نقد و بررسی
نقد هیچکس احمق نیست (Nobody's Fool) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت پرهیاهوی یک خواهر «Nobody’s Fool» کمدی رمانتیک آمریکایی ساختهٔ Tyler Perry است؛ فیلمی که ماجرایش را از برخورد دو خواهر با جهانهایی متفاوت آغاز میکند. تانیا، پس از پنج سال زندان، به خانهٔ دانیکا بازمیگردد: خواهری منظم و موفق که زندگیاش از بیرون آرام و سامانیافته به نظر میرسد.
اما رابطهٔ اینترنتی دانیکا با مردی که هرگز ملاقاتش نکرده، نگرانی تانیا را برمیانگیزد و موتور اصلی روایت را به حرکت درمیآورد. در کنار ماجرای آشنایی از راه دور، فیلم به تفاوت شخصیت دو خواهر و فاصلهای میپردازد که میان تصویری که آدمها از زندگی خود ارائه میکنند و واقعیت پنهان پشت آن وجود دارد.
این طرح برای یک کمدی خانوادگی ظرفیت دارد: زنی که بهتازگی از زندان بیرون آمده، با خواهرش که ظاهراً همهچیز را تحت کنترل دارد روبهرو میشود و میکوشد او را از خطری احتمالی برهاند. طنز میتواند از تفاوت منش آن دو، سوءتفاهمها و ناسازگاری نگاهشان به روابط شکل بگیرد؛ درام نیز میتواند به اعتماد، آسیبپذیری و پیوند خواهرانه بپردازد.
فیلم گاه از همین امکانات بهره میگیرد، اما در پرداخت آنها به یکدستی نمیرسد. ایدهٔ محوری سرگرمکننده است، ولی روایت بهجای آنکه همواره از دل رابطهٔ دو خواهر رشد کند، بارها میان کمدی، ملودرام و قصهٔ عاشقانه جابهجا میشود. حاصل، اثری است که لحظههای دلنشین دارد، اما به دشواری مسیر عاطفی روشنی برای خود پیدا میکند.
« فیلم گاه از همین امکانات بهره میگیرد، اما در پرداخت آنها به یکدستی نمیرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تانیا؛ نیروی محرک و سرچشمهٔ خنده مهمترین امتیاز فیلم، حضور پرانرژی Tiffany Haddish در نقش تانیاست. او شخصیتی را بازی میکند که رکگویی و واکنشهای تندش در تقابل با احتیاط و آراستگی دانیکا قرار میگیرد. Haddish از توانایی خود در تسلط بر صحنه بهره میبرد: حتی وقتی شوخیها چندان تازه یا طبیعی نیستند، حضورش به صحنه جنبوجوش میدهد و لحظههایی را که ممکن بود بیروح بمانند، زنده میکند.
او از مکث، لحن و اغراق بدنی برای ساختن طنز استفاده میکند و انرژیاش به فیلم اجازه میدهد در بخشهایی از کسالت فاصله بگیرد. با این حال، اتکای پررنگ روایت به این انرژی دو لبه دارد. شخصیت تانیا اغلب همان لحن و شدت واکنش را تکرار میکند و بهتدریج ممکن است گسترهٔ اجرایش محدود به نظر برسد.
فیلم ظرفیتهایی برای پرداخت به گذشته و سازگاری دوبارهٔ او با زندگی بیرون از زندان دارد، اما بهجای کاوشی جدیتر در این مسیر، بیشتر از او بهعنوان منبع شوخی و نیرویی برای پیشبردن ماجرا استفاده میکند. در نتیجه، بازی Haddish جذابیت ایجاد میکند، اما فیلمنامه همیشه چیزی به همان اندازه پرمایه برای عرضه در اختیارش نمیگذارد.
نقدهای منتشرشده نیز از تأثیر برجستهٔ بازی او در فیلم یاد کردهاند، هرچند دربارهٔ اتلاف بخشی از ظرفیتش در روایت پراکنده هشدار دادهاند. دو خواهر و صمیمیتی که بهسختی شکل میگیرد رابطهٔ تانیا و دانیکا قلب بالقوهٔ فیلم است. یکی بیپرده و سرکش است و دیگری میکوشد با نظم و ظاهر آراسته، تصویری از ثبات بسازد.
« تانیا؛ نیروی محرک و سرچشمهٔ خنده مهمترین امتیاز فیلم، حضور پرانرژی Tiffany Haddish در نقش تانیاست. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوت امکان میدهد هر خواهر چیزی را در دیگری ببیند که خودش از آن محروم مانده است: تانیا در دانیکا پناه و ساختاری برای شروع دوباره میجوید؛ دانیکا نیز میتواند در صراحت خواهرش نیرویی برای مواجهه با حقیقت پیدا کند. لحظات گرم میان آنها زمانی مؤثرتر میشود که فیلم اجازه میدهد شوخی کنار برود و نزدیکیشان از دل رفتارهای کوچک و آشنایی خانوادگی آشکار شود.
مشکل آن است که این پیوند همیشه به اندازهٔ اهمیتش در داستان بسط پیدا نمیکند. فیلم بارها توجه را از خواهران به رابطهٔ عاطفی دانیکا و دیگر ماجراهای پیرامونی میبرد، بنابراین خط عاطفی مرکزی گاهی پراکنده میشود. Tika Sumpter در نقش دانیکا نمایندهٔ سویهٔ کنترلشدهتر داستان است، اما شخصیت او در بعضی بخشها بیشتر به کارکردی روایی تبدیل میشود تا انسانی با تناقضهای قابل لمس.
همین امر بر تعادل دو نقش اصلی اثر میگذارد: تانیا پررنگ و پرتحرک است، اما دانیکا گاه چنان تعریف میشود که واکنش به انتخابهایش آسانتر از درک انگیزههایش است. کمدی؛ میان بداههنمایی و شوخیهای زورکی «Nobody’s Fool» به زبان کمدی آشنا و پرتحرکی متکی است: گفتوگوهای تند، شوخیهای بزرگسالانه و موقعیتهایی که از فاصلهٔ میان برداشت شخصیتها و واقعیت شکل میگیرند.
فیلم گاه خنده میگیرد، بهویژه وقتی Haddish یا Whoopi Goldberg فرصت پیدا میکنند با لحن و زمانبندی خود صحنه را تصاحب کنند. گروه بازیگران در این لحظات نوعی سرزندگی جمعی میسازد که نشان میدهد مواد اولیهٔ یک کمدی خوشساخت در دسترس بوده است. بعضی از بهترین لحظهها نه از پیشروی معمای اینترنتی، بلکه از برخورد مستقیم شخصیتها و واکنشهای غافلگیرکنندهٔ آنان پدید میآیند.
« مشکل آن است که این پیوند همیشه به اندازهٔ اهمیتش در داستان بسط پیدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما شوخیها همیشه از دل شخصیتها بیرون نمیآیند. گاهی فیلم برای تأکید بر خندهدار بودن صحنه، دیالوگ یا واکنشی را بیش از اندازه ادامه میدهد؛ در نتیجه، ضرباهنگ طبیعی شوخی از بین میرود و آنچه میتوانست لحظهای بامزه باشد، به اصرار برای خنداندن بدل میشود. بلندگویی یا تندی یک شخصیت بهتنهایی جای زمانبندی و ظرافت را نمیگیرد.
در همینجا فاصلهٔ میان اجرای پرشور Haddish و محدودیت متن آشکار میشود: او میکوشد هر صحنه را بالا بکشد، اما همهٔ صحنهها ظرفیت همراهی با این میزان انرژی را ندارند. درام و قصهٔ عاشقانه؛ دو مسیر رقیب فیلم در کنار رابطهٔ خواهرانه، ماجرای عاشقانهٔ دانیکا و پرسش دربارهٔ مردی را پیش میبرد که او از راه اینترنت با او آشنا شده است.
این بخش، بستری مناسب برای پرداختن به اعتماد و خودفریبی فراهم میکند: چه زمانی امیدواری به رابطهای تازه به انکار واقعیت بدل میشود، و چطور آدمی میتواند در زندگی شخصی خود نشانههای آشکار را نبیند؟ با این همه، فیلم بهجای تمرکز بر این پرسشها، چندین مسیر داستانی و عاطفی را همزمان دنبال میکند.
نتیجه، گاهی نه پیچیدگی ثمربخش، بلکه ازدحامی روایی است که وزن هر بخش را کاهش میدهد. مسیر عاشقانه نیز به الگوهای آشنای این گونه نزدیک میشود؛ الگوهایی که اگر با شخصیتپردازی دقیق یا مشاهدهای تازه همراه شوند، همچنان میتوانند اثرگذار باشند، اما اینجا اغلب قابل پیشبینی به نظر میرسند.
« اما شوخیها همیشه از دل شخصیتها بیرون نمیآیند. »
قوتها و کاستیها
روایت در برخی لحظهها از مخاطب میخواهد که تصمیمها و احساسات شخصیتها را بپذیرد، بیآنکه فرصت کافی برای شکلگیری باورپذیر آنها فراهم کند. بنابراین درام نه بهاندازهای عمیق میشود که بار عاطفی مستقلی بیابد و نه کمدی آنقدر پیوسته میماند که پراکندگی داستان را جبران کند. ریتم، تدوین و انسجام فیلم با زمان اجرایی نزدیک به دو ساعت، بیش از آنچه ایدهٔ مرکزیاش اقتضا میکند مکث میکند.
برخی صحنهها پس از آنکه نکتهٔ اصلیشان روشن شده، ادامه مییابند؛ برخی دیگر چنان سریع از کنار امکان عاطفی خود میگذرند که اثرشان فرصت ماندگار شدن نمییابد. این نابرابری به ریتمی کشدار و نامنظم میانجامد: فیلم گاهی در شوخیها درجا میزند و گاهی برای عبور به بخش بعدی عجله میکند. تدوین نیز همیشه این نوسان را مهار نمیکند و در بعضی گذارها، پیوند میان صحنهها ناهموار به چشم میآید.
این کاستیها بهویژه از آن رو محسوساند که فیلم به توازن نیاز دارد. اگر بخشهای کمدی کوتاهتر و دقیقتر میشدند، فضای بیشتری برای رابطهٔ خواهران و پیچیدگیهای دانیکا فراهم میآمد. اگر درام با تمرکز بیشتری پیش میرفت، شوخیها نیز میتوانستند از موقعیت و شخصیت سرچشمه بگیرند، نه آنکه همچون وقفههایی جداگانه به روایت افزوده شوند.
در شکل کنونی، فیلم چند ایدهٔ قابل استفاده دارد، اما پیوند میان آنها به اندازهٔ کافی محکم نیست. جمعبندی «Nobody’s Fool» فیلمی است که جذابیت اصلیاش را از بازی پرشور Tiffany Haddish و لحظات صمیمانهٔ میان دو خواهر میگیرد. حضور او به کمدی جان میبخشد و رابطهٔ تانیا و دانیکا هستهای عاطفی فراهم میکند که میتوانست به اثری گرم و ماندگارتر منجر شود.
« ریتم، تدوین و انسجام فیلم با زمان اجرایی نزدیک به دو ساعت، بیش از آنچه ایدهٔ مرکزیاش اقتضا میکند مکث میکند. »
جمعبندی
طرح مربوط به رابطهٔ اینترنتی دانیکا نیز برای ترکیب طنز با پرسشهایی دربارهٔ اعتماد و تصویرسازی از زندگی ظرفیت دارد. با این حال، شوخیهای نابرابر، ریتم کشدار و تداخل خطوط درام و عاشقانه اجازه نمیدهد این ظرفیتها به انسجامی کامل برسند. فیلم لحظههای خنده و صمیمیت دارد، اما این لحظهها در ساختاری پراکنده قرار گرفتهاند و نمیتوانند همهٔ ضعفهای روایت را جبران کنند.
تماشاگرانی که بیش از هر چیز از حضور Haddish و کمدی پرانرژی او لذت میبرند، احتمالاً لحظات دلخواه خود را خواهند یافت؛ کسانی که در کمدی رمانتیک به شخصیتپردازی دقیق و ریتم سنجیده اهمیت میدهند، ممکن است با اثری معمولیتر از آنچه ایدهاش نوید میدهد روبهرو شوند.
ثبت دیدگاه