نقد و بررسی
نقد بیگانه 2 2024 (Alienoid: Return to the Future) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آینده؛ ادامهای برای جهانی آشفته و پرتحرک «Alienoid: Return to the Future» بخش دوم داستانی است که از همان آغاز، مرز میان علمیتخیلی، فانتزی تاریخی، هنرهای رزمی و کمدی را عمداً محو میکند. فیلم بهجای آنکه جهان قسمت نخست را از نو معرفی کند، بیشتر به سراغ گرههایی میرود که پیشتر کاشته شدهاند: ایان در گذشته گرفتار است، بازگشت به آینده برای او ضرورتی حیاتی دارد و تهدیدی بیگانه زمین را در معرض خطر قرار داده است.
در سوی دیگر، موراک با حضوری ناشناس در وجود خود روبهروست و در کشاکش میان شک، خطر و همراهی با ایان قرار میگیرد. این زمینه، فرصتی فراهم میکند تا فیلم هم قصهٔ قسمت پیشین را پیش ببرد و هم شخصیتهایش را در موقعیتهایی تازه بیازماید. چوی دونگهون، نویسنده و کارگردان اثر، این دو مسیر زمانی را در روایتی پرشتاب به هم پیوند میزند؛ روایتی که گاه سرخوشانه و گاه آشفته است.
قصهای که عمداً ساده نمیماند ساختار فیلم بر رفتوآمد میان گذشته و آینده تکیه دارد و همین انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم مهمترین دشواریاش. جزئیات مربوط به زندانیان بیگانه، بدنهای انسانی، شمشیر، دروازهٔ زمان و خطر پیشآمده در آینده، پیوسته به یکدیگر گره میخورند. تماشاگر باید نهفقط اتفاقهای اکنون، بلکه نسبت آنها را با رخدادهای پیشین نیز دنبال کند.
فیلم در بیشتر لحظات با سرعتی بالا حرکت میکند و کمتر برای توضیح آرام و مرحلهبهمرحلهٔ قواعد جهانش مکث دارد؛ از همین رو، گاهی پیش از آنکه تماشاگر فرصت کند رابطهٔ علت و معلولی رویدادها را مرتب کند، ماجرای تازهای آغاز میشود. این شلوغی را نباید صرفاً لغزشی روایی دانست؛ بخشی از هویت فیلم در همین وفور ایدهها و برخوردهای ناهمگون شکل گرفته است.
« تماشاگر باید نهفقط اتفاقهای اکنون، بلکه نسبت آنها را با رخدادهای پیشین نیز دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، میان پیچیدگیِ بارور و ابهامِ خستهکننده فاصلهای هست که اثر همیشه از آن بهسلامت عبور نمیکند. برخی پیوندها وقتی روشن میشوند که فیلم دوباره به گذشته یا به نقطهنظری دیگر بازمیگردد، اما این شیوه ممکن است برای مخاطبی که با قسمت نخست آشنا نیست، تجربهای دشوار بسازد. تماشای فیلم نخست، درک روابط و قواعد این جهان را آسانتر میکند؛ هرچند خود فیلم نیز بخشی از پیشینه را یادآوری میکند.
آمیختن ژانرها و لذتِ نامتعارف نقطهٔ قوت اصلی فیلم، جسارتش در کنار هم نشاندن عناصر ظاهراً ناسازگار است. شمشیرزنی و جادو در کنار فناوری پیشرفته، موجودات بیگانه و سفر در زمان قرار میگیرند؛ نه برای آنکه یکی دیگری را توضیح دهد، بلکه برای آنکه از برخوردشان انرژی و شگفتی تولید شود. صحنهای که در فیلمی دیگر شاید به دو اثر جداگانه تعلق داشت، اینجا میتواند به بخشی از یک تعقیبوگریز یا نبرد پیوسته بدل شود.
نتیجه، جهانی است که منطق آن بیش از آنکه واقعگرایانه باشد، بر قواعد درونی و لحن خاص خودش تکیه دارد. البته این ترکیب برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه دلپذیر نخواهد بود. کسی که انتظار دارد فیلم به یک ژانر مشخص وفادار بماند، ممکن است از جابهجایی ناگهانی میان فضای رزمی، علمیتخیلی و کمدی سردرگم شود.
اما اگر تنوعِ لحن را بخشی از بازی اثر بدانیم، بسیاری از ناهماهنگیهای ظاهری به انتخابی آگاهانه نزدیک میشوند. فیلم میخواهد هم ماجراجویی باشد، هم فانتزی تاریخی و هم سرگرمی عامهپسند؛ بلندپروازیای که گاه نتیجهای تماشایی دارد و گاه ریتم و تمرکز روایت را پراکنده میکند. تصویر، جلوهها و طراحی صحنههای اکشن از نظر بصری، فیلم برای خلق لحظههای بزرگ و پرجنبوجوش ساخته شده است.
« بااینحال، میان پیچیدگیِ بارور و ابهامِ خستهکننده فاصلهای هست که اثر همیشه از آن بهسلامت عبور نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
تقابل شمشیر و فناوری، جابهجایی میان دورههای تاریخی و حضور موجودات و سازوکارهای بیگانه، دست گروه سازنده را برای ساختن قابهایی پرجزئیات باز میگذارد. بخشهایی از فیلم، بهویژه صحنههای اکشنِ متکی بر حرکت و تعقیب، نیروی دیداری قابلتوجهی دارند. نبردها صرفاً مکثی میان دو بخش داستان نیستند؛ غالباً اطلاعاتی دربارهٔ شخصیتها و خطرهای پیش رو نیز منتقل میکنند.
نماهای پرتحرک و طراحیهای خیالپردازانه، به فیلم حالوهوایی کمیکوار و پرانرژی میدهند. بااینهمه، کیفیت جلوههای رایانهای در تمام لحظات یکسان نیست. در بعضی صحنهها، تصویر بهخوبی خیالانگیز و باورپذیر جلوه میکند؛ در برخی دیگر، بخشهای دیجیتال بیش از اندازه به چشم میآیند و ارتباط میان بازیگران و محیط را اندکی مصنوعی میسازند.
این ناهمواری، بهخصوص وقتی صحنهها سریع و پرتراکماند، میتواند از تأثیر لحظه بکاهد. با وجود آن، فیلم در طراحی کلی جهانش از تخیل بصری فراوانی بهره میبرد و در لحظههای موفق، ترکیب فضاهای تاریخی و عناصر علمیتخیلی را به تصویری چشمگیر بدل میکند. شخصیتها، بازیها و طنز ایان و موراک محور عاطفی و روایی فیلماند، اما تنها بهواسطهٔ مأموریتشان تعریف نمیشوند.
رابطهٔ میان آن دو بر اعتماد، سوءظن و همقدمی در شرایطی نامطمئن استوار است؛ رابطهای که در دل آشوب قصه، اندکی پیوستگی انسانی ایجاد میکند. کیم تهری در نقش ایان، اراده و قاطعیت شخصیت را بهخوبی منتقل میکند و ریو جونیول به موراک حالوهوایی آمیخته از دستپاچگی، شوخطبعی و آسیبپذیری میدهد.
« بخشهایی از فیلم، بهویژه صحنههای اکشنِ متکی بر حرکت و تعقیب، نیروی دیداری قابلتوجهی دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور کیم ووبین نیز بهواسطهٔ ویژگیهای خاص شخصیتش، بخشی از جنبهٔ علمیتخیلی جهان فیلم را زنده نگه میدارد. طنز در این میان نقشی مهم دارد: فشار ناشی از تهدیدی بزرگ را سبک میکند و مانع میشود فیلم در تمام مدت لحنی یکدست و جدی داشته باشد. بعضی شوخیها از برخورد شخصیتها یا تضاد میان موقعیت تاریخی و فناوری نو پدید میآیند و طبیعیتر مینشینند؛ برخی دیگر چنان آشکارا برای خنداندن طراحی شدهاند که اثرشان کمتر است.
این نوسان گاه ریتم کمدی را نامطمئن میکند. بااینحال، شخصیتهای فرعی نیز به سرزندگی مجموعه میافزایند و فیلم بهجای آنکه همهٔ لحظات را زیر سایهٔ قهرمان اصلی ببرد، به گروهی از چهرههای متفاوت مجال حضور میدهد. ریتم و تجربهٔ تماشا ریتم تند فیلم یکی از دلایل سرگرمکنندگی آن است. رخدادها پیدرپی از راه میرسند، خطرها شکل عوض میکنند و شخصیتها کمتر فرصت مییابند در یک وضعیت ثابت بمانند.
این شتاب، برای فیلمی که جهانش از چند دوره و چند نوع تهدید ساخته شده، کارکردی روشن دارد: تماشاگر را در مرکز آشوب نگه میدارد و از توقف طولانی روایت جلوگیری میکند. صحنههای اکشن و تغییر موقعیتها نیز کمک میکنند فیلم حتی در بخشهای توضیحی، انرژی خود را کاملاً از دست ندهد. اما همین شتاب گاهی به بهای وضوح تمام میشود.
بعضی اطلاعات مهم در میان گفتوگوها، شوخیها و حرکت مداوم داستان جای میگیرند و ممکن است در نگاه نخست از دست بروند. فیلم گاهی بهجای مکث برای روشنکردن انگیزهها یا قواعد، بر موج بعدی ماجرا سوار میشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است سرگرم بماند، اما همزمان احساس کند رشتهای از جزئیات را از دست داده است.
« حضور کیم ووبین نیز بهواسطهٔ ویژگیهای خاص شخصیتش، بخشی از جنبهٔ علمیتخیلی جهان فیلم را زنده نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
بخشهایی از فیلم، بهویژه لحظات دیداری پرتحرک آن، بیش از آنکه دعوت به تحلیل فوری کنند، از مخاطب میخواهند با جریان اثر همراه شود. جمعبندی «Alienoid: Return to the Future» اثری پرادعا و پرتحرک است که از آمیختن علمیتخیلی، فانتزی تاریخی، شمشیرزنی، سفر در زمان و کمدی هراسی ندارد. جلوههای بصری چشمگیر، بازیهای سرزنده و ریتمی که بهندرت از حرکت میایستد، آن را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکنند؛ بهویژه برای کسانی که قسمت نخست را دیدهاند و میخواهند سرنوشت جهان و شخصیتهایش را دنبال کنند.
در مقابل، روایت پرتراکم، توضیح ناکافی برخی پیوندها، شوخیهای گاه کماثر و نوسان کیفیت جلوههای رایانهای از انسجام کلی اثر میکاهند. فیلم بیش از آنکه با ظرافت و ایجاز پیش برود، با وفور ایدهها و نیروی تصویر مخاطب را به دنبال خود میکشد. گاهی این رویکرد به لحظههایی بدیع و مفرح میانجامد و گاهی چنان حجم رخدادها را بالا میبرد که تماشاگر برای دنبالکردن قصه به تلاش بیشتری نیاز دارد.
حاصل، فیلمی است که شاید در همهٔ اجزایش یکدست نباشد، اما تخیل و انرژی کافی دارد تا برای دوستداران ماجراجوییهای ژانری تجربهای خوشتماشا فراهم کند.
« فیلم بیش از آنکه با ظرافت و ایجاز پیش برود، با وفور ایدهها و نیروی تصویر مخاطب را به دنبال خود میکشد. »



ثبت دیدگاه