نقد و بررسی
نقد جنتلمن (The Gentlemen) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو آشنای گای ریچی «The Gentlemen» مجموعهای است که از همان ابتدا میداند چه میخواهد باشد: قصهای جنایی، شیک و پرشتاب که خشونت را با بذلهگویی و آشوب را با ظاهری آراسته درمیآمیزد. جهان سریال به همان قلمرویی بازمیگردد که با فیلمی به همین نام شناخته شد، اما داستان و شخصیتهای تازهای پیش میکشد؛ بنابراین آشنایی با فیلم پیشین شرط تماشای آن نیست.
در مرکز این ماجرا ادی هورنیمن قرار دارد؛ اشرافزادهای که پس از بهارثبردن عمارت خانوادگی درمییابد زمینهای موروثی او میزبان کسبوکاری غیرقانونی و بسیار گستردهاند. از این نقطه، میراث خانوادگی به میدان مذاکره، تهدید و معامله بدل میشود. این موقعیت، برخورد دو جهان را ممکن میکند: مناسبات کهنه اشرافی و اقتصاد بیرحم زیرزمینی.
سریال از تضاد میان ظاهر موقر عمارت و آنچه در دل آن جریان دارد، هم برای پیشبرد قصه بهره میگیرد و هم برای ساختن طنز. بااینحال، اثر بیش از آنکه بخواهد تصویری واقعگرایانه از جرم سازمانیافته عرضه کند، در پی سرگرمیِ پرزرقوبرق و بازیگوشانه است. ادی؛ مردی میان وظیفه و وسوسه تئو جیمز در نقش ادی یکی از ستونهای اصلی مجموعه است.
او شخصیتی را بازی میکند که در آغاز میکوشد مسئولیتی را که ناخواسته به او رسیده، با کمترین آسیب از سر بگذراند؛ اما موقعیتها پیدرپی او را به تصمیمهایی میکشانند که فاصلهاش را با جایگاه پیشینش بیشتر میکنند. جذابیت بازی جیمز در این است که ادی را نه قهرمانی بینقص و نه مجرمی از پیشساخته نشان میدهد.
« از این نقطه، میراث خانوادگی به میدان مذاکره، تهدید و معامله بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او با خونسردی و انضباطی که از گذشتهاش بهجا مانده، در برابر جهانی قرار میگیرد که قواعدش مدام تغییر میکنند. این دگرگونی، موتور دراماتیک سریال است. هر بار که ادی برای پایاندادن به گرفتاریای قدم برمیدارد، انتخابش او را به مسئلهای تازه نزدیک میکند. بااینحال، تحول او گاهی بیش از آنکه از درون شخصیت بجوشد، تابع نیاز قسمت به یک بحران تازه به نظر میرسد.
در چنین لحظاتی، جذابیت اجرا و موقعیت بر منطق روانشناختی پیشی میگیرد. ادی تماشایی است، اما همیشه به همان اندازه باورپذیر نیست. بازیگران و شیمی میان شخصیتها کایا اسکودلاریو در نقش سوزی گلس، حضوری سنجیده و نافذ دارد. او بهجای تکیه بر نمایش پرهیاهوی قدرت، اقتدار شخصیتش را در مکث، نگاه و انتخاب واژهها مینشاند.
رابطه کاری و پرتنش او با ادی به سریال نیرویی دوگانه میبخشد: هر دو باهوشاند، اما هوششان از تجربههای متفاوتی سرچشمه میگیرد. همین تفاوت، گفتوگوهای مشترکشان را زنده نگه میدارد و مانع میشود همکاریشان به توافقی ساده و بیدردسر تبدیل شود. دنیل اینگز در نقش فردی، برادر ادی، سویهای آشفتهتر و کمثباتتر از خانواده را نمایندگی میکند.
او با خودخواهی و دستپاچگیاش بارها موقعیتها را پیچیدهتر میسازد، اما بازی اینگز به او فقط کارکردی کمدی نمیدهد؛ پشت رفتارهای نابالغش، رنجشها و ناامنیهایی نیز دیده میشود. حضور جانکارلو اسپوزیتو و دیگر بازیگران بریتانیایی نیز به جهان مجموعه تنوع میبخشد. بااینهمه، انبوه چهرهها گاه مجال پرداخت کافی به برخی شخصیتها نمیدهد.
« او با خونسردی و انضباطی که از گذشتهاش بهجا مانده، در برابر جهانی قرار میگیرد که قواعدش مدام تغییر میکنند. »
شخصیتها و اجرا
برای تماشاگرانی که دنبال قهرمانانی صمیمی و آساندوست هستند، بخشی از این جمع ممکن است بیش از اندازه سرد، خودخواه یا نمایشی جلوه کند. طنز سیاه و گفتوگوهای تیز طنز سریال از تضاد میان آداب ظاهری و خشونت نهفته در مناسبات سرچشمه میگیرد. شخصیتها میتوانند در فضایی مجلل درباره معاملهای خطرناک حرف بزنند، گویی تنها مسئله پیش رو رعایت نزاکت است؛ اما همین مؤدببودن، اغلب تهدید را پررنگتر میکند.
گفتوگوهای زیرکانه و پاسخهای ناگهانی از نقاط قوت اثرند و به آن لحنی میدهند که بهسرعت قابل تشخیص است. این شوخطبعی همیشه یکدست عمل نمیکند. گاهی چنان موفق است که خشونت را به مضحکهای حسابشده تبدیل میکند؛ گاهی هم شوخی، بهجای آنکه شخصیت یا موقعیت را عمیقتر کند، صرفاً برای حفظ ضرباهنگ به میان میآید.
سریال از جدیگرفتن بیش از حد خود پرهیز میکند، اما این رویکرد ممکن است بخشی از تعلیق را نیز خنثی سازد. وقتی هر بحران در آستانه انفجار با نکتهای طنازانه همراه میشود، خطر آن هست که پیامدهای واقعی ماجرا سبکتر از آنچه باید احساس شوند. ریتم، ساختار و لذت تماشای پیوسته ساختار قسمتمحور مجموعه امکان میدهد هر مرحله از گرفتاری ادی، چهرهای تازه از جهان زیرزمینی را آشکار کند.
با ورود رقیبان و واسطهها، ماجراها شکل پروندههایی کوچک به خود میگیرند که همگی به مسئله بزرگتر ارث، قدرت و بقا متصلاند. ریتم پرکشش و پایانبندیهای برانگیزاننده، تماشای چند قسمت پیاپی را آسان میکند؛ سریال بهخوبی از میل مخاطب به دانستنِ «بعدش چه میشود» بهره میبرد. در عوض، همین شتاب گاهی به انباشت رخدادها میانجامد.
« طنز سیاه و گفتوگوهای تیز طنز سریال از تضاد میان آداب ظاهری و خشونت نهفته در مناسبات سرچشمه میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی تصمیمها و تصادفهای داستانی چنان ناگهانیاند که فرصت نمییابند در منطق جهان اثر جا بیفتند. پیچوخمهای پیدرپی میتوانند سرگرمکننده باشند، اما همیشه قانعکننده نیستند؛ گاه به نظر میرسد شخصیتها برای رسیدن به موقعیت نمایشی بعدی، راهی را برمیگزینند که بیش از آنکه از منش آنان برخاسته باشد، برای پیشبرد طرح لازم است.
در نتیجه، سریال میان مهندسی دقیقِ سرگرمی و بیپرواییِ داستانی در نوسان میماند. تصویر، فضا و خشونت عمارت خانوادگی فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ نماد میراثی است که هم منزلت میآورد و هم هزینه و دردسر. فضای روستایی، خانههای باشکوه و پوششهای حسابشده، در کنار سازوکارهای پنهان تجارت غیرقانونی قرار میگیرند و تضاد تصویری مهمی میسازند.
ظاهر آراسته محیطها، خشونت را از میان نمیبرد، بلکه آن را در قابهایی چشمنواز و کنترلشده قرار میدهد. این زیباییشناسی به هویت سریال شکل میدهد، هرچند ممکن است گاهی سطح صیقلی تصویر، جای پرداخت عمیقتر به پیامدهای اجتماعی و انسانی جرم را بگیرد. صحنههای درگیری در خدمت لحن عمومی اثرند، اما همیشه از نظر حسی اثرگذاری لازم را ندارند.
بهویژه صدای شاتگانها ممکن است برای برخی تماشاگران بیجان و کموزن به گوش برسد؛ ایرادی فنی که در صحنههایی که قرار است ناگهانی و کوبنده باشند، بیشتر به چشم میآید. سریال در طراحی موقعیتهای پرتنش مهارت دارد، اما اجرای صوتی همه آنها به یک اندازه قانعکننده نیست. میراث خانواده و دنیای جرم در زیر لایه سرگرمکننده، پرسشی درباره ارث و مسئولیت جریان دارد: آیا ادی صرفاً وارث زمینی است که نسلهای پیش از او ساختهاند، یا وارث پیامدهای تصمیمهایی نیز هست که در شکلگیری آن جهان سهم داشتهاند؟
« بعضی تصمیمها و تصادفهای داستانی چنان ناگهانیاند که فرصت نمییابند در منطق جهان اثر جا بیفتند. »
قوتها و کاستیها
مجموعه این پرسش را بیش از آنکه به بحثی اخلاقی و جدی تبدیل کند، در قالب موقعیتهای طنزآمیز و معاملههای خطرناک پیش میبرد. بااینحال، تقابل میان شأن موروثی و قدرتی که از پول و خشونت میآید، به اثر رنگی فراتر از یک قصه گانگستری ساده میدهد. سریال همچنین نشان میدهد که مرز میان تماشاگر بیرونی و بازیگر درون میدان، ممکن است بهتدریج محو شود.
ادی در آغاز میخواهد از کسبوکار پنهان فاصله بگیرد، اما هر تصمیم او برای مهار بحران، امکان تازهای برای دخالت در همان ساختار ایجاد میکند. این کشش میان گریز و مشارکت، جذاب است؛ هرچند گاهی سرعت دگرگونیها چنان زیاد میشود که پیام اخلاقی و روانی آنها فرصت رسوب پیدا نمیکند. جمعبندی «The Gentlemen» مجموعهای خوشساخت و خوشریتم در قلمرو آشنای جناییِ گای ریچی است: بازیهای جذاب، دیالوگهای تیز، طنز سیاه و تقابل پرزرقوبرق اشرافیت با دنیای زیرزمینی، آن را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکنند.
تئو جیمز و کایا اسکودلاریو در مرکز روایت ترکیبی مؤثر از خونسردی و زیرکی میسازند و گروه بازیگران به جهان داستان رنگوبویی بریتانیایی و متمایز میدهند. در مقابل، رخدادهای نامحتمل، شلوغی شخصیتها و نوسان میان شوخی و خشونت ممکن است از انسجام اثر بکاهند. همچنین همه شخصیتها برای هر تماشاگری دلپذیر نخواهند بود و بعضی لحظات فنی، از جمله صدای کماثر شاتگانها، از شدت صحنهها میکاهند.
با وجود این کاستیها، مجموعه در هدف اصلیاش موفق است: ساختن قصهای پرتحرک و خوشتماشا که قرار نیست واقعنماییِ تلخِ یک درام جنایی را جایگزین کند، بلکه با ظرافتی نمایشی و طنزی گزنده، مخاطب را به دل ماجرایی پرپیچوخم میبرد.
« سریال همچنین نشان میدهد که مرز میان تماشاگر بیرونی و بازیگر درون میدان، ممکن است بهتدریج محو شود. »
ثبت دیدگاه