نقد و بررسی
نقد دوپلکس 2003 (Duplex) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای خانه و کابوس همسایگی «Duplex» ساختهٔ دنی دِویتو، کمدی سیاهی است که از یکی از آشناترین آرزوهای زندگی شهری آغاز میشود: زوجی جوان خانهای بزرگتر و دلپذیرتر پیدا میکنند و گمان میبرند با خرید آن، بالاخره به آرامش و ثبات رسیدهاند. الکس و نَنسی، با بازی بن استیلر و درو بریمور، خانهای زیبا در بروکلین مییابند؛ خانهای که تنها یک گرفتاری ظاهراً کوچک دارد: پیرزنی در طبقهٔ بالا زندگی میکند و بیرونکردنش آسان نیست.
همین جزئیات ساده، رشتهٔ بحرانها و بدبیاریهایی را به حرکت درمیآورد که فیلم از آنها برای وارونهکردن تصور «خانهٔ رؤیایی» استفاده میکند. فیلم داستان را به ماجرایی پیچیده یا پرشاخه تبدیل نمیکند. کانون آن برخورد یک زوج خسته و گرفتار با مستأجری است که با خواستههای پیدرپی، سروصدا و رفتارهای غیرقابلپیشبینی، زندگی آنان را دشوار میکند.
این تمرکز، از یک سو به اثر وضوح و انسجام میبخشد و از سوی دیگر، زمینهٔ همان ایرادی را فراهم میکند که در بخشهایی از فیلم به چشم میآید: تکرار الگوی آزار، واکنش و نقشهای تازه. خانه بهمثابه میدان نبرد در «Duplex»، خانه فقط پسزمینهٔ داستان نیست؛ نیرویی است که موقعیت شخصیتها را تعریف میکند.
« فیلم داستان را به ماجرایی پیچیده یا پرشاخه تبدیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زوج جوان خانه را برای گسترش زندگی مشترک و رسیدن به آسایش میخرند، اما فضای تازه بهجای آزادی، محدودیتهای بیشتری پیش رویشان میگذارد. راهپله، طبقهٔ بالا و دیوارهای میان ساکنان، مدام یادآور ایناند که هیچکس در این خانه کاملاً تنها یا صاحب اختیار نیست. این ایده، ظرفیت طنزآمیزی دارد: آدمها برای رسیدن به خانهای بهتر، حاضرند هزینه و دردسر فراوانی را بپذیرند، اما پس از ورود درمییابند که زیبایی بنا تضمینی برای آرامش نیست.
فیلم از همین تناقض بهره میگیرد و خانهٔ دلخواه را به محاصرهای خانگی بدل میکند. با این حال، سویهٔ اجتماعی این موقعیت بیش از آنکه بسط یابد، در خدمت پیشبرد شوخیها باقی میماند. اثر کمتر میپرسد چرا زوجها چنین شیفتهٔ مالکیت و آسایشاند و بیشتر به نمایش پیامدهای طنزآمیز گرفتارشدنشان بسنده میکند.
کمدی سیاه و مرزهای آسودگی تماشاگر لحن فیلم بر تضاد میان آدابدانی روزمره و خشونت فزایندهٔ فکرهای شخصیتها استوار است. الکس و نَنسی در آغاز زوجی معمولیاند که فقط میخواهند بتوانند کار و زندگیشان را پیش ببرند؛ اما وقتی راهحلهای متعارف نتیجه نمیدهد، خیالهای تندتر و نامعقولتری به ذهنشان راه پیدا میکند.
« فیلم از همین تناقض بهره میگیرد و خانهٔ دلخواه را به محاصرهای خانگی بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
خنده از فاصلهٔ میان آنچه آدمهای مؤدبانه باید بگویند و آنچه در لحظهٔ استیصال آرزو میکنند پدید میآید. این رویکرد، جسورانه است، اما همیشه خوشنشین نیست. فیلم گاه از شوخیهای چندشآور، تصادفهای جسمانی و موقعیتهایی استفاده میکند که تماشاگر را میان خنده و دلزدگی نگه میدارند. برای مخاطبی که از کمدی سیاه و اغراق بدنی لذت میبرد، همین بیپروایی میتواند جذاب باشد؛ برای کسی که با تحقیر سالمندی یا شوخیهای زننده راحت نیست، بخشی از فیلم احتمالاً آزاردهنده خواهد بود.
«Duplex» همواره مرز میان شرارت کمیک و بدذوقی را با اطمینان کامل پشت سر نمیگذارد. بازیگران و شیمی زوج مرکزی یکی از امتیازهای اصلی فیلم، همراهی بن استیلر و درو بریمور است. استیلر در نقش مردی که میکوشد خونسرد بماند، اما بهتدریج از فشار موقعیت فرسوده میشود، با مهارتی آشنا بازی میکند.
توانایی او در نمایش درماندگی، دستپاچگی و خشم مهارشده، به واکنشهای الکس انرژی میدهد. بریمور نیز نَنسی را صرفاً همراه منفعل او نمیسازد؛ حضورش گرما و سرزندگی میآورد و رابطهٔ این دو را باورپذیرتر میکند. شیمی میان این دو بازیگر، به فیلم کمک میکند تا حتی وقتی مسیر داستان تکراری میشود، همچنان تماشایی بماند.
« خنده از فاصلهٔ میان آنچه آدمهای مؤدبانه باید بگویند و آنچه در لحظهٔ استیصال آرزو میکنند پدید میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنها در نقش زوجی قرار دارند که گرفتاری مشترک، هم آنها را به هم نزدیکتر میکند و هم فشار تازهای بر رابطهشان میگذارد. در سوی دیگر، ایلین اِسِل نقش پیرزن را با ترکیبی از ظاهر دلنشین و رفتاری حسابنشده پیش میبرد. حضور او به موقعیتها رنگ میدهد و اجازه نمیدهد شخصیتش به مانعی کاملاً بیروح تبدیل شود؛ هرچند فیلم بیشتر از آنکه او را به انسانی چندوجهی بدل کند، از رازآلودگی و بدقلقیاش برای ساختن موقعیت کمیک استفاده میکند.
کارگردانی و ریتم دنی دِویتو به قلمرو آشنای کمدی تلخ نزدیک میشود: آدمهای بهظاهر معمولی در وضعیتی نامعقول گرفتار میشوند و تلاششان برای حفظ کنترل، اوضاع را مضحکتر میکند. ریتم فیلم در آغاز خوشدست است و موقعیتها با سرعتی مناسب از مزاحمتهای روزمره به بحرانهای بزرگتر میرسند.
بازی با انتظار تماشاگر و چیدن دردسرهای تازه، در پردههای نخست سرگرمکننده است. اما همین سازوکار بهتدریج محدودیت خود را آشکار میکند. چون بخش عمدهٔ روایت بر تلاش زوج برای خلاصشدن از دست مستأجر متمرکز است، تنوع موقعیتها همیشه به معنای پیشرفت واقعی داستان نیست. هر بار آشفتگی تازهای رخ میدهد، ولی فیلم کمتر فرصت مییابد به سویههای دیگر زندگی شخصیتها بپردازد یا میان لحظههای پرتنش مکثی معنادار برقرار کند.
« در سوی دیگر، ایلین اِسِل نقش پیرزن را با ترکیبی از ظاهر دلنشین و رفتاری حسابنشده پیش میبرد. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، ریتمی که ابتدا تند و سرزنده است، در ادامه ممکن است حس دورزدن در یک مسیر آشنا را به وجود آورد. شوخیهایی که همیشه به هدف نمیرسند «Duplex» در بهترین لحظاتش از اغراق برای آشکارکردن خودخواهی و درماندگی بهره میگیرد. شخصیتها بهتدریج با بخشهایی از وجود خود روبهرو میشوند که ترجیح میدادند پنهان بماند؛ میل به آسایش چنان پررنگ میشود که اخلاق و خویشتنداریشان را به آزمون میگذارد.
این وجه، به کمدی فیلم اندکی تیزی میبخشد و آن را از یک مجموعهٔ سادهٔ شوخیهای همسایگی فراتر میبرد. با این همه، فیلم گاهی بهجای پرداخت دقیقتر این تضاد اخلاقی، به شوک و تکرار تکیه میکند. شوخیها ممکن است بهسبب جسارتشان در خاطر بمانند، اما جسارت بهتنهایی جای ظرافت را نمیگیرد.
گاه مخاطب پیش از آنکه موقعیت تازهای کشف کند، سازوکار شوخی بعدی را حدس میزند. در نتیجه، اثر میان کمدی سیاه هوشمندانه و هزل پرسروصدا در نوسان میماند و به یک لحن کاملاً یکدست دست پیدا نمیکند. جمعبندی «Duplex» کمدیای سرگرمکننده و نامتعارف است که از یک رؤیای خانگی ساده، نبردی پرهرجومرج میسازد.
« به همین دلیل، ریتمی که ابتدا تند و سرزنده است، در ادامه ممکن است حس دورزدن در یک مسیر آشنا را به وجود آورد. »
جمعبندی
جذابیت زوج مرکزی، بازی پرانرژی بن استیلر و درو بریمور و آمادگی فیلم برای عبور از مرزهای کمدی مؤدبانه، آن را به اثری مناسب برای تماشاگرانی بدل میکند که از طنز سیاه و موقعیتهای اغراقآمیز استقبال میکنند. در مقابل، تکرار محور داستان و شوخیهایی که گاه بهجای هوشمندی بر زنندگی تکیه دارند، از نیروی اثر میکاهند.
فیلم در مقام کمدیای خوشریتم و گاه خلاق، لحظههای سرگرمکنندهٔ فراوانی دارد، اما برای حفظ تازگی خود همیشه از یک ایدهٔ مرکزی فراتر نمیرود. ارزش تماشای آن بیش از هر چیز در انرژی بازیگران و لذتِ دیدنِ فروپاشی آرامِ یک زندگی بهظاهر ایدئال نهفته است؛ تجربهای که میتواند برای گروهی خندهدار و برای گروهی دیگر ناخوشایند باشد.
« در مقابل، تکرار محور داستان و شوخیهایی که گاه بهجای هوشمندی بر زنندگی تکیه دارند، از نیروی اثر میکاهند. »
ثبت دیدگاه