نقد و بررسی
نقد دراگنت (Dragnet) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک میراث تلویزیونی «Dragnet» محصول ۱۹۸۷، بیش از آنکه صرفاً کمدی پلیسی دیگری دربارهٔ دو همکار ناهمگون باشد، بازیای آگاهانه با میراث یک مجموعهٔ شناختهشدهٔ رادیویی و تلویزیونی است. فیلم از همان ابتدا میان ادای احترام و هجو حرکت میکند: از یک سو به جهان پلیسی خشک، جدی و قانونمدار مجموعهٔ اصلی وفادار میماند و از سوی دیگر، همین جدیت را در موقعیتهایی اغراقشده قرار میدهد تا سرچشمهٔ طنز شود.
دن اکروید، که در شکلگیری فیلمنامه نیز نقش داشته، جو فرایدی را بهعنوان برادرزادهٔ کارآگاه نامدار مجموعه میسازد؛ شخصیتی که انگار انضباط خانوادگی و حرفهای را به ارث برده است. این پیوند با گذشته، تنها اشارهای برای طرفداران قدیمی نیست: اساس لحن فیلم را میسازد. «Dragnet» میخواهد هم از یک قالب پلیسی کلاسیک بهره ببرد و هم به آن لبخند بزند.
【> دو قطب متضاد در یک گروه دونفره موتور اصلی فیلم، نه معمای جنایی، بلکه برخورد جو فرایدی و پپ استریبک است. فرایدی مأموریتی را همچون مجموعهای از قواعد روشن میبیند: نظم، گزارش دقیق و پایبندی به تشریفات. استریبک، در مقابل، با خونسردی و بیقیدی بیشتری پیش میرود و برای موقعیتهای دشوار، راهحلهایی شخصیتر و گاه نامتعارفتر پیدا میکند.
فیلم از این تضاد بهره میگیرد، بیآنکه آن را صرفاً به تفاوت دو سبک لباس یا دو نوع شوخی تقلیل دهد. اختلاف آنها در نگاهشان به اقتدار، حرفه و شیوهٔ مواجهه با دیگران نیز ریشه دارد. جذابیت رابطهشان در این است که هیچیک بهتنهایی برای فیلم کافی نیست. فرایدی بدون استریبک میتوانست به پیکرهای خشک و یکنواخت بدل شود؛ استریبک نیز بدون حضور همکار جدیاش ممکن بود به مجموعهای از تکهکلامها و حرکات نمایشی محدود بماند.
« این پیوند با گذشته، تنها اشارهای برای طرفداران قدیمی نیست: اساس لحن فیلم را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کنار هم، یکی زمینهٔ شوخی دیگری را فراهم میکند و هر دو، هرچند با اکراه، ناچار میشوند از روشهای همکارشان چیزی بیاموزند. این زوجسازی، آشنایی دیرینهٔ کمدیهای پلیسی را تکرار میکند، اما ترکیب شخصیتها و لحن بازیگران به آن رنگ خاص فیلم میبخشد. بازیگری؛ جدیت اکروید و تحرک هنکس دن اکروید در نقش فرایدی، کمدی را عمدتاً از راه مهار کردنش میسازد.
بازی او بهجای آنکه شخصیت را پیوسته به سوی اغراق ببرد، بر خشکبودن رفتار و اطمینان خدشهناپذیرش تکیه میکند. همین خویشتنداری، زمانی که فرایدی در برابر هرجومرج پیرامونش قرار میگیرد، ظرفیت طنز پیدا میکند. گاه البته فیلم از او واکنشهایی پررنگتر میطلبد که با بهترین وجه شخصیتپردازیاش ــ وقار سرد و جدیت اداری ــ همخوانی کمتری دارند؛ اما در لحظات موفق، اکروید بهخوبی نشان میدهد که «بیاحساسی» نیز میتواند یک ابزار کمدی باشد.
تام هنکس، در مقام استریبک، انرژی متحرک فیلم است. اجرای او سبکتر و پرجنبوجوشتر از همکارش است و شوخیها را با انعطاف و صمیمیتی عرضه میکند که شخصیت را بلافاصله تماشایی میسازد. تضاد میان این دو بازیگر نه فقط در گفتوگوها، بلکه در ریتم حضورشان در قاب دیده میشود: یکی مکث میکند و جدی میماند؛ دیگری به موقعیت واکنش نشان میدهد و آن را از مسیر پیشبینیپذیر خارج میکند.
با این حال، فیلم همیشه به هنکس فرصتی برابر برای گسترش شخصیت نمیدهد و بخشی از توانایی او صرف پیشبردن شوخیهای پراکنده میشود. بازیگران مکمل، از جمله کریستوفر پلامر و هری مورگان، به جهان فیلم وزن و پیوند بیشتری با سنت «Dragnet» میدهند. 【,2"> معما و طنزی که همیشه همزمان کار نمیکنند پروندهٔ فیلم با سرقتهای نامتعارف و ماجرای ناپدیدشدن مجلههای مستهجن آغاز میشود و کمکم مأموران را به سوی فعالیتهای فرقهای در دل لسآنجلس میبرد.
« بازیگری؛ جدیت اکروید و تحرک هنکس دن اکروید در نقش فرایدی، کمدی را عمدتاً از راه مهار کردنش میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این ترکیب، از ابتدا ظرفیت هجو دارد: در ظاهر با تحقیقات پلیسی طرفیم، اما موضوعات پرونده اجازه میدهند فیلم از تناقض میان اخلاقگرایی نمایشی، بازار سرگرمی و رفتارهای پنهانی جامعه نیز شوخی کند. فیلم در بعضی لحظهها از کنار این زمینهٔ طنزآمیز عبور نمیکند و آن را به بخشی از سازوکار معما بدل میسازد؛ اما در لحظههای دیگر، پرونده بیش از اندازه بهانهای برای انتقال شخصیتها از یک صحنهٔ کمدی به صحنهٔ بعدی به نظر میرسد.
از همینجا یکی از محدودیتهای اثر پدیدار میشود: کمدی و معما همیشه در خدمت یکدیگر نیستند. گاهی شوخیها موقعیت را زنده میکنند، اما گاهی نیز روند تحقیق را متوقف میسازند، بیآنکه خندهٔ متناسبی به همراه داشته باشند. از سوی دیگر، مسیر جنایی به اندازهای پیوسته و فشرده نیست که بتواند بهتنهایی تعلیق فیلم را بر دوش بکشد.
«Dragnet» در نتیجه میان دو وظیفه معلق میماند: هم میخواهد یک داستان کارآگاهی پیش ببرد و هم پیدرپی از قالب همان داستان فاصله بگیرد. این نوسان، بخشی از سرزندگی فیلم است، اما گاه مانع شکلگیری انسجام کامل میشود. کمدی ناهموار و شوخیهای وابسته به اجرا شوخیهای فیلم از چند مسیر متفاوت میآیند: طنز خشک فرایدی، طعنههای استریبک، موقعیتهای پرهرجومرج و هجو تشریفات پلیسی.
تنوع این منابع، فیلم را از تکیه بر یک الگوی کمدی واحد نجات میدهد؛ در عین حال، باعث میشود کیفیت شوخیها یکسان نباشد. بعضی لحظهها، بهخصوص آنها که بر جدیت فرایدی در برابر آشوب تکیه دارند، با کمترین اغراق به نتیجه میرسند. در مقابل، شوخیهایی که بیش از اندازه بر شلوغی یا تأکید آشکار بر مضحکه متکیاند، ممکن است بهجای خنده، حس تصنع ایجاد کنند.
« از همینجا یکی از محدودیتهای اثر پدیدار میشود: کمدی و معما همیشه در خدمت یکدیگر نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم به انرژی هنکس و اکروید وابستگی زیادی دارد. هنگامی که این دو در صحنه حضور دارند و تضادشان فعال است، حتی شوخی متوسط نیز فرصتی برای جانگرفتن پیدا میکند. اما وقتی موقعیت از آن رابطه جدا میشود، ضعف بعضی لطیفهها آشکارتر است. این نابرابری توضیح میدهد چرا تماشای فیلم برای یک مخاطب میتواند سرشار از لحظات دلنشین باشد و برای دیگری تنها چند صحنهٔ واقعاً خندهدار به جا بگذارد.
کمدی اثر بر پایهٔ ضرباهنگ و اجرای بازیگران استوار است، اما فیلمنامه همواره همان دقت را در انتخاب و تنظیم شوخیها به خرج نمیدهد. ریتم، تعقیبوگریز و شلوغی صحنهها مدت نسبتاً بلند فیلم برای داستانی که بیش از هر چیز بر شیمی دو بازیگر اصلی تکیه دارد، چالشی جدی ایجاد میکند. تعقیبوگریزها و صحنههای پرتحرک گاه بیش از نیاز روایت ادامه مییابند.
در آغاز، این لحظات به فیلم وسعت و جنبوجوش میدهند؛ اما با تکرار، بخشی از تازگی خود را از دست میدهند و ریتم را کند میکنند. مسئله آن نیست که فیلم باید از اکشن دوری میکرد، بلکه این است که هر صحنهٔ پرتحرک باید یا اطلاعات تازهای به داستان بیفزاید یا رابطهٔ دو مأمور را پیچیدهتر کند.
برخی از این لحظهها هر دو کار را انجام میدهند؛ برخی دیگر بیشتر به پرکردن فاصله میان نقاط مهم داستان شباهت دارند. از نظر بصری و اجرایی نیز فیلم گاهی عمداً به سوی شلوغی میرود. این انتخاب میتواند با حالوهوای هجوآمیز اثر هماهنگ باشد، بهویژه هنگامی که نظم خشک فرایدی در معرض محیطی پرآشوب قرار میگیرد.
« فیلم به انرژی هنکس و اکروید وابستگی زیادی دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شلوغی اگر از سوی بازیها و میزانسن مهار نشود، بهجای آنکه طنز را تشدید کند، تمرکز را میرباید. حاصل، اثری است که میان صحنههای دقیق و خوشضرب و لحظههای کشدار یا نامنظم رفتوآمد میکند؛ نوسانی که برای مخاطبی که بیش از هر چیز دنبال تماشای زوج اصلی است، احتمالاً قابلتحملتر خواهد بود.
جایگاه لحن و تجربهٔ تماشا «Dragnet» بهطور همزمان میخواهد پلیسی جدی، کمدی رفاقتی و هجویهای بر میراث تلویزیونی باشد. این چندگانگی به آن هویت میدهد، اما همیشه به تعادل نمیرسد. لحن خشک فرایدی در کنار آشفتگی پرونده و شوخیهای استریبک، گاه ترکیبی بامزه میسازد و گاه چنان از هم فاصله میگیرد که انگار هر بخش به فیلمی متفاوت تعلق دارد.
بااینهمه، همین ناهماهنگی برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است: فیلم بیش از آنکه به کمدیای ظریف و یکدست بدل شود، نوعی نمایش رنگارنگ از موقعیتها، شخصیتها و لحنهای متضاد است. برای تماشاگر امروز، آشنایی با مجموعهٔ اصلی میتواند لایهای افزوده از لذت فراهم کند، اما شرط فهمیدن داستان نیست.
فیلم بهقدر کافی ویژگیهای شخصیتها و قواعد جهان خود را معرفی میکند تا مخاطب تازه نیز بتواند با آن همراه شود. در نهایت، ارزش تماشای آن کمتر به استحکام پروندهٔ جنایی و بیشتر به جذابیت زوج مرکزی، بازیهای پرتحرک و تمایل فیلم به بازی با کلیشههای پلیسی وابسته است. جمعبندی «Dragnet» اثری پرانرژی اما ناهموار است که بهترین لحظاتش را از برخورد جو فرایدی قانونمدار با پپ استریبک بیقید میگیرد.
« بااینحال، شلوغی اگر از سوی بازیها و میزانسن مهار نشود، بهجای آنکه طنز را تشدید کند، تمرکز را میرباید. »
جمعبندی
دن اکروید با جدیت خشک خود نقطهٔ اتکای کمدی را فراهم میکند و تام هنکس با تحرک و شوخطبعی، آن را به حرکت درمیآورد. پروندهٔ عجیب، هجو پلیسی و حالوهوای نامتعارف فیلم زمینهای برای سرگرمی میسازند، اما شوخیهای نابرابر و صحنههای کشدار مانع میشوند که این انرژی در سراسر اثر یکسان حفظ شود.
در نتیجه، فیلم بیش از آنکه کمدیای بیوقفه و بینقص باشد، تجربهای وابسته به جذابیت بازیگران و لحظههای موفقش است؛ اثری که نقصهایش آشکارند، اما تضاد دوستداشتنی دو شخصیت اصلی همچنان به آن جاذبه میبخشد.
ثبت دیدگاه