نقد و بررسی
نقد سرقت از موسولینی (Robbing Mussolini) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سرقت و تاریخ «Robbing Mussolini» فیلمی است که از همان ایدهٔ مرکزیاش وعدهٔ برخوردی جذاب میان تاریخ و سرگرمی میدهد: در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، گروهی از آدمهای حاشیهنشین میخواهند گنجینهای را بدزدند که به موسولینی نسبت داده میشود. قصه در میلانِ آوریل ۱۹۴۵ میگذرد؛ شهری ویران که بازار سیاه و ناامنی، راههای بقا را محدود کردهاند.
فیلم از رویدادی تاریخی الهام میگیرد، اما روایت گروهی دزد نامتعارف و عملیاتشان را در قلمرو خیال و ماجراجویی پیش میبرد. همین فاصله میان واقعیت تاریخی و افسانهٔ سینمایی میتوانست سرچشمهٔ طنزی تلخ و نگاهی تیزبینانه باشد؛ بااینحال، اثر بیشتر به سرگرمکردن تماشاگر دل میبندد تا کاوشی جدی در گذشته.
جهان فیلم؛ ویرانی در قاب، سبکی در روایت فضای آشفتهٔ روزهای پایانی جنگ، زمینهای پربار برای داستان فراهم میآورد: شهری زیر فشار خشونت و کمبود، حکومتی رو به زوال، و شخصیتهایی که برای آیندهای نامعلوم دستوپا میزنند. فیلم از این بستر، تصویری آراسته و پرتحرک میسازد و از انبارها، خرابهها و فضاهای زیرزمینی برای پشتیبانی از حالوهوای سرقت بهره میگیرد.
« قصه در میلانِ آوریل ۱۹۴۵ میگذرد؛ شهری ویران که بازار سیاه و ناامنی، راههای بقا را محدود کردهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، جهان بصری فیلم اغلب از جهان رواییاش قانعکنندهتر است. تماشاگر میتواند ویرانی و خطر را در قاب ببیند، اما کمتر حس میکند که این شرایط بهراستی بر تصمیمها و دگرگونیهای شخصیتها سنگینی میکند. این ناهماهنگی بهویژه در برخورد فیلم با تاریخ محسوس است. جنگ و فاشیسم در پسزمینه حضوری پررنگ دارند، اما غالباً به نیرویی برای پیشبرد ماجراجویی بدل میشوند، نه موضوعی که فیلم بخواهد پیچیدگی و پیامدهایش را بسنجد.
اثر میخواهد لحن بازیگوش خود را حفظ کند و از همین رو، گاه فاصلهای میان جدیت موقعیت تاریخی و سبکی روایت شکل میگیرد؛ فاصلهای که نه همیشه به طنز میانجامد و نه به تراژدی. قصهٔ سرقت و ریتم پرنوسان در سطح طرح، «Robbing Mussolini» به الگوی آشنای فیلمهای سرقت تکیه دارد: رهبر گروه، گردآوردن نیروهای ویژه، طراحی نقشه و آمادهشدن برای عملیاتی پرخطر.
این ساختار به تماشاگر وعدهٔ پیشرفت روشن میدهد و به فیلم امکان میدهد اعضای گروه را یکییکی وارد میدان کند. بخشهایی از روایت، بهخصوص هنگام شکلگرفتن گروه و آشکارشدن هدف، از انرژی و جنبوجوش برخوردارند. طنز و ماجراجویی نیز لحن را سبک نگه میدارند و دنبالکردن قصه را آسان میکنند.
« در نتیجه، جهان بصری فیلم اغلب از جهان رواییاش قانعکنندهتر است. »
شخصیتها و اجرا
اما آسانفهمبودن با انسجام یکی نیست. داستان در چند نقطه شتاب میگیرد، بیآنکه برای تصمیمها و موانع خود زمینهای کافی بسازد. بعضی رخدادها بیش از آنکه نتیجهٔ زنجیرهای باورپذیر از انتخابها باشند، ابزارهایی برای رسیدن به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند. از این رو، عملیات مرکزی فیلم آن پیچیدگی و ظرافتی را که از یک داستان سرقت انتظار میرود پیدا نمیکند.
نقشه گاه به ایدهای ساده تقلیل مییابد و تنش، به جای آنکه از هوش و دقت طراحی برخیزد، بیشتر بر حادثه و شتاب تکیه میکند. شخصیتها؛ گروهی پرجمعیت، پیوندهایی کمعمق گروه ناهمگون دزدان میتوانست موتور عاطفی فیلم باشد. تفاوت مهارتها و خلقوخوها فرصتی فراهم میکرد تا هم تضاد و شوخی شکل بگیرد و هم پیوندی انسانی میان آدمهایی که در شرایطی بیرحمانه راهی مشترک یافتهاند.
بااینحال، بسیاری از شخصیتها بیشتر با یک ویژگی یا کارکرد داستانی معرفی میشوند تا با گذشته، خواستهها و تناقضهای درونی. به همین سبب، حضورشان در صحنههای گروهی گاهی پرانرژی است، اما کمتر به رابطهای ماندگار با تماشاگر تبدیل میشود. ایسولا، طراح عملیات، میان سودجویی و رؤیای ساختن زندگی تازه حرکت میکند.
« داستان در چند نقطه شتاب میگیرد، بیآنکه برای تصمیمها و موانع خود زمینهای کافی بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی ظرفیت شخصیتپردازی دارد، اما فیلم بهندرت آن را به کشمکشی عمیق بدل میسازد. یونه نیز، با جایگاهش بهعنوان خوانندهٔ کلوپ شبانه و نقشی که در ماجرا پیدا میکند، میتوانست فراتر از انگیزهٔ عاشقانهٔ قهرمان تعریف شود. با وجود این، روایت بیشتر به حضور او در سازوکار سرقت توجه دارد تا به جهان شخصی و انتخابهای مستقلش.
نتیجه، گروهی است که از نظر طرح داستان ضروری به نظر میرسد، اما پیوند عاطفی میان اعضایش چندان استوار شکل نمیگیرد. بازیها و نیروی اجرا بازیگران در صحنههای جمعی به فیلم تحرک میبخشند و از پراکندگی کامل گروه جلوگیری میکنند. اجرای پرانرژی آنان با لحن سبک و ماجراجویانهٔ اثر هماهنگ است؛ بهویژه هنگامی که فیلم بر شوخی، تفاوتهای فردی و شتاب موقعیتها تکیه میکند.
ماتیلدا دِ آنجلیس در نقش یونه حضوری دیدنی دارد و آوازخوانی او از لحظات خوشنشستتر فیلم است. این لحظهها نهفقط تنفسی در میان آشوب روایتاند، بلکه به اثر کیفیتی نمایشی میبخشند که با فضای کلوپ شبانه تناسب دارد. بااینحال، انرژی اجراها همیشه به اثرگذاری بدل نمیشود. برخی بازیها بهجای آنکه شخصیت را از دل جزئیات رفتاری بسازند، به نشانههای آشنای ژانر ــ جسارت، شوخطبعی یا بدبینی ــ تکیه میکنند.
« این دوگانگی ظرفیت شخصیتپردازی دارد، اما فیلم بهندرت آن را به کشمکشی عمیق بدل میسازد. »
قوتها و کاستیها
چون فیلمنامه فرصت کافی برای پرداخت شخصیتها نمیگذارد، حتی بازیگران توانمند نیز نمیتوانند همهٔ لحظهها را به تجربهای زنده و قانعکننده تبدیل کنند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است حضور آنان را به یاد بسپارد، اما کمتر با سرنوشتشان درگیر شود. طنز، تقلید و هویت ژانری فیلم آشکارا از سنت فیلمهای سرقت و ماجراجویی بهره میگیرد؛ از معرفیهای نمایشی گرفته تا تأکید بر گروهی نامتجانس و نقشهای جسورانه.
این ارجاعها فینفسه ایرادی ندارند، زیرا ژانرها با بازآفرینی و گفتوگو با آثار پیشین زنده میمانند. مسئله آن است که تقلید زمانی به هویت تازه میانجامد که فیلم بداند کدام عناصر را میگیرد و چگونه آنها را با جهان خود پیوند میدهد. «Robbing Mussolini» گاه چنان مشتاق بازآفرینی شور و ظاهر آثار مشابه است که فرصت نمییابد لحن ویژهٔ خودش را تثبیت کند.
طنز نیز از همین ناپایداری آسیب میبیند. گاهی شوخیها از برخورد موقعیتهای پرتنش با رفتارهای سبکسرانه نیرو میگیرند؛ اما گاه در کنار خشونت و آشوب تاریخی، بیآنکه تناقضی معنادار بسازند، صرفاً به لحن اضافه میشوند. فیلم میان کمدی، درام جنگی و ماجراجویی جنایی در رفتوآمد است، اما این آمیزش همیشه به ترکیبی هموار نمیرسد.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است حضور آنان را به یاد بسپارد، اما کمتر با سرنوشتشان درگیر شود. »
جمعبندی
بخشهایی سرگرمکنندهاند، ولی حس میشود اثر هنوز تصمیم نگرفته چه نوع تجربهای میخواهد به تماشاگر بدهد. جمعبندی «Robbing Mussolini» اثری خوشریتم و پرتحرک در بخشهایی از مسیر خود است که از ایدهای جذاب، فضایی دیدنی و بازیگرانی پرانرژی بهره میبرد. آوازهای یونه و لحظات شکلگیری گروه، از نقاطی هستند که فیلم در آنها بیشترین سرزندگی را پیدا میکند.
اما داستان سرقت به اندازهٔ وعدهاش هوشمندانه و سنجیده نیست؛ شخصیتها اغلب کمعمق میمانند و لحن فیلم میان شوخی، هیجان و پسزمینهٔ تلخ تاریخی یکدست نمیشود. تماشاگرانی که در پی ماجرایی سبک و بیتکلف باشند، احتمالاً از جنبوجوش فیلم لذت خواهند برد. اما اگر انتظار طرحی دقیق، شخصیتهایی ماندگار یا بازخوانی جدیتری از لحظهٔ تاریخی داشته باشند، اثر کمتر از حد انتظار پاسخ میدهد.
فیلم با مصالحی جذاب آغاز میکند، ولی در ساختن پیوندی محکم میان آنها کامیاب نیست؛ سرگرمکننده میماند، بیآنکه به همان اندازه متقاعدکننده شود.
« بخشهایی سرگرمکنندهاند، ولی حس میشود اثر هنوز تصمیم نگرفته چه نوع تجربهای میخواهد به تماشاگر بدهد. »



ثبت دیدگاه