نقد و بررسی
نقد خیزش سرباز پیاده: خاستگاه (Rise of the Footsoldier: Origins) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از خاستگاه میگوید «Rise of the Footsoldier: Origins» داستان تونی تاکر را از بازگشتش از جنگ فالکلند آغاز میکند: مردی خشمگین که در زندگی غیرنظامی، بهجای آنکه راهی برای آرامگرفتن بیابد، قدمبهقدم به جهان زیرزمینی اسکس کشیده میشود. کار امنیتی و ورود به معاملههای مواد مخدر، او را با برنارد اومانی پیوند میدهد؛ سپس آشنایی با پت تیت و کریگ رولف، مسیر خشونت را پرشتابتر میکند.
فیلم در قالب پیشدرآمدی برای مجموعه، میکوشد شکلگیری این حلقه را نشان دهد و زمینهای برای سرانجام تلخ آن فراهم کند، بیآنکه همهٔ جذابیت خود را به دانستن پایان ماجرا وابسته سازد. این ایده ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: سربازی که از جنگ بازگشته، اما آرامش و جایگاه خود را در جامعه پیدا نمیکند.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه در لایههای روانی تونی مکث کند، او را در مسیر مجموعهای از برخوردها و انتخابهای پرخطر قرار میدهد. حاصل، روایتی سرراست و پرحادثه است که بیشتر به حرکت شخصیت در جهان جنایت توجه دارد تا کاوش عمیق در علتهای درونی این حرکت. جایگاه فیلم در مجموعه مهمترین کارکرد «Origins» پیوندزدن داستان تونی، کریگ و پت با جهان آشنای مجموعه است.
تماشاگرانی که فیلمهای پیشین را دیدهاند، از بازگشت شخصیتها و مشاهدهٔ چگونگی شکلگیری روابطشان لذت خواهند برد؛ خود عنوان نیز وعدهٔ نگاهی به ریشهها میدهد. فیلم در ساختن این پیوند، از شناخت قبلی مخاطب بهره میگیرد و بخشی از لذت آن را از آشنایی با چهرهها و مسیر کلی سرنوشتشان میسازد.
« این ایده ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: سربازی که از جنگ بازگشته، اما آرامش و جایگاه خود را در جامعه پیدا نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، پیشدرآمد بودن هم فرصتی است و هم محدودیت. از یکسو، شخصیتهای شناختهشده را میتوان در مرحلهای ناپختهتر و پیش از تثبیت جایگاهشان دید؛ از سوی دیگر، فیلم باید از همان الگوهایی فاصله بگیرد که مجموعه پیشتر به آنها خو گرفته است. «Origins» در این فاصلهگرفتن چندان موفق نیست.
بسیاری از موقعیتها و تنشها با دستور زبان آشنای فیلمهای گنگستری روایت میشوند و تازگیِ خاستگاه، بهتنهایی برای تازهکردن همهٔ اجزای داستان کفایت نمیکند. تونی تاکر؛ خشم بهجای شخصیتپردازی تونی تاکر محور فیلم است و سابقهٔ جنگیاش میتوانست کلید فهم رفتارهای بعدی او باشد. بازگشت از میدان نبرد، بیگانگی با زندگی روزمره و تمایل به جستوجوی قدرت یا تعلق، زمینههایی غنی برای پرداخت شخصیتی فراهم میکنند.
فیلم این امکان را مطرح میکند، اما کمتر از آن بهره میبرد که تونی را به شخصیتی چندوجهی بدل کند. خشم و خشونت او بیش از آنکه در روندی درونی بسط یابند، به ویژگیهایی فوری برای پیشبرد صحنهها تبدیل میشوند. این کمعمقی سبب میشود که تماشاگر بیشتر رفتار او را ببیند تا منطق عاطفی پشت آن را.
فیلم گاه نشانههایی از زخم و آشفتگی درونی میگذارد، اما بهسرعت از آنها عبور میکند و دوباره به درگیری، تهدید یا معامله بازمیگردد. در نتیجه، گذشتهٔ نظامی تونی بیشتر نقش نقطهٔ آغاز را دارد تا عنصری که در سراسر روایت معنا پیدا کند. این انتخاب فیلم را پرتحرک نگه میدارد، اما از ظرفیت تراژیک شخصیت میکاهد.
« بااینهمه، پیشدرآمد بودن هم فرصتی است و هم محدودیت. »
شخصیتها و اجرا
گروه خلافکار و نیروی بازیگران حضور پت تیت و کریگ رولف، روایت را از تکنگاری دربارهٔ تونی بیرون میآورد و آن را به داستان شکلگیری یک گروه تبدیل میکند. هر یک از این شخصیتها انرژی متفاوتی به صحنهها میآورند و رابطههای میانشان، بر مبنای مصلحت، رقابت و خشونت، به فیلم نیرویی ناپایدار میبخشد.
پیوند گروهی، هرچند همواره عمیق و پیچیده نوشته نشده، برای پیشبرد قصه و ساختن فضای تهدیدآمیز کارآمد است. بازیگران نیز با حضوری پرانرژی، به این جهان خشن جان میدهند. تری استون نقش تونی را با صلابت و تندی پیش میبرد؛ کریگ فربراس در نقش پت تیت، حضوری پرهیاهو و تهدیدکننده دارد و رولند مانوکیان به شخصیت کریگ رنگی متناسب با فضای فیلم میبخشد.
وینی جونز نیز در قالب برنارد اومانی از آن چهرههای آشنای سینمای جنایی است که ورودش بیدرنگ وزن و اقتدار صحنه را تغییر میدهد. این بازیها بیش از آنکه بر ظرافت روانشناختی متکی باشند، بر حضور فیزیکی، لحن قاطع و شدت رفتار تکیه میکنند؛ انتخابی که با لحن اثر هماهنگ است، اما گاه شخصیتها را به تیپهایی آشنا نزدیک میسازد.
ریتم، خشونت و سرگرمی «Origins» از فیلمهایی است که پیوسته در حرکت میماند. معاملهها، برخوردها و درگیریها مجال زیادی برای سکون نمیگذارند و ریتم تند آن، بهویژه در بخشهایی که گروه در حال تثبیت نفوذ خود است، میتواند تماشاگر را سرگرم کند. فیلم بهخوبی میداند مخاطب از یک درام گنگستری پرتنش چه انتظاری دارد: جهان مردانهای خشن، تصمیمهایی که سریع به پیامد میرسند و آدمهایی که کمتر به عقبنشینی تمایل دارند.
« پیوند گروهی، هرچند همواره عمیق و پیچیده نوشته نشده، برای پیشبرد قصه و ساختن فضای تهدیدآمیز کارآمد است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این شتاب هزینهای نیز دارد. خشونت، یکی از ابزارهای اصلی فیلم برای حفظ انرژی است، ولی گاهی آنقدر بر صحنهها سایه میاندازد که جای رشد شخصیت یا تعمیق رابطهها را میگیرد. تکرار درگیریها ممکن است پس از مدتی اثر خود را از دست بدهد؛ زیرا شدت بیشتر لزوماً به معنای بار دراماتیک بیشتر نیست.
وقتی هر اختلافی به تهدید یا ضربوشتم ختم میشود، فرصت ساختن تعلیق از راه سکوت، تردید یا تغییر تدریجی قدرت کاهش مییابد. فضای تاریخی و جهان بصری فیلم میکوشد فضای دنیای زیرزمینی اسکس در دههٔ هشتاد و مسیر آن به سالهای بعد را بازسازی کند. حالوهوای آن دوره، از دل محیطهای شبانه و روابط خشن میان گروهها عبور میکند و به روایت رنگی مناسب میدهد.
این بستر برای داستانی دربارهٔ مردانی که میان امنیت، پول و قدرت سرگرداناند، انتخابی طبیعی است و در بهترین لحظات، حس جهان بسته و خطرناکی را ایجاد میکند که شخصیتها خود در ساختنش سهم دارند. بااینحال، بازسازی دوره همیشه یکدست نیست. برخی نشانههای امروزی در صحنههایی که قرار است به گذشته تعلق داشته باشند، از باورپذیری فضا میکاهند.
افزون بر آن، مسئلهٔ سن و ظاهر بازیگران در نقش شخصیتهایی جوانتر میتواند گاهی فاصلهای میان تصویر و زمان روایت پدید آورد. این ناهمخوانی الزاماً فیلم را از کار نمیاندازد، اما یادآور آن است که جهان تاریخی اثر بیش از آنکه با جزئیات همهجانبه ساخته شود، به نشانههای کلی و فضای جنایی متکی است.
« حالوهوای آن دوره، از دل محیطهای شبانه و روابط خشن میان گروهها عبور میکند و به روایت رنگی مناسب میدهد. »
قوتها و کاستیها
نقاط قوت و محدودیتهای لحن یکی از امتیازهای فیلم، شناخت روشن آن از مخاطب و جنس سرگرمیای است که میخواهد عرضه کند. اثر نه به درام جنایی آرام و موشکافانه تبدیل میشود و نه میکوشد خشونت خود را بهانهای برای تأمل فلسفی کند. صراحت، انرژی و پیوند با مجموعه، برای تماشاگرانی که با فضای این داستانها همراهاند جذاب خواهد بود.
شخصیتها نیز در کنار یکدیگر، نوعی شیمی پرتنش میسازند که حتی در لحظههای کمرمقتر، روایت را به جلو میراند. محدودیت اصلی در همان جایی پدیدار میشود که فیلم به فرمول خود وفادار میماند. شخصیتهای خشن، مناسبات قدرت، مواد مخدر، انتقام و درگیری، مصالح آشنای این ژانرند؛ «Origins» آنها را مؤثر به کار میگیرد، اما بهندرت معنایی تازه به آنها میافزاید.
گاه به نظر میرسد فیلم تصور میکند حضور شخصیتهای بدنام و خشونت بیپروا برای ساختن درامی جذاب کافی است. درحالیکه همین شخصیتها، با پرداخت دقیقتر گذشته و انگیزههایشان، میتوانستند فراتر از تصویر آشنای گنگسترهای سرسخت قرار گیرند. جمعبندی «Rise of the Footsoldier: Origins» پیشدرآمدی پرتحرک و خشن است که برای مخاطب آشنا با مجموعه، ارزش پیونددهنده دارد و با بازیهای پرانرژی، جهان خلافکارانهٔ خود را زنده نگه میدارد.
ریتم تند و حضور چهرههای محوری، تماشای آن را در مقام سرگرمی جنایی آسان میکند؛ اما تکیه بر فرمولهای آشنا، خشونت پررنگ و شخصیتپردازی کمعمق، مانع از آن میشود که فیلم به کاوشی ماندگار دربارهٔ خاستگاه خشونت بدل شود. قدرت اثر در حرکت و صدا و حضور بازیگرانش است، نه در پیچیدگی روایت یا ژرفای روانشناختی.
« اثر نه به درام جنایی آرام و موشکافانه تبدیل میشود و نه میکوشد خشونت خود را بهانهای برای تأمل فلسفی کند. »
جمعبندی
ازاینرو، تماشاگرانی که به جهان این مجموعه علاقه دارند احتمالاً از دیدن شکلگیری گروه و روابط آن بهره خواهند برد؛ اما کسانی که در پی درامی گنگستری با تازگی روایی یا تحلیل جدیتر شخصیتها هستند، ممکن است با اثری آشنا و تا اندازهای تکرارشونده روبهرو شوند.



ثبت دیدگاه