نقد و بررسی
نقد بعد از برخورد ما (After We Fell) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان عشق و آشوب «After We Fell» سومین فیلم از مجموعهای است که رابطهٔ تسا و هاردین را نه بهعنوان عشقی آرام و استوار، بلکه چون میدان کشمکشی دائمی میان دلبستگی، خشم و ترس از دستدادن تصویر میکند. در این قسمت، تسا با تصمیمهایی روبهروست که مسیر آیندهاش را شکل میدهند؛ در همان حال، بازگشت پدرش و آشکارشدن واقعیتهایی دربارهٔ خانوادهها، توازن شکنندهٔ رابطهٔ او و هاردین را بر هم میزند.
فیلم به کارگردانی Castille Landon و بر پایهٔ رمانی از Anna Todd ساخته شده است و بازیگران اصلی دو قسمت پیشین را در نقشهای تسا و هاردین حفظ میکند. اثر از همان آغاز میکوشد چند خط داستانی را همزمان پیش ببرد: استقلال و آیندهٔ شغلی تسا، گذشتهٔ خانوادگی او، حساسیتهای هاردین و پرسشهایی که دربارهٔ ریشههای خانوادگیاش شکل میگیرد.
این تراکم، بهخودیخود میتوانست به درامی پرکشش و چندلایه بینجامد؛ اما فیلم در پیوند دادن این خطها همیشه موفق نیست. گاهی هر اتفاق تازه چنان شتابزده وارد میشود که فرصت نمییابد در ذهن مخاطب جا بیفتد و اثر عاطفیاش را پیدا کند. حاصل، روایتی است که بیش از آنکه پیوسته پیش برود، از بحران به بحران میجهد.
« حاصل، روایتی است که بیش از آنکه پیوسته پیش برود، از بحران به بحران میجهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهای که همچنان جاذبه دارد مهمترین سرمایهٔ فیلم، پیوند بازیگران اصلی است. Josephine Langford و Hero Fiennes Tiffin آشنایی و کشش میان تسا و هاردین را به شکلی منتقل میکنند که حتی در صحنههای آمیخته با دلخوری و سوءتفاهم نیز رابطه را از نظر عاطفی زنده نگه میدارد. میان آنها نوعی هماهنگی بازی وجود دارد: نگاهها، مکثها و تغییرات ظریف لحن، گاه بیش از گفتوگوهای توضیحی دربارهٔ وضعیت رابطهشان خبر میدهد.
این شیمی برای فیلمی که بخش بزرگی از بار درام را بر دوش دو شخصیت اصلی گذاشته، حیاتی است. لحظههایی که تسا و هاردین در برابر یکدیگر آسیبپذیر میشوند، معمولاً باورپذیرتر از صحنههایی از کار درمیآیند که بناست اختلافشان را با گفتوگوهای طولانی شرح دهند. احساسات در این لحظات نه به سبب پیچیدگی متن، بلکه به اتکای حضور بازیگران شکل میگیرند.
بااینحال، جذابیت بازیگران نمیتواند همیشه کمبود ظرافت در پرداخت شخصیتها را جبران کند. تسا و خواست استقلال یکی از محورهای قابلتوجه فیلم، میل تسا به ساختن آیندهای مستقل است. تصمیمهای او فقط واکنشهایی در برابر هاردین نیستند؛ دستکم در ایده، به پرسش مهمتری مربوط میشوند: آیا میتوان در یک رابطهٔ عاطفی عمیق باقی ماند و در همان حال، مسیر شخصی خود را نیز انتخاب کرد؟
« رابطهای که همچنان جاذبه دارد مهمترین سرمایهٔ فیلم، پیوند بازیگران اصلی است. »
شخصیتها و اجرا
تسا در آستانهٔ تغییری مهم قرار دارد و فیلم از این موقعیت برای طرح تنش میان عشق و استقلال بهره میگیرد. بااینحال، این پرسش بالقوهٔ پربار گاه زیر سایهٔ هیاهوی رابطهٔ پرتنش زوج قرار میگیرد. فیلم بیشتر وقت خود را صرف واکنشهای هاردین به انتخابهای تسا میکند تا آنکه با همان دقت، جهان درونی تسا و دلایل تصمیمهایش را بکاود.
در نتیجه، استقلال او گاهی بیش از آنکه نیرویی نمایشی و فعال باشد، به موضوعی برای مشاجره تبدیل میشود. این کاستی اهمیت شخصیت تسا را از میان نمیبرد، اما مانع میشود خط داستانی او به اندازهٔ ظرفیتش عمق پیدا کند. تکرار مشاجره و آشتی الگوی آشنای رابطهٔ این دو شخصیت، در این قسمت نیز بارها بازمیگردد: تنش بالا میگیرد، گفتوگو جای خود را به خشم میدهد، فاصلهای پدید میآید و سپس نزدیکی دوباره جای آن را میگیرد.
چنین چرخهای میتواند در آغاز، بیثباتی عاطفی شخصیتها را نشان دهد؛ اما تکرار بیتغییرش بهتدریج از نیروی دراماتیک آن میکاهد. اختلافها هر بار پرحرارتاند، ولی همهٔ آنها به دگرگونی تازهای در رابطه نمیانجامند. این مسئله بهویژه دربارهٔ هاردین اهمیت دارد. تندی و واکنشهای تکانشی او بخشی از هویت نمایشی شخصیت است، اما فیلم همیشه به اندازهٔ کافی میان آشفتگی درونی و رفتار آسیبزنندهٔ او فاصله نمیگذارد.
« تسا در آستانهٔ تغییری مهم قرار دارد و فیلم از این موقعیت برای طرح تنش میان عشق و استقلال بهره میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی خشم او بهعنوان نشانهای از رنج عرضه میشود، بیآنکه پیامدهای رفتارش به همان اندازه جدی بررسی شود. در چنین لحظاتی، مخاطب ممکن است بهجای درک تحول شخصیت، صرفاً با تکرار دوبارهٔ همان چرخه روبهرو شود. وقتی آشتی بدون تغییر محسوس در شیوهٔ مواجهه با اختلاف رخ میدهد، احساس آرامش نیز کوتاهعمر و کممایه میماند.
رازهای خانوادگی و ضرباهنگ روایت خانواده در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای رابطهٔ عاشقانه نیست؛ گذشته و رازهای خانوادگی بر تصمیمهای اکنون شخصیتها سایه میاندازند. بازگشت پدر تسا و تنشهای مربوط به خانوادهٔ هاردین، داستان را از محدودهٔ یک رابطهٔ دونفره بیرون میآورد و نشان میدهد که برداشت شخصیتها از عشق، اعتماد و امنیت، از تجربههای پیشین آنان جدا نیست.
این لایه میتوانست زمینهای مناسب برای رشد شخصیتها فراهم آورد. اما روایت در پرداخت این مواد داستانی گاه شتابزده عمل میکند. برخی اطلاعات مهم در زمانی کوتاه مطرح میشوند و فرصت کافی برای شکلگیری تدریجی اثرشان وجود ندارد. فیلم از کشفها و غافلگیریها برای بالا بردن تنش استفاده میکند، ولی همواره پیش از آنکه مخاطب بتواند پیامد عاطفی یک افشاگری را هضم کند، به صحنه یا بحران بعدی میرود.
« گاهی خشم او بهعنوان نشانهای از رنج عرضه میشود، بیآنکه پیامدهای رفتارش به همان اندازه جدی بررسی شود. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، روایت نه کاملاً رازآلود و حسابشده پیش میرود و نه با آرامش لازم لایههای خانوادگی را میگشاید. بدون ورود به جزئیات افشاگریها، میتوان گفت که همین شتاب بخشی از آشفتگی کلی فیلم را شکل میدهد. تدوین و پیوند صحنهها تدوین فیلم یکی از عواملی است که نوسان آن را تشدید میکند.
در بخشهایی، صحنهها با سرعتی چنان زیاد پشت سر هم میآیند که ارتباط علت و معلولی میان رخدادها کمرنگ میشود؛ در بخشهایی دیگر، فیلم بر کشمکشهایی مکث میکند که پیشتر چند بار مشابهشان را دیدهایم. این جابهجایی میان شتاب و درنگ، ضرباهنگی نامتوازن میسازد: گاهی ماجراها مجال تنفس ندارند و گاهی درجا میزنند.
مشکل فقط کوتاه یا بلند بودن صحنهها نیست، بلکه میزان پیوند آنها با یکدیگر است. وقتی صحنهای برای معرفی بحران تازه به کار میرود، بهتر است پیش از ورود رخداد بعدی، واکنش شخصیتها به آن بحران شکل گرفته باشد. در «After We Fell» این فاصله گاه حذف میشود؛ ازاینرو بعضی لحظهها بیشتر شبیه قطعههایی جدا از یکدیگر به نظر میرسند تا اجزای یک مسیر پیوسته.
« بنابراین، روایت نه کاملاً رازآلود و حسابشده پیش میرود و نه با آرامش لازم لایههای خانوادگی را میگشاید. »
جمعبندی
نتیجه، تجربهای است که میتواند هم کشدار و هم عجولانه احساس شود؛ تناقضی که به ضعف ساختاری اثر اشاره دارد. جمعبندی «After We Fell» برای مخاطبانی که از پیش با دنیای تسا و هاردین ارتباط گرفتهاند، همچنان لحظههایی از کشش عاطفی دارد. هماهنگی Josephine Langford و Hero Fiennes Tiffin، چند صحنهٔ احساسی را از سطح ملودرام صرف فراتر میبرد و تنش میان عشق، گذشته و استقلال را در مرکز روایت نگه میدارد.
فیلم همچنین با افزودن مسئلههای خانوادگی میکوشد رابطهٔ اصلی را در بستری گستردهتر قرار دهد. بااینهمه، پراکندگی داستان، ورود شتابزدهٔ برخی اطلاعات، تدوین نامتوازن و بازگشت مکرر دعوا و آشتی، مانع از آن میشوند که این ظرفیتها به درامی یکپارچه بدل شوند. اثر در لحظههای نزدیک و عاطفی بهتر از لحظههایی عمل میکند که میخواهد چند بحران را همزمان پیش ببرد.
در نهایت، این قسمت بیش از آنکه روایتی منسجم دربارهٔ بلوغ و انتخاب باشد، تجربهای پرفرازونشیب و نابرابر از رابطهای پرجاذبه اما فرساینده است؛ فیلمی که میتواند برای دوستداران مجموعه سرگرمکننده باشد، اما از نظر انسجام و پیشرفت شخصیتها فاصلهٔ محسوسی با ظرفیت داستان خود دارد.
« نتیجه، تجربهای است که میتواند هم کشدار و هم عجولانه احساس شود؛ تناقضی که به ضعف ساختاری اثر اشاره دارد. »
ثبت دیدگاه