نقد و بررسی
نقد تسویهحساب (Payback) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در گونهٔ انتقام «Payback» ساختهٔ Joseph Mensch، تریلری جنایی دربارهٔ مردی است که پس از خیانت، زندان و از دستدادن زندگی پیشین خود، در پی تسویهحساب با کسانی برمیآید که او را قربانی کردهاند. مایک مارکوویچ، کارگزار جوان بورس در شرکتی زیر نفوذ مافیا، شش سال از عمرش را پشت میلهها میگذراند و پس از آزادی به مسیری خطرناک قدم میگذارد.
این طرح، از همان الگوی آشنای سینمای انتقام پیروی میکند: سقوط قهرمان، بازگشت او و رویارویی تدریجی با جهان فاسدی که در شکلگیری فاجعه نقش داشته است. فیلم با این الگو بیگانه نیست و ادعای دگرگونکردن آن را هم ندارد؛ مسئله این است که تا چه اندازه میتواند مواد آشنا را با شخصیت و فضایی بهیادماندنی تازه کند.
جهان داستان و لحن جنایی یکی از انتخابهای قابلتوجه فیلم، پیوندزدن فضای والاستریت با جهان مافیا است. در اینجا بازار مالی نه قلمرویی کاملاً جدا از خشونت، بلکه بستری برای قدرت، معامله و پنهانکاری تصویر میشود؛ جایی که مناسبات ظاهراً رسمی میتوانند با منطق تهدید و وفاداری اجباری درآمیزند.
این ترکیب به روایت ظرفیت دراماتیک میدهد: مایک از یک سو به حرفه و محیطی بازمیگردد که پیشتر او را در خود بلعیده بود و از سوی دیگر باید با پیامدهای شخصی و خانوادگی گذشته روبهرو شود. لحن تیره و جدی اثر نیز با این جهان سازگار است. فیلم میکوشد از شوخی و سبکسری فاصله بگیرد و انتقام را نه تفریحی قهرمانانه، بلکه نتیجهٔ تلخ زخمهایی انباشتهشده نشان دهد.
« جهان داستان و لحن جنایی یکی از انتخابهای قابلتوجه فیلم، پیوندزدن فضای والاستریت با جهان مافیا است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تیرگی بهتنهایی عمق نمیآفریند. وقتی شخصیتها فرصت کافی برای آشکارکردن انگیزهها و تضادهای درونیشان پیدا نمیکنند، فضای سنگین ممکن است بیش از آنکه حاصل تجربهای انسانی باشد، به پوششی بر قصهای متعارف بدل شود. تعلیق و ساختمان روایت روایت بر این پرسش استوار است که مایک چگونه پس از آزادی به سراغ کسانی میرود که زندگیاش را ویران کردهاند و این مسیر چه پیامدهایی برای او خواهد داشت.
فیلم تلاش میکند با زنجیرهای از برخوردها و اطلاعات تازه، حس انتظار را حفظ کند و مخاطب را در جریان حرکت قهرمان نگه دارد. در بخشهایی، همین پیشروی پیوسته باعث میشود داستان کشش داشته باشد؛ تماشاگر میخواهد بداند هر رویارویی چه تغییری در موازنهٔ قدرت ایجاد میکند و مایک تا کجا حاضر است پیش برود.
اما این کشش همیشه با وضوح و انسجام همراه نیست. درام انتقام برای اثرگذاری به رابطهای روشن میان علت و معلول نیاز دارد: تصمیمهای شخصیت باید از گذشته و خواستههای او برآیند و نتیجهٔ هر اقدام، جهان داستان را بهطور معناداری دگرگون کند. «Payback» گاه به جای پرورش تدریجی چنین پیوندی، به موقعیتهایی متکی میشود که برای ادامهیافتن طرح لازم به نظر میرسند، اما از درون شخصیتها بهاندازهٔ کافی سرچشمه نمیگیرند.
برخی گرهها نیز چنان باز میشوند که مصنوعیبودن راهحل بر منطق درونی قصه سایه میاندازد. بنابراین، تعلیق فیلم وجود دارد، اما پیوسته استوار نمیماند. مایک مارکوویچ و مسئلهٔ شخصیتپردازی هستهٔ احساسی فیلم باید مایک باشد: مردی که از زندان بیرون آمده، اما آزادیاش الزاماً به معنای بازگشت به زندگی نیست.
« بااینحال، تیرگی بهتنهایی عمق نمیآفریند. »
شخصیتها و اجرا
گذشته، فرصتهای ازدسترفته و میل به انتقام، بالقوه میتوانند شخصیتی چندلایه بسازند؛ کسی که میان عدالتخواهی، خشم و امکان بازسازی زندگی خود سرگردان است. این کشمکش برای فیلم اهمیت بنیادین دارد، زیرا اگر تماشاگر نتواند رنج و انتخابهای مایک را لمس کند، انتقام او به مجموعهای از کنشهای روایی تقلیل مییابد.
اثر در ترسیم این ظرفیت موفقیتهایی دارد، اما به شخصیتپردازی عمیقی نمیرسد. مایک بیشتر با جایگاهش در طرح و مأموریتی که پیش رو دارد تعریف میشود تا با جزئیات رفتاری، خاطرات یا تناقضهایی که او را از قهرمانان مشابه متمایز کند. زندان و خیانت، بار عاطفی بزرگی بر دوش روایت میگذارند؛ بااینحال، فیلم همیشه مکث لازم را نمیکند تا پیامدهای این تجربه در سکوت، رابطهها و تصمیمهای روزمرهٔ او دیده شود.
نتیجه آن است که تماشاگر میتواند مسیر کلی شخصیت را دنبال کند، اما پیوند عاطفی با او لزوماً به اندازهٔ تلخی سرگذشتش شکل نمیگیرد. بازیها و روابط میان شخصیتها Matt Levett نقش مایک را بر عهده دارد و بازی او در خدمت فضای جدی فیلم است؛ او میکوشد مردی آسیبدیده و آمادهٔ رویارویی را از دل موقعیتهای پرتنش بیرون بکشد.
بااینحال، محدودیت فیلمنامه در پرداخت درونی شخصیت، دامنهٔ بازی را نیز محدود میکند. وقتی روایت کمتر به تردیدها و لایههای پنهان مایک میپردازد، بازیگر مجال کمتری برای ساختن تحول تدریجی او دارد. در نتیجه، شخصیت در برخی لحظهها بیش از آنکه متحول شود، به اقتضای صحنه از یک وضعیت به وضعیت دیگر منتقل میشود.
« اثر در ترسیم این ظرفیت موفقیتهایی دارد، اما به شخصیتپردازی عمیقی نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران مکمل، از جمله Toby Leonard Moore و Rade Šerbedžija، به فضای پیرامون مایک وزن و تنش میبخشند. حضور آنها کمک میکند شبکهٔ قدرت و تهدید در قصه زنده بماند، اما شخصیتهای فرعی نیز گاه بیشتر کارکردی روایی دارند تا استقلال دراماتیک. رابطهها میتوانستند میدان اصلی کشمکش اخلاقی فیلم باشند: اعتماد، وفاداری، خانواده و منفعت شخصی همگی مواد مناسبی برای چنین درامیاند.
بااینحال، چون بخشهایی از این روابط بهسرعت از کنار هم میگذرند، تأثیر عاطفی آنها همیشه به اندازهٔ ظرفیت بالقوهشان نیست. مضمون انتقام و مرزهای عدالت عنوان فیلم وعدهٔ پاسخدادن به یک بیعدالتی را میدهد، اما پرسش مهمتر این است که انتقام چه چیزی را واقعاً جبران میکند. مایک با نظامی روبهروست که در آن قدرت میتواند حقیقت را کنار بزند و فرد را به قربانی بدل کند.
این وضعیت زمینهٔ مناسبی برای بررسی تفاوت میان عدالت و تلافی فراهم میآورد: آیا مجازات عاملان، زندگی ازدسترفته را بازمیگرداند؟ آیا خشونت میتواند نظمی اخلاقی ایجاد کند یا تنها شکل دیگری از همان چرخهٔ سلطه است؟ فیلم این پرسشها را در بطن روایت حمل میکند، اما آنها را به بحثی کاملاً پرورده تبدیل نمیکند.
گاهی بار اصلی بر دوش حادثه و حرکت داستان میافتد و فرصت تأمل دربارهٔ معنای اخلاقی انتخابها کوتاه میشود. ازاینرو، اثر بیش از آنکه رسالهای دربارهٔ عدالت باشد، تریلری دربارهٔ پیامدهای خیانت و وسوسهٔ پاسخدادن به آن است. همین محدودیت، برای مخاطبی که انتظار تحلیل فلسفی پیچیده دارد محسوس خواهد بود؛ در عوض، برای کسی که به درامی جنایی با کشمکش اخلاقی سادهتر علاقهمند است، میتواند کافی باشد.
« بازیگران مکمل، از جمله Toby Leonard Moore و Rade Šerbedžija، به فضای پیرامون مایک وزن و تنش میبخشند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Payback» فیلمی است که مواد اولیهٔ مناسبی برای یک تریلر انتقامی در اختیار دارد: قهرمانی گرفتار خیانت، محیطی آمیخته به فساد مالی و مافیایی، و گذشتهای که پس از آزادی همچنان سایه میاندازد. فضای تیره و تلاش برای نگهداشتن تعلیق، به اثر کشش میدهد و گروه بازیگران نیز به جهان جنایی آن اعتبار میبخشند.
در سوی دیگر، آشنایی بیش از حد طرح، کمعمقی برخی شخصیتها و گرهگشاییهایی که گاه تصنعی جلوه میکنند، مانع میشوند فیلم از محدودهٔ آثار متعارف این گونه فراتر برود. قدرت فیلم بیش از هر چیز در چارچوب کلی و حالوهوای جدی آن است؛ ضعفش در این است که کمتر به مایک و روابطش فرصت میدهد تا از قالبهای آشنای داستان انتقام فاصله بگیرند.
حاصل، اثری قابلپیگیری اما نه کاملاً ماندگار است: تریلری که میتواند برای علاقهمندان به روایتهای جنایی و انتقاممحور سرگرمکننده باشد، ولی بهدلیل ناتوانی در تبدیل موقعیتهای آشنا به تجربهای عمیق و تازه، اثرگذاریاش محدود میماند.
« فضای تیره و تلاش برای نگهداشتن تعلیق، به اثر کشش میدهد و گروه بازیگران نیز به جهان جنایی آن اعتبار میبخشند. »
ثبت دیدگاه