نقد و بررسی
نقد هزارتوی ۲ (Bhool Bhulaiyaa 2) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به عمارت؛ آشنایی با جهان فیلم «Bhool Bhulaiyaa 2» فیلمی هندی در گونهٔ کمدیـوحشت است که آنیس بازمی آن را کارگردانی کرده و کارتیک آریان، کیارا ادوانی و تابو در آن نقشآفرینی میکنند. فیلم در سال ۲۰۲۲ ساخته شد و داستانش را پیرامون روحی هولناک، عمارتی متروک در راجستان و خانوادهای گرفتار رازهای گذشته شکل میدهد.
ریت و روهان، دو غریبه که سر راه یکدیگر قرار میگیرند، به این ماجرا کشیده میشوند؛ روهان نیز ناچار است در برابر خانوادهٔ ریت نقشی را بپذیرد که او را بیش از پیش درگیر فضای وهمآلود عمارت میکند. فیلم دنبالهای مستقل است و برای دنبالکردن داستانش نیازی به دانستن جزئیات قسمت پیشین نیست.
اثر از همان ابتدا میکوشد چند مسیر را به هم پیوند بزند: معمای خانوادگی، حضور ماورایی، رابطهٔ دو شخصیت جوان و شوخیهای پرتحرک. این ترکیب ظرفیت سرگرمکنندهای دارد، اما اجرای آن یکدست نیست. فیلم گاهی با شتاب سراغ طنز میرود، گاهی بر فضای مرموز عمارت تکیه میکند و زمانی دیگر داستان را درگیر افشای رازهای خانوادگی میسازد.
حاصل، فیلمی است که لحظاتی پرجنبوجوش دارد، اما همیشه نمیتواند لحن و ریتم خود را مهار کند. فضا و شیوهٔ روایت عمارت متروک در «Bhool Bhulaiyaa 2» فقط پسزمینهای برای وقوع حوادث نیست؛ خانهای است که گذشتهٔ خانوادگی و ترس از ناشناخته را در خود جمع کرده است. راهروها، اتاقهای بسته و خاطرهٔ روحی محبوس، سازوکار آشنای فیلمهای وحشت را به خدمت میگیرند.
« فیلم دنبالهای مستقل است و برای دنبالکردن داستانش نیازی به دانستن جزئیات قسمت پیشین نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فضا برای شکلدادن به تعلیق مناسب است، اما فیلم بهندرت اجازه میدهد سکوت و ابهام بهاندازهٔ کافی دوام بیاورند. شوخیها و واکنشهای اغراقآمیز شخصیتها معمولاً زودتر از آنکه اضطراب صحنه جا بیفتد، آن را میشکنند. روایت نیز بر پنهانکاری و پرسشهای پیدرپی استوار است. تماشاگر میداند گذشتهٔ عمارت هنوز تمام نشده، اما فیلم اطلاعات را بهتدریج و با هدف نگهداشتن کنجکاوی عرضه میکند.
این شیوه در بخشهایی جواب میدهد، ولی گاه پیچیدگی داستان بیش از آنکه معما را غنی کند، آن را سنگین و کشدار میسازد. برخی نشانهها زودتر از موعد مسیر حدسزدن را روشن میکنند و بعضی توضیحات نیز آنقدر دیر میرسند که شگفتیِ مورد انتظارشان کاهش مییابد. از این رو، ارزش فیلم بیشتر در مسیر پرهیاهویش است تا در معمایی که بنا دارد مخاطب را غافلگیر کند.
تابو؛ نیروی مسلط فیلم در میان بازیگران، تابو آشکارا حضوری تعیینکننده دارد. نقش او در چند لایه از داستان اهمیت پیدا میکند و بازیاش با دقتی همراه است که به فیلم وزن و تمرکز میبخشد. او در لحظات آرام، با نگاه و مکث، حس رازآلودگی میسازد و در صحنههای پرتنش نیز بدون اتکا به اغراقِ صرف، توجه را به خود جلب میکند.
همین تفاوت میان بازی کنترلشدهٔ او و اجرای پرتحرکتر دیگران، گاهی فاصلهٔ محسوسی در کیفیت صحنهها پدید میآورد. نکتهٔ مهم آن است که تابو فقط در لحظههای برجسته ظاهر نمیشود؛ حضورش به بخشهایی از فیلم که از نظر روایت یا کمدی کمجان شدهاند، انرژی تازه میدهد. تماشاگر ممکن است بعضی شوخیها را نپذیرد یا از طولانیشدن مسیر قصه خسته شود، اما ورود او اغلب توجه را دوباره به داستان بازمیگرداند.
« شوخیها و واکنشهای اغراقآمیز شخصیتها معمولاً زودتر از آنکه اضطراب صحنه جا بیفتد، آن را میشکنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از مهارت او برای ایجاد ابهام و تهدید بهره میگیرد، هرچند گاهی بیش از اندازه به همین حضور متکی میشود و دیگر شخصیتها را در حاشیه قرار میدهد. کارتیک آریان و کیارا ادوانی کارتیک آریان روهان را با انرژی و چابکی بازی میکند؛ ویژگیهایی که برای نقشآفرینی در یک کمدیـوحشت پرتحرک سودمندند.
او در بخشهایی که شخصیتش باید با موقعیتی نامتعارف روبهرو شود، زمانبندی مناسبی دارد و میتواند از دستپاچگی و اعتمادبهنفس نمایشی روهان موقعیت طنز بسازد. با این حال، شخصیتپردازی او همیشه به بازیگر امکان نمیدهد از شوخیهای سطحی فراتر برود. روهان بیشتر با واکنشهایش به اتفاقات تعریف میشود تا با دگرگونی درونی یا تصمیمهایی که عمق بیشتری به او ببخشند.
کیارا ادوانی نیز نقشی محوری در پیشبردن ماجرا دارد، اما طرح داستانی چندان به شخصیت ریت مجال نمیدهد که از کارکرد رواییاش فراتر برود. او نقطهٔ اتصال روهان با خانواده و عمارت است، ولی انگیزهها و انتخابهایش در بعضی مقاطع بهخوبی قانعکننده نمیشوند. گروه بازیگران مکمل، از جمله راجپال یاداو و سانجای میشرا، آمادگی لازم را برای کمدی دارند؛ با این حال، همهٔ شوخیها به یک اندازه مؤثر نیستند و حضور این بازیگران همیشه به خنده نمیانجامد.
ترکیب بازیگران توانمند است، اما کیفیت صحنهها بیش از هر چیز به نحوهٔ استفادهٔ فیلمنامه از آنها بستگی دارد. کمدی؛ میان سرگرمی و فرسودگی کمدی فیلم آشکارا از سنت شوخیهای پرصدا و واکنشهای بزرگ بهره میگیرد. این انتخاب گاهی نتیجه میدهد: بازیگران با انرژی وارد صحنه میشوند و موقعیتهای عجیب میتوانند لحظههایی سبک و مفرح بسازند.
« با این حال، شخصیتپردازی او همیشه به بازیگر امکان نمیدهد از شوخیهای سطحی فراتر برود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم در تشخیص اندازه و تکرار شوخیها همیشه موفق نیست. برخی موقعیتها بیش از آنکه از دل شخصیتها یا منطق داستان بیرون بیایند، برای گرفتن خنده در صحنه جا داده شدهاند؛ به همین دلیل، ممکن است برای گروهی از تماشاگران بامزه و برای گروهی دیگر تصنعی یا خستهکننده باشند. مشکل فقط تفاوت سلیقه در طنز نیست، بلکه ریتم آن نیز اهمیت دارد.
هنگامی که شوخیها پشت سر هم تکرار میشوند، فضای داستان از تنش تهی میشود و صحنههای ترسناک فرصت اثرگذاری پیدا نمیکنند. طنز میتوانست در کنار وحشت کار کند و تضاد میان امر خندهآور و هراسآور را به نقطهٔ قوت فیلم بدل سازد، اما این تضاد همیشه سنجیده نیست. فیلم در برخی لحظات میان ترساندن و خنداندن مردد میماند و در نتیجه، نه وحشت کامل میشود و نه کمدی به اندازهٔ کافی تازه و دقیق جلوه میکند.
ترس و تعلیق؛ ظرفیتی که کامل نمیشود داستانِ روحی که سالها در بند بوده، مصالحی آشنا برای ساختن تعلیق فراهم میآورد. عمارتی که کسی به آن نزدیک نمیشود، گذشتهای که در سکوت نگه داشته شده و خانوادهای که با بازگشت به آن مکان دوباره با ترس روبهرو میشود، همگی میتوانند حس انتظار و ناامنی ایجاد کنند.
با اینهمه، فیلم بیشتر بر ظاهر هراسآور موقعیتها تکیه دارد تا بر تعلیقی که بهآرامی در ذهن مخاطب شکل بگیرد. صداها و رخدادهای ناگهانی گاه بهجای ترس، واکنشی کمیک برمیانگیزند. این ضعف، به معنای فقدان کامل لحظات مؤثر نیست. برخی صحنهها از قاببندی و سکوت برای ساختن حس تهدید استفاده میکنند و حضور تابو نیز به آنها اعتبار میدهد.
« اما فیلم در تشخیص اندازه و تکرار شوخیها همیشه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
با این حال، فیلم پیوسته میان وحشت فراطبیعی و سرگرمی عامهپسند در رفتوآمد است. برای تماشاگرانی که از فیلم ترسناک انتظار اضطراب مداوم دارند، این رفتوآمد ممکن است ناکامکننده باشد؛ اما کسانی که فیلم را بیشتر به چشم سرگرمی خانوادگی و پرحادثه میبینند، احتمالاً آسانتر با آن کنار میآیند.
موسیقی و هویت شنیداری موسیقی یکی از عناصر ماندگارتر فیلم است. ترانهها در ساختن حالوهوای آن سهم دارند و بازآفرینی «مِره دولنا» پیوندی شنیداری با فیلم پیشین مجموعه برقرار میکند. آشنایی این ملودی، خاطره و انتظار را به همراه میآورد و به لحظههای موسیقایی فیلم کیفیتی نوستالژیک میبخشد.
موسیقی متن نیز در بخشهایی برای برجستهکردن فضای رازآلود عمارت به کار میآید، هرچند همیشه نمیتواند کمبود تعلیق تصویری یا ناپیوستگی لحن را جبران کند. موسیقی و ترانهها از مؤثرترین داراییهای فیلماند، اما گاه حضورشان بیش از آنکه در بافت درام حل شود، بهصورت فاصلهای میان بخشهای داستان احساس میشود.
جمعبندی «Bhool Bhulaiyaa 2» فیلمی است که نیروی اصلیاش را از بازی تابو، انرژی کارتیک آریان و جذابیت موسیقی میگیرد. عمارت مرموز و راز خانوادگی نیز زمینهای مناسب برای ترکیب وحشت و کمدی فراهم میکنند، اما فیلمنامه در ایجاد توازن میان این عناصر همیشه موفق نیست. شوخیهای تکراری یا تصنعی، تعلیق کمجان و بخشهایی که بیش از اندازه کش میآیند، از انسجام اثر میکاهند.
« با این حال، فیلم پیوسته میان وحشت فراطبیعی و سرگرمی عامهپسند در رفتوآمد است. »
جمعبندی
در مقابل، حضور تابو بارها به صحنهها جان میبخشد و حالوهوای «مِره دولنا» به فیلم رنگی آشنا و دلنشین اضافه میکند. حاصل، اثری نابرابر اما گاه سرگرمکننده است: فیلمی که بیشتر با بازیها و لحظههای پراکندهاش در خاطر میماند تا با قدرت معما یا وحشتش.
ثبت دیدگاه