نقد و بررسی
نقد پوکمون: اسرار جنگل (Pokémon the Movie: Secrets of the Jungle) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان افسانه و قصهای آشنا «Pokémon the Movie: Secrets of the Jungle» روایتی است دربارهٔ کودکی که در دل جنگل بزرگ شده و خود را یکی از پوکمونها میپندارد. کوکو، که از نوزادی زیر سرپرستی زارود زندگی کرده، با ورود آش و پیکاچو برای نخستین بار با جهان انسانها روبهرو میشود؛ مواجههای که پرسشی ساده اما عاطفی را پیش میکشد: تعلق به یک خانواده و یک جهان، از شباهت ظاهری میآید یا از پیوندی که در طول زمان شکل گرفته است؟
فیلم این پرسش را در بستری ماجراجویانه و خانوادگی قرار میدهد و آن را به تهدیدی برای جنگل و خانهٔ شخصیتها گره میزند. خلاصهٔ رسمی فیلم نیز بر پیوند تازه میان انسان و پوکمون و تردید کوکو دربارهٔ هویت خود تأکید دارد. این چارچوب برای یک داستان پوکمونی خوشساخت و قابلفهم است، اما بهندرت غافلگیرکننده میشود.
فیلم از الگوی آشنای قهرمانی بهره میگیرد که میان دو جهان ایستاده، گذشته و هویت خود را کشف میکند و برای حفاظت از خانهاش قدم پیش میگذارد. نتیجه بیش از آنکه در طرح کلی تازه باشد، در رابطهٔ مرکزی و حالوهوای جنگل معنا پیدا میکند. همین آشنایی گاهی به فیلم کمک میکند بیدرنگ با مخاطب ارتباط بگیرد و گاهی نیز دستش را رو میکند: بسیاری از مسیرهای داستانی را میتوان پیش از آنکه فیلم به مقصد برسد حدس زد.
کوکو؛ میان دو هویت جذابترین ایدهٔ فیلم، موقعیت کوکو است؛ پسری که با زبان و رفتار پوکمونها بزرگ شده، اما تفاوتهایی دارد که نمیتواند نادیدهشان بگیرد. این وضعیت ظرفیت خوبی برای پرداختن به احساس غریبی و دشواریِ تعریف خویشتن دارد. کوکو نه صرفاً کودکی ناآشنا با شهر است و نه قهرمانی که از آغاز پاسخ پرسشهایش را بداند.
« خلاصهٔ رسمی فیلم نیز بر پیوند تازه میان انسان و پوکمون و تردید کوکو دربارهٔ هویت خود تأکید دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او باید هم به تصویری که از خودش ساخته نگاه کند و هم به حقیقتی که تازه در برابرش قرار گرفته است. آشنایی او با آش و پیکاچو نقشی دوگانه دارد: از یکسو پنجرهای به جهان انسانها باز میکند و از سوی دیگر، داستان را از خلوت جنگل بیرون میآورد. حضور آش، همچون پلی میان شخصیت تازهٔ فیلم و جهان شناختهشدهٔ مجموعه عمل میکند، هرچند گاه به نظر میرسد خودِ کوکو برای پیشبرد روایت به چهرهٔ مرکزی و مستقلتری نیاز دارد.
فیلم در لحظههای مربوط به کنجکاوی و سردرگمی او دلنشین است؛ اما همیشه فرصت نمییابد ایدهٔ هویتیاش را عمیقتر کند. بنابراین، بحران کوکو بیشتر از آنکه به کاوشی پیچیده بدل شود، موتور احساسی ماجرا باقی میماند. زارود و رابطهٔ پدرانه هستهٔ عاطفی فیلم رابطهٔ کوکو با زارود است؛ پیوندی که از تفاوت میان آن دو نیرو میگیرد.
زارود نه انسانی است که نقش پدر را بازی کند و نه موجودی که بتواند احساساتش را به شیوهای آشنا و کلامی بیان کند. همین فاصله، محبت او را در رفتارهای روزمره و تصمیمهایی که برای مراقبت از کوکو میگیرد آشکار میسازد. فیلم بهخوبی میفهمد که در چنین رابطهای، سکوت و عمل گاه از توضیح مستقیم اثرگذارترند.
صمیمیت میان این دو به چند صحنهٔ گرم و تأثیرگذار میانجامد و به داستان وزنی میدهد که در بخشهای ماجراجویانهاش گاهی کمرنگ میشود. در عین حال، زارود بهعنوان شخصیتی مستقل چندان پرلایه نیست. اهمیت او بیش از هر چیز از جایگاهش در زندگی کوکو میآید و رفتار و انگیزههایش کمتر از آن گسترش مییابند که حضورش بهتنهایی به همان اندازه گیرا باشد.
« او باید هم به تصویری که از خودش ساخته نگاه کند و هم به حقیقتی که تازه در برابرش قرار گرفته است. »
شخصیتها و اجرا
از این رو، اگر پیوند پدر و پسر برای مخاطب کار کند، فیلم تأثیرگذار میشود؛ اما اگر زارود به دل ننشیند، بخشی از نیروی احساسی قصه نیز از دست میرود. جنگل؛ جغرافیایی زنده و دیدنی جنگل اوکویا فقط پسزمینهای برای تعقیبوگریز و نبرد نیست؛ فضای اصلی زندگی کوکو و سرچشمهٔ بسیاری از تضادهای فیلم است.
شاخهها، آبراههها و درختان بلند، حس سرزندگی و حرکت به تصاویر میبخشند و مخاطب را به محیطی میبرند که قواعدش با زندگی شهری تفاوت دارد. طراحی این فضا، هم برای تماشاگر جوان راهی روشن به سوی ماجراجویی فراهم میکند و هم به فیلم هویتی دیداری میدهد. فیلم در نمایش پیوند پوکمونها با زیستگاهشان موفقتر است تا در توضیح مفصل این پیوند.
جنگل، خانهای آسیبپذیر و در عین حال پرجنبوجوش جلوه میکند؛ جایی که توازن آن به رفتار ساکنان و دخالت بیرونی وابسته است. این مضمون، داستان را از ماجرای فردی کوکو فراتر میبرد و به حفاظت از محیط طبیعی پیوند میدهد. با این همه، تأکید آشکار فیلم بر این مضمون گاهی چنان مستقیم است که فرصت چندانی برای ابهام یا ظرافت باقی نمیگذارد.
جذابیت بصری صحنهها این سادگی را جبران میکند، هرچند در همهٔ لحظهها آن را از میان نمیبرد. ریتم و مسیر قصه ساختار روایی فیلم روشن و سرراست است: کوکو با موقعیتی تازه مواجه میشود، تهدیدی متوجه جنگل میگردد و شخصیتها برای مقابله با آن کنار هم قرار میگیرند. این نظم باعث میشود داستان برای مخاطبان کمسنوسال قابلدنبالکردن باشد و فیلم میان کشف جهان، لحظههای خانوادگی و کنشهای ماجراجویانه رفتوآمد کند.
« طراحی این فضا، هم برای تماشاگر جوان راهی روشن به سوی ماجراجویی فراهم میکند و هم به فیلم هویتی دیداری میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین سادگی گاهی به پیشبینیپذیری بدل میشود. مسیر کلی قصه و نقش نیروهای مخالف، کمتر از آن پیچیدگی دارند که کنجکاوی مخاطب را تا پایان پیوسته برانگیزند. ریتم نیز یکدست نیست. بخشهایی از فیلم به رابطهٔ کوکو و زارود مجال نفسکشیدن میدهند و همین مکثها به احساسات شخصیتها فرصت بروز میدهد؛ در بخشهای دیگر، روایت بیش از اندازه درنگ میکند و تکرار موقعیتها از شتاب ماجرا میکاهد.
برای تماشاگرانی که با فضای احساسی و آرام مجموعه همراهاند، این مکثها ممکن است بخشی از جذابیت باشند. کسانی که انتظار پیشروی مداوم و اتفاقهای غافلگیرکننده دارند، احتمالاً بعضی قسمتها را کشدار خواهند یافت. شروع فیلم نیز بینقص نیست. حملهٔ پیکاچو در آغاز میتواند با رفتار و جایگاه او در داستان ناسازگار یا دستکم گیجکننده به نظر برسد؛ لحظهای که بیش از آنکه زمینهٔ روشنی بسازد، مخاطب را دربارهٔ منطق صحنه مردد میکند.
پس از آنکه داستان مسیر خود را پیدا میکند، فیلم قابلفهمتر میشود، اما این لغزش آغازین همچنان از انسجام ورود به روایت میکاهد. شخصیت منفی و تعارض اخلاقی تهدید بیرونی فیلم با دکتر زِد شکل میگیرد؛ شخصیتی که در برابر حفاظت از جنگل، بهرهبرداری از منابع و خواستِ تسلط بر طبیعت را نمایندگی میکند.
جایگاه او در قصه روشن است و تضادش با کوکو و زارود به ماجرا جهت میدهد، اما پرداخت شخصیت به همان اندازه پرکشش نیست. انگیزهها و نقش او بیشتر کارکردیاند: او نیرویی است که خطر را ملموس میکند و قهرمانان را وادار به واکنش میسازد. این سادگی، تعارض اخلاقی فیلم را قابلفهم نگه میدارد، اما به قیمت کاهش پیچیدگی درام تمام میشود.
« اما همین سادگی گاهی به پیشبینیپذیری بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
وقتی نیروی مخالف بیش از اندازه یکسویه باشد، پرسشهای جالبتر دربارهٔ پژوهش، طبیعت و حدود دخالت انسان فرصت گسترش پیدا نمیکنند. در نتیجه، داستان بیشتر بر فوریت خطر و واکنش شخصیتها تکیه دارد تا بر گفتوگویی جدی میان دیدگاههای متفاوت. این انتخاب با قالب ماجراجویانهٔ فیلم سازگار است، اما از قدرت روایی آن میکاهد.
جمعبندی «Pokémon the Movie: Secrets of the Jungle» فیلمی گرم و دیدنی است که ارزش اصلیاش را در رابطهٔ عاطفی کوکو و زارود، فضای سرزندهٔ جنگل و پرسش ساده اما اثرگذارِ تعلق مییابد. قصه گاهی قابلحدس و کمشتاب میشود، آغازش کمی ناهماهنگ است و زارود نیز بهعنوان شخصیتی مستقل آنقدر پرداخت نمیشود که همیشه بهتنهایی تماشاگر را جذب کند.
با این حال، فیلم در ساختن لحظههای صمیمانه و پیوند دادن ماجرای یک خانواده به سرنوشت جنگل موفق است. این اثر را میتوان برداشتی پوکمونی از قصههای کودکِ بزرگشده در طبیعت دانست؛ برداشتی که آشناییاش هم نقطهقوت است و هم محدودیت. پایانبندی احساسی فیلم، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از رویدادهایش فاش شود، حس عاطفی روایت را به نتیجهای بهیادماندنی میرساند.
در نهایت، این فیلم شاید در میان آثار پوکمونی برای هر بینندهای به اثری محبوب بدل نشود، اما برای کسانی که از ماجراجویی خانوادگی، جنگلی خیالانگیز و داستانهایی دربارهٔ پیوند میان والد و فرزند لذت میبرند، تجربهای صمیمانه و دلنشین فراهم میکند.
« در نتیجه، داستان بیشتر بر فوریت خطر و واکنش شخصیتها تکیه دارد تا بر گفتوگویی جدی میان دیدگاههای متفاوت. »
ثبت دیدگاه