نقد و بررسی
نقد خواهران آشوب و پنگوئن پل (The Chaos Sisters feat. Penguin Paul) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای با موتور روشن و مقصدی آشنا «The Chaos Sisters feat. Penguin Paul» فیلمی خانوادگی به کارگردانی Mike Marzuk است که در سال ۲۰۲۴ اکران شد. روایت از چهار خواهر خانوادهٔ مارتینی آغاز میشود: لیوی، تسا، مالئا و کنی؛ خواهرانی که نه خلقوخوی یکسانی دارند و نه در آغاز، میل چندانی به همکاری با یکدیگر.
ورود پل، پنگوئنی که از دست آدمربایان گریخته، آنها را به ماجرایی میکشاند که در آن باید هم نقشهٔ مری و مارک، زوج شعبدهباز، را خنثی کنند و هم پل را به باغوحش بازگردانند. در نتیجه، فیلم همزمان دو مسیر ساده و قابلفهم را دنبال میکند: نجات حیوان و نزدیکشدن اعضای خانواده به یکدیگر.
این ساختار، برای مخاطب کودک نقطهٔ ورود روشنی فراهم میکند. خطر در حدی است که هیجان ایجاد کند، اما جهان داستان آنقدر تیره نمیشود که از قالب سرگرمی خانوادگی بیرون برود. هدف قهرمانان نیز از ابتدا ملموس است: پل باید از دست کسانی که قصد دارند او را وارد نمایش خود کنند نجات پیدا کند.
با این همه، آشنایی بیش از اندازهٔ الگوهای روایی باعث میشود فیلم کمتر غافلگیرکننده باشد. تماشاگر بزرگسال احتمالاً زود درمییابد که اختلاف خواهرها قرار است به همکاری بدل شود و ماجرای پنگوئن بهانهای برای پیوند دوبارهٔ آنها خواهد بود. چهار خواهر، چهار شکل از آشوب عنوان فیلم وعدهٔ تمرکز بر گروهی از خواهران را میدهد، و جذابیت اصلی آن نیز از همین جمع ناهمگون میآید.
« قصهای با موتور روشن و مقصدی آشنا «The Chaos Sisters feat. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چهار شخصیت، بهجای آنکه در آغاز یک گروه هماهنگ باشند، همچون چهار نیروی متضاد در یک فضای محدود عمل میکنند. کشمکش میان آنها، موقعیتهای شلوغ و طنزآمیز میسازد و به ماجرا انرژی میدهد؛ اما همین شلوغی گاهی مانع میشود که هر خواهر هویتی مستقل و پرداخته پیدا کند. وقتی فیلم میکوشد چند شخصیت را در زمان محدود معرفی کند، برخی از تفاوتها بیشتر به نشانههایی سریع برای تشخیص آنها تبدیل میشوند تا ویژگیهایی که در طول داستان رشد کنند.
با وجود این، ایدهٔ محوری رابطهٔ خواهرانه ظرفیت عاطفی مناسبی دارد. فیلم بر این نکته تکیه میکند که خانواده الزاماً مجموعهای از آدمهای همسلیقه و بیاختلاف نیست؛ نزدیکی گاهی از جایی آغاز میشود که اعضا میپذیرند برای هدفی مشترک کنار هم بایستند. نجات پل، کارکردی فراتر از یک مأموریت ماجراجویانه پیدا میکند: هر یک از خواهرها باید از محدودهٔ خواستهها و دلخوریهای خودش بیرون بیاید و به دیگری اعتماد کند.
این مضمون تازه نیست، اما برای مخاطب کمسنوسال قابلدرک و دلنشین است. پل؛ جاذبهٔ مرکزی و آزمون صبر پنگوئن پل آشکارا یکی از مهمترین ابزارهای فیلم برای جلب توجه مخاطب کودک است. حضور حیوانی در مرکز ماجراجویی، امکان خلق لحظههای بامزه و موقعیتهای دیداری را فراهم میکند؛ افزون بر این، مسئلهٔ بازگرداندن او به باغوحش به داستان هدفی روشن میبخشد.
تماشاگر لازم نیست برای فهم اهمیت ماجرا به توضیحهای پیچیده تکیه کند: پل در خطر است و گروه باید به او کمک کند. اما همین تمهید، همیشه به نفع فیلم عمل نمیکند. اگر جذابیت یک شخصیت بیش از حد بر رفتارهای تکراری یا واکنشهای اغراقآمیز متکی باشد، آنچه برای یک کودک سرگرمکننده است ممکن است برای بزرگسال خستهکننده شود.
« چهار شخصیت، بهجای آنکه در آغاز یک گروه هماهنگ باشند، همچون چهار نیروی متضاد در یک فضای محدود عمل میکنند. »
شخصیتها و اجرا
پل نیز گاهی بهجای آنکه بخشی طبیعی از جهان داستان به نظر برسد، به محرکی برای ایجاد آشوب و شوخی بدل میشود. این انتخاب با لحن سبک فیلم سازگار است، اما از فرصت شکلدادن به رابطهای عاطفیتر میان خواهرها و حیوان میکاهد. به بیان دیگر، پل در مقام موتور قصه موفقتر از آن است که به شخصیتی واقعاً چندلایه تبدیل شود.
شرارت کارتونی و منطق ماجراجویی مری و مارک، زوج شعبدهباز، نیروی مخالف داستاناند؛ زوجی که قصد دارند از پل در نمایش خود بهره ببرند. نقشهٔ آنها بهسادگی قابلتشخیص است و همین وضوح، برای مخاطب خردسال کارکرد دارد: مرز میان نجاتدهندگان و تهدیدکنندگان مبهم نمیماند. فیلم نیز از شرارت این دو بیشتر برای پیشبردن موقعیتهای کمیک و تعقیبوگریزها استفاده میکند تا برای ساختن تعلیقی جدی یا تصویری پیچیده از انگیزههایشان.
در اینجا یکی از محدودیتهای روایت آشکار میشود. هرچه خطرها سادهتر تعریف شوند، داستان روانتر پیش میرود، اما فرصت کمتری برای پیچیدگی و کشف باقی میماند. برخی گرهها ممکن است بیش از آنکه از تصمیمهای سنجیدهٔ شخصیتها برآمده باشند، محصول نیاز فیلمنامه به رساندن گروه از یک موقعیت پرجنبوجوش به موقعیت بعدی به نظر برسند.
این سستی لزوماً تماشای فیلم را ناممکن نمیکند؛ فقط نشان میدهد که اثر بیش از آنکه بر استحکام منطق روایی تکیه کند، به سرعت، شلوغی و شوخیهای پیدرپی متوسل میشود. طنز، ریتم و مخاطب هدف طنز فیلم بر آشفتگی خانواده، تفاوت رفتار شخصیتها و موقعیتهای اغراقشده بنا شده است. این شیوه، با فضای خانوادگی سازگاری دارد و فیلم را از جدیتی که با ماجرای نجات حیوان ممکن بود بر آن سایه بیفکند دور نگه میدارد.
« پل نیز گاهی بهجای آنکه بخشی طبیعی از جهان داستان به نظر برسد، به محرکی برای ایجاد آشوب و شوخی بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، تراکم اتفاقها و واکنشهای پرسروصدا گاه به این معناست که فرصت مکث یا پرداخت آرامتر شخصیتها کمتر میشود. ریتمی که برای مخاطب کودک زنده و سرگرمکننده است، ممکن است برای تماشاگر بزرگسال به یکنواختیِ پرهیاهو بدل شود. تفاوت واکنشها به چنین فیلمی، تا حد زیادی از همین تفاوت در مخاطب هدف ناشی میشود.
کودکی که با ماجراجویی حیوانمحور و شوخیهای دیداری همراه است، احتمالاً کمتر به تازگی طرح یا ظرافت شخصیتپردازی اهمیت میدهد. بزرگسالی که در پی طنزی چندلایه یا قصهای غافلگیرکننده باشد، احتمالاً زودتر به تکرار الگوها پی میبرد. بنابراین «مناسب خانواده» بودن لزوماً به معنای جذابیت یکسان برای همهٔ اعضای خانواده نیست؛ فیلم بیشتر در قلمرو سرگرمی کودکانه موفق است و بزرگسال را عمدتاً با همراهی کودک به تماشا دعوت میکند.
کارکرد عاطفی ماجرا زیر لایهٔ تعقیب و آشوب، فیلم پیامی آشنا دربارهٔ همکاری دارد: اختلاف بهتنهایی خانواده را از هم نمیپاشد، اما ناتوانی در شنیدن و همراهی میتواند فاصلهها را بیشتر کند. مأموریت مشترک خواهرها راهی برای آزمودن این مضمون است. هرچه خطر پل جدیتر میشود، اهمیت کنارگذاشتن رقابت و اتکا به توانایی یکدیگر نیز پررنگتر میشود.
فیلم از این ایده برای ساختن گرمایی ساده و مستقیم بهره میگیرد؛ گرمایی که شاید برای تماشاگر بزرگسال بدیهی باشد، اما برای مخاطب کودک همچنان قابلاثرگذاری است. با این حال، مضمون زمانی بیشترین اثر را دارد که دگرگونی شخصیتها بهتدریج و با انتخابهای مشخص شکل بگیرد. هر جا همکاری خواهرها بیشتر نتیجهٔ نیاز فوری قصه باشد تا حاصل تغییر در نگاهشان به یکدیگر، پیام عاطفی نیز اندکی شتابزده جلوه میکند.
« ریتمی که برای مخاطب کودک زنده و سرگرمکننده است، ممکن است برای تماشاگر بزرگسال به یکنواختیِ پرهیاهو بدل شود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در انتقال اصلِ ایده موفقتر از کاوش در ریشههای اختلافهاست: روشن میکند که همکاری مهم است، اما کمتر درنگ میکند تا نشان دهد هر یک از خواهرها دقیقاً چه چیزی را باید در خود تغییر دهد. جمعبندی «The Chaos Sisters feat. Penguin Paul» اثری سبک و پرتحرک است که از طرحی آشنا برای ساختن ماجرایی خانوادگی بهره میگیرد.
نجات پل، حضور چهار خواهر پرآشوب و رویارویی با زوج شعبدهباز، فیلم را به سرگرمیای قابلفهم برای کودکان تبدیل میکند؛ در کنار آن، ایدهٔ کنارگذاشتن اختلافها و همکاری، به روایت گرمایی ساده میبخشد. کارگردانی Mike Marzuk و گروه بازیگران، از جمله Lilit Serger، Momo Beier، Rona Regjepi و Cara Vondey، این ماجرای آلمانیزبان را در قالبی مشخصاً خانوادگی پیش میبرند.
در سوی دیگر، قصه از کلیشههای آشنای ماجراجویی کودکانه فاصلهٔ زیادی نمیگیرد؛ بعضی شخصیتها و شوخیها ممکن است بیش از اندازه پرهیاهو باشند و پل نیز برای بخشی از مخاطبان بهجای آنکه دوستداشتنی بماند، کلافهکننده شود. حاصل، فیلمی است که نه در پی نوآوری بزرگ است و نه پیچیدگی روایی: سرگرمیای خوشنیت و گاه مؤثر برای کودکان، اما کمرمقتر برای بزرگسالانی که انتظار طنزی ظریفتر یا شخصیتهایی عمیقتر دارند.
« Penguin Paul» اثری سبک و پرتحرک است که از طرحی آشنا برای ساختن ماجرایی خانوادگی بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه