نقد و بررسی
نقد همدست (Complicit) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و طرح کلی «Complicit» محصول تلویزیونی بریتانیا در سال ۲۰۱۳، در ظاهر داستانی دربارهٔ تلاش مأمور امآی۵، ادوارد اِکوبو، برای جلوگیری از حملهای تروریستی قریبالوقوع است؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در تعقیب مظنون یا کشف نقشهای پیچیده، بلکه در پرسشی اخلاقی نهفته است: اگر تهدیدی واقعی به نظر برسد، اما شواهد کافی در دست نباشد، مأموریت حفاظت از شهروندان تا کجا میتواند توجیهگر زیر پا گذاشتن قانون و کرامت انسان باشد؟
ادوارد در پی اثبات این است که والید احمد، شهروند بریتانیاییِ مظنون، در حال تدارک حملهای است؛ بااینحال، یقین شخصی او پیوسته با تردید همکاران، موانع اداری و مسئولیتهای قانونی برخورد میکند. فیلم از همان آغاز بهجای وعدهٔ یک ماجرای جاسوسی پرزرقوبرق، بر اضطرابی خاموش و فزاینده بنا میشود.
تعلیق بهجای نمایش یکی از انتخابهای روشن فیلم، فاصله گرفتن از الگوی آشنای تریلرهای جاسوسی است؛ خبری از تعقیبهای طولانی، انفجارهای پیاپی یا قهرمانی نیست که با اتکای به مهارتهای خارقالعاده همهچیز را حل کند. تعلیق از انتظار، اطلاعات ناقص و شکاف میان آنچه ادوارد باور دارد و آنچه میتواند ثابت کند شکل میگیرد.
هر مکالمه، گزارش و تصمیم اداری ممکن است مسیر پرونده را تغییر دهد، اما فیلم برای ایجاد هیجان به شتاب مصنوعی متوسل نمیشود. این خویشتنداری با جهان داستان سازگار است: کار اطلاعاتی در اینجا بیشتر فرسایش و تفسیر نشانههاست تا کنشهای نمایشی. در مقابل، همین رویکرد میتواند برای تماشاگرانی که از تریلر جاسوسی انتظار حرکت مداوم و حادثه دارند، کمرمق جلوه کند.
« فیلم از همان آغاز بهجای وعدهٔ یک ماجرای جاسوسی پرزرقوبرق، بر اضطرابی خاموش و فزاینده بنا میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهعمد بسیاری از لحظههای خود را در فضای گفتوگو و انتظار نگه میدارد؛ گاه چنان طولانی که تنش بهجای تشدید، اندکی افت میکند. کندی ریتم صرفاً عیب نیست، زیرا با خستگی و بلاتکلیفی شخصیت اصلی پیوند دارد، اما همیشه به نتیجهای دراماتیک نمیانجامد. ادوارد؛ یقین، جاهطلبی و تنهایی دیوید اویلوو نقش ادوارد را با مهاری حسابشده پیش میبرد.
او شخصیت را نه به مأموری بیخطا بدل میکند و نه به فردی که صرفاً از سر خودخواهی به تعقیب مظنون افتاده است. ادوارد ترکیبی از نگرانی واقعی، اعتمادبهنفس حرفهای و نیاز به اثبات خویش است؛ همین آمیزه، انگیزههایش را جذاب و در عین حال نگرانکننده میکند. او باور دارد خطر را بهتر از اطرافیانش میبیند، اما فیلم اجازه نمیدهد این باور بهسادگی با حقیقت یکی گرفته شود.
اویلوو بخش مهمی از شخصیتپردازی را در سکوتها و واکنشهای کوچک جای میدهد. نگاه مراقب، مکث پیش از پاسخ و فشاری که در بدن بازیگر انباشته میشود، تصویری از مردی میسازد که از یک سو خود را پاسدار امنیت میداند و از سوی دیگر در ساختار اداری احساس میکند به حاشیه رانده شده است. این تنهایی، تصمیمهای او را انسانیتر میکند، اما آنها را موجه نمیسازد؛ فیلم میان فهمیدن انگیزه و پذیرفتن عمل فاصله میگذارد.
والید و رویارویی دو جهانبینی آرسهر علی در نقش والید، در برابر آرامش فشردهٔ ادوارد حضوری متفاوت دارد. والید صرفاً موضوع پرونده و مجموعهای از نشانههای مشکوک نیست؛ او انسانی است که روایت خودش را دارد و ادعاهایش، بهویژه دربارهٔ آنچه در بازداشت بر او گذشته، پرسشهای اخلاقی داستان را پیچیدهتر میکند.
« ادوارد؛ یقین، جاهطلبی و تنهایی دیوید اویلوو نقش ادوارد را با مهاری حسابشده پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم آگاهانه از پاسخهای آسان پرهیز میکند: نه شک مأموران بیاساس جلوه میکند و نه ادعای مظنون چیزی است که بتوان بیدرنگ نادیده گرفت. بهترین لحظات اثر در برخورد این دو شخصیت شکل میگیرد؛ لحظاتی که گفتوگو به میدان آزمودن قدرت، اعتماد و تفسیر واقعیت بدل میشود. بازی علی از نمایش سادهٔ درماندگی یا تهدید فاصله میگیرد و به شخصیتش چندلایگی میبخشد.
در نتیجه، تماشاگر ناچار است به جای تکیه بر یک تصویر قطعی، میان احتمالها حرکت کند. این ابهام، موتور اصلی کشمکش فیلم است، هرچند گاهی کمبود اطلاعات روشن میتواند به جای رازآلودگی، فاصلهای عاطفی میان مخاطب و داستان ایجاد کند. اخلاق در سایهٔ امنیت عنوان «Complicit» به هستهٔ اخلاقی اثر اشاره دارد: همدستی همیشه به معنای مشارکت مستقیم در خشونت نیست؛ گاهی در چشمپوشی، سکوت یا پذیرش روشی رخ میدهد که فرد آن را برای رسیدن به هدفی بزرگتر ضروری میپندارد.
فیلم این مسئله را در بستر همکاری امنیتی میان بریتانیا و مصر پیش میبرد و ادوارد را در برابر انتخابی قرار میدهد که هر سوی آن هزینه دارد. قواعد قانونی و اداری ممکن است کند و ناکافی به نظر برسند، اما کنار گذاشتن آنها نیز پیامدهایی دارد که از چارچوب یک پرونده فراتر میروند. اثر در این زمینه بیش از آنکه خطابهای سیاسی باشد، آزمونی برای تماشاگر است.
وسوسهٔ اقدام فوری را قابلفهم میکند، اما آن را با پاسخ درست یکی نمیگیرد. همین امتناع از سادهسازی، نقطهٔ قوت فیلم است. بااینحال، گاهی شخصیتها و موقعیتها بیشتر در خدمت صورتبندی معضل قرار میگیرند تا گسترش طبیعی جهان درام؛ نتیجه آن است که برخی بحثها وزن فکری دارند، اما از نظر عاطفی به اندازهٔ کافی بسط نمییابند.
« بازی علی از نمایش سادهٔ درماندگی یا تهدید فاصله میگیرد و به شخصیتش چندلایگی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نهادها، تبعیض و فرسایش اعتماد بوروکراسی در «Complicit» مانعی تزئینی نیست؛ بخشی از سازوکار داستان و منبعی برای شکلگیری بدگمانی است. ادوارد در سازمانی کار میکند که تصمیمهایش به تأییدهای متعدد و شواهد قابل اتکا وابسته است. این الزامات میتوانند از خطا و سوءاستفاده جلوگیری کنند، اما در نگاه مأمور نگران، همانها به تأخیرهایی خطرناک تبدیل میشوند.
فیلم این دو برداشت را کنار هم نگه میدارد و از تبدیل ساختار اداری به دشمنی یکبعدی پرهیز میکند. همچنین موقعیت اجتماعی و شغلی ادوارد بر احساس او از جایگاهش در سازمان سایه میاندازد. فیلم این تجربه را بهصورت توضیحی قطعی برای رفتار او عرضه نمیکند؛ بیشتر آن را یکی از نیروهایی میداند که ممکن است بر داوری، بلندپروازی و احساس بیاعتمادیاش اثر بگذارند.
این ظرافت به شخصیت عمق میدهد، اما پرداخت این محور گاه پراکنده است و در برابر کشمکش اصلی مجال چندانی برای گسترش پیدا نمیکند. ساختار، فضا و ریتم کارگردانی نیل مککورمیک به جای تأکید بر شکوه جهان جاسوسی، بر سردی محیطهای کاری و فشار موقعیتها تکیه دارد. فضاسازی واقعگراست و تنش از دل جزئیات روزمره بیرون میآید: تماسها، انتظارها، بازجوییها و گفتوگوهایی که در آنها هر طرف میکوشد میزان اطلاعات دیگری را بسنجد.
این رویکرد با بازیهای کنترلشدهٔ گروه بازیگران هماهنگ است و به فیلم هویتی جدی و کمادعا میبخشد. در عین حال، ساختار کمحادثهٔ اثر ضعفهای خود را نیز آشکار میکند. بعضی بخشها بیش از اندازه در یک وضعیت باقی میمانند و تکرار مکثها یا گفتوگوهای مشابه، حرکت روایی را کند میسازد. نبود صحنههای پرتحرک بهخودیخود نقص نیست؛ مسئله آنجاست که فیلم گاهی از سکون برای تعمیق شخصیت بهرهٔ کافی نمیبرد.
« ادوارد در سازمانی کار میکند که تصمیمهایش به تأییدهای متعدد و شواهد قابل اتکا وابسته است. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر صبور میتواند از این ریتم تأملی لذت ببرد، اما انتظار کشش پرشتاب احتمالاً برآورده نمیشود. پایانبندی و اثر ماندگار پایانبندی باز فیلم با منطق کلی آن سازگار است: در جهانی که شواهد ناقص و پیامدها پیشبینیناپذیرند، بستهشدن کامل پرونده شاید تصنعی به نظر برسد. بااینهمه، ابهام روایی برای همه رضایتبخش نیست.
فیلم پرسشهای اخلاقی مهمی طرح میکند، اما پاسخ قطعی و جمعبندی روایی روشنی عرضه نمیکند؛ این انتخاب میتواند تماشاگر را به تأمل وادارد یا احساسی از ناتمامی بر جای بگذارد. بهتر است این گشودهماندن را نه صرفاً ترفندی برای غافلگیری، بلکه امتداد نگاه بدبینانه و ناآرام اثر دانست. جمعبندی «Complicit» تریلری جاسوسی آرام، جدی و اخلاقمحور است که بهجای نمایش قدرت، هزینهٔ تصمیمگیری در شرایط نامطمئن را بررسی میکند.
بازیهای چندلایهٔ دیوید اویلوو و آرسهر علی، رویاروییهای پرتنش و فضاسازی واقعگرا، به فیلم نیرویی ماندگار میبخشند. در سوی دیگر، ریتم کند، بخشهای کشدار و پایانبندی مبهم ممکن است مانع ارتباط مخاطبانی شود که از ژانر جاسوسی هیجان و قطعیت میخواهند. ارزش اثر بیش از آنکه در حل معما باشد، در پرسشی است که پس از پایان باقی میگذارد: آیا امنیتی که با چشمپوشی از اصول به دست آید، هنوز امنیتی قابل دفاع است؟
« تماشاگر صبور میتواند از این ریتم تأملی لذت ببرد، اما انتظار کشش پرشتاب احتمالاً برآورده نمیشود. »
ثبت دیدگاه