نقد و بررسی
نقد دیدار مجدد دبیرستان رومی و میشل (Romy and Michele's High School Reunion) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای که برای یک شب میسازیم کمدی «Romy and Michele's High School Reunion» ساختهٔ David Mirkin، بیش از آنکه قصهٔ رسیدن دو دوست به موفقیت باشد، دربارهٔ اضطرابِ سنجیدهشدن است: بازگشت به جایی که زمانی در آن نادیده گرفته شدهایم و خیال میکنیم باید برای خودِ امروزمان مدرکی قانعکننده ارائه کنیم.
رومی و میشل، ده سال پس از پایان دبیرستان، با این تصور به گردهمایی میروند که همکلاسیهای سابق هنوز همان داوران قدرتمند گذشتهاند. در نتیجه، بهجای آنکه با زندگی واقعی خود روبهرو شوند، نسخهای پرزرقوبرق و ساختگی از آن را آماده میکنند. این تمهید ساده، موتور کمدی فیلم است؛ اما زیر شوخیهای مربوط به لباس و اعتبار اجتماعی، پرسشی آشنا جریان دارد: ارزش آدمها را دستاوردهای قابلنمایش تعیین میکند یا کیفیت رابطهای که با خود و دیگران دارند؟
فیلم پاسخ را به خطابهای اخلاقی تبدیل نمیکند. بیشتر اجازه میدهد رفتار شخصیتها، تضاد میان ظاهر و باطن را آشکار سازد. دوستیای که مرکز ثقل فیلم است مهمترین دارایی اثر، رابطهٔ رومی و میشل است. این دو نه قهرمانانی زیرکاند و نه نمونههای متعارفِ رشد و پختگی. با اینحال، همراهیشان نوعی آسودگی و اعتماد دارد که فیلم را از یک کمدی صرفاً مبتنی بر موقعیت فراتر میبرد.
« در نتیجه، بهجای آنکه با زندگی واقعی خود روبهرو شوند، نسخهای پرزرقوبرق و ساختگی از آن را آماده میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنها در جهان خودشان قواعدی ساختهاند؛ قواعدی که شاید از نگاه دیگران سادهلوحانه باشد، اما برای خودشان معنای واقعی دارد. بازی Mira Sorvino و Lisa Kudrow این پیوند را زنده میکند. تفاوت در ریتم و واکنشهایشان، صحنهها را از یکنواختی درمیآورد و شوخیها را به شخصیت گره میزند. جذابیت فیلم تنها از این نمیآید که آنها حرفهای بامزه میزنند؛ از این میآید که حضور یکدیگر را جدی میگیرند، حتی وقتی باقی آدمها چنین نمیکنند.
تماشاگر بهتدریج درمییابد که رفاقتشان صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرا نیست، بلکه پناهگاهی در برابر تحقیر و مقایسه است. بازگشت به دبیرستان؛ بازگشت به نقشهای قدیمی گردهمایی فارغالتحصیلان در این فیلم، فضایی خنثی برای دیدار دوستان قدیمی نیست. مدرسهٔ سابق به صحنهای تبدیل میشود که سلسلهمراتب دوران نوجوانی در آن دوباره اجرا میشود: محبوبها همچنان انتظار توجه دارند و کسانی که زمانی کنار گذاشته شدهاند، میکوشند ثابت کنند از گذشته عبور کردهاند.
فیلم با اغراق کمدی نشان میدهد که گذر زمان لزوماً نقشهای قدیمی را پاک نمیکند؛ گاهی فقط لباس تازهای به آنها میپوشاند. در چنین فضایی، ادعای تازهٔ رومی و میشل کارکردی دوگانه دارد. از یکسو، تلاشی مضحک برای کسب احترام است؛ از سوی دیگر، نشانهای از اینکه آن دو هنوز هم ارزش خود را با معیار همان جمع میسنجند.
« بازی Mira Sorvino و Lisa Kudrow این پیوند را زنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
تناقض فیلم همینجاست: شخصیتها میخواهند از قضاوت همکلاسیهای سابق رها شوند، اما برای جلب تأییدشان نقشه میکشند. این کشمکش، به ماجرا نیرویی فراتر از شوخیهای مربوط به دروغگویی میدهد. کمدیِ اغراق و ریتم روایت فیلم جهانش را واقعگرا و کماغراق طراحی نمیکند. شخصیتها، واکنشها و موقعیتها گاه به عمد از اندازهٔ طبیعی فراتر میروند؛ همین اغراق بخشی از لحن کارتونی و سرخوشانهٔ اثر است.
دیالوگها نیز اغلب بهجای آنکه گفتوگویی روزمره بسازند، با ضرباهنگ و تأکیدهای نمایشی پیش میروند. نتیجه، لحظههایی است که بهواسطهٔ اجرا و زمانبندی بازیگران در ذهن میمانند، نه فقط بهخاطر ایدهٔ شوخی. بااینحال، مسیر رسیدن به گردهمایی میتوانست فشردهتر باشد. پیشدرآمدها و بازگشت به گذشته، در معرفی زخمهای قدیمی و شکلگیری دوستی نقش دارند، اما گاهی سرعت ورود به کشمکش اصلی را کاهش میدهند.
از سوی دیگر، وقتی ماجرا به جمع همکلاسیها میرسد، برخی برخوردها از پیش قابلحدساند و بعضی موانع بیشتر برای رساندن شخصیتها به موقعیتی کمیک ساخته شدهاند تا آنکه از منطق درونیشان بهطور کامل بجوشند. فیلم با انرژی اجرا این کاستیها را میپوشاند، اما کاملاً از میان نمیبرد. لباس، رنگ و موسیقی؛ ساختن جهانی شاد ظاهر فیلم یکی از ابزارهای اصلی روایت است.
« این کشمکش، به ماجرا نیرویی فراتر از شوخیهای مربوط به دروغگویی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لباسها و آرایشهای چشمگیر رومی و میشل فقط تزئین نیستند؛ آنها شکل بیرونیِ خیالپردازی این دو دربارهٔ خودشاناند. رنگهای پرتحرک و سبک بصری سرزنده، جهان فیلم را از واقعگرایی خاکستری دور میکنند و به آن حس یک مهمانی طولانی میدهند. همین انتخابها با شخصیتها هماهنگاند: برای آنها، ظاهر راهی است برای بیان حضور و دیدهشدن.
موسیقی نیز به این فضا کمک میکند، بهویژه هنگامی که ترانههای آشنا با خاطره و شورِ جوانی پیوند میخورند. آهنگها تنها پسزمینه نیستند؛ بخشی از حافظهٔ عاطفی فیلماند و لحظههایش را به یادماندنیتر میکنند. این رنگوبو، همراه با گفتوگوهای پرانرژی، سبب میشود بازبینی فیلم برای بسیاری از تماشاگران حالوهوایی دلپذیر داشته باشد؛ گویی بازگشت به آن، بازگشت به جمعی است که قواعدش را میشناسیم.
طنزی که همیشه به یک اندازه نمیدرخشد کمدی فیلم امروز هم در لحظات زیادی کار میکند، اما همهٔ شوخیهایش به یک اندازه از آزمون زمان سربلند بیرون نمیآیند. بخشی از طنز بر ظاهر، جذابیت و تحقیر اجتماعی تکیه دارد؛ شوخیهایی که ممکن است برای بعضی تماشاگران کهنه یا ناخوشایند باشند. این نکته بهویژه وقتی اهمیت پیدا میکند که فیلم میخواهد رفتارهای قضاوتگرانه را دستمایهٔ خنده قرار دهد، اما گاهی خود نیز از همان زبانِ تحقیر استفاده میکند.
« همین انتخابها با شخصیتها هماهنگاند: برای آنها، ظاهر راهی است برای بیان حضور و دیدهشدن. »
قوتها و کاستیها
البته نابرابری میان هدف و ابزار طنز، فیلم را از معنا تهی نمیکند؛ بلکه تماشای امروز را اندکی پیچیدهتر میسازد. میتوان از انرژی شخصیتها و شوخیهای پرشتاب لذت برد و در عین حال متوجه شد که برخی لحظهها با حساسیتهای کنونی سازگار نیستند. این دو واکنش با هم ناسازگار نیستند. فیلم محصول زمانهٔ خود است، اما ارزش بازبینیاش تا حدی در همین امکانِ دیدنِ همزمانِ جذابیت و محدودیتهایش نهفته است.
شخصیتهای فرعی و نیروی تقابل شخصیتهای پیرامونی، بهویژه Heather، فضای داستان را از دوستی مرکزی فراتر میبرند. حضور او با لحنی تندتر و پاسخهایی بیپرده، نوع دیگری از مقاومت در برابر مناسبات اجتماعی را وارد فیلم میکند. در مقابل، همکلاسیهای سابق یادآور ایناند که محبوبیت و منزلت میتوانند به نقشهایی تبدیل شوند که آدمها سالها پس از مدرسه نیز حفظشان میکنند.
این تقابلها به داستان جان میدهند، هرچند همهٔ شخصیتهای فرعی فرصت یکسانی برای عمقیافتن ندارند. در مجموع، فیلم بیش از آنکه به تحول روانشناختی پیچیدهٔ تکتک افراد علاقهمند باشد، بر برخورد تیپها و واکنشهای سریع تکیه میکند. این انتخاب با لحن کمدیاش سازگار است، اما گاهی باعث میشود برخی کشمکشها مصنوعی به نظر برسند.
« شخصیتهای فرعی و نیروی تقابل شخصیتهای پیرامونی، بهویژه Heather، فضای داستان را از دوستی مرکزی فراتر میبرند. »
جمعبندی
آنچه در نهایت باقی میماند، نه مطالعهای دقیق دربارهٔ همهٔ شخصیتها، بلکه تصویری بانشاط از دوستیای است که در برابر فشار جمع دوام میآورد. جمعبندی «Romy and Michele's High School Reunion» کمدیای پررنگولعاب و گرم است که نیروی اصلیاش را از شیمی میان دو بازیگر نقش اصلی و از رفاقت بیتکلف شخصیتهایش میگیرد.
فیلم دربارهٔ میل به تأییدشدن و وسوسهٔ ساختنِ تصویری باشکوه از زندگی است، اما در عمیقترین لحظاتش به چیزی سادهتر بازمیگردد: داشتن کسی که در جمع، در شکست و در لحظههای مضحک کنارت بماند. روایت گاه کند میشود، بعضی موقعیتها قابلپیشبینیاند و شماری از شوخیها امروز بهاندازهٔ زمان ساختهشدن فیلم خوشایند نیستند.
بااینهمه، شور اجرایی، لباسهای ماندگار، دیالوگهای بهیادماندنی و صمیمیت دو شخصیت اصلی، به اثر هویتی روشن میبخشد. فیلم نه ادعای بزرگی دربارهٔ زندگی دارد و نه لازم است داشته باشد؛ جذابیتش در این است که برای مدتی کوتاه، تماشاگر را به مهمانیای میبرد که مهمترین دستاوردش، خوشبودنِ کنار یک دوست است.
ثبت دیدگاه