نقد و بررسی
نقد The Art of Passion | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان عشق و تهدید «The Art of Passion» ملودرامی دلهرهآمیز است که دو قلمرو متفاوت را در مسیر زندگی هوپ ویلیامز به هم میرساند: رابطهای تازه و پرشور، و مسئولیت حرفهای او در مقام پزشک اورژانس. هوپ، پزشکی موفق که با دوستانش بیرون رفته، با جیمز، هنرمندی برجسته، آشنا میشود؛ مردی که برخلاف تجربههای پیشینش، او را با جنبهای ناشناخته از خودش روبهرو میکند.
در همان حال، پیامدهای درمان زنی آسیبدیده، او را در معرض تهدید و اتهام قرار میدهد. فیلم از همین همنشینی نیرو میگیرد: کشش عاطفی قرار است به زندگی هوپ گشودگی ببخشد، اما خطری که از محیط کار سر برمیآورد، این گشودگی را به موقعیتی ناامن بدل میکند. این طرح برای یک تریلر عاشقانه ظرفیت روشنی دارد.
فیلم میکوشد شور رابطه را نه در خلأ، بلکه در کنار مسئولیت و خطر شکل دهد؛ انتخابی که میتوانست کشمکشی اخلاقی و روانی بسازد. با اینحال، نتیجه بیش از آنکه از جزئیات تازه یا پیچیدگی شخصیتها نیرو بگیرد، بر آشنایی تماشاگر با قواعد این نوع داستان متکی است. ساختار روایت و تعلیق روایت با دو خط موازی پیش میرود: نزدیکشدن هوپ و جیمز، و تشدید تنش میان هوپ و همسر خشونتگر یکی از بیمارانش.
این دو مسیر بهتدریج در هم گره میخورند و به زندگی شخصی و حرفهای شخصیت اصلی فشار میآورند. چنین ساختاری به فیلم امکان میدهد میان صمیمیت و اضطراب جابهجا شود؛ صحنهای که در آن رابطه عاشقانه پیش میرود، در ذهن مخاطب با تهدیدی که در مسیر کاری هوپ شکل گرفته، رنگ دیگری میگیرد. بااینهمه، تعلیق فیلم بیشتر از الگوی آشنا و موقعیتهای پرخطر میآید تا از ابهام سنجیده یا اطلاعاتی که بهتدریج معنای تازهای پیدا کنند.
« در همان حال، پیامدهای درمان زنی آسیبدیده، او را در معرض تهدید و اتهام قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطب معمولاً میتواند مسیر کلی بحران را حدس بزند و پیچشها، بهجای آنکه برداشت او را از شخصیتها یا ماجرا دگرگون کنند، در چارچوب انتظارهای ژانری باقی میمانند. این پیشبینیپذیری از جذابیت لحظهای فیلم نمیکاهد، اما اثر را از رسیدن به تعلیقی ماندگارتر بازمیدارد. هوپ؛ حرفه، استقلال و آسیبپذیری هوپ در نقطه تلاقی دو نوع فشار قرار دارد.
در اورژانس، او باید مسئولانه و قاطعانه عمل کند؛ در رابطه عاطفی، با میل و کنجکاوی تازهای روبهرو میشود؛ و در برابر تهدید بیرونی، ناچار است امنیت خود را نیز جدی بگیرد. این تضاد میتوانست زمینهای مناسب برای پرداخت شخصیتی چندلایه باشد: زنی که مهارت حرفهایاش لزوماً او را در برابر خطرهای شخصی مصون نمیکند.
فیلم در طرح این تضاد موفقتر از کاوش کامل آن است. هوپ بهعنوان پزشکی کارآمد معرفی میشود، اما پیامدهای تصمیمهای کاری و فشارهای عاطفیاش همیشه به یک اندازه با دقت دنبال نمیشوند. در نتیجه، شخصیت گاه بیش از آنکه با انتخابهای درونیاش پیشبرنده داستان باشد، به نقطهای تبدیل میشود که حوادث پیرامونش بر او فرود میآیند.
با این حال، پیوند میان مسئولیت حرفهای و آسیبپذیری فردی، ایدهای قابلتوجه است: مراقبت از دیگران نمیتواند بهخودیخود راهی برای مصون ماندن از خشونت یا آشفتگی باشد. رابطه عاشقانه و شیمی بازیگران بخش عاشقانه فیلم بر تفاوت جیمز با تجربههای پیشین هوپ تأکید میکند. این آشنایی قرار است امکان کشف بخشی تازه از شخصیت او را فراهم آورد و به رابطه گرما و حرکت بدهد.
« این پیشبینیپذیری از جذابیت لحظهای فیلم نمیکاهد، اما اثر را از رسیدن به تعلیقی ماندگارتر بازمیدارد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوهای دو شخصیت، در لحظاتی، طبیعی و صمیمانهاند؛ همین حس تبادل و کنجکاوی باعث میشود پیوندشان صرفاً یک الزام روایی به نظر نرسد. حضور جیمز همچنین به فیلم فضایی میدهد تا درباره جذابیت، میل و تصویر هنرمندانه از زندگی حرف بزند. اما رابطه در همه لحظات به یک اندازه باورپذیر نیست. گاهی صحنههای عاشقانه بهجای آنکه از تحول تدریجی نزدیکی میان دو نفر برآیند، بیشتر کارکردی نمایشی دارند و قرار است «شور» رابطه را اعلام کنند.
فاصله میان آنچه فیلم میخواهد درباره کشش این دو بگوید و آنچه بازیها واقعاً منتقل میکنند، در برخی لحظات محسوس است. شیمی بازیگران هرجا با گفتوگوی ساده و واکنشهای کوچک همراه میشود، بهتر عمل میکند؛ هرجا فیلم بر شدت احساس تکیه میکند، مصنوعیتر به نظر میرسد. خشونت، مراقبت و مسئولیت خط داستانی مربوط به بیمار آسیبدیده، بُعد اجتماعی و اخلاقی بالقوهای به فیلم میافزاید.
هوپ در جایگاه پزشک با زنی روبهروست که آثار خشونت را با خود به اورژانس آورده، و همین مراقبت حرفهای او را به هدف اتهامهای همسر خشونتگر بیمار بدل میکند. این موقعیت پرسشی مهم پیش میکشد: هنگامی که خشونت از حریم خانه بیرون میزند، مسئولیت کسانی که با پیامدهای آن روبهرو میشوند تا کجا امتداد دارد؟
فیلم از این ظرفیت برای بالا بردن تنش استفاده میکند، اما گاه شتاب روایت مانع میشود که تجربه بیمار و دشواری مداخله حرفهای بهاندازه کافی عمق پیدا کند. خطر عمدتاً به سازوکاری برای بهحرکتدرآوردن تریلر بدل میشود؛ بنابراین، مسئله خشونت خانگی بیشتر در خدمت بحران هوپ قرار میگیرد تا آنکه مستقلاً و با ظرافت بررسی شود.
« حضور جیمز همچنین به فیلم فضایی میدهد تا درباره جذابیت، میل و تصویر هنرمندانه از زندگی حرف بزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، تقابل میان وظیفه مراقبت و تهدید شخصی، یکی از پیوندهای معنادارتر فیلم است. اجرا، فضا و ریتم «The Art of Passion» حالوهوایی پرتنش و پرشور دارد و میکوشد دو کیفیت متفاوت را در کنار هم نگه دارد: گرمای رابطه عاشقانه و اضطراب خطر. این جابهجایی به فیلم انرژی میدهد و مانع از آن میشود که داستان در یک لحن ثابت بماند.
بازیگران نیز در لحظاتی که روایت به تعاملهای روزمره و گفتوگوهای بیتکلف نزدیک میشود، به شخصیتها گرمای بیشتری میبخشند. در مقابل، برخی اجراها و موقعیتها به اندازه کافی ظرافت ندارند تا احساسات یا واکنشها کاملاً طبیعی جلوه کنند. چند رخداد نیز از نظر منطق روایی به دشواری پذیرفتنیاند؛ تماشاگر ممکن است بهجای همراهشدن با اضطراب صحنه، درباره چرایی وقوع آن مکث کند.
این مسئله بهویژه برای اثری که به تعلیق وابسته است اهمیت دارد: هرچه رفتار شخصیتها و زنجیره علتومعلول باورپذیرتر باشد، خطر نیز اثرگذارتر خواهد شد. محدودیتهای ژانر فیلم بهوضوح از قراردادهای ملودرام و تریلر عاشقانه بهره میگیرد: قهرمانی در میانه تغییر عاطفی، خطری که از گذشته یا محیط پیرامون سر برمیآورد، و افزایش تدریجی فشار بر زندگی روزمره.
این قراردادها به روایت سرعت و دسترسپذیری میدهند و برای تماشاگرانی که به داستانهای پرحادثه و بیواسطه علاقه دارند، میتوانند سرگرمکننده باشند. مشکل از جایی آغاز میشود که آشنایی ژانری جای غافلگیری و انسجام را میگیرد. بعضی پیچشها زمینهچینی کافی ندارند یا آنقدر به انتظارهای معمول نزدیکاند که اثر تازهای بر برداشت مخاطب نمیگذارند.
« با وجود این، تقابل میان وظیفه مراقبت و تهدید شخصی، یکی از پیوندهای معنادارتر فیلم است. »
قوتها و کاستیها
همچنین، پیوند میان دو خط داستانی ــ رابطه عاشقانه و تهدید شغلی ــ ایده جذابی است، اما همیشه بهطور طبیعی رشد نمیکند. گاهی احساس میشود قصه برای رساندن شخصیتها به موقعیت خطرناک، از میانبُرهای روایی استفاده میکند. جمعبندی «The Art of Passion» فیلمی سرگرمکننده در محدوده تریلر عاشقانه است که از پیوند زندگی عاطفی هوپ و خطرهای ناشی از کارش، کشمکشی پرتحرک میسازد.
گرمای بعضی گفتوگوها، شیمی قابللمس میان دو شخصیت اصلی و حالوهوای پرتنش فیلم، نقاط قوت آناند. در برابر، داستانی قابلپیشبینی، رخدادهایی گاه ناموجه و اجراهایی که در صحنههای عاشقانه همیشه باورپذیر نیستند، مانع از آن میشوند که فیلم از قالب آشنای خود فراتر برود. جذابترین ایده اثر، تقابل میان توانایی هوپ در مراقبت از دیگران و ناتوانی او در کنترل همه پیامدهای خطر در زندگی شخصی خویش است.
فیلم این ایده را بهطور کامل نمیپرورد، اما آنقدر از آن بهره میگیرد که دو خط رواییاش به هم متصل بمانند. حاصل، اثری مناسب برای تماشای ژانری و بیتکلف است؛ فیلمی که بیش از تازگی یا پیچیدگی، بر شور، خطر و حرکت داستانی تکیه دارد.
« گاهی احساس میشود قصه برای رساندن شخصیتها به موقعیت خطرناک، از میانبُرهای روایی استفاده میکند. »
ثبت دیدگاه