نقد و بررسی
نقد در دل آتش (Fireheart) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جرقهای روشن در دل قصهای آشنا «Fireheart» انیمیشنی خانوادگی و ماجراجویانه است که نیویورک را در روزگاری بازمیسازد که آتشنشانی، همچون بسیاری از حرفههای دیگر، قلمرویی مردانه به شمار میآید. جورجیا نولان، دختری شانزدهساله با رؤیای آتشنشانشدن، در شهری زندگی میکند که برای تحقق این رؤیا راهی رسمی پیش پای او نمیگذارد.
هنگامی که آتشسوزیهای مرموز شهر را به آشوب میکشند و آتشنشانان ناپدید میشوند، جورجیا فرصتی مییابد تا تواناییهایش را به کار بگیرد و به یاری پدرش بشتابد؛ البته به شیوهای که با قواعد زمانه سازگار به نظر برسد. فیلم از همین نقطه، قصهای درباره جسارت، خانواده و شکستن مرزهای تحمیلی را آغاز میکند.
این طرح در ظاهر ظرفیت یک ماجرای پرتحرک و پرمعنا را دارد: قهرمانی جوان که هم باید با خطرهای آتش روبهرو شود و هم با پیشداوریهایی که تواناییاش را نادیده میگیرند. «Fireheart» نیز میکوشد این دو کشمکش را به هم پیوند بزند. بااینحال، فیلم در پرداخت داستانی بیشتر به الگوهای آشنای انیمیشنهای خانوادگی تکیه میکند تا آنکه از ایدهاش مسیر تازهای بسازد.
نتیجه اثری است که نیت روشن و انرژی قابلقبولی دارد، اما در بخشهایی از راه، پیش از آنکه غافلگیرمان کند، مقصدش را آشکار میسازد. شهر رنگین و تصویرهای پرجنبوجوش یکی از امتیازهای بیواسطه فیلم، ظاهر چشمنواز آن است. رنگها زندهاند و فضاهای شهری با جزئیاتی ساده اما خوانا شکل گرفتهاند؛ خیابانها، ایستگاه آتشنشانی و صحنههای پرهیاهوی عملیات، هرکدام حالوهوایی متناسب با یک ماجرای خانوادگی دارند.
« فیلم از همین نقطه، قصهای درباره جسارت، خانواده و شکستن مرزهای تحمیلی را آغاز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از تضاد رنگی میان شهر و آتش نیز برای تقویت هیجان بهره میبرد و در لحظههای پرتحرک، تصویر بهخوبی توجه مخاطب را نگه میدارد. طراحیها قرار نیست واقعگرایانه باشند؛ آنها با اغراق و روشنی، جهان داستان را به مکانی بازیگوش و قابلدسترس تبدیل میکنند. این کیفیت بصری، بهویژه برای مخاطبان کمسنتر، بخش مهمی از لذت تماشا را فراهم میکند.
انیمیشن در اجرای حرکتها و صحنههای پرجنبوجوش، سرحال و خوشریتم است و فضای فیلم را از سنگینی بیش از اندازه دور نگه میدارد. در عین حال، زیبایی تصویر همیشه به معنای برخورداری از هویتی بصری کاملاً متمایز نیست. برخی از چهرهها و موقعیتها به زبان آشنای انیمیشنهای تجاری نزدیک میشوند و کمتر لحظهای پیش میآید که تصویر، مستقل از قصه، امضایی فراموشنشدنی بر ذهن بگذارد.
با این همه، «Fireheart» در سطح بصری اثری دلپذیر و خوشساخت است؛ فیلمی که تماشایش آسان است، حتی اگر همیشه تازه به نظر نرسد. جورجیا؛ قهرمانی پرانرژی با پرداختی نابرابر جورجیا موتور اصلی حرکت فیلم است. خواستهاش ساده و روشن است: میخواهد آتشنشان شود و نمیپذیرد که جنسیت، پیشاپیش پاسخ نهایی را درباره تواناییهایش تعیین کند.
این سرسختی، زمینهای مناسب برای ساختن قهرمانی الهامبخش فراهم میآورد و باعث میشود مخاطب از همان آغاز مسیر او را دنبال کند. تلاش برای ورود به حرفهای که در جامعه داستان به زنان راه نمیدهد، هم وجه ماجراجویانه دارد و هم لایهای اجتماعی به قصه میبخشد. اما جورجیا همیشه به اندازه ایدهای که نمایندگی میکند، پرداختشده و چندوجهی نیست.
« این کیفیت بصری، بهویژه برای مخاطبان کمسنتر، بخش مهمی از لذت تماشا را فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم او را گاه در مقام شخصیتی جسور و باانگیزه مینشاند و گاه در موقعیتهایی قرار میدهد که تصمیمهایش بیشتر از آنکه حاصل تدبیر باشند، به بیاحتیاطی نزدیک میشوند. این رفتار میتواند بهانهای برای شوخی یا پیشبرد ماجرا باشد، اما تکرارش گاهی از شایستگی قهرمان میکاهد. تماشاگر باید بتواند به توانایی او باور کند؛ وقتی فیلم میان مهارت و شتابزدگی او تعادل برقرار نمیکند، بخشی از نیروی شخصیتپردازی از دست میرود.
مشکل دیگر آن است که ویژگیهای فردی جورجیا گاهی زیر سایه پیام مرکزی فیلم قرار میگیرند. او بیش از آنکه فرصت پیدا کند با تردیدها و تناقضهای درونیاش دستوپنجه نرم کند، به نمایندهای برای یک گزاره روشن بدل میشود: دختران نیز میتوانند رؤیاهای بزرگ داشته باشند. این گزاره مهم است، اما قهرمان زمانی باورپذیرتر میشود که افزون بر نماد بودن، فردی با ضعفها، انتخابهای دشوار و دگرگونی تدریجی نیز باشد.
رابطه پدر و دختر؛ قلب عاطفی فیلم گرمترین و انسانیترین بخش «Fireheart» رابطه جورجیا و پدرش، شان، است. میان آن دو عاطفهای واقعی احساس میشود؛ پیوندی که فقط بر حمایت بیقیدوشرط بنا نشده و در دل خود ترس، نگرانی و اختلاف هم دارد. پدر برای دخترش دلسوز است، اما همین دلسوزی گاه به مانعی بدل میشود که او را از دنبالکردن رؤیایش بازمیدارد.
فیلم از این کشمکش استفاده میکند تا نشان دهد عشق خانوادگی همیشه به معنای موافقت فوری نیست؛ گاهی مراقبت، اگر با اعتماد همراه نباشد، شکل محدودکننده پیدا میکند. رابطه این دو شخصیت، به روایت بُعدی فراتر از ماجرای نجات شهر میدهد. اگر فقط آتشسوزیها و تعقیبوگریزها باقی میماند، فیلم به سرگرمیای گذرا محدود میشد؛ اما پیوند پدر و دختر برای مخاطب دلیلی عاطفی فراهم میکند تا خطرها را جدیتر بگیرد.
« این رفتار میتواند بهانهای برای شوخی یا پیشبرد ماجرا باشد، اما تکرارش گاهی از شایستگی قهرمان میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحظههای صمیمانهشان، بهویژه وقتی اختلاف میان خواسته جورجیا و نگرانی پدرش آشکار میشود، از معدود بخشهایی است که فیلم میتواند بیآنکه پیامش را با صدای بلند اعلام کند، احساس برانگیزد. این رابطه همچنین به فیلم کمک میکند تا موضوع استقلال را در برابر اهمیت خانواده قرار ندهد؛ جورجیا برای یافتن راه خود، ناچار نیست از پیوند عاطفیاش دست بکشد.
پیامی روشن که گاه بیش از اندازه تکرار میشود فیلم آشکارا از پیگیری رؤیاها و مقاومت در برابر تبعیض دفاع میکند. این انتخاب، در چارچوب یک اثر خانوادگی، هم قابلفهم است و هم دلگرمکننده؛ بهخصوص برای مخاطبانی که هنوز در حال شکلدادن به تصورشان از توانایی و آینده خود هستند. «Fireheart» یادآوری میکند که قواعد اجتماعی همیشه منصفانه نیستند و تغییر آنها به کسانی نیاز دارد که حاضر باشند از مرزهای پذیرفتهشده عبور کنند.
حضور دختری در مرکز این ماجرا نیز به موضوع فیلم جهت و اهمیت میبخشد. بااینحال، پیامرسانی در بخشهایی بیش از اندازه مستقیم است. فیلم گاهی به جای آنکه معنا را از دل انتخابها و پیامدهای داستان بیرون بکشد، آن را با تأکیدهای مکرر به مخاطب یادآوری میکند. در نتیجه، برخی صحنهها به جای آنکه بهطور طبیعی با شخصیتها و ماجرا پیش بروند، کارکردی توضیحی پیدا میکنند.
تکرار مضمون «دنبال رؤیایت برو» ممکن است برای کودکانی که تازه با چنین ایدهای روبهرو میشوند مؤثر باشد، اما برای مخاطب بزرگسال، بهویژه وقتی داستان فرصت کافی برای پیچیدهکردن این مضمون ندارد، کمی از ظرافت فیلم میکاهد. داستان میتوانست از پرسشهایی دشوارتر بهره ببرد: پافشاری بر یک آرزو چه زمانی شجاعت است و چه زمانی بیاحتیاطی؟
« پیامی روشن که گاه بیش از اندازه تکرار میشود فیلم آشکارا از پیگیری رؤیاها و مقاومت در برابر تبعیض دفاع میکند. »
قوتها و کاستیها
تغییر قواعد چگونه با همکاری دیگران ممکن میشود؟ فیلم گاه به این پرسشها نزدیک میشود، ولی معمولاً پاسخهایی ساده و فوری را ترجیح میدهد. انتخاب چنین رویکردی، آن را برای تماشای خانوادگی روان میکند، اما عمق اجتماعی ایدهاش را محدود نگه میدارد. قصهای سرگرمکننده، اما آشنا و پیشبینیپذیر ساختار ماجراجویانه فیلم، مخاطب را با سرعت مناسبی از معرفی جورجیا به سوی بحرانهای اصلی میبرد.
ورود او به فضای آتشنشانی، همراهیاش با گروهی نامتعارف و گسترش ماجرای آتشسوزیها، مواد لازم برای سرگرمی را فراهم میکند. فیلم پیچیدگی زیادی از مخاطب نمیطلبد و خط داستانیاش بهراحتی دنبال میشود؛ ویژگیای که برای یک انیمیشن خانوادگی امتیاز محسوب میشود. در عین حال، سادگی روایت گاهی به پیشبینیپذیری نزدیک میشود.
بخشهایی از مسیر داستان، از الگوهایی آشنا استفاده میکنند: قهرمانی که از سوی جامعه دستکم گرفته میشود، فرصتی ناگهانی برای اثبات خود مییابد و در کنار گروهی از همراهان متفاوت، به دل بحران میزند. این آشنایی بهخودیخود نقص نیست؛ بسیاری از قصههای محبوب از الگوهای مشترک بهره میگیرند.
مسئله آن است که «Fireheart» کمتر میکوشد این الگوها را دگرگون کند یا با شخصیتپردازی تازه به آنها جان دیگری ببخشد. بنابراین، برخی اتفاقها پیش از وقوع قابل حدساند و مسیر تعلیق، گاهی بیشتر از کنجکاوی واقعی بر انتظار برای رسیدن به ایستگاه بعدی داستان تکیه دارد. با وجود این، فیلم در چارچوب هدف خود کاملاً از حرکت نمیایستد.
« تغییر قواعد چگونه با همکاری دیگران ممکن میشود؟ »
جمعبندی
صحنههای عملیاتی، فضای پرخطر آتشنشانی و حضور گروهی از شخصیتهای مکمل، ریتمی قابلقبول ایجاد میکنند. برای تماشاگرانی که به دنبال داستانی ساده، رنگین و مناسب جمع خانوادگیاند، این مسیر همچنان میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما کسانی که انتظار روایتی غافلگیرکننده یا چندلایه دارند، احتمالاً فاصلهای میان ظرفیت ایده و حاصل نهایی احساس خواهند کرد.
طنز و ریتم؛ جایی که انرژی همیشه به خنده نمیرسد «Fireheart» خود را فقط به جدیت پیام اجتماعی محدود نمیکند و میکوشد با شوخیها، موقعیتهای دستپاچه و همراهان نامتعارف، حالوهوایی سبک داشته باشد. این تلاش در بعضی لحظهها به سود فیلم تمام میشود؛ زیرا اجازه نمیدهد خطرها فضای اثر را بیش از اندازه سنگین کنند.
اما طنز آن همیشه از دل شخصیتها و موقعیتها به شکلی طبیعی بیرون نمیآید. تعدادی از شوخیها زودگذرند و پس از شنیدهشدن، اثر چندانی باقی نمیگذارند؛ برخی دیگر نیز با تکرار یا اغراق، بیش از آنکه خندهدار باشند، صرفاً توجهطلب به نظر میرسند. همین نوسان در ریتم کلی هم دیده میشود. فیلم در صحنههای پرتحرک جان میگیرد، اما میان ا
« صحنههای عملیاتی، فضای پرخطر آتشنشانی و حضور گروهی از شخصیتهای مکمل، ریتمی قابلقبول ایجاد میکنند. »



ثبت دیدگاه