نقد و بررسی
نقد تو حریف زوهان نمیشی (You Don't Mess with the Zohan) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ اغراق، رؤیای ساده «با زوهان شوخی نکن» کمدیای است که از همان آغاز، واقعگرایی را به کناری میزند و جهان خود را بر پایه اغراق و بیپروایی میسازد. زوهان، کماندویی اسرائیلی که از خشونت و درگیری خسته شده، مرگ خود را جعل میکند تا در نیویورک به آرزوی دیرینهاش، آرایشگری، برسد. این جابهجایی از میدان نبرد به سالن زیبایی، موتور اصلی طنز فیلم است: قهرمانی که تواناییهایش برای جنگیدن پرورش یافته، حالا میخواهد با قیچی و سشوار زندگی تازهای بسازد.
این ایده در ذات خود ظرفیت زیادی دارد. فیلم میتواند درباره فرار از نقشهایی باشد که جامعه برای آدمها تعیین میکند؛ درباره مردی که نمیخواهد تا ابد با هویت سرباز شناخته شود. اما اثر بیش از آنکه این مضمون را با ظرافت بکاود، آن را بهانهای برای سلسلهای از شوخیهای جسمانی، جنسی و نامتعارف میکند.
نتیجه، کمدیای است که گاهی از انرژی محض خود نیرو میگیرد و گاهی زیر بار همان انرژی افراطی از حرکت بازمیماند. زوهان؛ قهرمانِ کارتونی آدام سندلر نقش زوهان را با همان شیوهای پیش میبرد که بسیاری از شخصیتهای کمدیاش را شکل میدهد: با صدایی خاص، اعتمادبهنفسی بیحد و رفتاری که هیچ تناسبی با اندازه موقعیت ندارد.
زوهان نه فقط سربازی ماهر، بلکه پیکرهای تقریباً افسانهای و کارتونی است؛ بدن و تواناییهایش تابع منطق معمول نیستند و واکنشهایش نیز از اندازه لازم فراتر میروند. این افراط، بخشی از امضای شخصیت است و تماشاگر را از همان ابتدا با قواعد متفاوت فیلم آشنا میکند. بازی سندلر بیش از آنکه بر تحول درونی و پیچیدگی روانشناختی تکیه کند، بر حضور فیزیکی و ریتم اجرایی بنا شده است.
« نتیجه، کمدیای است که گاهی از انرژی محض خود نیرو میگیرد و گاهی زیر بار همان انرژی افراطی از حرکت بازمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او از حرکات اغراقشده، سکوتهای حسابشده و جدیتی که در برابر موقعیتهای پوچ حفظ میکند، برای ساختن خنده بهره میبرد. گاه همین تضاد میان رفتار قهرمانانه زوهان و هدفی بهظاهر عادی، مانند کوتاهکردن مو، مؤثرترین لحظههای فیلم را میسازد. در مقابل، وقتی شوخیها بدون تغییر و با همان شدت بارها تکرار میشوند، بازی پرتحرک او نیز بهتنهایی نمیتواند تازگی صحنه را حفظ کند.
طنزی برآمده از تضاد بخش بزرگی از خنده فیلم از تقابل دو جهان میآید: خشونت نظامی و ظرافت آرایشگری، قهرمانپروری و زندگی روزمره، رقابتهای سیاسی و معاشرتهای عادی. زوهان در نیویورک میکوشد گذشتهاش را پشت سر بگذارد، اما عادتها و تواناییهای پیشینش مدام به زندگی تازهاش راه پیدا میکنند.
این تضاد در سطح ایده جذاب است و به فیلم اجازه میدهد کنشهای معمول را به شکلهایی نامنتظر و ابلهانه بازسازی کند. بااینحال، کمدی اثر عمدتاً به ابزوردبودن و غافلگیری لحظهای وابسته است، نه به ظرافت زبانی یا ساخت موقعیتهای چندلایه. برخی شوخیها بهدلیل بیاعتنایی آشکارشان به منطق، واقعاً سرگرمکنندهاند؛ برخی دیگر تنها با تکرار، اغراق بیشتر یا طولانیکردن کنش میکوشند خنده بگیرند.
برای تماشاگرانی که با این جنس شوخیِ بیمهار همراه شوند، همین بیپروایی بخشی از جذابیت فیلم خواهد بود. اما اگر شوخی نخست کارگر نیفتد، معمولاً فیلم راه تازهای برای دگرگونکردن آن پیش نمیگیرد. داستان؛ ایدهای قوی با پیوندهای سست طرح داستانی فیلم نقطه آغاز مناسبی دارد، اما پیوند میان رخدادها اغلب بیش از آنکه از رشد شخصیت یا علتومعلول روایی برخیزد، تابع نیاز فیلم به ساختن شوخی بعدی است.
« برای تماشاگرانی که با این جنس شوخیِ بیمهار همراه شوند، همین بیپروایی بخشی از جذابیت فیلم خواهد بود. »
شخصیتها و اجرا
آرزوی زوهان برای تغییر شغل، میتواند پایه روایتی درباره هویت، استقلال و دشواری آغاز دوباره باشد؛ بااینحال، این امکان بهندرت مجال مییابد به درامی منسجم تبدیل شود. مسیر او در نیویورک بیشتر مجموعهای از موقعیتهای نمایشی است تا سفری که مراحلش با دقت از دل یکدیگر بیرون بیایند. همین سستی در روایت، بر رابطههای میان شخصیتها نیز اثر میگذارد.
آدمهای پیرامون زوهان عموماً کارکردی روشن در ساختن موقعیت طنز یا پیشبردن خط اصلی دارند، اما کمتر به شخصیتهایی با زندگی و خواستههای مستقل بدل میشوند. در نتیجه، بخشهایی از داستان شتابزده به نظر میرسند و بعضی گرهها نه با پرداخت کافی، بلکه با سادهسازی حل میشوند. فیلم در خلق موقعیتهای مضحک آزاد است، اما همین آزادی وقتی جایگزین انسجام شود، قصه را شکننده میکند.
صلح در قالبی نامتعارف یکی از انتخابهای متفاوت فیلم، قرار دادن پیام همزیستی و صلح در دل کمدیای شلوغ و عوامپسند است. زوهان از محیطی میآید که درگیری و دشمنی در آن حضوری دائمی دارد؛ اما جهان تازهاش او را با امکان زندگی روزمره در کنار مردمی روبهرو میکند که پیشتر ممکن بود صرفاً در قالب «طرف مقابل» تعریف شوند.
فیلم از این تقابل برای اشاره به شباهتهای انسانی و پوچی دشمنیهای موروثی استفاده میکند. این مضمون، بهویژه در برابر کلیشههای سادهانگارانهای که فیلم خود نیز گاه به کار میگیرد، تناقضآمیز است. اثر از یکسو میخواهد فاصلهها را کم کند و از سوی دیگر، برای خنداندن مخاطب به تصویرهای اغراقشده و شوخیهایی متکی است که ممکن است شخصیتها و فرهنگها را به تیپهایی تخت تقلیل دهند.
« همین سستی در روایت، بر رابطههای میان شخصیتها نیز اثر میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین پیام صلح فیلم بیش از آنکه حاصل کاوشی عمیق در اختلافها باشد، بر نیت خوشخواهانه و جمعبندی اخلاقی تکیه میکند. این پیام همچنان به اثر وجهی متمایز میدهد، اما پیچیدگی موضوع را بهطور کامل دربرنمیگیرد. ریتم و تکرار فیلم با انرژی فراوان آغاز میشود و پیدرپی ایدههایی را به صحنه میآورد که گاه از شدت بیمنطقی خندهدارند.
مشکل آن است که هر ایده الزاماً به اندازه لازم فشرده و مؤثر باقی نمیماند. برخی صحنهها بیش از ظرفیت کمدیشان ادامه پیدا میکنند؛ شوخیای که در برخورد نخست تازگی دارد، با تکرار و تأکید فراوان بهتدریج اثرش را از دست میدهد. در چنین لحظههایی، ریتم فیلم کند میشود و فاصله میان خندهها آشکارتر به چشم میآید.
این کشآمدن با ساختار رواییِ کمانسجام اثر نیز پیوند دارد. چون داستان بهندرت با نیرویی رو به جلو حرکت میکند، صحنههای فرعی گاه فضای زیادی میگیرند، بیآنکه به تحول معناداری در شخصیتها یا قصه بینجامند. فیلم میتوانست با حذف بعضی تکرارها و کوتاهکردن چند موقعیت، انرژی خود را متمرکزتر کند.
در شکل موجود، تماشاگر بیشتر از آنکه با آهنگی یکدست همراه شود، میان لحظههای موفق و بخشهای فرساینده رفتوآمد میکند. برای چه تماشاگری؟ «با زوهان شوخی نکن» بیش از هر چیز به سلیقه تماشاگر وابسته است. کسی که از کمدی جسمانی، شوخیهای رک، شخصیتهای بزرگنماییشده و موقعیتهای بهعمد بیمنطق لذت میبرد، احتمالاً از بعضی لحظههای آن سرگرم خواهد شد.
« این پیام همچنان به اثر وجهی متمایز میدهد، اما پیچیدگی موضوع را بهطور کامل دربرنمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین حالتش بهجای آنکه وانمود کند اثری ظریف یا واقعگراست، آشکارا به سمت مسخرهبازی میرود و از همین انتخاب نیرو میگیرد. در مقابل، تماشاگرانی که به انسجام قصه، ظرافت طنز و تحول باورپذیر شخصیتها اهمیت میدهند، ممکن است با دشواری بیشتری با آن ارتباط برقرار کنند. شوخیهای تکراری، برخی صحنههای طولانی و پرداخت کممایه داستان میتوانند تجربه تماشا را خستهکننده سازند.
این فیلم نه کمدیای است که همهچیز را با ظرافت مهار کند و نه روایتی که مضمونش را به کاوشی جدی و چندوجهی بدل سازد؛ جذابیتش بیشتر در لحظههای پراکنده و اجرای پرانرژی سندلر قرار دارد. جمعبندی «با زوهان شوخی نکن» فیلمی نامتوازن است که ایدهای جذاب را با کمدیای پرهیاهو و اغراقشده پی میگیرد.
آدام سندلر به زوهان حضوری بهیادماندنی میبخشد و تضاد میان پیشینه نظامی او و رؤیای آرایشگری، زمینهای مناسب برای طنز فراهم میکند. همچنین اشاره به صلح و همزیستی، به قصه وجهی فراتر از مجموعه شوخیهای پراکنده میدهد؛ هرچند این مضمون بهاندازهای عمیق پرداخت نمیشود که بر سستی روایت غلبه کند.
نقطه قوت فیلم، بیپروایی و تواناییاش در ساختن لحظههایی واقعاً مضحک است؛ نقطه ضعفش، تکیه بیش از اندازه بر همان جنس شوخی و ناتوانی در نگهداشتن ریتم و انسجام. حاصل، کمدیای است که برای دوستداران مسخرهبازی سندلر میتواند سرگرمکننده باشد، اما برای دیگران احتمالاً تجربهای طولانی، نابرابر و کماثر خواهد بود.
« شوخیهای تکراری، برخی صحنههای طولانی و پرداخت کممایه داستان میتوانند تجربه تماشا را خستهکننده سازند. »
ثبت دیدگاه