نقد و بررسی
نقد شیطان شبانه حمله میکند (The Devil Strikes at Night) | 1957
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنایت در سایهٔ قدرت «The Devil Strikes at Night» ساختهٔ Robert Siodmak، در ظاهر با وعدهٔ یک تریلر جنایی آغاز میشود: در آلمانِ جنگزده، کارآگاهی میکوشد قاتلی زنجیرهای را پیدا کند. اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که مسئله فقط کشف هویت جنایتکار نیست؛ پرسش مهمتر این است که حقیقت در حکومتی که اعتبار خود را بر ادعای نظم و اقتدار بنا کرده، چه سرنوشتی مییابد.
اثر که بر پایهٔ پروندهای واقعی شکل گرفته، از قالب تعقیب و تحقیق فراتر میرود و به تصویری تلخ از نظامی بدل میشود که برای حفظ ظاهر خود، حقیقت را دستکاری میکند. این جابهجایی کانون توجه، هم مهمترین امتیاز فیلم است و هم منشأ بخشی از ناهمخوانی آن با انتظار تماشاگر. کسی که به امید معمایی پرگره و سرنخهایی پیدرپی پای فیلم مینشیند، ممکن است در نیمهٔ نخست با ریتمی آرامتر و روایتی کمشتاب روبهرو شود.
فیلم خیلی زود روشن میکند که قرار نیست صرفاً یک بازی فکری میان کارآگاه و قاتل باشد؛ جنایت، در اینجا، راهی برای آشکار کردن بیماری عمیقتر جامعه است. شهری محصور در ترس فضای فیلم از دل جنگ نیرو میگیرد، بیآنکه ناچار باشد در هر صحنه بر ویرانیهای عظیم تکیه کند. شهر زیر سایهٔ اضطراب روزمره قرار دارد: ترس از جنایت، ترس از مقامهای حکومتی و بیمِ آنکه هر حقیقتی به زیان کسی تمام شود.
این لایهها یکدیگر را تشدید میکنند. قاتل تهدیدی ملموس و شخصی است؛ حکومت تهدیدی فراگیر و ساختاری. از همین رو، نگرانی فیلم تنها به این محدود نمیماند که چه کسی قربانی بعدی خواهد بود، بلکه به این پرسش نیز میرسد که چه کسانی اجازه دارند دربارهٔ واقعیت تصمیم بگیرند. تصویرپردازی سیاهوسفید و حالوهوای سرد اثر با این نگاه هماهنگ است.
« این جابهجایی کانون توجه، هم مهمترین امتیاز فیلم است و هم منشأ بخشی از ناهمخوانی آن با انتظار تماشاگر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابها بهجای آنکه جهان را باشکوه یا قهرمانانه جلوه دهند، بر سنگینی فضا و محدود بودن امکان کنش تأکید میکنند. تنش بیشتر از آنکه از حادثههای پرهیاهو برخیزد، در سکوتها، مکثها و مواجهههای اداری و انسانی شکل میگیرد. فیلم از خشونت نمایشی فاصله میگیرد و با همین خویشتنداری، حس ناامنی را ماندگارتر میسازد.
کارآگاه و اخلاقِ مقاومت Axel Kersten در مرکز بخش تحقیقاتی داستان قرار دارد؛ کارآگاهی که میکوشد با دقت و وجدان حرفهای به پرونده نزدیک شود، اما هر گام او با موانعی روبهروست که صرفاً از دشواری کشف جرم ناشی نمیشوند. او در ساختاری کار میکند که حقیقت را تهدیدی سیاسی میبیند. بنابراین، تحقیق جنایی به آزمونی اخلاقی تبدیل میشود: آیا میتوان درون دستگاهی فاسد، همچنان به وظیفه وفادار ماند؟
فیلم پاسخ ساده و قهرمانانهای عرضه نمیکند. Kersten نه نیرویی بیرون از نظام است و نه صاحب قدرتی نامحدود برای اصلاح آن. مقاومت او بیشتر در پافشاری بر جزئیات، توجه به بیگناهان و نپذیرفتن روایت آمادهٔ مقامها شکل میگیرد. همین محدودیت، شخصیت را باورپذیر میکند. قهرمانی او از پیروزیهای بزرگ نمیآید، بلکه از تلاش برای حفظ معیارهای اخلاقی در فضایی میآید که آن معیارها بهتدریج بیمعنا جلوه داده میشوند.
قاتل؛ حضوری زمینی و هولناک بازی Mario Adorf از برجستهترین عناصر فیلم است. او قاتل را به هیولایی فراانسانی یا نابغهای جنایتکار تبدیل نمیکند؛ حضوری زمینی، ناخوشایند و نگرانکننده میآفریند. این انتخاب، تأثیر شخصیت را بیشتر میکند، زیرا شر در قالبی روزمره و بیادعا ظاهر میشود، نه در هیئتی استثنایی که تماشاگر بتواند بهآسانی از جهان عادی جدايش کند.
« قابها بهجای آنکه جهان را باشکوه یا قهرمانانه جلوه دهند، بر سنگینی فضا و محدود بودن امکان کنش تأکید میکنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از نمایش رمانتیک یا پرزرقوبرق قاتل پرهیز میکند و همین نکته اهمیت دارد. خشونت او نه نشانهٔ پیچیدگی شاعرانه است و نه دروازهای به سوی همدلی آسان. در عوض، رفتار و حضورش حس اختلالی عادیشده را برمیانگیزد: گویی امر هولناک میتواند در کنار کار، معاشرت و عادتهای روزانه پنهان بماند.
آدورف با بازیای خویشتندار و در عین حال نافذ، این تضاد را به نیرویی ناآرام بدل میکند. جنایت فردی و فساد جمعی هستهٔ سیاسی فیلم در تقابل میان جرم قاتل و واکنش حکومت شکل میگیرد. نظامی که خود را حافظ امنیت معرفی میکند، هنگامی که با واقعیتی ناسازگار با تصویر رسمیاش روبهرو میشود، بهجای پذیرش آن میکوشد ظاهر اقتدار را حفظ کند.
در نتیجه، پرونده فقط دربارهٔ پیدا کردن مجرم نیست؛ دربارهٔ سازوکاری است که میتواند حقیقت را پنهان کند، فرد بیگناهی را در موقعیت خطرناک قرار دهد و از رنج قربانیان برای حفظ اعتبار سیاسی چشم بپوشد. این پیوند میان جنایت و تبلیغات، فیلم را از یک معمای معمولی متمایز میکند. با این حال، همین وزن سیاسی گاه بر بخش پلیسی سایه میاندازد.
برخی تماشاگران ممکن است انتظار داشته باشند که سرنخها و روند کشف جرم سهم بیشتری در پیشبرد روایت داشته باشند؛ اما Siodmak علاقهٔ اصلی خود را در سازوکار قدرت و همدستی نهادی میجوید. از این منظر، کمرنگ شدن معما لغزش صرف نیست، بلکه انتخابی موضوعی است؛ هرچند انتخابی که ناگزیر بخشی از مخاطبان را از نظر ریتم و انتظار روایی دور میکند.
« فیلم از نمایش رمانتیک یا پرزرقوبرق قاتل پرهیز میکند و همین نکته اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایی آغاز نسبتاً کند فیلم، بیش از آنکه ضعف اجرایی آشکار باشد، نتیجهٔ تأکید آن بر فضا و زمینه است. اثر زمان میگذارد تا جهان روزمرهٔ شخصیتها و فشارهای پیرامون پرونده را بنا کند. این صبر به شکلگیری حالوهوای سنگین کمک میکند، اما ممکن است در دقایق نخست برای مخاطبی که انتظار تریلری پرشتاب دارد، کند جلوه کند.
وقتی تنش جا میافتد، فیلم مؤثرتر میشود؛ بااینهمه، شتاب آن هیچگاه به هیجان مداوم یک معمای پرحادثه بدل نمیشود. روایت همچنین در مسیر افشای سیاسی خود تا اندازهای قابلپیشبینی است. فیلم کمتر میکوشد با غافلگیریهای پیاپی تماشاگر را بازی دهد و بیشتر بر فرسایش تدریجی امید به عدالت تکیه دارد.
این شیوه با مضمون اثر سازگار است، اما گاهی پروندهٔ قاتل را به وسیلهای برای بیان دیدگاهی بزرگتر تبدیل میکند. در نتیجه، میان فیلم جناییای که خلاصهٔ داستان نوید میدهد و درام سیاسیای که اثر عملاً میسازد، فاصلهای محسوس پدید میآید. نگاه تاریخی و جایگاه فیلم اهمیت اثر فقط در ساخت تعلیق یا ترس از قاتل خلاصه نمیشود؛ فیلم روایتی پساجنگی دربارهٔ مسئولیت، سکوت و فساد است.
بازگشت Siodmak به آلمان پس از سالهای فعالیت در هالیوود، به فیلم زمینهای تاریخی میدهد که آن را از بسیاری از تریلرهای جنایی همدورهاش جدا میکند. این اثر در عین برخورداری از ویژگیهای تریلر و فیلم نوآر، به بازنگری در مناسبات قدرت و اخلاق اجتماعی نیز میپردازد. البته فیلم را نباید گزارشی مستند از تاریخ دانست.
« اثر زمان میگذارد تا جهان روزمرهٔ شخصیتها و فشارهای پیرامون پرونده را بنا کند. »
قوتها و کاستیها
ماجرای Bruno Lüdke در اثر بهصورت داستانی بازپردازی شده و روایت سینمایی آن با واقعیت تاریخی فاصله دارد. آگاهی از این نکته کمک میکند فیلم را نه بهعنوان بازسازی بیطرفانهٔ پرونده، بلکه بهعنوان اثری دراماتیک دربارهٔ سیاست، عدالت و حافظهٔ تاریخی تماشا کنیم. جمعبندی «The Devil Strikes at Night» تریلری نیست که تمام نیروی خود را بر معمای قاتل و غافلگیری پایانی متمرکز کند.
ارزش اصلی آن در پیوند دادن جنایت فردی با فساد سیاسی و در ساختن فضایی است که در آن حقیقت، امنیت و عدالت همگی زیر فشار اقتدار قرار میگیرند. بازی تأثیرگذار Mario Adorf، فضای جنگزده و نگاه تلخ فیلم به سازوکارهای حکومتی، آن را به اثری ماندگار و قابلتأمل بدل میکند. ریتم آغازین آرام، پیشبینیپذیری نسبی و غلبهٔ مضمون سیاسی بر معمای جنایی ممکن است برای برخی مخاطبان کاستی باشد.
بااینحال، همین اولویتبندی روشن میکند که فیلم در پی سرگرمیِ معماییِ صرف نیست. این اثر بیش از آنکه فقط دربارهٔ یافتن یک قاتل باشد، دربارهٔ جامعهای است که برای حفظ تصویر خود، به انکار و همدستی پناه میبرد؛ و همین لایه، ترس آن را از محدودهٔ قصه فراتر میبرد.
« ماجرای Bruno Lüdke در اثر بهصورت داستانی بازپردازی شده و روایت سینمایی آن با واقعیت تاریخی فاصله دارد. »



ثبت دیدگاه