نقد و بررسی
نقد چشمانداز (Dreamscape) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیا بهمثابه میدان نبرد «Dreamscape» ساختهٔ Joseph Ruben، فیلمی است که از یک پرسش خیالانگیز آغاز میکند: اگر بتوان به رؤیای دیگری وارد شد، آیا کابوسهایش را میتوان درمان کرد؟ و اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، چه مانعی هست که همان نیرو به ابزار سلطه و خشونت بدل نشود؟ فیلم این ایده را به ماجرایی علمیتخیلی و پرتعلیق پیوند میزند؛ جایی که Alex Gardner، جوانی دارای تواناییهای روانی، زیر نظر دکتر Paul Novotny در رؤیاهای بیماران قدم میگذارد.
اما پژوهشی با نیت درمانی، بهتدریج در معرض بهرهبرداری سیاسی قرار میگیرد و الکس باید پیامدهای اخلاقی قدرتی را دریابد که تا پیش از آن چندان جدی نگرفته است. این طرح، هم ظرفیت ماجراجویی دارد و هم امکان تأمل دربارهٔ ناخودآگاه، اختیار و دستکاری ذهن. «Dreamscape» در بهترین لحظاتش از همین دوگانگی نیرو میگیرد: رؤیا فضایی شخصی و آسیبپذیر است، اما ورود به آن میتواند مرز میان درمان و تعرض را از میان بردارد.
فیلم این پرسش را بهروشنی صورتبندی نمیکند، ولی زمینهٔ آن را در دل تعقیبوگریزها و موقعیتهای پرخطر حفظ میکند. قهرمانی که باید به بلوغ برسد الکس در آغاز، قهرمانی آرمانی یا حتی شخصیتی کاملاً مسئولیتپذیر نیست. او از استعدادش بیشتر برای منفعت شخصی استفاده کرده و بهنظر میرسد از تعهد به دیگران میگریزد.
ورود دوبارهاش به محیط پژوهشی، او را با گذشته و تواناییهایی روبهرو میکند که ترجیح داده بود نادیده بگیرد. مسیر شخصیت، در نتیجه، نه فقط نجاتبخشیدن دیگران، بلکه آموختن مسئولیت است: الکس باید بفهمد که توانایی ویژه، اگر از اخلاق جدا شود، میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که نیرویی آشکارا خشونتبار.
« و اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، چه مانعی هست که همان نیرو به ابزار سلطه و خشونت بدل نشود؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Dennis Quaid این سرشت دوگانه را با سبکی و شوخطبعی متناسب با فضای فیلم اجرا میکند. او به شخصیتش نوعی بیقیدی و جذابیت میبخشد، بیآنکه او را از مسیر دگرگونیاش جدا کند. در برابرش، Max von Sydow در نقش نووتنی حضوری آرام و سنجیده دارد؛ دانشمندی که اعتماد و نگرانی را همزمان در رفتار خود حمل میکند.
Kate Capshaw نیز بهعنوان جین، پیوندی میان جهان علمی فیلم و عاطفهٔ شخصی آن برقرار میسازد، هرچند فرصت شخصیتپردازی او به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی اثر گسترش نمییابد. طراحی رؤیاها و منطق ناخودآگاه مهمترین امتیاز «Dreamscape» در بخشهایی است که از فضای روزمره فاصله میگیرد و وارد رؤیاها میشود.
فیلم برای این قلمرو از تصویرهایی چون راهروهای نامتعارف، فضاهای دگرگونشده و کابوسهایی با حالوهوای غریب بهره میگیرد. بعضی از این تصاویر بیش از آنکه صرفاً زیبا یا ترسناک باشند، حس بیثباتی و ناآشنایی میآفرینند؛ همان کیفیتی که انتظار میرود در جهانی با قواعد متغیر وجود داشته باشد.
رؤیاها در اینجا فقط دکورهای رنگارنگ برای صحنههای هیجانانگیز نیستند، بلکه میدانهاییاند که ترسها و ناتوانیهای شخصیتها شکل بصری پیدا میکنند. بااینحال، فیلم در ساختن زبان مستقل رؤیا بهتمامی موفق نیست. گاه کابوسها بیش از اندازه به صحنههایی منظم و قابلپیشبینی شبیه میشوند؛ گویی قرار است صرفاً ایستگاههایی در مسیر ماجراجویی باشند.
« Dennis Quaid این سرشت دوگانه را با سبکی و شوخطبعی متناسب با فضای فیلم اجرا میکند. »
شخصیتها و اجرا
رؤیا در زندگی واقعی معمولاً از پیوندهای نامنتظر، پرشهای ناگهانی و منطق لغزندهای ساخته میشود که توضیحپذیر نیست. «Dreamscape» گهگاه به این بیقاعدگی نزدیک میشود، اما اغلب آن را مهار میکند تا روایت روشن و سرراست باقی بماند. نتیجه، لحظاتی بهیادماندنی است که در کنار لحظاتی کمرمقتر قرار میگیرند.
بازی قدرت و توطئهٔ سیاسی با آشکارشدن وجه سیاسی ماجرا، فیلم از کاوش در روان فردی به سوی تریلری دربارهٔ قدرت دولتی حرکت میکند. پژوهشی که میتواند به درمان کابوسها کمک کند، در چشم گروهی دیگر فرصتی برای دخالت در ذهن و ارادهٔ انسان است. تقابل میان نووتنی و حامیان سیاسی پروژه، پرسشی مهم را مطرح میکند: آیا فناوری یا دانشی که برای هدفی خیرخواهانه پدید آمده، در برابر ارادهٔ قدرت مصون میماند؟
این خط داستانی به فیلم فوریت و تعلیق میبخشد، اما در عین حال از محدودیتهای آن نیز پرده برمیدارد. توطئهٔ سیاسی بهسرعت به الگوی آشنای تریلرهای دههٔ هشتاد نزدیک میشود: مقام بانفوذی با نیتی پنهان، خطری در سطح ملی و قهرمانی که باید پیش از وقوع فاجعه مداخله کند. در نتیجه، ایدهٔ رؤیاگردی که میتوانست جهان تازهای از پیچیدگی اخلاقی و روانشناختی بسازد، گاهی به وسیلهای برای پیشبرد دسیسه بدل میشود.
تنش برقرار است، اما تازگی ایده بیش از آنکه در روایت سیاسی بسط یابد، در تصویرهای رؤیا باقی میماند. نوسان میان ژانرها «Dreamscape» همزمان میخواهد علمیتخیلی، ماجراجویی، تریلر سیاسی و وحشت روانشناختی باشد. این آمیزش، در بهترین حالت، به فیلم انرژی و تنوع میدهد. لحظهای ممکن است با کابوسی هراسآور روبهرو شویم و لحظهای بعد، با طنزی سبک یا تعقیبی پرتحرک.
« نتیجه، لحظاتی بهیادماندنی است که در کنار لحظاتی کمرمقتر قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخطبعی الکس نیز کمک میکند که فیلم در فضای تیرهٔ خود غرق نشود و شخصیت اصلی همچنان انسانی و دسترسپذیر بماند. اما این تغییر لحن همیشه روان نیست. برخی صحنهها چنان بر شوخی یا ماجراجویی تکیه دارند که تهدید روانیِ موقعیت را کمرنگ میکنند؛ در سوی دیگر، توطئهٔ سیاسی به جدیتی نیاز دارد که با لحظات سبکتر فیلم گاه ناسازگار میشود.
مسئله این نیست که اثر نباید ژانرها را ترکیب کند؛ بلکه پیوند میان آنها به اندازهای محکم نیست که همهٔ بخشها به یک تجربهٔ واحد بدل شوند. فیلم در عوض، حالوهوایی متغیر دارد که گاه جذاب و گاه ناهماهنگ است. جلوههای ویژه و موسیقی جلوههای تصویری فیلم، بهویژه در صحنههای رؤیایی، بخشی جداییناپذیر از هویت آناند؛ اما فاصلهٔ میان تخیل بلندپروازانه و اجرای فنی همیشه پنهان نمیماند.
برخی ترکیبهای تصویری و جلوهها اکنون مصنوعی یا کمپرداخت به نظر میرسند و در لحظاتی، بهجای آنکه تماشاگر را در رؤیا فرو ببرند، یادآور محدودیتهای تولید هستند. بااینهمه، همین جلوههای آشکارا متعلق به زمانهٔ خود، نوعی بافت مادی و ملموس به فیلم میدهند؛ جهانی که از عناصر دستساز و فنون تصویری پیش از فراگیری جلوههای رایانهای ساخته شده است.
موسیقی Maurice Jarre نیز در پی ساختن فضایی الکترونیک و ناآرام است. این انتخاب با موضوع خواب و فناوری تناسب دارد، اما در بعضی لحظات بیش از آنکه به تصاویر عمق ببخشد، بر حس زمانمند فیلم تأکید میکند. ارزش اصلی بخشهای بصری نه در بینقصبودن، بلکه در تلاش برای ساختن قلمرویی متفاوت است؛ تلاشی که گاهی نتیجه میدهد و گاهی به هدف کامل خود نمیرسد.
« شوخطبعی الکس نیز کمک میکند که فیلم در فضای تیرهٔ خود غرق نشود و شخصیت اصلی همچنان انسانی و دسترسپذیر بماند. »
قوتها و کاستیها
میراث ایدهای ناتمام از منظر امروز، «Dreamscape» بیش از هر چیز بهخاطر ایدهٔ مرکزیاش زنده میماند. ورود به رؤیای دیگری، دیدن ترسهای پنهان او و امکان تغییر دادن تجربهٔ کابوس، همچنان مفهومی پربار است. فیلم نشان میدهد که چگونه یک فرضیهٔ علمیتخیلی میتواند هم ماجراجویی بسازد و هم پرسشی اخلاقی دربارهٔ دسترسی به ذهن دیگران طرح کند.
بااینحال، اثر کمتر از ظرفیت خود در این مسیر پیش میرود. بهجای آنکه سازوکار رؤیا و پیامدهای روانی ورود به آن را عمیقتر واکاوی کند، بارها به سوی تعقیب، تهدید و پیشبرد توطئه میچرخد. این ناتمامی، هم نقطهضعف و هم بخشی از جذابیت فیلم است. «Dreamscape» اثری نیست که همهٔ پرسشهایش را تا پایان بپروراند، اما لحظات و تصویرهایی دارد که پس از تماشا در ذهن میمانند.
فیلم در مرز میان خیال علمی، سرگرمی و کابوس حرکت میکند و گاهی در این مرز لغزش دارد؛ بااینحال، همان جاهطلبیِ ناپیوسته است که به آن چهرهای متمایز میبخشد. جمعبندی «Dreamscape» فیلمی خیالانگیز و سرگرمکننده است که ایدهای درخشان را در قالب ماجرایی پرتحرک عرضه میکند، اما از بسط کامل آن بازمیماند.
طراحی بعضی از رؤیاها، بازی Dennis Quaid و تقابل میان درمان و سوءاستفاده، نقاط قوت اثرند؛ در مقابل، جلوههای نابرابر، لحن متغیر و توطئهای آشنا، مانع از آن میشوند که فیلم به کاوشی عمیق و یکپارچه بدل شود. بااینهمه، اثر همچنان ارزش تماشا دارد: نه بهعنوان روایتی بینقص، بلکه بهمثابه نمونهای از سینمای علمیتخیلی دههٔ هشتاد که جرئت میکند ناخودآگاه را به صحنهٔ ماجراجویی و نبرد بر سر قدرت تبدیل کند.
« میراث ایدهای ناتمام از منظر امروز، «Dreamscape» بیش از هر چیز بهخاطر ایدهٔ مرکزیاش زنده میماند. »
ثبت دیدگاه