نقد و بررسی
نقد فرشتگان آلودهصورت (Angels with Dirty Faces) | 1938
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به محلهای که عوض نشده است «Angels with Dirty Faces» ساختهٔ Michael Curtiz، در ظاهر دربارهٔ دو دوست کودکی است که سرنوشتهایی کاملاً متفاوت پیدا میکنند: Rocky Sullivan به تبهکاری نامدار بدل میشود و Jerry Connolly جامهٔ کشیشی میپوشد. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که تقابل این دو، صرفاً رویارویی جرم و فضیلت نیست.
هر دو به محلهای بازمیگردند که در آن بزرگ شدهاند و هر دو میخواهند بر آیندهٔ نوجوانانی اثر بگذارند که در همان کوچهها پرسه میزنند. در یک سو، جاذبهٔ قدرت و شهرت قرار دارد و در سوی دیگر، کوشش برای گشودن راهی دشوارتر اما کمزرقوبرقتر. همین کشاکش، فیلم را از یک قصهٔ معمول گانگستری فراتر میبرد و به تأملی دربارهٔ الگوهای اجتماعی و امکان انتخاب بدل میکند.
قهرمانی با چهرهای دوگانه Rocky شخصیتی است که فیلم نمیکوشد او را بهسادگی دوستداشتنی یا نفرتانگیز نشان دهد. او تبهکار است و رفتار خشونتآمیز و بیپروا دارد؛ در عین حال، شوخطبعی، اعتمادبهنفس و حضورش در جمع نوجوانان باعث میشود آنان شیفتهاش شوند. فیلم در این تناقض، نکتهای ظریف مییابد: جذابیت اجتماعی یک آدم، الزاماً نشانهٔ فضیلت او نیست.
Rocky میتواند با همان انرژی که دیگران را مجذوب میکند، تصویری فریبنده از زندگی خلافکارانه بسازد. بیننده نیز ناچار است میان لذت تماشای کاریزمای او و آگاهی از پیامدهای رفتارش فاصلهای انتقادی نگه دارد. فیلم میداند که تماشاگر ممکن است از دیدن یک گانگستر پرجنبوجوش لذت ببرد؛ پرسش مهمترش این است که این لذت چه تصویری از قهرمانی میسازد.
« اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که تقابل این دو، صرفاً رویارویی جرم و فضیلت نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جیمز کاگنی و نیروی حضور بازی James Cagney از نخستین لحظههایی که بهعنوان Rocky ظاهر میشود، موتور اصلی فیلم است. او شخصیت را با شتاب کلام، حرکات تند، نگاه نافذ و نوعی سرخوشی خطرناک پیش میبرد. این انرژی فقط به صحنههای خشم یا تهدید محدود نمیماند؛ Rocky در لحظههای عادی نیز چنان مسلط بر فضاست که حضورش در قاب، دیگران را به حاشیه میراند.
کاگنی نقش را از کلیشهٔ مرد خشنِ صرف بیرون میآورد و به او سرزندگی و تناقض میبخشد: میتواند بذلهگو و گرم باشد، بیآنکه خشونتش ناپدید شود. همین کیفیت است که باورپذیر میکند نوجوانان محله تا چه اندازه به او توجه نشان میدهند. اجرای او، نهفقط نقطهٔ قوت بازیگری، که کلید فهم مسئلهٔ اخلاقی فیلم است: چرا چهرهٔ خطاکار گاهی از چهرهٔ درستکار جذابتر به نظر میرسد؟
دوستی Rocky و Jerry رابطهٔ Rocky و Jerry، با بازی Pat O’Brien، از مهمترین لایههای عاطفی اثر است. این دو نه دشمنانی هستند که تنها برای نمایاندن دو قطب اخلاقی در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند، نه دوستانی که گذشته را بهانهای برای نادیده گرفتن اختلافهایشان کنند. میانشان صمیمیتی قدیمی وجود دارد؛ نوعی شناخت متقابل که از کودکی به جا مانده و هنوز در گفتوگوها و برخوردهایشان زنده است.
همین پیوند، بحث اخلاقی فیلم را از حالت موعظهٔ بیرونی بیرون میکشد: Jerry نمیتواند Rocky را مانند غریبهای محکوم کند و Rocky نیز نمیتواند اهمیت نگاه دوست دیرینهاش را کاملاً انکار کند. Pat O’Brien نقش Jerry را با خویشتنداری اجرا میکند. شخصیت او قرار است نمایندهٔ راهی اخلاقی باشد، اما جذابیت رابطهاش با Rocky در این است که فیلم گاه اجازه میدهد رفاقتشان پیش از اختلاف عقیدتی احساس شود.
« او شخصیت را با شتاب کلام، حرکات تند، نگاه نافذ و نوعی سرخوشی خطرناک پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
آنها گذشتهٔ مشترکی دارند و هر یک، در دیگری ردپای کسی را میبیند که میتوانست باشد. بنابراین رویاروییشان فقط جدال دو باور نیست؛ نوعی سنجش خاموش میان دو زندگی است. نوجوانان و مسئلهٔ الگو گروه نوجوانان محله صرفاً نقش همراهان شوخ یا تماشاگران ماجرا را ندارند. آنها میدان اصلی نزاع بر سر آیندهاند.
Jerry میخواهد آنان را از کشیدهشدن به زندگی خلاف دور کند؛ Rocky، بیآنکه الزاماً خود را آموزگار بداند، با چهرهٔ مشهور و رفتار پرهیجانش به الگویی تأثیرگذار بدل میشود. پرسش فیلم این نیست که نوجوانان خوباند یا بد، بلکه این است که در محیطی محدود و خشن، چه تصویری از موفقیت پیش چشمشان قرار میگیرد.
وقتی قانون و فرصتهای برابر چندان در دسترس نیستند، قدرت نمایشیِ پول و شهرت میتواند بیش از نصیحتهای درستکارانه اثر بگذارد. حضور بازیگران نوجوان گروه Dead End Kids به این بخش جنبوجوش میدهد و لحن فیلم را گاه به کمدی نزدیک میکند. آنها در برابر اقتدار Rocky واکنشهایی سرزنده و گاه بازیگوشانه دارند؛ اما پشت این لحظههای سبکتر، مسئلهای جدی باقی میماند: نوجوانان فقط حرفها را نمیشنوند، رفتارها را نیز میبینند و تقلید میکنند.
این نگاه، فیلم را به اثری دربارهٔ مسئولیت اجتماعی بدل میکند، نه فقط داستانی دربارهٔ انتخاب فردی. ریتم، بازی بسکتبال و لحن فیلم فیلم در مجموع روایتی پرتحرک دارد، اما همهٔ بخشهایش به یک اندازه فشرده نیستند. صحنهٔ بسکتبال، با نمایش رقابت و شوخی میان Rocky و نوجوانان، به شخصیت او وجهی انسانیتر میدهد و فضای محله را ملموستر میسازد؛ بااینحال، طول این بخش ممکن است ریتم داستان را موقتاً کند کند.
« آنها گذشتهٔ مشترکی دارند و هر یک، در دیگری ردپای کسی را میبیند که میتوانست باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از یک سو، این مکث به فیلم فرصت میدهد رابطهٔ Rocky با بچهها را نشان دهد؛ از سوی دیگر، تأکید و امتدادش بیش از اندازه به چشم میآید و میتواند از کشش خط اصلی بکاهد. همین ناهمواری در لحن نیز دیده میشود. اثر میان درام جنایی، شوخیهای محلهای و تأکید اخلاقی رفتوآمد میکند. این ترکیب همیشه بیدرز نیست، اما در بهترین لحظهها به فیلم رنگی انسانی میبخشد: آدمها در آن فقط مهرههای یک بحث نظری نیستند، بلکه با خشم، شوخی، غرور و وابستگی زندگی میکنند.
دشواری زمانی پدید میآید که فیلم میخواهد معنای اخلاقی موقعیت را بیش از اندازه روشن کند. گاهی پیام بهجای آنکه از دل رفتار شخصیتها برآید، مستقیم بیان میشود و از ظرافت دراماتیک میکاهد. کارگردانی و فضای اثر Michael Curtiz با دقتی کلاسیک، صحنهها را بر پایهٔ برخورد شخصیتها و تغییر مناسبات قدرت میسازد.
دوربین بهجای آنکه پیوسته خودنمایی کند، معمولاً اجازه میدهد حضور بازیگران و تنش گفتوگوها پیشبرندهٔ صحنه باشد. سیاهوسفیدی تصویر نیز با فضای شهری و جهان اخلاقی فیلم تناسب دارد: محله نه پسزمینهای خنثی، بلکه محیطی است که فرصتها و محدودیتهای شخصیتها را شکل میدهد. در چنین فضایی، انتخاب فردی اهمیت دارد، اما هرگز جدا از شرایط اجتماعی پیرامونش نیست.
اثر از سنت فیلمهای گانگستری بهره میگیرد، ولی همزمان از جذابیت همین سنت پرسش میکند. Rocky میتواند قهرمانوار به نظر برسد، اما فیلم نمیگذارد این ظاهر بدون مکث پذیرفته شود. در برابرش، Jerry نیز هرچند حامل دعوتی اخلاقی است، به صورت نمادی بینقص و بیاحساس تصویر نمیشود. حاصل، تعادلی نسبی میان نمایش هیجان و نقد آن است؛ تعادلی که فیلم را حتی امروز نیز قابل بحث نگه میدارد.
« اثر میان درام جنایی، شوخیهای محلهای و تأکید اخلاقی رفتوآمد میکند. »
قوتها و کاستیها
پایان و ابهام اخلاقی بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت فیلم در واپسین بخش خود از تماشاگر میخواهد رفتار Rocky را نه فقط بر اساس آنچه دیده میشود، بلکه با توجه به انگیزههای احتمالیاش بسنجد. همین فاصله میان ظاهر و باطن، تأثیر پایان را افزایش میدهد و در عین حال راه را برای برداشتهای گوناگون باز میگذارد.
ابهام، برای بعضی تماشاگران نقطهٔ قوت است؛ زیرا شخصیت را به یک پاسخ ساده فرو نمیکاهد. برای برخی دیگر، ممکن است این نامعلومی دربارهٔ ترس واقعی Rocky یا نقشآفرینی او قانعکننده نباشد. در هر حال، فیلم بهجای بستن کامل معنا، پرسشی اخلاقی در ذهن باقی میگذارد: آیا ارزش یک کردار فقط به آنچه دیگران میبینند وابسته است، یا نیت پنهان نیز باید در داوری ما سهم داشته باشد؟
جمعبندی «Angels with Dirty Faces» فیلمی استوار و اثرگذار دربارهٔ دوستی، انتخاب و قدرت الگوها در زندگی نوجوانان. نقطهٔ درخشان آن، بازی کاریزماتیک James Cagney و رابطهٔ پرکشش او با Pat O’Brien است؛ رابطهای که به تقابل میان تبهکار و کشیش گرمای انسانی میبخشد. فیلم در صحنههای محله و مواجهه با نوجوانان، بهخوبی نشان میدهد که شهرت و هیجان چگونه میتوانند بر نصیحت غلبه کنند.
در مقابل، بخش بسکتبال کمی طولانی میشود و بعضی تأکیدهای اخلاقی بیش از اندازه مستقیماند. بااینحال، نیروی بازیها، شخصیت چندوجهی Rocky و پایانی که بهجای پاسخ قطعی پرسشی ماندگار برجا میگذارد، اثر را از قالب یک درام جنایی معمول فراتر میبرد. این فیلم همچنان تماشاگر را به سنجش مرز میان جذابیت و فضیلت، و میان تصویری که از خود نشان میدهیم و حقیقتی که در درون پنهان میماند، فرامیخواند.
« ابهام، برای بعضی تماشاگران نقطهٔ قوت است؛ زیرا شخصیت را به یک پاسخ ساده فرو نمیکاهد. »



ثبت دیدگاه