نقد و بررسی
نقد بین پاهایت (Between Your Legs) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری که از میل آغاز میشود «Between Your Legs» فیلمی اسپانیایی به کارگردانی Manuel Gómez Pereira است که در ۱۹۹۹ ساخته شد؛ اثری میان تریلر روانشناختی، درام رابطهها و معمای جنایی. نقطهٔ شروع داستان، دیدار Javier، فیلمنامهنویسی نوپا، و Miranda، دستیار یک برنامهٔ رادیویی، در گروهدرمانی معتادان به رابطهٔ جنسی است.
این آشنایی به رابطهای پرحرارت میانجامد و سپس، با ورود یک قتل و پیگیری پرونده از سوی Félix، همسر Miranda و کارآگاه پلیس، مسیر فیلم را به سوی تعلیق و بدگمانی میبرد. فیلم در کنار این سه شخصیت، با میل، راز، ازدواج و مسئولیت نیز سروکار دارد؛ عناصری که قرار است از دلشان هم معمایی جنایی شکل بگیرد و هم تصویری از آدمهایی که در مهار خواستههایشان ناتواناند.
میل بهمثابه نیروی داستانساز عنوان فیلم از همان آغاز بر وجه جسمانی و تحریکآمیز روایت تأکید میکند، اما میل در اینجا صرفاً ابزار جلب توجه نیست. فیلم میکوشد آن را نیرویی نشان دهد که شخصیتها را به سوی یکدیگر میکشاند و همزمان توان داوریشان را تضعیف میکند. جلسهٔ گروهدرمانی، که در ظاهر باید فضایی برای اعتراف و مهار رفتار باشد، به محل شکلگیری کششی تازه بدل میشود.
« جلسهٔ گروهدرمانی، که در ظاهر باید فضایی برای اعتراف و مهار رفتار باشد، به محل شکلگیری کششی تازه بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تناقض، یکی از ایدههای ثمربخش فیلم است: شخصیتها از عادتی ویرانگر سخن میگویند، اما در همان لحظه به سوی موقعیتی قدم برمیدارند که میتواند بر آشفتگی زندگیشان بیفزاید. بااینحال، فیلم همیشه به این ایده عمق روانشناختی کافی نمیدهد. گاه میل و اعتیاد بیشتر نقش محرک حوادث را دارند تا موضوعی که با دقت کاویده شود.
روایت بهخوبی نشان میدهد که خواستههای پنهان چگونه دروغ و پنهانکاری میآفرینند، اما کمتر مکث میکند تا سازوکار درونی این وابستگیها را روشن سازد. از همین رو، فاصلهای میان جاهطلبی روانشناختی اثر و پرداخت شتابزدهٔ برخی لحظههایش پدید میآید. سه شخصیت در مدار بدگمانی جذابیت داستان تا اندازهٔ زیادی به هندسهٔ رابطهٔ سه شخصیت اصلی وابسته است.
Javier و Miranda با کششی فوری به یکدیگر نزدیک میشوند، اما این نزدیکی در خلأ شکل نمیگیرد: Félix در مقام همسر Miranda و کارآگاهی که پروندهٔ قتل را پی میگیرد، هم در زندگی خصوصی او حضور دارد و هم بهواسطهٔ شغلش در مسیر معمای جنایی قرار میگیرد. بنابراین، رابطهٔ عاشقانه از همان ابتدا زیر نگاه مراقب و تهدیدآمیز قانون قرار میگیرد.
« بااینحال، فیلم همیشه به این ایده عمق روانشناختی کافی نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
این آرایش داستانی ظرفیت فراوانی دارد، زیرا هیچیک از سه شخصیت فقط در یک نقش خلاصه نمیشود. هر کدام در موقعیتهای مختلف، هم موضوع قضاوتاند و هم ناظری که دیگران را میسنجد. فیلم از این راه فضایی میسازد که در آن اعتماد بهسادگی از میان میرود و هر اعتراف ممکن است هم نشانهٔ صداقت باشد و هم پوششی برای پنهانکاری.
در بهترین لحظهها، همین ناپایداری باعث میشود تماشاگر به انگیزههای شخصیتها شک کند، بیآنکه پاسخها زودهنگام آشکار شوند. بازیها و تنهایی پشت چهرهها بازیهای Victoria Abril، Javier Bardem و Carmelo Gómez به شخصیتها وزن عاطفی میبخشند. Abril در نقش Miranda، زنی را به تصویر میکشد که میلهایش را از زندگی خانوادگی جدا نگه نمیدارد و نمیتواند بهسادگی میان نقش همسر، مادر و فردی گرفتار خواهشهای خویش مرزی روشن بکشد.
جذابیت بازی او در آن است که شخصیت را به تصویری یکدست از اغواگری یا قربانی تقلیل نمیدهد؛ در رفتار Miranda هم جسارت دیده میشود و هم تنهایی، هم اراده و هم نوعی بیقراری. Bardem نیز برای Javier حضوری نافذ و گاه ناآرامکننده میآفریند. او شخصیتی را بازی میکند که در ظاهر میتواند مسلط و مطمئن به نظر برسد، اما زیر این ظاهر، آشفتگی و آسیبپذیری پنهان است.
« این آرایش داستانی ظرفیت فراوانی دارد، زیرا هیچیک از سه شخصیت فقط در یک نقش خلاصه نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Gómez در نقش Félix به وجه دیگری از روایت نیرو میدهد: مردی که همسرش را از دریچهٔ زندگی مشترک میشناسد و مظنونان را از دریچهٔ وظیفهٔ حرفهای. این دو نگاه همواره با یکدیگر سازگار نیستند و بازیگر از همین شکاف برای ایجاد تنش بهره میگیرد. بازیگران نمیتوانند همهٔ نارساییهای فیلمنامه را جبران کنند، اما حضورشان به شخصیتها نیرویی میبخشد که روایت گاه از فراهمکردن آن بازمیماند.
تعلیق، سرنخها و ازدحام روایت فیلم در ساختن فضای رازآلود و حفظ پرسشهای داستانی مهارت دارد. اطلاعات بهتدریج عرضه میشوند و گذشتهٔ شخصیتها با آنچه اکنون رخ میدهد درهم میآمیزد. فیلمنامه میکوشد سرنخهای پراکنده را در مسیر معما به هم پیوند دهد و از تغییر برداشت تماشاگر نسبت به رویدادها بهره ببرد.
همین شیوه، حالوهوایی نزدیک به تریلرهای کلاسیک میسازد: خطر فقط در آنچه دیده میشود نیست، بلکه در فاصلهٔ میان واقعیت و آن چیزی است که شخصیتها میخواهند دیگران باور کنند. مشکل اینجاست که انباشت شخصیتها، رازها و خطهای فرعی همیشه به پیچیدگی ثمربخش تبدیل نمیشود. در بخشهایی، روایت بهجای آنکه لایهلایه شود، پراکنده به نظر میرسد؛ گویی هر پیچش تازه بار دیگری بر دوش داستان میگذارد، بیآنکه پیوند آن با خطوط قبلی بهاندازهٔ کافی طبیعی باشد.
« این دو نگاه همواره با یکدیگر سازگار نیستند و بازیگر از همین شکاف برای ایجاد تنش بهره میگیرد. »
قوتها و کاستیها
بعضی سرنخها در بازنگری جذاب جلوه میکنند، اما برخی دیگر بیشتر برای غافلگیرکردن طراحی شدهاند تا برای روشنکردن معنای رفتار شخصیتها. در نتیجه، انسجام فیلم یکدست نیست: طرح کلی توجهبرانگیز است، ولی مسیر رسیدن به برخی رخدادها گاه دشوارباور میشود. لحن بصری و ریتم ناهموار کارگردانی Manuel Gómez Pereira به فضای پراضطراب و روابط پنهان داستان وفادار میماند.
فیلم میخواهد حس کند که شخصیتها زیر نگاه دیگران قرار دارند، حتی زمانی که تنها به نظر میرسند. این احساسِ مراقبتشدن، با موقعیتهای جنایی و رازهای خصوصی همخوان است و کمک میکند رابطهٔ عاشقانه از همان آغاز رنگی از خطر پیدا کند. در چنین فضایی، صمیمیت الزاماً آرامشبخش نیست؛ گاهی هرچه شخصیتها به هم نزدیکتر میشوند، امکان آسیبدیدن و افشاشدن نیز بیشتر میشود.
با وجود این، ریتم اثر همیشه از تعلیقش پشتیبانی نمیکند. مدتزمان نزدیک به دو ساعت برای روایتی با این تعداد گره، فرصتی برای پرورش شخصیتها فراهم میآورد، اما فیلم در برخی بخشها بیش از اندازه درنگ میکند و در بخشهای دیگر اطلاعات را شتابزده روی هم میگذارد. حاصل، نوسانی میان کندی و ازدحام است: صحنههایی که باید بر اضطراب بیفزایند گاه انرژی لازم را ندارند، و موقعیتهایی که به مکث و ظرافت نیاز دارند با پیچشهای پیدرپی قطع میشوند.
« لحن بصری و ریتم ناهموار کارگردانی Manuel Gómez Pereira به فضای پراضطراب و روابط پنهان داستان وفادار میماند. »
جمعبندی
این ناهمواری، لذت تعقیب معما را برای بعضی تماشاگران کاهش میدهد. جمعبندی «Between Your Legs» اثری جاهطلبانه و نابرابر است؛ تریلری که از پیوند میان میل، پنهانکاری و جرم، مصالحی جذاب برای تعلیق فراهم میکند و با تکیه بر بازیهای قدرتمند، به شخصیتهایش حضوری فراتر از طرح داستانی میبخشد.
فیلم در بهترین لحظههایش تماشاگر را وادار میکند دربارهٔ اعتماد، وفاداری و مرز میان خواستهٔ خصوصی و پیامد عمومی تأمل کند. اما فیلمنامه گاهی از پیچیدگی خود پیشی میگیرد: خطهای داستانی کاملاً درهم نمیتنند، برخی رفتارها باورپذیری لازم را ندارند و ریتم میان کندی و شتاب نوسان میکند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در اجرای بینقص یک معمای جنایی باشد، در فضای آشفته و اخلاقاً لغزانی است که پیرامون شخصیتهایش میسازد. علاقهمندان به تریلرهای اروپایی، داستانهای روابط پرتنش و روایتهایی که حقیقت را بهتدریج آشکار میکنند، احتمالاً از فضای رازآمیز و بازیهای بازیگران بهره خواهند برد؛ هرچند بهتر است از اثری انتظار نداشته باشند که همهٔ پیچشهایش را با همان دقت و ظرافت سامان دهد که در آغاز نویدش را میدهد.
« این ناهمواری، لذت تعقیب معما را برای بعضی تماشاگران کاهش میدهد. »
ثبت دیدگاه