نقد و بررسی
نقد آدمهای حریص (Greedy People) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری کوچک، دامنهای بزرگ از آشوب «Greedy People» با موقعیتی آشنا اما پربازده آغاز میشود: جامعهای کوچک و ظاهراً آرام با قتلی پرسروصدا و کشف یک میلیون دلار از مدار عادی زندگی بیرون میافتد. از همینجا فیلم زنجیرهای از تصمیمهای نسنجیده، دروغها و نقشههایی را به حرکت درمیآورد که هرکدام قرار است مشکلی را حل کنند، اما معمولاً مشکل تازهای میسازند.
فیلم دربارهٔ شخصیتهایی است که در برابر وسوسهٔ پول، درستیِ قضاوت و حتی مصلحت خود را بهتدریج کنار میگذارند؛ بااینحال، آن را نه در قالب درامی جدی و اخلاقگرایانه، بلکه همچون کمدی جنایی پرحادثهای روایت میکند. کارگردانی Potsy Ponciroli و فیلمنامهٔ Mike Vukadinovich، این جهان کوچک را به صحنهای برای برخورد آدمهایی بدل میکنند که هرکدام گمان میکنند میتوانند اوضاع را به نفع خود اداره کنند.
طمع؛ نیروی محرک و موضوع اصلی عنوان فیلم وعدهای روشن میدهد: اینجا طمع صرفاً یکی از انگیزههای داستان نیست، بلکه نیرویی است که رابطهها، تصمیمها و حتی تصور شخصیتها از خودشان را تغییر میدهد. پولی که در دسترس قرار میگیرد، هرکس را به شیوهای متفاوت میآزماید. برخی با شتاب بهدنبال تصاحب آن هستند، برخی میخواهند از موقعیت پیشآمده بهرهبرداری کنند و برخی دیگر با این خیال پیش میروند که هنوز میتوانند اوضاع را مهار کنند.
همین تفاوت واکنشهاست که به موقعیتها تنوع میدهد و اجازه نمیدهد فیلم به یک تعقیبوگریز ساده بر سر پول محدود بماند. در پس شوخیها، نقدی بر خودفریبی نیز دیده میشود. شخصیتها لزوماً خود را طمّاع نمیدانند؛ اغلب برای رفتارشان توجیهی موجه میتراشند و انتخابشان را موقت، ناگزیر یا حتی هوشمندانه جلوه میدهند.
« پولی که در دسترس قرار میگیرد، هرکس را به شیوهای متفاوت میآزماید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما با هر گام، فاصلهٔ میان نیت ادعایی و پیامد واقعی بیشتر میشود. فیلم این تناقض را با لحنی سبک و پرتحرک عرضه میکند و از همین رو، اخلاقگرایی مستقیم جای خود را به طنزی تلخ میدهد: آدمها معمولاً پیش از آنکه قربانی نقشهٔ دیگران شوند، در دام تصمیمهای خودشان افتادهاند. بازیگران و جذابیت شخصیتهای نامتعارف از امتیازهای مهم فیلم، گروه بازیگری آن است.
Himesh Patel در نقش ویل، نیرویی محتاطتر و نسبتاً معمولیتر در میان آدمهای آشفتهٔ داستان فراهم میکند؛ حضوری که در برابر رفتارهای بیمحابای اطرافیان، تضاد کمیک ایجاد میکند. Joseph Gordon-Levitt در نقش تری با شخصیتی پرآشوب و اخلاقاً لغزان، از آن نوع نقشآفرینیهایی ارائه میدهد که هم خندهدار است و هم میتواند لحظهای بعد رنگی ناخوشایند پیدا کند.
جذابیت بازی او فقط در رفتارهای عجیب شخصیت نیست؛ در این است که تری بهندرت از پیامدهای رفتار خود تصویری واقعبینانه دارد. Lily James، Uzo Aduba، Tim Blake Nelson و دیگر بازیگران نیز به رنگارنگی این اجتماع داستانی کمک میکنند. فیلم به شخصیتها فرصت میدهد با لهجهها، عادتها و اولویتهای متفاوتشان در ذهن بمانند، هرچند همهٔ آنها به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
حتی نقشهایی که حضورشان محدودتر است، گاه به احساس شلوغیِ زندهٔ شهر میافزایند. این مجموعهٔ بازیگران، انسجامی به فیلم میدهد که فیلمنامه در بعضی لحظات از حفظ آن بازمیماند؛ به بیان دیگر، بازیها اغلب آشفتگی متن را به سرگرمی تبدیل میکنند. کمدی جنایی در مرز خنده و تهدید یکی از منابع اصلی لذت فیلم، تغییر تدریجی وزن موقعیتهاست.
« اما با هر گام، فاصلهٔ میان نیت ادعایی و پیامد واقعی بیشتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
صحنهای ممکن است با رفتاری مضحک یا سوءتفاهمی کوچک آغاز شود، اما خیلی زود به خشونت، اضطراب یا خطری جدی برسد. این جابهجایی، گاه نیروی طنز را تقویت میکند: تماشاگر میخندد، اما همزمان میداند که پیامدهای ماجرا دیگر شوخیبردار نیست. وقتی آدمهایی ناآماده درگیر نقشههایی بزرگتر از توانشان میشوند، هر تلاش برای اصلاح وضع میتواند به فاجعهای تازه بینجامد.
بااینحال، همین بازی با لحن همیشه موفق نیست. فیلم گاهی از کمدی سبک به خشونت تیره میپرد، بیآنکه میان دو فضا پلی بهاندازهٔ کافی محکم بسازد. در بعضی لحظهها، تغییر لحن بهجای آنکه غافلگیرکننده باشد، ناهماهنگ احساس میشود؛ گویی فیلم هنوز تصمیم نگرفته است پیامدهای داستان را جدی بگیرد یا از آنها برای شوخی استفاده کند.
این بیثباتی احتمالاً برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است و برای برخی دیگر مانعی در برابر درگیرشدن عاطفی. از همین رو، تجربهٔ فیلم تا اندازهای به میزان پذیرش طنز سیاه و آشوب عامدانهٔ آن بستگی دارد. ریتم روایی و پیچیدگی نقشهها ساختار داستان بر پیامدهای زنجیرهای بنا شده است: هر انتخاب، راه را برای انتخاب بعدی باز میکند و هر شخصیت میکوشد پیش از آنکه دیگران از ماجرا سر دربیاورند، موقعیت خود را نجات دهد.
این الگو در بخشهای نخست و میانی انرژی زیادی دارد. تماشاگر مدام میبیند که نقشهای که قرار بوده ساده باشد، با ورود یک عامل تازه از مسیر خارج میشود. جابهجایی تمرکز میان آدمهای شهر نیز حس یک اجتماع درهمتنیده را ایجاد میکند؛ جایی که رازها بهندرت فقط به یک نفر محدود میمانند. اما انباشتهشدن نقشهها و تصادفها، گاهی به زیان وضوح روایت تمام میشود.
« صحنهای ممکن است با رفتاری مضحک یا سوءتفاهمی کوچک آغاز شود، اما خیلی زود به خشونت، اضطراب یا خطری جدی برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بعضی بخشها بیش از آنکه بر گسترش شخصیتها تکیه کند، به پیچاندن ماجرا علاقه نشان میدهد. در نتیجه، برخی رخدادها بیشتر برای حرکتدادن داستان به جلو به نظر میرسند تا پیامد طبیعی شخصیتپردازی. در بخش پایانی نیز ریتم کندتر میشود و چند صحنه کشدار جلوه میکنند؛ بهویژه پس از آنکه ایدهٔ اصلی فیلم و الگوی تصمیمهای فاجعهبارش برای تماشاگر روشن شده است.
این افت حرکت، از ضرباهنگ پرشتاب نیمههای پیشین فاصله میگیرد. باورپذیری و محدودیتهای فیلمنامه فیلم از تماشاگر نمیخواهد رفتار شخصیتها را همواره منطقی بداند؛ بخش مهمی از طنز آن بر بیکفایتی، خودبزرگبینی و قضاوتهای شتابزده استوار است. بااینحال، میان حماقتِ کمیک و رخدادِ نامقنع مرز باریکی وجود دارد.
«Greedy People» گاه از این مرز عبور میکند: بعضی تصمیمها یا همزمانیها چنان بیمحابا کنار هم قرار میگیرند که تماشاگر بهجای تعلیق، شروع میکند به پرسیدن اینکه چرا ماجرا به این شکل پیش رفته است. در چنین لحظههایی، جهان فیلم کمتر شبیه جامعهای زنده و بیشتر شبیه دستگاهی برای تولید بحران به نظر میرسد.
پایانبندی و برخی مسیرهای داستانی نیز ممکن است برای گروهی از مخاطبان قابلحدس باشند. فیلم چند غافلگیری و تغییر مسیر دارد، اما این تغییرها همیشه از دل تحول شخصیتها بیرون نمیآیند؛ گاهی بیشتر نقش پیچوتاب روایی دارند. بااینهمه، پیشبینیپذیری بهتنهایی لذت تماشا را از میان نمیبرد، زیرا بخش مهمی از سرگرمی در تماشای فروریختن نقشههایی است که از ابتدا روی پایهای سست بنا شدهاند.
« فیلم در بعضی بخشها بیش از آنکه بر گسترش شخصیتها تکیه کند، به پیچاندن ماجرا علاقه نشان میدهد. »
قوتها و کاستیها
ضعف اصلی زمانی پدیدار میشود که پیچیدگی داستان، انسجام و باورپذیری را قربانی کند. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای جناییِ گروهی، شخصیتهای عجیب و زنجیرهٔ خطاها لذت میبرند و انتظار ندارند هر رخداد بر پایهٔ واقعگرایی سختگیرانه پیش برود.
فضای جزیرهای و اجتماع کوچک، بستری دلپذیر برای برخورد آدمهایی فراهم میکند که ظاهراً یکدیگر را میشناسند، اما در عمل از انگیزههای هم بیخبرند. اثر از همین فاصله میان صمیمیت ظاهری و آشوب پنهان بهره میبرد و تماشاگر را به نظارهٔ رقابت آدمهایی مینشاند که هیچکدام آنقدرها که تصور میکنند زیرک نیستند.
در مقابل، کسانی که از تغییر ناگهانی لحن، خشونت در دل کمدی یا رخدادهای کمباورانه دلزده میشوند، احتمالاً با فیلم ارتباط کمتری برقرار میکنند. همچنین اگر انتظار داستانی دقیق و کاملاً حسابشده وجود داشته باشد، لغزشهای روایی بیشتر به چشم خواهند آمد. اما اگر معیار اصلی، سرگرمیِ ناشی از آشفتگی و بازیگران خوشحضور باشد، «Greedy People» لحظههای پرجنبوجوشی دارد که تماشای آن را آسان و گاه واقعاً خندهدار میکند.
جمعبندی «Greedy People» کمدی جناییای است که از وسوسهٔ پول و زنجیرهٔ انتخابهای بد، هم طنز میسازد و هم تنش. بازیگران، بهویژه Joseph Gordon-Levitt و Himesh Patel، به شخصیتهای نامتعارف فیلم جان میدهند و برخورد میان کمدی و خشونت، لحظههایی سرگرمکننده و غیرمنتظره پدید میآورد. در سوی دیگر، نوسان لحن، کندشدن ریتم در بخش پایانی، پیچیدگیِ گاه افراطی و ضعف باورپذیری مانع میشوند که فیلم به اثری کاملاً یکپارچه بدل شود.
« ضعف اصلی زمانی پدیدار میشود که پیچیدگی داستان، انسجام و باورپذیری را قربانی کند. »
جمعبندی
ارزش تماشای آن بیش از هر چیز در اجرای پرانرژی بازیگران و تماشای نقشههایی است که پیدرپی از کنترل خارج میشوند. فیلمی بینقص یا عمیقاً منسجم نیست، اما در بهترین لحظههایش بهخوبی نشان میدهد که طمع چگونه آدمهای معمولی را به تصمیمهایی بدتر و بدتر میرساند؛ و در لحظههای ضعیفتر، خود نیز مانند شخصیتهایش بیش از اندازه در پیچوخم ماجرا گرفتار میشود.
ثبت دیدگاه