فیلمسازی نیست؛ نگاه فاسبیندر به محیطی است که در آن خلاقیت میتواند با خودشیفتگی، اقتدار و استثمار درآمیزد. طنز اثر از شکاف میان آرمان هنری و واقعیت روزمره نیرو میگیرد. اعضای گروه در فضایی گرد هم آمدهاند که گویا باید به تولید اثر هنری بینجامد، اما زمانشان در تعلل و دلزدگی میگذرد.
« وقتی کار متوقف میشود، نقشها و سلسلهمراتب رسمی سست میشوند و آدمها ناچارند بیواسطه با یکدیگر روبهرو شوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی هنگامی که کار سرانجام شکل میگیرد، نظم تولید بهسادگی به نظم تحمیل بدل میشود. فیلم نه پشت صحنه را پناهگاهی رمانتیک برای هنرمندان میبیند و نه آن را صرفاً محیطی مضحک میداند؛ طنزش تلخ است، زیرا آشفتگی را هم خندهدار و هم آشنا جلوه میدهد. این نگاه جنبهای شخصی نیز دارد. فیلم از تجربههای فاسبیندر در ساخت فیلم پیشینش «Whity» اثر پذیرفته و از این رو، هرچند داستانی مستقل دارد، حالوهوای بازنگری در تجربهٔ واقعی گروهی سینمایی را با خود حمل میکند.
اما ارزش اثر فقط در رمزگشایی از زندگی سازندهاش نیست؛ فیلم تجربهای را به نمایش میگذارد که هر جمع خلاقی ممکن است با آن مواجه شود: چگونه اقتدار یک فرد میتواند هم ضامن حرکت باشد و هم سرچشمهٔ بحران. فضا؛ هتل بهمثابه محفظه هتل اسپانیایی فیلم با نور و فضای بازش در نگاه نخست میتواند یادآور تعطیلات باشد؛ بااینحال، قابها بهتدریج آن را به محفظهای بسته و خفقانآور بدل میکنند.
رفتوآمد میان لابی، بار و فضاهای مشترک، بیش از آنکه حس آزادی بدهد، تکرار و محصوربودن را برجسته میسازد. اعضای گروه در محیطی بزرگ حضور دارند، اما از آن بیرون نمیروند؛ جغرافیای ظاهراً گشودهٔ هتل به نوعی بنبست اجتماعی بدل میشود. چیدمان بدنها در قاب اهمیت ویژهای دارد. شخصیتها اغلب کنار یکدیگر یا در عمق تصویر دیده میشوند، اما نزدیکی فیزیکی الزاماً به صمیمیت نمیانجامد.
گاه جمعیتِ حاضر در پسزمینه، گفتوگوی دونفره را از خلوت میاندازد؛ گاه سکوت و فاصله، حتی میان کسانی که در یک فضای مشترکاند، جدایی را نمایان میکند. قاببندی فشرده به تماشاگر اجازه نمیدهد جمع را صرفاً پسزمینهای بیاهمیت ببیند: هر بدن بخشی از شبکهای است که فشار اجتماعی را حفظ میکند.
« حتی هنگامی که کار سرانجام شکل میگیرد، نظم تولید بهسادگی به نظم تحمیل بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
ریتم و ساختار پراکنده ریتم کند فیلم انتخابی فرمی است، نه صرفاً نشانهٔ کمبود رویداد. انتظار طولانی، مکثها و تکرار موقعیتها، بیننده را در همان وضعیت فرسایندهای قرار میدهد که شخصیتها تجربه میکنند. اما این تصمیم بیهزینه نیست. فیلم از مخاطب میخواهد به تغییرات کوچک در نگاه، لحن و جایگاه آدمها توجه کند؛ کسی که انتظار روایتی سرراست، نقطهعطفهای پرشتاب یا پیشرفت روشن داستان را دارد، ممکن است احساس کند اثر درجا میزند.
پراکندگی روایت نیز دو وجه دارد. از یک سو، این ساختار با بینظمی گروه هماهنگ است: آدمها وارد گفتوگو میشوند، از آن بیرون میروند و بحرانها گاه بیمقدمه سربرمیآورند. از سوی دیگر، نبود خط داستانی محکم میتواند پیوند عاطفی با فیلم را دشوار کند. برخی صحنهها بیش از آنکه به مسیر روایی روشنی خدمت کنند، قطعاتی از یک وضعیت جمعیاند.
این انسجامِ مبتنی بر فضا و تنش، برای تماشاگر صبور پاداشدهنده است، اما برای کسی که دنبال درامی کلاسیک است، ممکن است پراکنده و کشدار جلوه کند. بازیگری و رابطههای قدرت بازیها از انرژی ناآرام و حس بداههوار خود نیرو میگیرند. شخصیتها غالباً بهجای آنکه از طریق شرححال و تحول روانشناختی کامل معرفی شوند، با رفتارشان شناخته میشوند: با شیوهٔ حرفزدن، قطعکردن سخن دیگری، نزدیکشدن یا کنارکشیدن.
این انتخاب با نگاه فیلم به گروه سازگار است؛ آدمها در شبکهٔ روابط تعریف میشوند، نه در خلأ. Lou Castel در نقش جف، کارگردانی را مجسم میکند که اقتدارش همواره با شکنندگی همراه است. خشم او نظم ازهمگسیخته را هدف میگیرد، اما خودِ خشم نیز به بخشی از همان آشفتگی بدل میشود. Eddie Constantine با حضوری متمایز در میان گروه قرار میگیرد و نقش او ظرفیت فیلم را برای بازی با تصویر عمومی بازیگر و جایگاهش در تولید آشکار میکند.
« ریتم و ساختار پراکنده ریتم کند فیلم انتخابی فرمی است، نه صرفاً نشانهٔ کمبود رویداد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Hanna Schygulla نیز در فضایی که شخصیتها مدام برای دیدهشدن و شنیدهشدن رقابت میکنند، حضوری کموبیش سنجیده و نافذ دارد. بااینهمه، پرشماری چهرهها و زمان محدود پرداخت به هر یک، مانع آن میشود که همهٔ شخصیتها به عمقی یکسان برسند. تصویر، صدا و تنش فیلم با ابزارهای ساده اما حسابشده، بیقراری را به زبان بصری منتقل میکند.
قابهای شلوغ و رفتوآمد شخصیتها، مرز میان صحنهٔ اصلی و حاشیه را کمرنگ میسازد؛ تماشاگر ناچار است در میان جمع، جابهجایی نگاهها و تنشهای کوچک را دنبال کند. این شیوه با موضوع اثر پیوند دارد: در گروهی که همه چشمانتظار شروع کارند، هیچکس واقعاً از میدان رابطهها بیرون نیست. موسیقی و حضور ترانهها نیز صرفاً تزئین فضای هتل نیستند.
صداهای پخششده در محیط، لحظهای سبک و روزمره میسازند، اما همین عادیبودن در برابر ناکامی و تنش، طعمی دوگانه پیدا میکند. فیلم میان جذابیت سطحی فضا و اضطراب پنهان آن فاصله میاندازد؛ آفتاب و موسیقی نمیتوانند بحران را محو کنند، فقط آن را در تضادی آشکارتر قرار میدهند. از همین رو، زیبایی ظاهری هتل بهجای تسکین، گاهی بر خفقان محیط میافزاید.
نسبت اخلاقی فیلم با گروه فاسبیندر گروه را از بیرون به سخره نمیگیرد؛ او در همان حال که ضعفها و خودفریبیهایش را آشکار میکند، به وابستگی متقابل اعضایش نیز توجه دارد. فیلم تصویری بیرحمانه از مناسبات قدرت میسازد، اما آدمها را به تیپهای سادهٔ قربانی و ستمگر تقلیل نمیدهد. نقشها تغییر میکنند: کسی که زمانی فرمان میدهد، ممکن است در لحظهای دیگر نیازمند توجه یا تأیید باشد؛ کسی که در حاشیه مانده، میتواند با یک کنش کوچک نظم جمع را مختل کند.
« بااینهمه، پرشماری چهرهها و زمان محدود پرداخت به هر یک، مانع آن میشود که همهٔ شخصیتها به عمقی یکسان برسند. »
قوتها و کاستیها
با این حال، فاصلهٔ انتقادی فیلم همواره به همدلی کامل نمیانجامد. گاهی تماشاگر بیشتر ناظر بازی قدرتهاست تا همراه تجربهٔ فردی شخصیتها. این فاصله بخشی از جذابیت اثر است، زیرا اجازه نمیدهد احساسات را به پاسخهای ساده فروبکاهیم؛ اما همان فاصله میتواند سردی و بیاعتنایی نیز ایجاد کند.
فیلم بهجای توضیح دادن اینکه دقیقاً با چه کسی باید همدل بود، تماشاگر را درون جمعی ناآرام میگذارد و از او میخواهد رفتارها را زیر نظر بگیرد. جمعبندی «Beware of a Holy Whore» بیش از آنکه داستانی متعارف دربارهٔ ساخت یک فیلم باشد، مطالعهای فرساینده و طنزآمیز دربارهٔ انتظار، اقتدار و مناسبات شکنندهٔ یک گروه خلاق است.
ارزش آن در تمرکز بر رویدادهای کوچک، فضای بستهٔ هتل و بازیهای قدرتی است که در دل تعلل روزمره شکل میگیرند. خودآگاهی سینمایی فیلم به نقدی گستردهتر دربارهٔ هنر و کار جمعی میانجامد، بیآنکه آن را به بیانیهای ساده تبدیل کند. کندی، پراکندگی روایت و پرداخت محدود برخی شخصیتها ممکن است تجربهٔ تماشا را دشوار سازد؛ اما همین ویژگیها در خدمت حس تعلیقِ بیحادثه و فرسودگیاند.
فیلم برای مخاطبی مناسبتر است که به سینمای مؤلف، ساختارهای نامتعارف و مشاهدهٔ دقیق روابط انسانی علاقه دارد. اگر از آن انتظار روایتی روان و شخصیتپردازی کلاسیک داشته باشیم، احتمالاً فاصله خواهیم گرفت؛ اگر اجازه دهیم ریتمش ما را در وضعیت انتظار محبوس کند، با اثری روبهرو میشویم که آشفتگی پشت صحنه را به تصویری تلخ از خودِ آفرینش جمعی بدل میسازد.
« با این حال، فاصلهٔ انتقادی فیلم همواره به همدلی کامل نمیانجامد. »
ثبت دیدگاه