نقد و بررسی
نقد مخِ بد (A la mala) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای شیرین با رگهای از تلخی «A la mala» کمدی رمانتیکی مکزیکی است که طرح مرکزیاش از همان آغاز ظرفیت طنزی آشکار دارد: ماریا لائورا، بازیگری که بخت چندانی در حرفهاش نداشته، به درخواست دوستش وارد بازی خطرناکی میشود؛ با اغواکردن مردان، وفاداری آنان را میسنجد. این آزمایش کوچک به کاری پردرآمد بدل میشود و مارا، که استعداد بازیگریاش را در زندگی واقعی به کار گرفته، ناگهان با شغلی روبهروست که هم پولساز است و هم از نظر اخلاقی پرسشبرانگیز.
هنگامی که فرصتی حرفهای او را به مأموریتی مرتبط با سانتیاگو میرساند، بازی از چارچوب آزمونهای معمول بیرون میزند. جذابیت نخستین فیلم در همین وارونگی نهفته است: هنر نقشآفرینی، بهجای آنکه مارا را به صحنه نزدیک کند، در مناسبات روزمره و عاطفی به ابزار درآمدش تبدیل میشود. پرسش اصلی فقط این نیست که مردان تا چه اندازه وفادارند؛ مسئله این است که آیا میتوان روابط انسانی را به آزمونی طراحیشده فروکاست و همچنان خود را بیطرف دانست؟
فیلم این پرسش را با لحنی سبک و سرگرمکننده پیش میبرد، اما بهندرت اجازه میدهد به زخمی عمیقتر بدل شود. مارا؛ نیروی محرک روایت بخش مهمی از حیات فیلم بر دوش بازیگر نقش اصلی، Aislinn Derbez، قرار دارد. او مارا را نه به شکل فریبکاری سرد و یکبعدی، بلکه زنی باهوش، پرانرژی و تا حدی سرگردان تصویر میکند؛ کسی که میکوشد از مهارتی که در اختیار دارد راهی برای پیشرفت بیابد، بیآنکه همیشه پیامدهای اخلاقی کارش را جدی بگیرد.
بازی او به شخصیت نوعی شوخطبعی و سرزندگی میدهد و از تبدیلشدن مارا به صرفاً وسیلهای برای پیشبرد شوخیها جلوگیری میکند. در عین حال، فیلم شخصیت را بیشتر با جذابیت اجراییاش زنده نگه میدارد تا با کاوشی ژرف در انگیزههای درونی او. جاهطلبی هنری، ناامنی حرفهای و نیاز مالی در داستان حضور دارند، اما کمتر به لایههایی مستقل و پیچیده تبدیل میشوند.
« فیلم این پرسش را با لحنی سبک و سرگرمکننده پیش میبرد، اما بهندرت اجازه میدهد به زخمی عمیقتر بدل شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مارا گاه تصمیمهایی میگیرد که باید وزن عاطفی بیشتری داشته باشند، ولی روایت بهسرعت از کنار تردیدها عبور میکند تا ریتم کمدی و عاشقانه را حفظ کند. نتیجه، قهرمانی دوستداشتنی است که حضورش از پرداخت روانشناختیاش پررنگتر میشود. کمدیِ آزمون وفاداری موقعیتهای مربوط به سنجش وفاداری، موتور اصلی بخش کمدیاند.
مارا در هر مأموریت ناچار است نقشی تازه بسازد و واکنش مردی را که هدف آزمون قرار گرفته، زیر نظر بگیرد. فاصله میان نیت پنهان او و رفتار آشکارش موقعیتهایی برای سوءتفاهم، اضطراب و بازیگری در بازیگری فراهم میکند. از این جهت، حرفهٔ ناکام مارا به شکلی طنزآمیز در کار تازهاش شکوفا میشود: او همچنان بازی میکند، اما مخاطبان صحنه نه تماشاگران، بلکه کسانیاند که نمیدانند درون یک نمایش قرار گرفتهاند.
بااینهمه، ظرفیت این ایده زودتر از آنچه باید مصرف میشود. تکرار الگوی «مأموریت، اغوا، آزمون و پیامد» پس از مدتی از تازگی میافتد و فیلم برای تبدیل شوخیهای موقعیتی به کمدیای پیچیدهتر تلاش چندانی نمیکند. مسئلهٔ اخلاقی نیز بیشتر بهانهای برای دشواریهای عاشقانه است تا موضوعی که واقعاً واکاوی شود.
اگر فیلم میان خنده و پرسش اخلاقی پیوند محکمتری میساخت، ایدهٔ مرکزی میتوانست از سطح سرگرمی فراتر برود. سانتیاگو و تغییر قواعد بازی ورود سانتیاگو به زندگی حرفهای مارا ساختار آشنای داستان را دگرگون میکند. او صرفاً هدف دیگری برای یک مأموریت نیست؛ حضوری است که باورهای مارا دربارهٔ کار، فریب و کنترل را به چالش میکشد.
« نتیجه، قهرمانی دوستداشتنی است که حضورش از پرداخت روانشناختیاش پررنگتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
کشمکش میان نقش حرفهای و احساس شخصی، زمینهٔ اصلی بخش عاشقانهٔ فیلم را میسازد و به مارا امکان میدهد دریابد که بازیکردن با عواطف دیگران، حتی اگر با قواعدی روشن آغاز شود، همیشه در اختیار بازیگر باقی نمیماند. شیمی میان Aislinn Derbez و Mauricio Ochmann به این خط داستانی گرما میبخشد.
رابطهٔ آنان به اندازهای دلنشین هست که مخاطب را با مسیر عاطفی فیلم همراه کند، اما فیلمنامه بارها به نشانههای آشنای کمدی رمانتیک تکیه میکند: برخوردهای پیشبینیپذیر، کشش میان دو شخصیت و سوءتفاهمهایی که راه را برای تغییر رابطه هموار میکنند. به همین سبب، لحظات صمیمانه بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی و دقیق شخصیتها باشند، گاه نتیجهٔ نیاز روایت به حرکت در مسیر متعارف ژانر به نظر میرسند.
ریتم، ساختار و افت میانه فیلم در شروع، با معرفی شغل نامتعارف مارا و بازیهای اجتماعی پیرامون آن، شتاب مناسبی پیدا میکند. تماشاگر کنجکاو است ببیند این حرفه چگونه بر زندگی او اثر میگذارد و برخوردش با سانتیاگو چه تغییری در نقشهٔ ذهنیاش ایجاد میکند. اما بخش میانی از نیروی آغازین فاصله میگیرد.
مأموریتها و موقعیتهای مشابه تکرار میشوند، در حالی که تحول شخصیتها به همان اندازه پیش نمیرود؛ در نتیجه کشش داستانی کاهش مییابد و فیلم گاه بیش از اندازه طولانی احساس میشود. این کندی فقط مسئلهٔ سرعت نیست؛ به محدودیت فیلمنامه نیز بازمیگردد. داستان فرصت دارد تضاد میان موفقیت شغلی و درستکاری، یا تفاوت میان نقشآفرینی روی صحنه و فریب در زندگی را به شکلی جدیتر پی بگیرد، اما معمولاً به مسیرهای آشنا بازمیگردد.
« شیمی میان Aislinn Derbez و Mauricio Ochmann به این خط داستانی گرما میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به این ترتیب، لحظاتی که میتوانستند شخصیت مارا را دگرگون کنند، گاه بیشتر کارکرد پل ارتباطی میان دو بخش عاشقانه و کمدی را دارند تا نقطهعطفی با پیامدهای روشن. جهان بصری و موسیقی «A la mala» از فضایی شیک و خوشآراسته بهره میبرد که با حالوهوای سبک و رمانتیک فیلم تناسب دارد. طراحی تصویری و محیطهای شهری، زندگیای را نشان میدهند که در آن ظاهر، جذابیت و تأثیرگذاری اجتماعی اهمیت فراوان دارند؛ ویژگیهایی که با کار مارا نیز پیوندی طبیعی پیدا میکنند.
این جهان بصری به فیلم جلوهای خوشتماشا میبخشد، بیآنکه ادعای واقعگرایی تلخ یا نگاه اجتماعی گستردهای داشته باشد. موسیقی نیز در ساختن لحن دلپذیر فیلم سهم دارد و به صحنههای عاشقانه و کمدی نرمی میبخشد. بااینحال، زیبایی ظاهری و موسیقی خوشنشین نمیتوانند جای خالی ظرافت روایی را پر کنند.
فیلم در ساختن فضایی دلخواه موفقتر از آن است که این فضا را به جهان داستانی چندلایهای بدل کند. تماشاگر با اثری مرتب و سرگرمکننده روبهروست، اما کمتر با جزئیاتی مواجه میشود که پس از پایان، تصویری ماندگار از روابط یا محیط اجتماعی آن در ذهن بگذارد. شخصیتهای فرعی و جهان پیرامون شخصیتهای فرعی میتوانند تعادل مناسبی برای حضور پررنگ مارا بسازند و در بعضی صحنهها نیز با شوخیها و واکنشهایشان به فیلم جان میدهند.
بااینحال، بسیاری از آنان بیش از آنکه زندگی و انگیزهای مستقل داشته باشند، در خدمت وضعیتهای کمیک یا پیشبرد مسیر قهرمان قرار میگیرند. ازاینرو، روابط پیرامونی مارا ظرفیت عاطفی و اجتماعی بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد، دارند. این سطحیماندن در پرداخت شخصیتها با همان مسئلهٔ کلی فیلمنامه مرتبط است: فیلم ایدههای جذابی میچیند، اما کمتر در پیامدهایشان مکث میکند.
« موسیقی نیز در ساختن لحن دلپذیر فیلم سهم دارد و به صحنههای عاشقانه و کمدی نرمی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
اگر شخصیتهای فرعی دیدگاههای متفاوتتری دربارهٔ وفاداری، اعتماد و فریب عرضه میکردند، جهان داستان از حالت پسزمینه بیرون میآمد و تصمیمهای مارا نیز در بستری پیچیدهتر معنا مییافت. در شکل کنونی، آنان بیش از آنکه بخشی از یک جامعهٔ زنده باشند، قطعاتی خوشکارکرد در سازوکار کمدیاند.
جمعبندی «A la mala» فیلمی خوشانرژی و خوشتماشاست که جذابیت اصلیاش را از بازی سرزندهٔ Aislinn Derbez، فضای آراسته و ایدهٔ سرگرمکنندهٔ آزمودن وفاداری میگیرد. داستان مارا بستری مناسب برای ترکیب کمدی و عاشقانه فراهم میکند و حضور سانتیاگو میتواند پرسشهایی دربارهٔ اخلاق حرفهای و دستکاری احساسات برانگیزد.
اما فیلم بهندرت این پرسشها را تا انتهای ظرفیتشان دنبال میکند. افت ریتم در میانه، تکرار الگوهای آشنا و پرداخت کمعمق برخی شخصیتها، مانع از آن میشود که ایدهٔ اولیه به اثری واقعاً تازه و ماندگار بدل شود. بااینحال، فیلم در مقام سرگرمی سبک و رمانتیک کارکرد خود را دارد: اثری که تکیهاش نه بر غافلگیریهای پیچیده یا تحلیل اجتماعی، بلکه بر حضور دلنشین قهرمانش و لذت سادهٔ موقعیتهای عاشقانه و کمیک استوار است.
« در شکل کنونی، آنان بیش از آنکه بخشی از یک جامعهٔ زنده باشند، قطعاتی خوشکارکرد در سازوکار کمدیاند. »
ثبت دیدگاه