نقد و بررسی
نقد قانون کیفری (Criminal Law) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری که از آغاز وعده میدهد «Criminal Law» با موقعیتی آغاز میشود که ظرفیت یک تریلر اخلاقی نیرومند را در خود دارد: بن چیس، وکیلی جوان و بلندپرواز، با مهارتهای خطابی و بازیهای حقوقی خود موکلی ثروتمند را از اتهام قتل میرهاند؛ اما آزادی او بهجای آنکه پایان ماجرا باشد، پرسشی تازه و هولناک پیش میکشد.
وقتی جنایتی دیگر با نشانههایی مشابه رخ میدهد، چیس ناچار میشود با نتیجهٔ حرفهایترین پیروزیاش روبهرو شود. این طرح از همان ابتدا تقابل میان قانون و عدالت را به مرکز توجه میآورد: آیا وکیل وظیفه دارد تنها از موکلش دفاع کند، یا مسئولیتی هم در برابر حقیقت و پیامدهای آن دارد؟ فیلم در دقایق آغازین، این پرسش را در قالب تعلیقی مؤثر عرضه میکند.
محیط شهری سرد، موقعیتهای تهدیدآمیز و سایهٔ خشونتی که پشت ظاهر آراستهٔ دنیای حقوقی پنهان شده، فضایی تیره و بیقرار میسازند. تماشاگر بهسرعت درمییابد که با یک دادگاهنگاری متعارف روبهرو نیست؛ محاکمه نقطهٔ شروع بازی پیچیدهتری است میان وکیل، موکل و مرزی که هر دو در معرض عبور از آن قرار دارند.
فیلم در این بخش، بهدرستی از کنجکاوی مخاطب بهره میگیرد و وعدهٔ رویاروییای روانی و اخلاقی را میدهد. بازی دوگانهٔ وکیل و موکل هستهٔ دراماتیک فیلم در رابطهٔ بن چیس و مارتین تیل شکل میگیرد. چیس نمایندهٔ نظمی است که به استدلال، تشریفات و مهارت کلامی تکیه دارد؛ تیل اما یادآور آن چیزی است که این نظم بهسادگی در مهار آن ناتوان میماند: امتیاز طبقاتی، جذابیت اجتماعی و احتمالِ سوءاستفادهٔ آگاهانه از قواعد.
« وقتی جنایتی دیگر با نشانههایی مشابه رخ میدهد، چیس ناچار میشود با نتیجهٔ حرفهایترین پیروزیاش روبهرو شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ آن دو تنها رابطهٔ وکیل و موکل نیست؛ بهآرامی به نوعی بازی روانی بدل میشود که در آن هر طرف میکوشد دیگری را بخواند، بیازماید و به موقعیتی دشوار بکشاند. این ظرفیت، یکی از جذابترین وجوه فیلم است. وکیل داستان با این تناقض روبهرو است که همان تواناییهایی که او را در دادگاه موفق کردهاند، ممکن است در خدمت رهایی کسی قرار گرفته باشند که سزاوار مجازات است.
از اینرو، مسئله فقط کشف حقیقت نیست؛ مسئله این است که چیس پس از دستیافتن به ظن و یقین شخصی، چه اندازه حاضر است اصول حرفهای خود را زیر پا بگذارد. فیلم با طرح این تعارض، به پرسشی جدی دربارهٔ مسئولیت فردی درون نهادهای رسمی نزدیک میشود. گری اولدمن؛ حضوری نافذ و ناآرام گری اولدمن در نقش بن چیس، مرکز ثقل فیلم است.
بازی او ترکیبی از اعتمادبهنفس حرفهای، بیاحتیاطی و آشفتگی درونی را به شخصیت میبخشد. چیس در ظاهر مردی است که میتواند با تسلط بر فضای دادگاه و بازی با برداشتهای دیگران، هر وضعیتی را به سود خود برگرداند؛ اما اولدمن اجازه نمیدهد این مهارت به برتری بیدردسر تبدیل شود. در رفتار و چهرهٔ او، نشانههایی از فشار و فرسایش دیده میشود و همین امر، قهرمان داستان را از تصویر سادهٔ وکیل پیروز دور میکند.
نقشآفرینی او بهویژه در لحظههایی اثرگذار است که چیس از فضای رسمی دادگاه خارج میشود و باید با پیامدهای اخلاقی انتخابهایش مواجه شود. اولدمن میان خشونت عاطفی و آسیبپذیری مردی که کنترل اوضاع را از دست میدهد، رفتوآمد میکند. گاه بازی او به سوی اغراق میرود، اما همین انرژی مهارنشده با خلقوخوی شخصیتی سازگار است که میکوشد بر بحرانی فزاینده مسلط بماند.
« این ظرفیت، یکی از جذابترین وجوه فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
تماشای او برای مخاطبی که به بازیهای پرتنش و چهرهپردازیهای ناآرام علاقه دارد، از امتیازهای اصلی فیلم است. کوین بیکن و چهرهٔ تهدیدآمیز تیل کوین بیکن در نقش مارتین تیل، شخصیتی را میسازد که جذابیت و تهدید را در کنار هم قرار میدهد. تیل همیشه با خشونت آشکار وارد صحنه نمیشود؛ گاه خونسردی و ظاهر کنترلشدهاش بهمراتب نگرانکنندهتر از فورانهای مستقیم است.
بیکن از همین تضاد بهره میگیرد و در لحظاتی چهرهای دلپذیر و در لحظاتی دیگر تصویری سرد و مشکوک از موکل ثروتمند ارائه میدهد. حضور او در کنار اولدمن، امکان شکلگیری نوعی کشمکش کلامی و روانی را فراهم میکند. با این همه، فیلم همیشه از ظرفیت این تقابل بهخوبی استفاده نمیکند. گاهی تیل بیش از آنکه شخصیتی پیچیده و پیشبینیناپذیر باشد، به نشانهای آشکار از خطر تبدیل میشود.
در نتیجه، بازی بیکن ناچار است بخشی از بار تعلیق را بهتنهایی بر دوش بکشد؛ تعلیقی که فیلمنامه در برخی نقاط آن را بیش از اندازه توضیح میدهد یا با رفتارهای برجسته و قابلپیشبینی جایگزین میکند. رابطهٔ دو مرد ظرفیت یک نبرد هوشمندانه را دارد، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش تدریجی آن فراهم نمیآورد.
کارگردانی، فضا و ریتم مارتین کمبل فضای تیره و پرتنشی را برای داستان برمیگزیند که در آغاز، بهخوبی با مضمون اخلاقی آن هماهنگ است. محیطها اغلب حس سردی و بیاعتمادی دارند و فیلم میکوشد شهر را به پسزمینهای برای کشمکش میان ظاهر متمدن و خشونت پنهان تبدیل کند. موسیقی جری گلدسمیث نیز در ساخت حس خطر نقش دارد، هرچند گاهی تأکید موسیقایی و تمهیدهای تعلیقی بیش از آنکه به ابهام داستان بیفزایند، آن را آشکارتر میکنند.
« تماشای او برای مخاطبی که به بازیهای پرتنش و چهرهپردازیهای ناآرام علاقه دارد، از امتیازهای اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در شروع، ضرباهنگی مؤثر دارد و مخاطب را در انتظار کشف قدم بعدی نگه میدارد. مشکل از جایی آغاز میشود که فیلم برای حفظ هیجان، به تکرار تمهیدهای مشابه روی میآورد. لحظات هشدار و رفع خطر، اگر با دقت و محدودیت به کار روند، میتوانند اضطراب بسازند؛ اما تکرار بیش از اندازهشان اثر معکوس دارد.
مخاطب بهجای غرقشدن در تهدید، کمکم سازوکار ایجاد آن را تشخیص میدهد. از سوی دیگر، ریتم در بخشهایی کند و کشدار میشود و حرکت داستان گاه میان صحنههای تعقیب، گفتوگو و کشف نشانهها از انسجام لازم برخوردار نیست. این نوسان، پیوستگی تعلیق را تضعیف میکند. فیلمنامه و لغزشهای روایی فیلمنامه به موضوعهای مهمی نزدیک میشود: نابرابری در برابر قانون، مرز اخلاق حرفهای، فریبکاری در فرایند قضایی و وسوسهٔ تبدیلشدن به داور شخصی.
بااینحال، این مضمونها همیشه در دل کنش داستان بهطور طبیعی رشد نمیکنند. گاهی شخصیتها بهجای آنکه از تصمیمهایشان معنا بسازند، حامل ایدههایی میشوند که فیلم میخواهد دربارهٔ قانون و عدالت بیان کند. گفتوگوهای توضیحی و تأکیدهای صریح، از ظرافتی میکاهند که چنین داستانی به آن نیاز دارد.
مهمتر آنکه مسیر انگیزهها در نیمهٔ دوم به اندازهٔ کافی پیوسته و متقاعدکننده احساس نمیشود. داستان پس از شروعی پرقدرت، بهتدریج بخشی از تمرکز خود را از دست میدهد و برخی دگرگونیها ناگهانی به نظر میرسند. فیلم از مخاطب میخواهد به بازیای پیچیده اعتماد کند، اما همیشه سرنخها و تحولهای لازم را با نظمی قانعکننده کنار هم نمیچیند.
« فیلم در شروع، ضرباهنگی مؤثر دارد و مخاطب را در انتظار کشف قدم بعدی نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
این ضعف بهویژه در پایان اهمیت پیدا میکند: جمعبندی قرار است کشمکش اخلاقی و روانی را به نقطهای روشن برساند، اما حاصل برای برخی تماشاگران بیش از آنکه رضایتبخش باشد، شتابزده و کماثر جلوه میکند. جمعبندی «Criminal Law» فیلمی است با شروعی گیرا، فضایی تیره و ایدهای اخلاقی که میتوانست به تریلری بسیار منسجمتر بدل شود.
تقابل وکیل جوان با موکلی که شاید از پیروزی حقوقی او بهرهبرداری کرده باشد، زمینهٔ مناسبی برای بررسی فاصلهٔ قانون و عدالت فراهم میآورد؛ حضور نافذ گری اولدمن و بازی سرد و نگرانکنندهٔ کوین بیکن نیز به فیلم نیرویی ویژه میبخشد. بااینحال، فیلمنامه در پرورش تدریجی انگیزهها و حفظ انسجام روایی موفقیت یکسانی ندارد و تکرار تمهیدهای تعلیقی، همراه با افت ریتم، از اثرگذاری آن میکاهد.
نتیجه، اثری است که بیش از آنکه بهسبب حلوفصل کامل معمای خود در ذهن بماند، بهواسطهٔ فضای بدگمانانه و بازیهای مرکزیاش قابلتوجه است. «Criminal Law» پرسشهای جذابی مطرح میکند، اما پاسخهای سینماییاش همواره به اندازهٔ پرسشها پیچیده یا قانعکننده نیستند؛ تریلری نابرابر که آغازش وعدهٔ اثری تیزبینانه را میدهد و در ادامه، بخشی از نیروی اولیهٔ خود را از دست میدهد.



ثبت دیدگاه