نقد و بررسی
نقد بهتر و بدتر (For Better and for Worse) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای بر مرز زندگی خصوصی و نمایش سیاسی «For Better and for Worse» از موقعیتی برخوردار است که هم ظرفیت کمدی دارد و هم امکان ورود به بحثی جدی دربارهٔ هویت، ازدواج و فشارهای اجتماعی: ژان، شهردار محافظهکار شهری کوچک، در آستانهٔ کارزار انتخاباتی تازهای است و ایدیت، همسرش در چهل سال گذشته، به او میگوید که مرد است و میخواهد فرایند گذار جنسیتی را آغاز کند.
فیلم از برخورد این حقیقت شخصی با تصویر عمومی ژان، که بر ارزشهای خانوادگی تکیه دارد، موتور روایی خود را میسازد. «مرد خوشبخت» عنوان فرانسوی فیلم است و اثر را Tristan Séguéla کارگردانی کرده است. این تقابل، در نگاه نخست، زمینهای مناسب برای یک کمدی رمانتیک فراهم میکند: زوجی که رابطهشان در آستانهٔ گسست قرار گرفته، ناچارند بار دیگر دربارهٔ تعهد و همراهی بیندیشند.
بااینحال، فیلم فقط با سوءتفاهمهای زناشویی سروکار ندارد؛ موضوع مرکزیاش این است که آیا عشق، هنگامی که حقیقتی دیرپنهان آشکار میشود، میتواند از قالبهای آشنای زندگی مشترک عبور کند؟ جذابیت ایده در همین پرسش نهفته است، هرچند اجرای آن همیشه به ژرفای لازم نمیرسد. ازدواجی که دوباره باید تعریف شود رابطهٔ ژان و ایدیت بهجای آنکه صرفاً پسزمینهٔ یک ماجرای انتخاباتی باشد، نقطهٔ عاطفی اصلی فیلم است.
« مرد خوشبخت» عنوان فرانسوی فیلم است و اثر را Tristan Séguéla کارگردانی کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اعتراف ایدیت، گذشتهٔ مشترک آن دو را یکباره پاک نمیکند؛ اما معنای برخی نقشها و خاطرات را تغییر میدهد. سالهایی که ژان همسرش را در قالب «همسر و مادر فداکار» شناخته، از این پس در پرتو حقیقتی تازه دیده میشوند. فیلم از این امکان استفاده میکند تا ازدواج را نه قراردادی ثابت، بلکه پیوندی نیازمند بازنگری نشان دهد.
تصمیم ایدیت برای بهتعویقانداختن روند گذار تا پایان انتخابات، گرهی نمایشی به قصه میافزاید و فرصتی فراهم میکند تا زوج در فاصلهای کوتاه با پیامدهای انتخابشان روبهرو شوند. اما همین توافق، تنشی اخلاقی نیز در خود دارد: آیا خواستهٔ ایدیت بهراستی با میل خودش عقب میافتد، یا برای حفظ موقعیت سیاسی ژان به تعویق میافتد؟
فیلم این پرسش را بهروشنی پیش میکشد، ولی گاه شتاب کمدی اجازه نمیدهد وزن آن کاملاً احساس شود. سیاست بهمثابه صحنهٔ تماشا کارزار انتخاباتی در فیلم صرفاً یک خط داستانی فرعی نیست؛ صحنهای است که در آن زندگی خصوصی به کالایی عمومی بدل میشود. ژان از «ارزشهای خانوادگی» سخن میگوید، اما وضعیتی که در خانه با آن روبهروست، معنای واقعی این ارزشها را میآزماید.
« اعتراف ایدیت، گذشتهٔ مشترک آن دو را یکباره پاک نمیکند؛ اما معنای برخی نقشها و خاطرات را تغییر میدهد. »
شخصیتها و اجرا
تناقض میان شعار سیاسی و واقعیت خانوادگی، منبع اصلی طنز موقعیت است و میتواند نقدی بر سیاستمداری باشد که خانواده را در تبلیغاتش به تصویری مرتب و بیدردسر تقلیل میدهد. شایعهپراکنیها و رقابت انتخاباتی نیز نشان میدهند که حقیقت بهمحض ورود به میدان سیاست، دیگر فقط متعلق به صاحبان آن نیست؛ دیگران آن را تفسیر میکنند، دستکاری میکنند و در خدمت منافع خود میگیرند.
این بخش از روایت بالقوه تند و نافذ است، اما فیلم بیش از آنکه سازوکار این بهرهبرداری را بهدقت واکاوی کند، از آن برای تولید موقعیتهای کمیک و سوءتفاهم استفاده میکند. در نتیجه، مضمون سیاسی قابلفهم باقی میماند، ولی کمتر از ظرفیت واقعیاش گسترش مییابد. طنزی که همیشه به خنده نمیرسد لحن اثر میکوشد میان گرمای عاطفی و شوخیهای برخاسته از موقعیت تعادل برقرار کند.
تضاد میان شخصیت محافظهکار ژان و رخدادی که بنیاد تصویری او از خانواده را به چالش میکشد، بهخودیخود امکان طنز دارد. همچنین، فاصلهٔ میان آنچه ژان در برابر مردم میگوید و آنچه در زندگی خصوصی تجربه میکند، زمینهای آماده برای کمدی است. بااینهمه، داشتن موقعیت کمیک با پرداخت موفق آن یکی نیست.
« در نتیجه، مضمون سیاسی قابلفهم باقی میماند، ولی کمتر از ظرفیت واقعیاش گسترش مییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشی از شوخیها کمرمق میمانند و فیلم گاهی بهجای یافتن ظرافت در تناقضها، به واکنشهای قابلپیشبینی تکیه میکند. بعضی صحنهها چنان طراحی شدهاند که انگار انتظار خنده از پیش برایشان قطعی فرض شده است؛ حال آنکه ریتم، ظرافت اجرا و دقت دیالوگها همیشه این انتظار را برآورده نمیکنند.
همین نوسان سبب میشود فیلم دلپذیر و خوشتماشا باشد، اما به کمدیای واقعاً فراموشنشدنی تبدیل نشود. بازیها و باورپذیری رابطهها فیلم برای متقاعدکنندهکردن هستهٔ عاطفی خود به بازیگرانی وابسته است که بتوانند هم تلخی تغییر را منتقل کنند و هم از فضای سبک اثر بیرون نزنند. Fabrice Luchini در نقش ژان و Catherine Frot در نقش ایدیت، دو چهرهٔ محوری این تعارضاند؛ حضورشان به رابطهٔ زوج وزن میدهد و مانع میشود قصه به مجموعهای از شوخیهای انتخاباتی فروکاسته شود.
آنچه در بازیها بیش از اغراقهای کمدی به کار فیلم میآید، حس آشنایی و تاریخی است که میان دو شخصیت شکل میگیرد. واکنش ژان فقط واکنش یک سیاستمدار گرفتار رسوایی نیست؛ او با انسانی روبهروست که دههها در کنار او زندگی کرده و اکنون تصویری تازه از خویش عرضه میکند. ایدیت نیز نباید صرفاً بهانهای برای آشفتگی ژان باشد: حضور عاطفی او و نیازش به شنیدهشدن، برای حفظ تعادل روایت اهمیت دارد.
« همین نوسان سبب میشود فیلم دلپذیر و خوشتماشا باشد، اما به کمدیای واقعاً فراموشنشدنی تبدیل نشود. »
قوتها و کاستیها
در مجموع، بازیها رابطه را باورپذیرتر میکنند، هرچند محدودیتهای فیلمنامه گاه نمیگذارد شخصیتها از چارچوب نقشهای تعیینشده فراتر بروند. بازنمایی و محدودیت نگاه فیلم پرداختن به هویت جنسیتی در قالب کمدی عامهپسند، انتخابی دوپهلو است. از یک سو، چنین قالبی میتواند موضوعی را که غالباً با ترس یا سوءبرداشت همراه است، به فضایی روزمره و قابلگفتوگو وارد کند.
از سوی دیگر، وقتی تجربهٔ یک شخصیت به محرکی برای آشفتگی اطرافیان یا ابزار شوخی تبدیل شود، خطر آن وجود دارد که خودِ او از مرکز روایت کنار برود. اثر میان این دو امکان حرکت میکند: هم میکوشد پیوند میان ژان و ایدیت را انسانی نگه دارد، هم برای پیشبرد کمدی از واکنش محیط و فشار انتخاباتی بهره میگیرد.
نقطهٔ ضعف مهم فیلم، کمعمقی برخی شخصیتها و سادهسازی موقعیتهاست. موضوعی با چنین بار عاطفی و اجتماعی، به شخصیتهایی نیاز دارد که فراتر از نمادهای سیاسی یا خانوادگی باشند. هرجا فیلم به جزئیات رابطه و کشمکش درونی نزدیک میشود، اثرگذاری بیشتری دارد؛ هرجا به کلیشههای آشنا تکیه میکند، ظرفیت موضوع فروکاسته میشود.
« بازنمایی و محدودیت نگاه فیلم پرداختن به هویت جنسیتی در قالب کمدی عامهپسند، انتخابی دوپهلو است. »
جمعبندی
بنابراین، فیلم بیش از آنکه کاوشی کامل در تجربهٔ ایدیت باشد، کمدیای دربارهٔ پیامدهای این تجربه بر خانواده و سیاست است. جمعبندی «For Better and for Worse» بر ایدهای نیرومند بنا شده است: آشکارشدن هویت واقعی یکی از دو همسر، درست زمانی که دیگری میخواهد با شعارهای خانوادگی رأی جمع کند.
این ایده، تضادهای سیاسی و عاطفی را به شکلی سرگرمکننده به هم پیوند میدهد و بازیهای طبیعی و فضای گرم فیلم، تماشای آن را خوشایند میسازند. اما شوخیها همیشه جان نمیگیرند، برخی شخصیتها کلیشهای میمانند و پرداخت داستان به اندازهٔ موضوعش پخته نیست. حاصل، اثری است با نیتی روشن و لحظههایی صمیمانه که میان کمدی رمانتیک و درامی دربارهٔ پذیرش و بازتعریف زندگی مشترک نوسان میکند.
ارزش آن بیشتر در طرح پرسشهایی دربارهٔ وفاداری، هویت و فاصلهٔ میان شعار و واقعیت است تا در دستیابی به طنزی پیوسته یا تحلیلی عمیق. فیلم در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که همراهی واقعی زمانی معنا مییابد که آدمی را نه فقط در نقش آشنایش، بلکه در حقیقتی که اکنون آشکار کرده است، ببینیم.
« اما شوخیها همیشه جان نمیگیرند، برخی شخصیتها کلیشهای میمانند و پرداخت داستان به اندازهٔ موضوعش پخته نیست. »



ثبت دیدگاه