نقد و بررسی
نقد یاغیها (Renegades) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیت دراماتیک «Renegades» از طرحی بهره میگیرد که در ژانر انتقام و اکشن بارها به کار رفته، اما همچنان میتواند نیرویی عاطفی و نمایشی داشته باشد: گروهی از سربازان سالخورده، که گذشتهای مشترک و تجربهای سخت دارند، پس از کشتهشدن یکی از دوستانشان دوباره گرد هم میآیند.
سرباز بازنشستهای در لندن به دست باندی تبهکار کشته میشود و چهار تن از همرزمان قدیمیاش تصمیم میگیرند خودشان عدالت را اجرا کنند. فیلم با این پیشفرض، هم امکان پرداختن به وفاداری و رفاقت را دارد و هم میتواند تقابل میان قانون رسمی و عدالت شخصی را به پرسشی جذاب بدل کند. از سوی دیگر، حضور گروهی از چهرههای باتجربه به فیلم هویتی مشخص میدهد.
«Renegades» میخواهد بر تضاد میان سالخوردگی ظاهری قهرمانان و مهارتهای نظامی و ارادهٔ پابرجای آنان تکیه کند؛ تضادی که بهخودیخود میتواند سرچشمهٔ هم شوخی و هم تعلیق باشد. مشکل این است که ظرفیت ایده، بهتنهایی برای ساختن یک فیلم اثرگذار کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، کیفیت پرورش شخصیتها و شکل رواییای است که این جمع را از نمونههای مشابه متمایز کند؛ و فیلم در این زمینه به دشواری میتواند از طرح اولیه فراتر برود.
قصهای که از طرح خود عقب میماند پیرنگ، در ظاهر، مسیر روشنی دارد: قتل، گردآمدن دوستان قدیمی، رویارویی با باند تبهکار و تلاش برای حفاظت از نزدیکان قربانی. اما این روشنی گاه به سادگیِ بیش از اندازه تبدیل میشود. داستان بهجای آنکه پیامدهای عاطفی فقدان را بهتدریج بگشاید یا دربارهٔ انگیزهها و بهای انتقام مکث کند، اغلب به حرکت از یک موقعیت روایی به موقعیت بعدی بسنده میکند.
« از سوی دیگر، حضور گروهی از چهرههای باتجربه به فیلم هویتی مشخص میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، بسیاری از رخدادها بیشتر کارکردی برای پیشبردن قصه دارند تا آنکه از دل شخصیتها و روابطشان بجوشند. این ضعف بهویژه در ساختن تنش آشکار میشود. مخاطب باید باور کند که قهرمانان با خطری جدی روبهرو هستند، اما فیلم همیشه نمیتواند احساس آسیبپذیری یا اضطرار را در صحنهها جا بیندازد.
حضور شخصیتهای مجرب و سرسخت، که میتوانست سرچشمهٔ تعلیق باشد، گاهی نتیجهٔ معکوس دارد: رویاروییها چنان پیش میروند که خطر به اندازهٔ کافی ملموس نمیشود. درام انتقام وقتی اثر میگذارد که تماشاگر نهفقط بداند قهرمانان چه میخواهند، بلکه نگران باشد که این خواسته چه هزینهای برای آنان خواهد داشت.
«Renegades» این فاصله را بهطور پیوسته پر نمیکند. شخصیتها میان گذشته و اکنون یکی از جذابیتهای بالقوهٔ فیلم، مواجهه با مردانی است که گذشتهٔ نظامیشان هنوز بر زندگی امروز سایه انداخته است. رفاقت دیرینه، خاطرهٔ خدمت مشترک و تجربههایی که آنان را به یکدیگر پیوند داده، میتوانست شخصیتها را از تیپهای آشنای فیلمهای انتقامی جدا کند.
همچنین کنارهمگذاشتن چند نسل از بازیگران باتجربه فرصتی فراهم میآورد تا تفاوت منش و جهانبینی اعضای گروه در رفتار و گفتوگوهایشان دیده شود. بااینحال، پرداخت شخصیتها یکدست نیست. برخی بازیگران با وقار، حضور صحنهای یا آشنایی دیرینهٔ خود با چنین نقشهایی، به لحظات فیلم وزن میدهند؛ اما همهٔ شخصیتها به همین اندازه از حضور و هویت برخوردار نیستند.
« در نتیجه، بسیاری از رخدادها بیشتر کارکردی برای پیشبردن قصه دارند تا آنکه از دل شخصیتها و روابطشان بجوشند. »
شخصیتها و اجرا
گاه نامها و چهرههای شناختهشده بیش از آنکه به نقشهایی کامل و متمایز تبدیل شوند، همچون وعدهای برای تماشاگر باقی میمانند. همین مسئله دربارهٔ دنی ترخو نیز صادق است: حضور او توجهبرانگیز است، اما سهم محدودش ممکن است برای مخاطبی که انتظار نقش پررنگتری دارد، ناکافی به نظر برسد. بازیگری؛ جرقههایی در میان نابرابری بازی بعضی از بازیگران باتجربه از نقاط قابلقبول فیلم است.
آنان به شخصیتهای خود نوعی اطمینان و سابقه میبخشند که گاهی از دل متن به دست نمیآید. در چنین فیلمی، صرف تسلط بر حضور سینمایی میتواند به صحنه جان بدهد؛ بهخصوص هنگامی که گروه کنار هم قرار میگیرد و رفاقت قدیمیشان باید بدون توضیحهای طولانی احساس شود. اما کیفیت بازیها یکنواخت نیست و برخی اجراها با لحن کلی فیلم یا با یکدیگر هماهنگ نمیشوند.
این ناهمگونی، در کنار ضعف دیالوگها، باعث میشود پیوند میان شخصیتها همیشه طبیعی به نظر نرسد. بازیگری نمیتواند جای خالی شخصیتپردازی را کاملاً پر کند؛ حتی یک بازیگر کارآزموده نیز برای ساختن رابطهای باورپذیر به متن و میزانسن مناسب نیاز دارد. نتیجه، فیلمی است که در آن گاه حضور یک چهرهٔ آشنا توجه را جلب میکند، اما صحنهٔ بعد دوباره تماشاگر را به یاد محدودیتهای فیلمنامه میاندازد.
دیالوگهای مصنوعی و لحن ناپایدار یکی از ضعفهای اساسی «Renegades» در گفتوگوهاست. دیالوگها اغلب بیش از آنکه بازتاب گفتار طبیعی شخصیتها باشند، وظیفهٔ انتقال اطلاعات یا اعلام حالوهوای صحنه را بر عهده دارند. شخصیتها گاهی احساسات، روابط و نیتهایی را با صراحتی بیان میکنند که به جای ایجاد نزدیکی، فاصلهای میان تماشاگر و آنان میسازد.
« بازیگری؛ جرقههایی در میان نابرابری بازی بعضی از بازیگران باتجربه از نقاط قابلقبول فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در فیلمی که بخش مهمی از زمانش صرف گفتوگو و آمادهسازی برای کنش میشود، مصنوعیبودن دیالوگها به مسئلهای تعیینکننده بدل میشود. لحن فیلم نیز میان جدیت یک داستان انتقامی و سبکسریِ ماجرایی در نوسان است. چنین ترکیبی میتواند جذاب باشد، مشروط بر آنکه فیلم بداند در هر لحظه از مخاطب چه واکنشی میخواهد.
اینجا اما شوخی، خشونت و تأکید بر وفاداری گاه بیآنکه به هم پیوند بخورند، کنار یکدیگر قرار میگیرند. حاصل، نه همیشه یک تریلر جدی و منسجم است و نه یک سرگرمی سبک که با آگاهی از قواعد خودش پیش برود. اکشن محدود و ریتم فرساینده عنوان و پیشفرض فیلم انتظار اکشنی پرتحرک را ایجاد میکنند، اما بخش قابلتوجهی از تجربهٔ تماشای آن با گفتوگو و توضیح میگذرد.
این بهخودیخود ایراد نیست؛ یک فیلم اکشن میتواند برای ساختن تعلیق به مکث و زمینهچینی نیاز داشته باشد. مسئله آنجاست که این مکثها همیشه به انتظار مؤثری برای صحنههای بعدی تبدیل نمیشوند. اکشن فیلم کمتعداد و در مجموع معمولی است و بهندرت چنان طراحی میشود که از نظر بصری یا روایی در ذهن بماند.
ریتم کند، وقتی با تدوینی نامتوازن همراه میشود، ضعفهای دیگر را برجستهتر میکند. برخی بخشها بیش از اندازه کش میآیند، درحالیکه گذار میان موقعیتها گاه شتابزده یا نامنظم به نظر میرسد. تدوین نمیتواند همهٔ صحنهها را در یک مسیر پیوسته و پرکشش قرار دهد؛ بنابراین فیلم در بعضی لحظات مکثی طولانی دارد و در لحظات دیگر از روی پیوندهای لازم میگذرد.
« لحن فیلم نیز میان جدیت یک داستان انتقامی و سبکسریِ ماجرایی در نوسان است. »
قوتها و کاستیها
این آشفتگی، حس حرکت رو به جلو را کاهش میدهد و باعث میشود تماشاگر بهجای درگیرشدن با تنش قصه، به انتظار رخدادی مؤثرتر بنشیند. انتقام، قانون و فرصتهای ازدسترفته ماجرای گروهی که بیرون از چارچوب قانون دست به عمل میزند، امکان طرح پرسشهایی اخلاقی را فراهم میکند: آیا وفاداری به دوست میتواند خشونت را توجیه کند؟
آیا عدالت شخصی همان انتقام نیست؟ و آیا تجربهٔ نظامی، قهرمانان را برای مواجهه با بحرانهای زمان حال آمادهتر میکند یا آنان را به همان منطق زور بازمیگرداند؟ فیلم به این پرسشها نزدیک میشود، اما معمولاً آنها را به موضوعی محوری بدل نمیکند. در نتیجه، تقابل میان قهرمانان و باند تبهکار بیشتر بهانهای برای پیشبرد رخدادهاست تا بستری برای بررسی پیامدهای انتخابهای شخصیتها.
همین فرصت ازدسترفته اهمیت دارد، زیرا ایدهٔ «عدالت به شیوهٔ خود» میتوانست به فیلم عمق دهد و آن را از روایتهای انتقامی متعارف جدا کند. وقتی این پرسشها به حاشیه میروند، داستان نیز بخشی از ظرفیت عاطفی و فکری خود را از دست میدهد. جمعبندی «Renegades» فیلمی است با هستهای داستانی که میتوانست به اثری جذاب دربارهٔ رفاقت، سالخوردگی، وفاداری و انتقام تبدیل شود.
حضور چند بازیگر باتجربه و ایدهٔ گردآمدن همرزمان قدیمی پس از یک فقدان، لحظاتی قابلتوجه فراهم میکند؛ اما فیلمنامهٔ کمتوان، گفتوگوهای مصنوعی، اکشن محدود و ریتم ناهماهنگ مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای منسجم بدل شود. تدوین شلخته نیز به کندی فیلم میافزاید و پیوند میان صحنهها را سست میکند.
« فیلم به این پرسشها نزدیک میشود، اما معمولاً آنها را به موضوعی محوری بدل نمیکند. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه از کمبود ایده آسیب ببیند، از فاصلهٔ میان ایده و اجرا لطمه میخورد. علاقهمندان به گروهی از چهرههای آشنا شاید از حضور بعضی بازیگران لذت ببرند، اما کسانی که در انتظار تریلری پرتحرک، خوشریتم و برخوردار از شخصیتپردازی دقیق هستند، احتمالاً با اثری ناهموار و کمجان روبهرو خواهند شد.
« این فیلم بیش از آنکه از کمبود ایده آسیب ببیند، از فاصلهٔ میان ایده و اجرا لطمه میخورد. »



ثبت دیدگاه