نقد و بررسی
نقد بزرگسالان راضی (Consenting Adults) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای تیز، آستانهای ناآرام «بزرگسالان رضایتمند» (Consenting Adults) از موقعیتی ساده اما بهطرز مؤثری ناآرامکننده آغاز میشود: دو زوج همسایه میشوند، دوستی شکل میگیرد و گفتوگویی نیمهجدی درباره جابهجایی همسران، مرز میان شوخی و پیشنهاد واقعی را مخدوش میکند. همین ابهام، موتور اولیه فیلم است.
عنوان اثر نیز از همان ابتدا پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: رضایت دقیقاً از آنِ چه کسی است و آیا آدمها میتوانند دیگران را در تصمیمهایی که زندگیشان را دگرگون میکند، نادیده بگیرند؟ فیلم هوشمندانه از دل معاشرتهای ظاهراً عادی، میل به تجربه و کنجکاوی درباره زندگی دیگران را به منبع تهدید بدل میکند.
ریچارد پارکر، آهنگساز تبلیغاتی، در کنار پریسیلا زندگیای آرام و متعارف دارد؛ آرامشی که همزمان میتواند امنیتبخش و خفهکننده باشد. ورود ادی و کی اوتیس این نظم را بر هم میزند. جذابیت طرح در این است که خطر نه از فضایی دوردست و بیگانه، بلکه از خانه کناری و رفتوآمدهای دوستانه سر برمیآورد.
خانه امنی که امنیتش را از دست میدهد آلن جی. پاکولا در بخش آغازین، بهجای آنکه فوراً به سوی حادثهای بزرگ بشتابد، بر تفاوت دو زوج تکیه میکند. پارکرها نماینده زندگیای منظم و قابل پیشبینیاند؛ اوتیسها با اعتمادبهنفس، رازآلودگی و نوعی بیپروایی وارد قاب میشوند. تقابل این دو سبک زندگی به فیلم امکان میدهد پیش از آنکه به تریلری آشکار تبدیل شود، درباره وسوسه تغییر و میل به گریختن از روزمرگی مکث کند.
« ورود ادی و کی اوتیس این نظم را بر هم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این مکث بیشتر وعدهای است که فیلم بهطور کامل به آن وفا نمیکند. طرحِ جابهجایی همسران میتوانست به مطالعهای ظریف درباره ازدواج، حسادت، رضایت و حدود صمیمیت بدل شود؛ اما روایت نسبتاً زود از پرسشهای روانشناختی فاصله میگیرد و به سازوکار جنایی نزدیک میشود. بنابراین، بخش نخست برای مخاطبی که منتظر کاوشی طولانیتر در مناسبات میان چهار شخصیت است، ممکن است همچون آغاز داستانی گستردهتر به نظر برسد، نه خودِ داستان.
ریچارد در مرکز تردید ریچارد، با بازی کوین کلاین، قهرمانی نیست که از ابتدا بر اوضاع مسلط باشد. او مردی معمولی است که بیشتر واکنش نشان میدهد تا آنکه مسیر رخدادها را تعیین کند. این ویژگی میتواند سرچشمه تعلیق باشد: تماشاگر همزمان با او میکوشد بفهمد چه چیزی واقعی است، چه چیزی صحنهسازی شده و تا کجا میتوان به برداشتهای نخستین اعتماد کرد.
کلاین در نمایش سردرگمی و هراسِ کسی که ناگهان در موقعیتی نامفهوم گرفتار شده، حضوری قابل اتکا دارد. اما همین انفعال گاه به ضعف شخصیتپردازی میانجامد. تصمیمهای ریچارد در برخی بزنگاهها بیش از آنکه از شناخت روشنِ او یا فشار شرایط برآیند، تابع نیاز فیلمنامه به پیشبردن معما هستند. در نتیجه، تعلیق همیشه از انتخابهای باورپذیر شخصیتها زاده نمیشود؛ گاهی فیلم از مخاطب میخواهد رفتارهایی را بپذیرد که بیشتر برای فراهمکردن صحنه بعدی طراحی شدهاند.
پریسیلا نیز در این میان اهمیت عاطفی فراوانی دارد، اما مجال کنشگری او به اندازه ظرفیت بالقوهاش گسترش نمییابد. فیلم از خطرِ متوجه او نیرو میگیرد، ولی کمتر به جهان درونیاش فرصت میدهد تا مستقل از نقشه و بحران مردان شکل بگیرد. همین محدودیت، بخشی از نابرابری روایی اثر را آشکار میکند.
« بااینحال، این مکث بیشتر وعدهای است که فیلم بهطور کامل به آن وفا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
ادی اوتیس؛ جذابیتِ خطر کوین اسپیسی در نقش ادی، حضوری حسابشده و بهعمد ناخوشایند دارد. او با شوخطبعی و صمیمیتی نمایشی وارد میشود، اما زیر این ظاهر، نوعی میل به کنترل و تحقیر دیگران احساس میشود. بازی اسپیسی بر تضاد میان لحن آرام و مقصود تهدیدآمیز تکیه دارد؛ تهدیدی که از فریاد یا خشونت عریان نمیآید، بلکه در شیوه نگاهکردن و در اطمینانی نهفته است که ادی به برتری خود دارد.
این شخصیت برای پیشبرد مضمون فیلم نیز کلیدی است. ادی از میل دیگران به تجربه، از اعتماد اجتماعی و از فاصله میان ظاهر و حقیقت بهره میبرد. بااینهمه، فیلم گاهی او را بیش از اندازه به چهرهای شرور و آشکارا دستکاریگر تقلیل میدهد. رازآلودگیِ آغازینش بهتدریج جای خود را به نقشی آشناتر در تریلرهای آن دوره میدهد: مردی که حضورش قرار است بدگمانی برانگیزد و هر صحنه را به مسابقهای برای حدسزدن نیت واقعیاش تبدیل کند.
از تریلر روانشناختی تا ماجرای پلیسی پس از آنکه کی ظاهراً به قتل میرسد و ظن به سوی ریچارد میرود، فیلم وارد مسیر دیگری میشود. پرسشهای مربوط به اعتماد، میل و رضایت جای خود را به مسئلهای فوریتر میدهند: چه کسی حقیقت را میگوید و چگونه میتوان اتهام را کنار زد؟ این تغییر مسیر بهخودیخود ناموجه نیست؛ مسئله آن است که گذار میان دو گونه روایی به اندازه کافی نرم و قانعکننده نیست.
در بخش دوم، رشتهای از سرنخها و موانع داستان را به سمت تریلری پلیسی میبرد که گاه از پیچیدگیهای اولیهاش فاصله میگیرد. تعلیق همچنان وجود دارد، اما کمتر از روانشناسی شخصیتها و بیشتر از اطلاعاتی نیرو میگیرد که هر لحظه آشکار یا پنهان میشوند. این رویکرد میتواند سرگرمکننده باشد، ولی در جاهایی به فرمولی آشنا نزدیک میشود: قهرمانِ گرفتار باید حقیقت را کشف کند، درحالیکه اطرافیان یا نهادهای رسمی مسیر را برایش دشوار میکنند.
« ادی اوتیس؛ جذابیتِ خطر کوین اسپیسی در نقش ادی، حضوری حسابشده و بهعمد ناخوشایند دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیچشها و اتفاقهای پیاپی نیز همیشه به افزایش تنش نمیانجامند. هرچه روایت جلوتر میرود، برخی رخدادها تصنعیتر به نظر میرسند و جهان فیلم بیش از اندازه به تصادف، نادانی یا تصمیمهای نامعمول شخصیتها وابسته میشود. از همینجا است که تعلیق اولیه، که از حس ناامنی در دل یک زندگی عادی برمیخاست، بخشی از قدرت خود را از دست میدهد.
کارگردانی و فضای بصری پاکولا تجربه ساخت تریلرهای سیاسی و روانشناختی را پشت سر داشت و میدانست چگونه محیطی آشنا را به فضایی مشکوک بدل کند. در این فیلم نیز خانهها و محله، بهجای آنکه صرفاً پسزمینه باشند، بخشی از احساس آسیبپذیری شخصیتها میشوند. نزدیکی فیزیکی همسایگان، که در ابتدا نشانه صمیمیت است، بهتدریج رنگی تهدیدآمیز میگیرد: دیوارها چندان ضخیم نیستند و رازها چندان دور از دسترس به نظر نمیرسند.
تصویرپردازی استیون گلدبلات و موسیقی مایکل اسمال در خدمت فضای تریلر قرار دارند، اما فیلم از این عناصر به شکلی نامتعارف یا بهیادماندنی بهره نمیگیرد. لحن بصری آن بیش از آنکه جهان مستقلی بسازد، بر انتظارهای شناختهشده ژانر تکیه دارد. این انتخاب با داستانی که میخواهد مخاطب را در وضعیتی بیثبات نگه دارد سازگار است، ولی به اثر هویتی متمایز نمیبخشد.
گروه بازیگران و فرصتهای ازدسترفته کنار کوین کلاین و کوین اسپیسی، مری الیزابت ماسترانتونیو و ربکا میلر نیز در نقش پریسیلا و کی حضور دارند. گروه بازیگران به مصالح داستان وزن میدهد و بهویژه تضاد میان آرامش ظاهری پارکرها و بیپروایی اوتیسها را ملموس میکند. بااینحال، فیلم از تمام ظرفیت این ترکیب بهره نمیگیرد.
« پیچشها و اتفاقهای پیاپی نیز همیشه به افزایش تنش نمیانجامند. »
قوتها و کاستیها
نقشهای زنانه بیشتر در مدار پیامدهای تصمیمهای مردان میچرخند تا آنکه بهطور مستقل به محرکهای اصلی روایت بدل شوند. این محدودیت با تناقضی مهم پیوند دارد: داستان با موضوعی تحریکآمیز درباره انتخاب و رضایت آغاز میشود، اما در ادامه، بهجای ماندن بر پیچیدگی رابطهها، بیشتر بر حیله، اتهام و خطر تأکید میکند.
به این ترتیب، مفهوم «بزرگسالان رضایتمند» بیش از آنکه در سراسر فیلم کاویده شود، در نقطه شروع آن میدرخشد و سپس زیر بار سازوکار جنایی کمرنگ میشود. جمعبندی «بزرگسالان رضایتمند» فیلمی است با هستهای داستانی گیرا و فضایی که در آغاز، بهخوبی حس ناامنی را زیر پوست زندگی روزمره مینشاند.
بازی کوین اسپیسی در مقام همسایهای فریبنده و تهدیدآمیز، و حضور سنجیده کوین کلاین، به فیلم تکیهگاهی محکم میدهد. اثر همچنین یادآور دورانی از تریلرهای بزرگسالانه است که میکوشیدند میل، ازدواج و خطر را در فضایی شهری و آشنا به هم پیوند بزنند. بااینهمه، فیلم در تبدیل این ایده به روایتی منسجم کامیاب نمیشود.
پرسشهای اخلاقی و روانشناختیِ آغازین زیر فشار ماجرای پلیسی و پیچشهای گاه نامقنع عقب مینشینند؛ شخصیتها نیز همیشه آنقدر پرداخته نیستند که تصمیمهایشان وزن لازم را پیدا کند. حاصل، اثری دیدنی و گاه پرتعلیق است که ظرفیت تأملبرانگیزش از آنچه روی پرده تحقق مییابد بیشتر به نظر میرسد.
« بااینهمه، فیلم در تبدیل این ایده به روایتی منسجم کامیاب نمیشود. »



ثبت دیدگاه