نقد و بررسی
نقد در جستجوی دوری (Finding Dory) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به اقیانوس، این بار از نگاه دوری «در جستوجوی دوری» دنبالهای است که مرکز عاطفی داستان را از مارلین و نمو به ماهی آبیِ فراموشکار میسپارد؛ شخصیتی که در فیلم نخست حضوری درخشان داشت، اما بیشتر نقش نیروی محرکِ شوخی و ماجراجویی را ایفا میکرد. اینبار پرسش اصلی نه این است که چگونه باید کسی را پیدا کرد، بلکه این است که چگونه میتوان گذشتهای پراکنده را به رشتهای از معنا بدل ساخت.
دوری در کنار نمو و مارلین به دنبال ریشههای خود میرود و سرنخهایی از خانواده و کودکیاش را دنبال میکند؛ مسیری که هم ماجرایی پرتحرک میسازد و هم امکان میدهد مخاطب جهان را از چشم کسی ببیند که حافظهاش پیوسته او را تنها میگذارد. فیلم برای ورود به این ماجرا به بازگویی کامل قسمت پیشین وابسته نیست، اما از خاطره و عاطفهای بهره میگیرد که تماشاگران از آن ساختهاند.
بازگشت به جهان آشنای اقیانوس خوشایند است، هرچند همین آشنایی گاه به زیان اثر تمام میشود: برخی موقعیتها، ضرباهنگها و تأکیدهای عاطفی چنان یادآور فیلم پیشیناند که تازگی دنباله را محدود میکنند. حافظه، هویت و امکانِ خوداتکایی مهمترین دستاورد روایی فیلم آن است که فراموشکاری دوری را صرفاً ابزار تولید شوخی نمیبیند.
نقص حافظه در اینجا بر شیوهٔ تصمیمگیری، اعتمادبهنفس و رابطهٔ شخصیت با جهان پیرامونش اثر میگذارد. دوری گاه نمیتواند رشتهٔ افکارش را نگه دارد و همین امر، پیگیری هدفی روشن را برایش دشوار میکند. بااینحال، فیلم او را به مجموعهای از ناتوانیها تقلیل نمیدهد؛ ویژگیهای دیگری همچون خوشبینی، شهود و آمادگی برای برقراری ارتباط نیز در پیشبرد داستان سهم دارند.
« نقص حافظه در اینجا بر شیوهٔ تصمیمگیری، اعتمادبهنفس و رابطهٔ شخصیت با جهان پیرامونش اثر میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، پیام گرم اثر دربارهٔ کنار آمدن با محدودیتها را از سطح شعار فراتر میبرد. فیلم یادآوری میکند که یاری دیگران مهم است، اما کمک گرفتن الزاماً به معنای ناتوانی نیست؛ همانطور که استقلال نیز به معنای بینیازی کامل از اطرافیان نیست. دوری برای حرکت رو به جلو به همراهی دوستان نیاز دارد، ولی شیوهٔ خاص خودش را هم برای حل مسئله پیدا میکند.
این دو معنا گاه در فیلم بهخوبی در کنار هم قرار میگیرند و گاه اندکی با یکدیگر رقابت میکنند؛ گویی اثر میخواهد هم بر توانایی فردی دوری تأکید کند و هم اهمیت حمایت جمعی را برجسته سازد. ساختار داستان و مسئلهٔ تازگی طرح کلی فیلم ساده و آشناست: شخصیت اصلی نشانههایی از گذشته مییابد، راهی سفری میشود و در مسیر با موانع و همراهان تازه روبهرو میگردد.
این ساختار به روایت وضوح و حرکت میبخشد، اما کمتر غافلگیر میکند. مقصد احساسی ماجرا از همان ابتدا قابل حدس است و بسیاری از دشواریها بیش از آنکه پرسشهای تازهای پیش بکشند، پلههایی برای پیشبردن سفر به نظر میرسند. فیلم در برابر این پیشبینیپذیری، بر جزئیات موقعیتها و تنوع محیطها تکیه میکند.
ورود به فضای یک مرکز نگهداری و درمان جانوران دریایی، در کنار پهنهٔ آشنای آب، به قصه رنگی متفاوت میدهد و امکان میسازد تا برخورد شخصیتها با محیطهای ساختهٔ انسان به بخشی از ماجراجویی بدل شود. بااینهمه، روایت در نیمههایی از مسیر بیش از حد به جابهجاییهای پیاپی و اتفاقات پشت سر هم متکی است.
« این نگاه، پیام گرم اثر دربارهٔ کنار آمدن با محدودیتها را از سطح شعار فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه سرگرمکننده است، اما از آن انسجام دراماتیکی که سفر مارلین در فیلم نخست را به تجربهای پرتنش و پیوسته بدل میکرد، برخوردار نیست. شخصیتهای تازه و نیروی کمدی هنک، شخصیت تازهٔ برجستهٔ فیلم، از بهترین منابع سرگرمی آن است. بدخلقی و میل او به دوری از دردسر، تضادی دلپذیر با اعتماد و بیپروایی دوری میسازد.
حضورش فقط برای افزودن شوخی نیست؛ رابطهٔ میان او و دوری به فیلم امکان میدهد دو شیوهٔ متفاوت رویارویی با جهان را کنار هم بگذارد: احتیاط و انزوا در برابر امید و ارتباط. هنک بهواسطهٔ همین تضاد، حضوری متمایز پیدا میکند و هر بار که در مرکز موقعیتی قرار میگیرد، به صحنه جان میدهد. دیگر شخصیتهای تازه نیز فضای فیلم را پرجنبوجوشتر میکنند، اما همگی به یک اندازه فرصت رشد نمییابند.
برخی از آنها بیشتر برای ایجاد شوخی یا بازکردن راهی تازه در ماجراجویی به کار گرفته میشوند و پس از آنکه وظیفهٔ رواییشان را انجام دادند، کمتر به عمق میرسند. در سوی دیگر، مارلین و نمو اینبار ناگزیر در حاشیهٔ داستان قرار میگیرند. این انتخاب از نظر تمرکز بر دوری منطقی است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز به پیوند سه شخصیت اصلی دلبستهاند، اندکی کمبود ایجاد کند.
شوخیها و لحن خانوادگی طنز فیلم بر تفاوت میان جدیت موقعیتها و برداشت خوشدلانهٔ دوری استوار است. این تضاد در صحنههای موفق، لحظههایی شیرین و بیتکلف میآفریند؛ بهویژه هنگامی که شخصیتهای بدخلق و محتاط در برابر رفتار صمیمانهٔ او قرار میگیرند. هنک نیز بهدلیل واکنشهای خشک و حسابشدهاش، مکمل مناسبی برای شوخیهای نرمتر دوری است.
« شخصیتهای تازه و نیروی کمدی هنک، شخصیت تازهٔ برجستهٔ فیلم، از بهترین منابع سرگرمی آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه اثرگذار نیستند. بخشی از طنز به تکرار ویژگیهای آشنای دوری وابسته است و بعضی لحظهها بیش از آنکه از دل شخصیتپردازی برآیند، برای نگهداشتن ریتم کودکانهٔ فیلم طراحی شدهاند. برای مخاطب کمسن، همین سادگی میتواند جذاب باشد؛ اما تماشاگر بزرگسال ممکن است بعضی شوخیها را کممایه یا بیش از حد آشنا بیابد.
فیلم در بهترین لحظههای کمدیاش به تفاوت شخصیتها مجال میدهد تا خودشان شوخی را بسازند؛ در لحظههای کمرمقتر، تکرار و اغراق جای ظرافت را میگیرد. تصویر، حرکت و جهان آبی بازگشت به اقیانوس، بار دیگر فرصتی برای نمایش کیفیت بصری انیمیشن فراهم میکند. آب در فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ محیطی است که حرکت، دید و فاصله را شکل میدهد.
تغییر فضاها، از پهنههای باز تا محیطهای بسته و ساختهٔ انسان، به روایت تنوع تصویری میبخشد و به تماشاگر یادآوری میکند که ماجراجویی دوری در جهانی همیشه آرام و قابل پیشبینی جریان ندارد. بااینهمه، زیبایی بصری فیلم بیشتر در پرداخت دقیق و پیوستهٔ جهانش جلوه میکند تا در نوآوری انقلابی.
فیلم بهجای آنکه شیوهای کاملاً تازه برای دیدن اقیانوس پیشنهاد کند، تجربهٔ آشنای قسمت پیشین را با جزئیات بیشتر و محیطهایی متفاوت گسترش میدهد. این انتخاب برای حفظ پیوند دو فیلم سودمند است، اما به همان اندازه احساس تازگی را کاهش میدهد. موسیقی نیز با لحنی آرام و احساسبرانگیز، فضای ماجراجویی را همراهی میکند و در لحظههای عاطفی کمک میکند تا فیلم بدون تکیهٔ کامل بر گفتوگو، حس خود را منتقل کند.
« بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه اثرگذار نیستند. »
قوتها و کاستیها
اوج عاطفی و مسئلهٔ پایانبندی «در جستوجوی دوری» در کنار شوخی و ماجراجویی، بر پیوندهای خانوادگی و معنای تعلق تأکید دارد. بخش عاطفی فیلم زمانی موفقتر میشود که به جای شرح مستقیم احساسات، آن را از رفتار شخصیتها و واکنشهایشان بیرون میکشد. در چنین لحظههایی، فراموشی دوری صرفاً مانعی برای پیشبرد قصه نیست؛ عاملی است که ارزش حضور دیگران، اعتماد و مهربانی را محسوستر میکند.
بااینحال، پایانبندی از نظر ضرباهنگ میتوانست فشردهتر باشد. پس از آنکه مسیر احساسی داستان به نقطهٔ اثرگذار خود نزدیک میشود، فیلم چند بار دیگر بر تأکیدهای آشنا مکث میکند. این امتداد برای برخی تماشاگران دلنشین و رضایتبخش خواهد بود، اما برای برخی دیگر از نیروی لحظههای پیشین میکاهد.
افزون بر این، یادآوری الگوهای قسمت نخست در بخشهای پایانی بار دیگر مسئلهٔ اصلی دنباله را برجسته میکند: فیلم به میراث عاطفی اثر قبلی وفادار میماند، اما گاه بیش از اندازه به آن تکیه میکند. جمعبندی «در جستوجوی دوری» دنبالهای گرم، دیدنی و خوشقلب است که شخصیت فراموشکار و دوستداشتنی خود را در مرکز سفری برای یافتن گذشته و شناخت خویش قرار میدهد.
پیام آن دربارهٔ رفاقت، پذیرش محدودیتها و یافتن راههای شخصی برای مواجهه با دشواریها صادقانه و دلنشین است؛ هنک و چند شخصیت تازه نیز به فیلم نیروی کمدی و تنوع میبخشند. در برابر این امتیازها، داستان گاه معمولی و قابلحدس میشود، بخشی از شوخیها ممکن است برای بزرگسالان کماثر باشد و پایان کمی بیش از اندازه امتداد مییابد.
« بااینحال، پایانبندی از نظر ضرباهنگ میتوانست فشردهتر باشد. »
جمعبندی
فیلم به جای تکرار کامل موفقیت قسمت پیشین، اثری مستقلتر با تمرکز بر دوری میسازد، اما از سایهٔ همان قسمت نیز کاملاً بیرون نمیآید. تماشای آن برای کسانی که دلبستهٔ جهان اقیانوسی و شخصیتهایش هستند تجربهای لذتبخش خواهد بود؛ اثری که شاید به اندازهٔ ماجرای نخست تازگی نداشته باشد، اما با مهربانی و لحظههای احساسیاش جایگاه خود را پیدا میکند.
ثبت دیدگاه