نقد و بررسی
نقد تله پول (Money Trap) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان کلاهبرداری «Money Trap» که با عنوان اصلی «Organize İşler: Sazan Sarmalı» شناخته میشود، دنبالهای بر فیلمی است که جهان خود را بر پایه فریب، بدلکاری و طنزی آمیخته با جرم بنا کرده بود. ییلماز اردوغان بار دیگر عاصم نویان را در مرکز ماجرا مینشاند؛ مردی که دروغگویی برایش نه فقط ابزار معاش، بلکه شیوهای برای فهمیدن و ادارهکردن جهان است.
فیلم با قرار دادن این کلاهبردار باسابقه در برابر بحرانی خانوادگی، زمینهای فراهم میکند تا بازی همیشگی فریب، اینبار رنگی شخصیتر به خود بگیرد. ماجرا از همان ابتدا وعده مجموعهای از نقشهها و ضدنقشهها را میدهد. عاصم و گروهش بار دیگر سرگرم طراحی طرحی تازهاند، اما گرفتارشدن دختر و داماد او در دام کلاهبرداری، مسیر داستان را به سوی رویارویی با رقیبی نیرومند از جهان شرطبندی زیرزمینی میکشاند.
فیلم بیآنکه به تشریح طولانی مقدمات متکی باشد، تماشاگر را وارد فضای شلوغ و پرتحرکی میکند که در آن تقریباً هر شخصیت چیزی را پنهان میکند و هر گفتوگو میتواند سرآغاز فریبی تازه باشد. فریب بهمثابه سازوکار روایت مهمترین ظرفیت داستانی فیلم، ساختار زنجیرهای کلاهبرداریهاست. روایت از برخورد طرحها و منفعتهای متعارض نیرو میگیرد: گروهی میخواهد دیگری را بفریبد، اما بهتدریج روشن میشود که بازیگران بیشتری در این میدان حضور دارند.
همین جابهجایی مداوم جایگاه فریبکار و فریبخورده، امکان خلق موقعیتهای کمیک و غافلگیرکننده را فراهم میکند. لذت اصلی فیلم نیز تا حد زیادی در تماشای همین سازوکار است؛ در دیدن اینکه یک دروغ چگونه به دروغی بزرگتر راه میبرد و چگونه اعتماد، طمع و خوشباوری به مهرههایی در بازی بدل میشوند.
« ماجرا از همان ابتدا وعده مجموعهای از نقشهها و ضدنقشهها را میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، انباشت نقشهها همیشه به معنای انسجام نیست. گاهی فیلم بیش از آنکه به پیامدهای عاطفی یا اخلاقی فریب بپردازد، به طراحی حرکت بعدی مشغول میشود. این انتخاب برای یک کمدی جناییِ پرجنبوجوش قابل درک است، اما در لحظاتی باعث میشود پیچیدگی داستان بیشتر ظاهری باشد تا عمیق. فیلم میخواهد تماشاگر را سرگرم نگه دارد و غالباً در این کار موفق است؛ اما همه پیچوخمها به یک اندازه طبیعی یا ضروری به نظر نمیرسند.
عاصم نویان؛ کلاهبردار و پدر عاصم شخصیتی است که جذابیتش از تناقضهای او سرچشمه میگیرد. از یک سو، دروغ و فریب را با آسودگی به کار میگیرد و در جهانی مجرمانه جایگاهی تثبیتشده دارد؛ از سوی دیگر، بحران خانوادگی او را به موقعیتی میکشاند که نقاب حرفهایاش دیگر بهتنهایی کفایت نمیکند.
فیلم از این تضاد برای نرمترکردن تصویر او استفاده میکند، بیآنکه او را به قهرمانی بیعیب بدل سازد. عاصم همچنان مردی فرصتطلب است، اما پیوند خانوادگی به ماجرا وزن عاطفی میدهد و انگیزهای ملموستر از منفعتجویی صرف پدید میآورد. بااینهمه، پرداخت انگیزههای مالی شخصیت اصلی کامل نیست.
تماشاگر میفهمد که عاصم وارد بازی خطرناکتری شده، اما چراییِ دقیق و عمق نیاز او به پول یا سرقت، آنقدر که باید روشن نمیشود. در نتیجه، بخشی از کنشهای او بیشتر به ضرورت پیشبردن نقشهها وابسته است تا تحول درونیای که از شخصیت برآمده باشد. فیلم در نمایش زیرکی عاصم دست گشاده دارد، اما در توضیح انگیزههای زیرین او محتاط میماند؛ و همین فاصله، مانع شکلگیری تصویری کاملاً چندلایه از قهرمان مرکزی میشود.
« بااینحال، انباشت نقشهها همیشه به معنای انسجام نیست. »
شخصیتها و اجرا
گروه بازیگران و نیروی کمدی یکی از امتیازهای آشکار فیلم، انرژی گروه بازیگران است. ییلماز اردوغان در نقش عاصم، شخصیتی را بازی میکند که همزمان باید زیرک، نمایشی و آسیبپذیر به نظر برسد. حضور او مرکز ثقل روایت را حفظ میکند، اما فیلم فقط بر دوش او پیش نمیرود. بازیگران پیرامونی به جهان داستان رنگ و حرکت میبخشند و هر یک با لحن و رفتار ویژه خود، به شلوغی کنترلشده این مجموعه میافزایند.
در میان آنان، نقشآفرینیهای کمدی بهویژه دلنشیناند؛ زیرا طنز اغلب از واکنشها، مکثها و ناسازگاری میان ادعا و رفتار شخصیتها پدید میآید. کمدی فیلم بهندرت بر ظرافتی آرام و کمصدا تکیه میکند. بیشتر با اغراق، تغییر ناگهانی لحن و حضور شخصیتهایی کار میکند که هرکدام میکوشند در برابر دیگران برتری خود را حفظ کنند.
این شیوه گاهی به لحظههایی پرنشاط میانجامد و فضای قصه را سرزنده نگه میدارد. البته وقتی شوخیها پیدرپی عرضه میشوند، همه آنها فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا نمیکنند؛ بااینحال، هماهنگی جمعی بازیگران باعث میشود بخش بزرگی از بار سرگرمکنندگی فیلم همچنان بر دوش اجراها باقی بماند.
ریتم، فضا و لحن فضای پرتحرک و شوخطبع فیلم با جهان کلاهبرداران آن تناسب دارد. آدمها مدام در حال پنهانکاری، جابهجایی و سنجیدن واکنش یکدیگرند و فیلم نیز میکوشد حس بیقراری را به تماشاگر منتقل کند. نتیجه، لحنی است که میان کمدی و جنایی در نوسان میماند؛ نه به تیرگی کامل یک درام جنایی فرو میرود و نه از خطر و تهدید خالی میشود.
« گروه بازیگران و نیروی کمدی یکی از امتیازهای آشکار فیلم، انرژی گروه بازیگران است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تعادل، بهویژه در موقعیتهایی که نقشهها به هم گره میخورند، به فیلم نیروی محرکه میدهد. اما ریتم، پاشنه آشیل اثر است. با وجود تحرک ظاهری، روایت در بخشهایی کند میشود و بعضی صحنهها بیش از اندازه در موقعیت خود میمانند. انبوه شخصیتها و گفتوگوها، که گاه به غنای جهان فیلم کمک میکند، در مواقعی سرعت پیشروی را کاهش میدهد.
ازاینرو، فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار قصهای فشرده و پیوسته دارند، کشدار به نظر برسد. مسئله صرفاً طولانیبودن یک صحنه نیست؛ بلکه تکرار برخی ضرباهنگهاست که باعث میشود انرژی آغازین فیلم همیشه با همان شدت ادامه پیدا نکند. منطق داستان و مرز باورپذیری فیلم در جهانی اغراقآمیز حرکت میکند و از مخاطب نمیخواهد همه جزئیات را همچون گزارش واقعگرایانه بپذیرد.
این قرارداد، دست نویسنده را برای ساختن نقشههای نامتعارف و برخوردهای کمیک باز میگذارد. بااینحال، اغراق زمانی مؤثر است که منطق درونی داستان حفظ شود؛ یعنی تماشاگر حتی اگر اتفاقی را بعید بداند، بتواند ضرورت آن را در جهان فیلم درک کند. «Money Trap» در برخی لحظات از این مرز عبور میکند و رخدادهایی پیش میآورد که باورپذیریشان کم است.
این لغزشها بهخصوص هنگامی محسوس میشوند که طرحی پیچیده برای پیشبردن روایت به نیرویی بیرونی نیاز پیدا میکند. در چنین موقعیتهایی، فیلم بهجای آنکه مسیر رسیدن شخصیتها به نتیجه را با دقت کافی بسازد، از شتاب یا تصادف بهره میگیرد. این انتخاب ممکن است در لحظه به حفظ هیجان کمک کند، اما در نگاه کلی از استحکام قصه میکاهد.
« این تعادل، بهویژه در موقعیتهایی که نقشهها به هم گره میخورند، به فیلم نیروی محرکه میدهد. »
قوتها و کاستیها
خوشبختانه لحن کمدی و بازیهای پرانرژی بخشی از این ضعف را میپوشانند، هرچند آن را از میان نمیبرند. جمعبندی «Money Trap» کمدی جناییای است که بیش از هر چیز بر سرگرمی، بازیهای فریب و انرژی جمعی بازیگران تکیه دارد. داستان کلاهبرداریهای زنجیرهای ظرفیت مناسبی برای شوخی و غافلگیری ایجاد میکند و پیوند خانوادگی عاصم با بحران اصلی، به ماجرا وجهی شخصی میبخشد.
فیلم در لحظههای پرتحرکش سرزنده و خوشتماشا است و نقشآفرینیهای کمدی به آن گرما میدهند. در سوی دیگر، کندشدن ریتم، کمپرداختبودن انگیزههای مالی عاصم و چند گسست در منطق رخدادها مانع میشوند که پیچیدگی داستان به انسجامی کامل برسد. حاصل، اثری است که بیشتر با شور اجرا و شوخیهایش در خاطر میماند تا با عمق دراماتیک یا استواری همه جزئیاتش.
برای تماشاگر علاقهمند به کمدیهای جناییِ گروهمحور، فیلم میتواند تجربهای سرگرمکننده باشد؛ اما انتظار روایتی کاملاً فشرده و واقعگرایانه از آن، احتمالاً برآورده نخواهد شد.
« خوشبختانه لحن کمدی و بازیهای پرانرژی بخشی از این ضعف را میپوشانند، هرچند آن را از میان نمیبرند. »



ثبت دیدگاه