نقد و بررسی
نقد نوادگان: ظهور رد (Descendants: The Rise of Red) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آرادون، با چهرهای تازه «Descendants: The Rise of Red» در جهان آشنای آرادون میگذرد، اما مرکز ثقلش را از نسل پیشین شخصیتها به دو دختر تازه منتقل میکند: رد، دختر ملکهٔ قلبها، و کلوئی، دختر سیندرلا. با ورود رد به آرادون و بحرانی که نظم این سرزمین را تهدید میکند، این دو ناچار میشوند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و با استفاده از سفر در زمان، به گذشته سر بزنند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قصد ندارد صرفاً ماجرای قسمتهای قبلی را تکرار کند؛ میخواهد با قهرمانانی جدید، دریچهای تازه به این مجموعه باز کند. «طلوع رد» چهارمین فیلم مجموعهٔ «فرزندان» است و جنیفر فانگ آن را کارگردانی کرده است. این تغییر مسیر هم فرصتی برای تازهشدن مجموعه است و هم خطری برای پیوند آن با گذشته.
فیلم با ورود به مدرسهٔ مرلین و بازگرداندن مخاطب به دورهای پیشین، جهان افسانهای خود را گسترش میدهد؛ با این حال، همهٔ عناصر آشنای «فرزندان» را با همان اندازه و لحن پیشین نگه نمیدارد. برای تماشاگر تازهوارد، این تغییر ممکن است خوشایند باشد؛ اما طرفدارانی که به حالوهوای سه فیلم نخست دل بستهاند، ممکن است در این قسمت بیش از آنکه با ادامهای طبیعی روبهرو شوند، احساس کنند وارد روایتی فرعی شدهاند.
سفر در زمان بهمثابه موتور ماجرا ایدهٔ سفر به گذشته، موتور اصلی قصه است و به فیلم امکان میدهد مسئلهای خانوادگی را در قالب ماجرایی پرتحرک پیش ببرد. رد و کلوئی فقط با یک تهدید بیرونی روبهرو نیستند؛ آنها میکوشند بفهمند چه تجربهای میتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد و مرز میان انتخاب، رنج و شرارت کجا قرار میگیرد.
« طلوع رد» چهارمین فیلم مجموعهٔ «فرزندان» است و جنیفر فانگ آن را کارگردانی کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پرسش، بالقوه ظرفیت عاطفی و اخلاقی قابلتوجهی دارد. فیلم نیز در بهترین لحظاتش از آن برای نزدیککردن شخصیتها به گذشتهٔ مادرانشان استفاده میکند، بیآنکه ماجرا را به روایتی کاملاً تلخ تبدیل کند. با این همه، پیچیدگیهای زمانی و منطق رخدادها همیشه به اندازهٔ کافی محکم به هم متصل نمیشوند.
گاهی فیلم از قواعد سفر در زمان برای راهانداختن اتفاق بعدی بهره میگیرد، بیآنکه پیامدهای آن را با دقتی یکسان بررسی کند. نتیجه، روایتی است که در سطح سرگرمی پیش میرود، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیوستگی روایی دقیقتری دارد، شتابزده یا کماقناعکننده به نظر برسد. ماجراجویی جذاب است، ولی ایدهٔ مرکزی آن بیش از آنکه به کاوشی عمیق بدل شود، در خدمت حرکت قصه باقی میماند.
رد و کلوئی؛ تفاوتی که رابطه میسازد قلب زندهٔ فیلم، رابطهٔ دو شخصیت اصلی است. رد با روحیهای سرکش و واکنشهای تند، در برابر کلوئی قرار میگیرد که به نظم، معیارهای روشن و درستبودنِ همهچیز گرایش دارد. این تضاد بهسرعت زمینهٔ کلکل، سوءتفاهم و همکاری اجباری را فراهم میکند؛ اما اهمیت آن فقط در شوخیهای میان دو دختر نیست.
هر یک از آنها ناچار میشود نگاه دیگری به جهان را جدی بگیرد و از محدودیتهای شخصیت خود فاصله بگیرد. همین رابطه به فیلم انرژی میبخشد. رد و کلوئی در کنار هم، از دو الگوی آشنا ــ دختر سرکش و دختر کمالگرا ــ فراتر میروند و دستکم در بخشهایی از داستان، به دو همراهی بدل میشوند که باید اعتماد را بیاموزند.
« این پرسش، بالقوه ظرفیت عاطفی و اخلاقی قابلتوجهی دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازیهای کایلی کانترال و مالی بیکر نیز در شکلدادن به این تضاد نقش دارند. بااینحال، تحول دو شخصیت گاهی سریعتر از آن است که فرصت کافی برای جاافتادن پیدا کند. فیلم میخواهد دوستی را بهسرعت بسازد و آن را به نیروی محرک ماجرا بدل کند؛ ازاینرو، برخی لحظههای احساسی بیشتر نشانهٔ نزدیکیاند تا نتیجهٔ فرایندی کاملاً پرورده.
رنگ، لباس و حرکت از نظر بصری، «طلوع رد» بهخوبی میداند در چه جهانی زندگی میکند: جهانی اغراقآمیز، رنگین و ساختهشده از نشانههای افسانهای. تضاد میان ظاهر و خلقوخوی شخصیتها، پوششهای پررنگ و طراحی صحنههای پرجنبوجوش، به فیلم هویتی دیدنی میدهد. این رنگارنگی فقط آرایش سطحی نیست؛ با حالوهوای قصه و میل نوجوانانهٔ آن به نمایشدادن خود پیوند دارد.
فیلم در پی واقعنمایی نیست و بهتر است با همان منطق نمایشیاش دیده شود. رقصها نیز از مهمترین راههای حفظ ضرباهنگاند. حرکتهای گروهی و اجراهای پرانرژی، میان بخشهای گفتوگومحور تنفس ایجاد میکنند و به دنیای فیلم جلوهای جشنگونه میدهند. بااینحال، نشاط بصری همیشه به خاطرهانگیزی نمیانجامد.
بعضی اجراها سرگرمکنندهاند، اما از نظر طراحی یا جایگاه دراماتیک آنقدر برجسته نمیشوند که پس از پایان فیلم در ذهن بمانند. گاه نیز انتظار میرود موسیقی و رقص بار عاطفی صحنه را بیشتر بر دوش بکشند، اما گفتوگوها همچنان نقش پررنگتری دارند. موسیقی و ریتم نمایشی در یک فیلم موزیکال، آهنگها میتوانند چیزی را بیان کنند که گفتوگو بهتنهایی از عهدهٔ آن برنمیآید: میل، ترس، رقابت یا تغییری درونی.
« بازیهای کایلی کانترال و مالی بیکر نیز در شکلدادن به این تضاد نقش دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«طلوع رد» گاه به این کار نزدیک میشود، اما مجموعهٔ ترانههایش از نظر اثرگذاری یکدست نیست. برخی قطعهها با انرژی صحنه همراهاند و کمک میکنند جهان افسانهای فیلم سرزنده بماند؛ برخی دیگر، بهجای آنکه احساس یا شخصیت را روشنتر کنند، در حد مکثی خوشرنگ میان رخدادها باقی میمانند. این مسئله برای مخاطبی که از قسمتهای قبلی انتظار ترانههای ماندگار و لحظههای موزیکال پرقدرت دارد، محسوستر خواهد بود.
موسیقی در اینجا بیشتر بخشی از تزئین و حرکت فیلم است تا نیرویی که مسیر روایت را دگرگون کند. در نتیجه، رقصها و آهنگها بهندرت به اوج عاطفی پایدار میرسند. لحظههایی که بازیگران باسابقهتر وارد صحنه میشوند، میتوانند حس نوستالژی خوشایندی ایجاد کنند؛ اما این جاذبه نیز نمیتواند بهتنهایی کمبود قطعههای واقعاً بهیادماندنی را جبران کند.
فاصله از سه فیلم نخست تغییر شخصیتهای محوری، فضای تازه و اهمیت یافتن گذشته، به «طلوع رد» استقلال نسبی میدهد؛ اما همین استقلال، پیوند عاطفی آن را با سه قسمت نخست کمرنگتر میکند. این فیلم بیش از آنکه دنبالهای مستقیم بر مسیر قهرمانان پیشین باشد، داستانی دربارهٔ نسل تازه و میراثی است که از بزرگترها به آنها رسیده است.
چنین انتخابی از نظر ساختاری قابلفهم است، اما برای هواداران قدیمی ممکن است به معنای ازدسترفتن بخشی از صمیمیت و انسجامی باشد که از این مجموعه انتظار دارند. از سوی دیگر، فیلم هنوز همان میل به آشتیدادن دو سوی متضاد را حفظ کرده است: خیر و شر، میراث خانوادگی و انتخاب فردی، سرکشی و مسئولیت.
« طلوع رد» گاه به این کار نزدیک میشود، اما مجموعهٔ ترانههایش از نظر اثرگذاری یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
این مضمونها به داستان ظرفیتی فراتر از یک ماجرای مدرسهای میدهند، ولی همیشه با ظرافت بسط پیدا نمیکنند. گاه نتیجهٔ اخلاقی صحنهها زودتر از آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها بجوشد، به شکل پیامی آشکار عرضه میشود. بنابراین، فیلم در بهترین حالت سرگرمی خانوادگی پرجنبوجوشی است که پرسشهایی دربارهٔ گذشته و بخشش مطرح میکند؛ در ضعیفترین حالت، همان پرسشها را سادهتر از ظرفیت واقعیشان جمع میبندد.
جمعبندی «Descendants: The Rise of Red» فیلمی رنگین و پرتحرک است که با دو شخصیت تازه، رابطهای پرکشمکش و ایدهٔ سفر در زمان، میکوشد به مجموعهای محبوب مسیر جدیدی بدهد. رد و کلوئی جذابیت اصلی آناند؛ تضاد میان سرکشی و کمالگراییشان به قصه شور میدهد و همکاریشان لحظههایی شیرین و سرگرمکننده میسازد.
فضای افسانهای و رقصهای پرانرژی نیز برای مخاطبی که از چنین جهان نمایشی لذت میبرد، امتیاز مهمی به شمار میآیند. اما قصه همیشه از ایدههایش به اندازهٔ کافی بهره نمیگیرد، پیوند بعضی رخدادها سست میماند و موسیقی، با وجود رنگ و تحرک، بهندرت اثر ماندگاری بر جا میگذارد. مهمتر از همه، فیلم حالوهوای قسمتهای پیشین را بازسازی نمیکند و ممکن است برای طرفداران قدیمی بیشتر یادآور تغییری ناخواسته باشد تا بازگشتی آشنا.
با این حال، اگر آن را بهعنوان ماجرایی تازه در همان جهان افسانهای ببینیم، اثری خوشنما و سرگرمکننده است؛ فیلمی که شور بصری و رابطهٔ دو قهرمانش از عمق روایی و قدرت موسیقاییاش پیشی میگیرد.
« این مضمونها به داستان ظرفیتی فراتر از یک ماجرای مدرسهای میدهند، ولی همیشه با ظرافت بسط پیدا نمیکنند. »



ثبت دیدگاه