نقد و بررسی
نقد اصیلها (Thoroughbreds) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت دوستی در دل جهانی سرد در نگاه نخست، «Thoroughbreds» داستان بازگشت دو دوست قدیمی است؛ اما فیلم خیلی زود روشن میکند که پیوند لیلی و آماندا از جنس آشتیهای گرم و نوستالژیک نیست. هر دو دختر به طبقهای مرفه تعلق دارند و در خانههایی بزرگ و آراسته زندگی میکنند، بااینحال در پس این ظاهر امن و بینقص، خلأیی عاطفی و نوعی بیگانگی جریان دارد.
فیلم از همین تناقض نیرو میگیرد: فضایی که همهچیزش مرتب و کنترلشده به نظر میرسد، بهتدریج محل شکلگیری خیالهایی تاریک میشود. دیدار دوبارهٔ لیلی و آماندا با گفتوگوهایی آغاز میشود که بیشتر شبیه سنجش و آزمایش یکدیگرند تا معاشرت دوستانه. آنها با احتیاط جلو میروند، واکنشهای هم را میسنجند و مرزهای اخلاقی و روانی یکدیگر را میآزمایند.
داستان در همین رفتوآمدهای آرام، طرحی خطرناک را شکل میدهد؛ طرحی که به ناپدری لیلی مربوط است. فیلم جزئیات را بهتدریج آشکار میکند و از همان ابتدا بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر کیفیت رابطهٔ این دو و فضای ذهنی آنها تمرکز دارد. دو شخصیت، دو نوع بیرحمی لیلی و آماندا نه نمونههایی ساده از دو قطب متضادند و نه شخصیتهایی که بتوان بهآسانی دربارهشان حکم صادر کرد.
لیلی باهوش، منضبط و برخوردار از ظاهری مقبول است؛ اما زیر این پوشش polished، توانایی چشمگیری برای کنترل موقعیت و استفاده از دیگران دارد. او میداند چگونه خود را در چشم دیگران مطلوب جلوه دهد و چگونه حقیقت را به شکلی عرضه کند که به سودش باشد. آماندا، در سوی دیگر، آشکارا از قواعد متعارف فاصله دارد.
« دیدار دوبارهٔ لیلی و آماندا با گفتوگوهایی آغاز میشود که بیشتر شبیه سنجش و آزمایش یکدیگرند تا معاشرت دوستانه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
صراحت خشک و بیاعتناییاش به احساسات معمول، او را هم مضحک میکند و هم نگرانکننده. جذابیت فیلم در این است که هیچیک را به یک توضیح روانشناختی ساده فرو نمیکاهد. آماندا دربارهٔ بیاحساسی خود حرف میزند، اما فیلم از این ادعا نتیجهای قطعی نمیگیرد؛ لیلی نیز با وجود ظاهر آرام و اجتماعیاش، از خشونت ذهنی و خودخواهی مبرا نیست.
همین ابهام، گفتوگوهایشان را پرتنش میکند. مخاطب باید پیوسته بپرسد کدامیک بر دیگری اثر میگذارد و آیا این دوستی بر پایهٔ صمیمیت است یا بر توافقی سرد و حسابگرانه. بازیها و شیمی دو بازیگر اولیویا کوک در نقش آماندا با کمترین اغراق، حضوری نافذ میسازد. مکثهای کوتاه، نگاههای ثابت و لحن یکنواخت او، فاصلهٔ شخصیت را از جهان اطراف برجسته میکند؛ طنز بسیاری از لحظهها نیز از همین جدیت بیانعطاف زاده میشود.
آنیا تیلور جوی در نقش لیلی، ظرافت دیگری به فیلم میآورد: بازی او میان ادب نمایشی، اضطراب پنهان و سردی حسابشده حرکت میکند. چهره و رفتار لیلی گاه چنان آراماند که تماشاگر ممکن است خطر را در پس آنها دیرتر از موعد تشخیص دهد. بااینهمه، نیروی اصلی فیلم در کنار هم قرار گرفتن این دو بازی است.
رابطهشان نوعی کشاکش پیوسته دارد؛ هر سکوت میتواند نشانهٔ اعتماد باشد یا تهدید، و هر شوخی ممکن است همزمان صمیمانه و تحقیرآمیز به نظر برسد. این شیمی، صحنههایی را که بر کاغذ سادهاند به لحظههایی زنده و پرمعنا بدل میکند. آنتون یلچین نیز در نقش تیم، با ترکیبی از خودنمایی و آسیبپذیری، لحن فیلم را از انزوای کامل بیرون میآورد و شخصیتی میسازد که هم خندهدار است و هم به شکلی ناخوشایند واقعی.
« صراحت خشک و بیاعتناییاش به احساسات معمول، او را هم مضحک میکند و هم نگرانکننده. »
شخصیتها و اجرا
طنز سیاه در کنار دلهره «Thoroughbreds» بهجای آنکه خشونت را با هیجان پرشتاب یا شوکهای پیدرپی عرضه کند، از خونسردی و فاصلهٔ عاطفی بهره میبرد. همین انتخاب، طنز فیلم را تیره و گاه گزنده میکند. شخصیتها دربارهٔ موضوعهایی هولناک با لحنی عادی حرف میزنند؛ گویی جنایت هم میتواند یکی از مسائل روزمره باشد که باید با برنامهریزی و کارآمدی حل شود.
تضاد میان محتوای حرفها و آرامش بیانشان، هم خنده میآفریند و هم حس ناامنی. این طنز نه صرفاً برای سبک کردن فضای اثر، بلکه برای آشکار کردن پوچی و خودفریبی شخصیتها به کار میرود. آنها از امتیازهای اجتماعی و مالی برخوردارند، اما این امتیازها بهجای آنکه به زندگیشان معنا بدهد، گاه به حصاری برای فرار از پیامدها تبدیل میشود.
فیلم با لحنی طعنهآمیز نشان میدهد که نظم ظاهری و تربیت آبرومندانه لزوماً نشانهٔ اخلاق یا بلوغ نیست. زیر سطح آرام حومهٔ مرفه، خشونت میتواند به شکلی مؤدبانه و برنامهریزیشده رشد کند. کارگردانی، میزانسن و موسیقی کوری فینلی، در نخستین تجربهٔ بلند سینمایی خود، جهانی میآفریند که بیش از آنکه زنده و پرجنبوجوش باشد، صیقلی، بزرگ و خالی به نظر میرسد.
خانهها و اتاقهای وسیع، راهروها و فضاهای منظم، حس تجمل را منتقل میکنند؛ اما همین وسعت، بهتدریج کیفیتی خفقانآور پیدا میکند. دوربین در این محیطها حرکت میکند، بیآنکه آرامش آنها را بپذیرد. هر قاب انگار یادآوری میکند که خانهٔ مجلل نیز میتواند هزارتویی از رازها و مناسبات ناسالم باشد.
« همین انتخاب، طنز فیلم را تیره و گاه گزنده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی اریک فریدلندر از عناصر مهم ساختن این حالوهواست. بهجای آنکه احساسات را برای تماشاگر توضیح دهد، با ضرباهنگها و بافتهای نامتعارف، اضطرابی خزنده ایجاد میکند. گاهی سکوت بهاندازهٔ موسیقی اهمیت دارد؛ فیلم با کمکردن صدا یا برجستهکردن جزئیات صوتی، انتظار را طولانی میکند و اجازه نمیدهد تماشاگر بهسادگی در فضای داستان آسوده شود.
هماهنگی این طراحی صوتی با تصویر، به اثر هویتی مستقل میدهد. ریتم و محدودیتهای روایت کندی ریتم در «Thoroughbreds» تا اندازهای بخشی از انتخاب فرمی فیلم است. صبر و مکث با خونسردی شخصیتها و فضای کنترلشدهٔ داستان تناسب دارد و فرصت میدهد گفتوگوها و تغییرات کوچک رابطهٔ دو دختر دیده شود.
بااینحال، این شیوه همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. بعضی صحنهها بیش از اندازه در حالوهوای مشابه میمانند و داستان، بهجای آنکه از سکون خود معنا بسازد، گاهی فقط متوقف به نظر میرسد. از سوی دیگر، فیلم برای ساختن معما و حفظ ابهام، بخشی از اطلاعات را کنار میگذارد؛ این کار در بسیاری از لحظهها مؤثر است، اما ممکن است بعضی انگیزهها یا تحولات را کمپرورده جلوه دهد.
پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن گفته شود، ممکن است برای بخشی از مخاطبان به اندازهٔ ایدهها و شخصیتپردازی مقدماتی رضایتبخش نباشد. فیلم تا حدی به ظرفیتهای طرح خود تکیه میکند که نتیجهٔ نهایی میتوانست از نظر عاطفی یا معنایی پروردهتر باشد. مضمونها و تأثیر پس از تماشا عنوان فیلم، با تداعی اسبهای اصیل و پرورشیافته، به جهانی اشاره میکند که در آن منزلت، ظاهر و کنترل اهمیت فراوان دارند.
« موسیقی اریک فریدلندر از عناصر مهم ساختن این حالوهواست. »
قوتها و کاستیها
اما استعارهٔ «اصیلبودن» در اینجا طعنهآمیز است: پرورش اجتماعی و امتیاز طبقاتی نه شخصیتها را مهربانتر میکند و نه آنها را از خشونت دور نگه میدارد. فیلم همچنین به این پرسش نزدیک میشود که آیا احساسات، معیار مطمئنی برای اخلاقاند. آماندا مدعی است احساسات را تجربه نمیکند؛ لیلی ظاهراً عاطفیتر و متعارفتر است.
بااینحال، رفتار هیچکدام بهسادگی در قالبهای پذیرفتهشده نمیگنجد. اثر پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند، نه لزوماً بهخاطر پاسخهایی روشن، بلکه بهخاطر ناراحتیای که از تماشای رابطهٔ دو شخصیت ایجاد میکند. دوستی آنها هم جذاب است و هم مشکوک؛ گویی صمیمیت در این جهان ممکن است فقط شکل دیگری از نفوذ و معامله باشد.
همین چندمعنایی، فیلم را برای بازبینی مناسب میکند: جزئیات گفتوگوها و رفتارها میتوانند در بار دوم معنایی تازه پیدا کنند. جمعبندی «Thoroughbreds» تریلری آرام و نامتعارف است که بهجای تکیه بر شتاب، بر لحن، بازیگری و تنش میان دو شخصیت اصلی بنا میشود. بازیهای اولیویا کوک و آنیا تیلور جوی، موسیقی ناآرام و فضای سرد و آراستهٔ فیلم، آن را از یک داستان جنایی معمولی متمایز میکنند.
در مقابل، ریتم کند و برخی مکثهای طولانی ممکن است صبر مخاطب را بیازمایند و پایانبندی برای همه به اندازهٔ مقدمه و ایدهٔ مرکزی اثر قانعکننده نباشد. این فیلم بیش از آنکه دربارهٔ خود جنایت باشد، دربارهٔ دوستیای است که در مرز اعتماد، منفعت و بیرحمی شکل میگیرد. اگر تماشاگر با روایتهای کمشتاب و شخصیتهای اخلاقاً مبهم همراه شود، «Thoroughbreds» تجربهای سرد، گزنده و بهیادماندنی خواهد بود؛ اثری که جذابیتش از همان فاصلهٔ نگرانکنندهای میآید که میان ظاهر آراسته و حقیقت تلخ شخصیتهایش وجود دارد.
« فیلم همچنین به این پرسش نزدیک میشود که آیا احساسات، معیار مطمئنی برای اخلاقاند. »



ثبت دیدگاه