نقد و بررسی
نقد آنچه آرزویش را داری (What You Wish For) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آرزویی که بهایش را دیگری میپردازد فیلم «What You Wish For» ساختهٔ Nicholas Tomnay، تریلری روانشناختی است که با وسوسهای آشنا آغاز میشود: مردی گرفتار بدهی، در برابر زندگیای قرار میگیرد که گمان میکند سزاوار آن است. Ryan، آشپزی مستعد اما درمانده، برای گریختن از طلبکاران به آمریکای لاتین میرود و به سراغ دوست قدیمیاش Jack پناه میبرد؛ مردی که در ویلایی مجلل زندگی میکند و برای مشتریانی ثروتمند آشپزی میکند.
آنچه Ryan در این سبک زندگی میبیند، نخست راه فرار از فلاکت است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که آرزوی آسایش، وقتی از حسادت و استیصال نیرو میگیرد، میتواند به دام بدل شود. این نقد بدون افشای پیچش اصلی، میتواند بگوید فیلم از همان ابتدا بیش از آنکه دربارهٔ آشپزی باشد، دربارهٔ بهای هویت و میل به تصاحب زندگی دیگری است.
Ryan فقط پول و خانهٔ Jack را نمیخواهد؛ او میخواهد از گذشتهای که به دست خودش ساخته فاصله بگیرد و ناگهان در جایگاهی قرار گیرد که ظاهراً همهچیز را برایش فراهم میکند. عنوان فیلم نیز همین پرسش را در خود دارد: اگر به خواستهات برسی، آیا واقعاً میدانی چه چیزی را طلب کردهای؟ تعلیقِ قطرهچکانی و ریتم دوپاره فیلم در بخش آغازین با حوصلهای حسابشده پیش میرود، اما این حوصله همیشه به نفع آن نیست.
ورود Ryan به محیط تازه، بازشناسی دوستی قدیمی و آشنایی با زندگی Jack زمان میبرد؛ در این فاصله، فیلم نشانههایی میکارد که قرار است بعدها معنای پررنگتری پیدا کنند. بااینحال، برای تماشاگرانی که انتظار دارند از همان دقایق نخست حادثهای تعیینکننده رخ دهد، این مقدمه ممکن است کشدار جلوه کند.
« عنوان فیلم نیز همین پرسش را در خود دارد: اگر به خواستهات برسی، آیا واقعاً میدانی چه چیزی را طلب کردهای؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کندی آغاز، یکی از ضعفهای روشن فیلم است و بخشی از مخاطبان را پیش از آنکه تنش اصلی شکل بگیرد، از خود دور میکند. اما این ریتم آرام بهکلی بیثمر نیست. کارگردان از دل جزئیات معمولی، نوعی بیقراری میسازد: سکوتها کمی بیش از حد طول میکشند، رفتارها اندکی نامتعارفاند و صمیمیت میان شخصیتها همیشه با رگهای از سوءظن همراه است.
پس از آنکه Ryan قدمی جدی به سوی زندگی Jack برمیدارد، فیلم جان میگیرد و تعلیقش فشردهتر میشود. پرسشهای تازه جای پرسشهای قبلی را میگیرند و هر پاسخ، بهجای آنکه خیال تماشاگر را راحت کند، وضعیتی نگرانکنندهتر میسازد. این همان نقطهای است که بسیاری از تماشاگران، با وجود مکثهای آغازین، دیگر بهسادگی از فیلم جدا نمیشوند.
بازیها؛ لبخندهایی که آرامش نمیدهند Nick Stahl در نقش Ryan نقشآفرینیای مهارشده و مؤثر ارائه میکند. او شخصیت را با انفجارهای نمایشی یا واکنشهای پرهیاهو پیش نمیبرد؛ بخش مهمی از بازیاش در نگاههای مردد، مکثها و تلاش برای حفظ ظاهر پنهان است. Ryan آدمی است که در برابر فشار، مدام میکوشد بیاعتنا یا مسلط به نظر برسد، درحالیکه اضطراب در زیر پوستش جریان دارد.
Stahl این شکاف میان ظاهر آرام و آشفتگی درونی را بهخوبی منتقل میکند و همین، موقعیتهای پرتنش را باورپذیرتر میسازد. Tamsin Topolski نیز با حضوری مؤدبانه اما دشوارخوان، به فضای فیلم کمک میکند. شخصیت او بیش از آنکه با تهدید مستقیم اثر بگذارد، با کنترل و خونسردیاش ناآرامی میآفریند.
« پس از آنکه Ryan قدمی جدی به سوی زندگی Jack برمیدارد، فیلم جان میگیرد و تعلیقش فشردهتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
لبخندهای مرموز بعضی شخصیتها نیز به یکی از عناصر ماندگار فیلم بدل میشوند: لبخندهایی که میتوانند نشانهٔ ادب باشند، اما بهتدریج رنگی از تمسخر یا خطر پیدا میکنند. این بازیها به فیلم حالوهوایی نامأنوس میبخشند، هرچند همهٔ نقشها به یک اندازه عمق نمییابند و برخی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا فردیتی کامل.
هویتِ قرضی و وسوسهٔ جایگزین شدن هستهٔ دراماتیک فیلم بر جابهجایی هویت استوار است، اما جذابیتش فقط در این پرسش خلاصه نمیشود که آیا Ryan میتواند جای Jack را بگیرد. مسئله این است که چرا چنین کاری برای او پذیرفتنی میشود. بدهی و تهدید، او را به نقطهای رساندهاند که زندگی دیگری به شکل راه نجات به نظر میرسد.
حسادت او به رفاه Jack هم صرفاً حرص مالی نیست؛ نوعی رنج از عقبماندگی و شکست است، همراه با این خیال که شاید یک تصمیم جسورانه بتواند گذشته را پاک کند. فیلم در این زمینه، انتخابهای Ryan را نه کاملاً قهرمانانه میکند و نه صرفاً شیطانی. او هم قربانی شرایطی است که در آن گرفتار شده و هم انسانی که با فرصت تازه، تصمیمهایی از سر منفعت میگیرد.
همین ابهام اخلاقی، تماشاگر را در موقعیتی ناراحتکننده قرار میدهد: میتوان فهمید چرا Ryan تسلیم وسوسه میشود، اما فهمیدن انگیزههایش به معنای تأیید رفتار او نیست. فیلم از همین فاصله، تنش اخلاقی خود را میسازد. نقد ثروت و خشونتِ پشتِ تجمل ویلای زیبا، مهمانیهای خصوصی و مشتریان متمول، در «What You Wish For» صرفاً پسزمینهای چشمنواز نیستند.
« مسئله این است که چرا چنین کاری برای او پذیرفتنی میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تجمل در این فیلم نوعی پرده است که خشونت و بیاعتنایی پشت آن پنهان میشود. ثروتمندان میتوانند خواستههای افراطی خود را در قالب سلیقه، تجربهٔ خاص یا تفریح توجیه کنند، درحالیکه پیامدهای آن را دیگران تحمل میکنند. Ryan که ابتدا فقط سطح براق این جهان را میبیند، کمکم با هزینههایی روبهرو میشود که در ظاهر مجلل آن جایی ندارند.
این مضمون، فیلم را به هجوی تلخ دربارهٔ نابرابری اجتماعی نزدیک میکند، اما اثر همیشه آن را با ظرافت یکسان پیش نمیبرد. گاه مضمون در خود موقعیتها و رفتار شخصیتها جا گرفته است؛ گاه نیز حس میشود فیلم بیش از حد به شوک و هراس تکیه میکند تا حرفش را به تماشاگر برساند. در بهترین لحظات، تضاد میان آداب مؤدبانهٔ مشتریان و واقعیت خشن ماجرا بهاندازهٔ کافی گویاست و نیازی به توضیح اضافه ندارد.
فضا، خشونت و مرز میان تریلر و وحشت فیلم از جغرافیای آمریکای لاتین، فضایی دورافتاده و محصور میسازد؛ محیطی که زیبایی طبیعیاش در تضاد با محدود شدن انتخابهای Ryan قرار میگیرد. ویلای مجلل در آغاز پناهگاهی دلپذیر به نظر میرسد، اما بهتدریج همانقدر که راحت است، خفقانآور نیز میشود.
این تغییر حالوهوا یکی از دستاوردهای فیلم است: مکان تازه بدون آنکه ناگهان ظاهرش را عوض کند، معنای تازهای پیدا میکند. از سوی دیگر، فیلم گاهی به سوی تصاویر ناخوشایند و خشونت جسمانی میرود. این لحظات برای مخاطبانی که از صحنههای چندشآور پرهیز دارند، میتوانند آزارنده باشند؛ بااینحال، هدفشان صرفاً غافلگیر کردن نیست.
« تجمل در این فیلم نوعی پرده است که خشونت و بیاعتنایی پشت آن پنهان میشود. »
قوتها و کاستیها
آنها شکاف میان جلوهٔ شیک و واقعیت هولناک زیر آن را ملموس میکنند. فیلم در مرز تریلر روانشناختی و وحشت حرکت میکند و همین تغییر لحن، جذابیت خاصی به آن میدهد، هرچند بعضی صحنهها چنان بر شوک متکیاند که ممکن است از ظرافت روانشناسانهٔ بخشهای دیگر بکاهند. پیچشها و محدودیتهای فیلمنامه بخش مهمی از لذت تماشای فیلم از کنجکاوی دربارهٔ رازهای محیط تازه میآید.
Nicholas Tomnay اطلاعات را با شتاب افشا نمیکند و با هر مرحله، تماشاگر را وادار میسازد برداشت قبلی خود را بازنگری کند. چرخشهای داستانی، بهویژه در نیمهٔ دوم، به حفظ کشش کمک میکنند و پایان نیز اثرگذاری قابلتوجهی دارد؛ بیآنکه لازم باشد برای تحسینش جزئیاتی فاش شود. بااینحال، همهٔ غافلگیریها برای همهٔ تماشاگران غافلگیرکننده نخواهند بود.
برخی نشانهها بهاندازهای روشناند که مخاطب تیزبین ممکن است زودتر از فیلم به مسیر بعدی ماجرا پی ببرد. همچنین ایدهٔ مرکزی فیلم از پرداخت آن نیرومندتر به نظر میرسد. گاهی رفتار شخصیتها یا روند بعضی موقعیتها بیش از آنکه از پیچیدگی روانی برخیزد، در خدمت پیش بردن تنش قرار میگیرد. فیلم در لحظاتی که به سکوت، نگاه و انتخابهای کوچک اعتماد میکند، بسیار مؤثرتر است تا وقتی که میخواهد با شوکهای پیدرپی بر تماشاگر غلبه کند.
با وجود این نوسانها، ساختار کلی داستان توانایی خود را در نگهداشتن مخاطب حفظ میکند. جمعبندی «What You Wish For» تریلری نامتوازن اما گیراست: شروعی کند دارد، بعضی ایدههایش از اجرای آن جلوترند و همهٔ پیچشهایش به یک اندازه دور از انتظار نیستند. در مقابل، بازی کنترلشدهٔ Nick Stahl، فضای ناآرام، لبخندهای رازآلود شخصیتها و اوجگیری تدریجی تعلیق، فیلم را به تجربهای کنجکاویبرانگیز بدل میکنند.
« آنها شکاف میان جلوهٔ شیک و واقعیت هولناک زیر آن را ملموس میکنند. »
جمعبندی
اثر بیش از آنکه دربارهٔ برآورده شدن یک آرزو باشد، دربارهٔ لحظهای است که آدمی درمییابد آرزویش او را وارد معاملهای کرده که پیامدهایش از توان کنترلش بیرون است. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که با ریتم آرام آغازین و صحنههای ناخوشایند کنار میآیند و از تریلرهایی لذت میبرند که رازهایشان را مرحلهبهمرحله آشکار میکنند.
شاید اجرای فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهاش محکم نباشد، اما بهاندازهای کشش و فضای متمایز دارد که تماشای آن را، بهویژه پس از به حرکت افتادن داستان، ارزشمند سازد.
ثبت دیدگاه