نقد و بررسی
نقد آموزش های یک پرستار بچه برای شکار هیولا (A Babysitter's Guide to Monster Hunting) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی هالووینی در اندازهی مخاطب نوجوان «A Babysitter's Guide to Monster Hunting» فیلمی فانتزی و خانوادگی است که از همان آغاز تکلیفش را با تماشاگر روشن میکند: قرار نیست کابوسی سهمگین بسازد یا قواعد ژانر وحشت را از نو تعریف کند؛ میخواهد شب هالووین را به ماجرایی رنگین، پرتحرک و اندکی دلهرهآور برای مخاطبان کمسنوسالتر بدل کند.
داستان با ربودهشدن پسربچهای که دختر نوجوانی از او نگهداری میکند، قهرمان را از دل موقعیتی آشنا به جهانی پنهان میبرد؛ جهانی که در آن پرستاران بچه عضوی از انجمنی مخفیاند و وظیفه دارند کودکان را از دست هیولاها حفظ کنند. همین ترکیب ساده، هستهی جذابیت فیلم است: کاری روزمره و مراقبتی، ناگهان صورتی قهرمانانه و افسانهای پیدا میکند.
فیلم به کارگردانی Rachel Talalay و بر پایهی کتابی از Joe Ballarini ساخته شده است. از این رو، میتوان ردِ ساختار قصهگویی نوجوانانه را در آن دید: شخصیت اصلی با بحرانی روبهرو میشود، تواناییهایی را که در خود نمیشناخته کشف میکند و در پایان مسیر، اعتمادبهنفس بیشتری به دست میآورد.
این الگو آشناست، اما برای مخاطب هدف میتواند همچنان دلنشین باشد؛ بهویژه چون فیلم بهجای سنگینکردن روایت، آن را با هیولاها، ابزارهای عجیب و فضای جشن هالووین پیش میبرد. ایدهای بانمک با ظرفیت بیشتر جذابترین ابداع فیلم، انجمن مخفی پرستاران هیولاگیر است. پرستاری از کودک معمولاً شغلی عادی و کمحادثه تصور میشود، اما اینجا مراقبت از بچهها به مأموریتی برای مقابله با موجودات کابوسوار تبدیل شده است.
« فیلم به کارگردانی Rachel Talalay و بر پایهی کتابی از Joe Ballarini ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چرخش، هم شوخی موقعیت میسازد و هم به فیلم امکان میدهد قهرمانیهایش را از دل مسئولیت روزمره بیرون بکشد. قهرمان داستان برای نجات کودکی که به او سپرده شده، نهفقط با هیولاها، بلکه با ترسها و تردیدهای خودش نیز روبهرو میشود. بااینحال، فیلم بیش از آنکه این ایده را گسترش دهد، از آن بهعنوان سکوی پرتاب ماجرا استفاده میکند.
انجمن پرستاران، قواعد جهان پنهان و شیوهی کار گروه میتوانستند با جزئیات بیشتری پرداخت شوند تا حس یک جهان فانتزی کاملتر شکل بگیرد. در نسخهی موجود، بسیاری از عناصر بیشتر نقش تزئینی یا کاربردی دارند: بهسرعت معرفی میشوند و سپس در خدمت پیشبرد ماجرا قرار میگیرند. نتیجه سرگرمکننده است، اما آنقدر مجال نمییابد که ایدهی مرکزیاش را به امضایی ماندگار تبدیل کند.
قهرمانی در مسیر خودباوری Kelly Ferguson شخصیتی است که مسیرش بر غلبه بر ترس و پذیرفتن تواناییهای خویش بنا شده است. او در آغاز نوجوانی است که میان نگرانیهای معمول همسنوسالانش و تصویری که دیگران از او ساختهاند گرفتار میشود. ورود هیولاها، این تعارض درونی را به شکلی بیرونی و دیدنی درمیآورد: آنچه پیشتر بهصورت خاطره یا هراس در ذهن او حضور داشت، اکنون به خطری واقعی بدل میشود.
از این جهت، فیلم میکوشد ماجرای هیولاها را با موضوع رشد شخصی پیوند دهد. بازی Tamara Smart به شخصیت انرژی و صمیمیت میدهد و او را به قهرمانی قابلهمدلی برای مخاطب نوجوان تبدیل میکند. رابطهی Kelly با Liz نیز از نقاط قابلتوجه فیلم است؛ پیوندی که در دل همکاری و اعتماد شکل میگیرد و به ماجرا بُعدی انسانیتر میبخشد.
« این چرخش، هم شوخی موقعیت میسازد و هم به فیلم امکان میدهد قهرمانیهایش را از دل مسئولیت روزمره بیرون بکشد. »
شخصیتها و اجرا
البته شخصیتپردازیها عموماً در حد نیازهای داستان باقی میمانند. فیلم فرصت چندانی برای مکث بر گذشته، انگیزهها یا تناقضهای درونی شخصیتها ندارد و برخی از آنها بیشتر به کارکردی مشخص در گروه محدود میشوند. برای قصهای سریع و خانوادگی این انتخاب قابلدرک است، اما از غنای عاطفی اثر میکاهد.
هیولاها، هالووین و زبان بصری فضای هالووینی فیلم از عناصر موفق آن است. رنگها، لباسها، چهرهپردازیها و طراحی موجودات، حالوهوایی خیالانگیز میسازند که بیشتر به افسانهای پرجنبوجوش شباهت دارد تا فیلمی واقعاً ترسناک. هیولاها ظاهرهایی چشمگیر و گاه مضحک دارند؛ تهدیدشان برای ایجاد تعلیق کافی است، اما فیلم عمداً از وحشتی جدی و پایدار فاصله میگیرد.
این اعتدال باعث میشود اثر برای بسیاری از کودکان و خانوادهها مناسبتر باشد، هرچند ممکن است تماشاگر بزرگسالی که دنبال دلهرهای پرقدرت است، آن را بیش از اندازه ملایم بیابد. از نظر بصری، فیلم بهدنبال توازن میان دنیای عادی و قلمرو فانتزی است. همین تضاد ــ خانهها و موقعیتهای آشنا در کنار موجودات عجیب و رخدادهای نامعمول ــ به سرگرمی آن کمک میکند.
بااینحال، تصویرسازی و جلوههای فانتزی گاهی بیشتر بر شگفتانگیزی لحظهای تکیه دارند تا انسجام یک جهان مستقل. فیلم بهجای آنکه مخاطب را در فضایی کاملاً تازه غرق کند، از نشانههای آشنای قصههای هیولایی و ماجراجوییهای نوجوانانه بهره میگیرد. برای مخاطب کمسنوسال، این آشنایی میتواند امتیاز باشد؛ برای تماشاگر سختگیرتر، نشانهای از کمبود تازگی.
« البته شخصیتپردازیها عموماً در حد نیازهای داستان باقی میمانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تام فلتون و لحن اغراقآمیز حضور Tom Felton در نقش نیروی شرور اصلی، یکی از عواملی است که به فیلم شخصیت میبخشد. او نقش را با اغراقی حسابشده و لحنی نمایشی اجرا میکند؛ اجرایی که با حالوهوای کمیک و هالووینی اثر تناسب دارد. شخصیتش بیش از آنکه تهدیدی واقعگرایانه باشد، موجودی نمایشی و عجیب است و بازیگر نیز بهخوبی از این ویژگی بهره میگیرد.
نتیجه، حضوری بهیادماندنی است که میتواند برای بخشی از تماشاگران جذابترین وجه فیلم باشد. بااینهمه، تکیهی بیش از اندازه بر این شخصیت گاهی تعادل فیلم را برهم میزند. شرور پرزرقوبرقتر از بسیاری از شخصیتهای دیگر به چشم میآید و همین امر میتواند توجه را از قهرمانان و روابط میان آنها منحرف کند.
بازیگران جوان در مجموع انرژی لازم برای پیشبرد ماجرا را فراهم میکنند، اما فیلمنامه به همهی آنها فرصت یکسانی برای تثبیت شخصیت نمیدهد. بنابراین جذابیت گروه بیشتر از حضور و همکاری جمعی میآید تا از عمق مستقل هر عضو. ریتم ساده و مسیر قابلپیشبینی بزرگترین محدودیت فیلم در روایت آن آشکار میشود.
قصه خطی، سرراست و آسانفهم است؛ ویژگیای که برای مخاطب خردسال و نوجوان میتواند کمککننده باشد، اما در عین حال غافلگیری چندانی به همراه ندارد. مسیر قهرمان، رویاروییهای پیاپی و حرکت بهسوی مأموریت نهایی از الگوهای شناختهشدهی ماجراجویی پیروی میکنند. در نتیجه، تماشاگر بزرگسال معمولاً زودتر از شخصیتها حدس میزند که داستان به کدام سو میرود.
« تام فلتون و لحن اغراقآمیز حضور Tom Felton در نقش نیروی شرور اصلی، یکی از عواملی است که به فیلم شخصیت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
افزون بر پیشبینیپذیری، بعضی بخشها نیز بیش از ظرفیتشان کش میآیند. فیلم گاهی بهجای آنکه رابطهها یا قواعد جهانش را بسط دهد، با یک رویارویی یا شوخی تازه زمان میخرد. این مسئله در ریتم میانهی روایت محسوستر است و از شتاب ماجرا میکاهد. بااینحال، قصه آنقدر سبک و کمپیچیدگی است که تماشاگر کمسنوسال معمولاً در دنبالکردنش دشواری نمییابد.
سادگی در اینجا هم نقطهی قوت است و هم محدودیت: دسترسیپذیری را بالا میبرد، اما لایههای تفسیری و تعلیق را کمرنگ میکند. مناسب چه تماشاگرانی است؟ «A Babysitter's Guide to Monster Hunting» بیش از همه برای کودکانی که به هیولاها، فضای هالووین و ماجراجوییهای گروهی علاقه دارند، انتخابی خوشتماشا است.
ترس آن ملایم است و هیولاهایش بیشتر برای سرگرمکردن طراحی شدهاند تا ایجاد وحشت جدی. تماشای خانوادگی نیز میتواند تجربهای دلپذیر باشد، بهخصوص اگر انتظار از فیلم، سرگرمی سبک و پرجنبوجوش باشد، نه داستانی پیچیده یا اثری که مخاطب بزرگسال را شگفتزده کند. بزرگسالان احتمالاً بیش از هر چیز از طراحی فانتزی، طنز موقعیت و بازی اغراقآمیز تام فلتون لذت میبرند.
در مقابل، کسانی که به دنبال ترس پرتنش، شخصیتپردازی چندلایه یا پیچشهای روایی هستند، ممکن است با محدودیتهای اثر روبهرو شوند. فیلم حتی در لحظاتی که به مضمون شجاعت و پذیرش خود نزدیک میشود، از پرداختی ساده و مستقیم فراتر نمیرود. این سادگی نه عیب مطلق است و نه فضیلت بیقیدوشرط؛ ارزش آن به میزان هماهنگی انتظار مخاطب با هدف فیلم بستگی دارد.
« افزون بر پیشبینیپذیری، بعضی بخشها نیز بیش از ظرفیتشان کش میآیند. »
جمعبندی
جمعبندی این فیلم با ایدهای شیرین و خیالانگیز، شغلی روزمره را به مأموریتی فانتزی بدل میکند و از دل آن ماجرایی خانوادگی برای شب هالووین میسازد. رنگآمیزی شاد، هیولاهای بامزه، فضای مناسب تماشا با کودکان و حضور پرانرژی Tom Felton از مهمترین امتیازهای آناند. در سوی دیگر، داستان ساده و قابلپیشبینی، پرداخت محدود شخصیتها و افتوخیز ریتم مانع میشوند که اثر از محدودهی سرگرمی نوجوانانه فراتر برود.
«A Babysitter's Guide to Monster Hunting» در نهایت فیلمی سبک و صمیمی است که دقیقاً در همان قلمرویی موفقتر عمل میکند که برایش ساخته شده: ماجراجویی فانتزی برای مخاطب کمسنوسال، با چاشنی دلهرهی ملایم و پیام آشنای غلبه بر ترس. برای چنین مخاطبی، تماشایی خوشحالوهواست؛ برای تماشاگر بزرگسال، بیشتر تجربهای نوستالژیک و گذرا خواهد بود تا اثری ماندگار.
ثبت دیدگاه